چرا اصلاح طلبان پيام را دريافت نمی کنند؟
روزبه ميرابراهيمی
آن چه برخی اصلاح طلبان نمی خواهند باور کنند اين است که اگر با هم نباشند و حق شان را از قدرت نگيرند و در راه اهدافشان حاضر به هزينه دادن نباشند قدرت واقعی در سيستم جمهوری اسلامی متکی به تفکری است که صريحا خواهان قدرت مطلقه و غير پاسخگوست
يادداشت سياسی / انتخابات مجلس هشتم (۱)
roozbeh_mirebrahimi@yahoo.com
www.shabnameha.net
يک هفته ای به آغاز زمان ثبت نام کانديداهای نمايندگی مجلس در دوره هشتم باقی مانده بود که يکی از خبرنگاران امريکايی بسراغم آمد و گفت با توجه به اينکه تو در چند انتخابات اخير (از انتخابات شورای دوم به بعد) رای نداده ای آيا حاضری در انتخابات پيش رو رای بدهی؟ گفتم به عنوان يک شهروند صاحب رای "نه". چون تحليلی که باعث شد در انتخابات های گذشته رای ندهم همچنان پابرجاست و من تاکنون هيچ تغييری که احساس کنم روند انتخابات يا موزائيک قدرت در ايران تغيير کرده که می تواند رفتن به قدرت تاثيرگذار باشد، نديده ام.
با اين وجود رويکردی که به انتخابات دارم تنها فرصتی برای رفتن به قدرت نيست بلکه فرصتی برای آگاه سازی و سازماندهی است. از همين رو موج ثبت نام ها را مثبت می دانم.
آنچه اين روزها در مورد ردصلاحيت ها در ايران شاهديم به هيچ عنوان چيز عجيبی نيست و بيش از همه در چنين بازی ای دو دسته مقصرند. يکی کسانی که چک سفيد امضا برای شرکت در انتخابات در هر شرايطی به "قدرت مطلقه" می دهند و ديگری کسانی که دلخوش احکام حکومتی برای ورود به قدرت هستند.البته چنين نيروهايی صد در صد تنها هدفشان رفتن به قدرت است و نه اصلاحات به معنای واقعی اش. چه اگر غير از اين بود هيچ منطقی جز "سهم خواهی از کيک قدرت" انسان را وادار به تن دادن به "هر شرايطی" نمی کند. و از سوی ديگر تجربه روشن گذشته نشان می دهد که رفتن به قدرت با حکم حکومتی نيز عملا در آينده کمتر از مطيع و فرمانبر کسی را تحمل نمی کند.
اين روزها مرا به ياد روزهای سال ۱۳۸۲ می اندازد که مجلس اصلاح طلب به آخر می رسيد و روزهای پر تب و تابی را تجربه می کرديم. به خوبی يادم هست که بسياری از سياستمداران اصلاح طلب چه در مجلس و چه در دولت وقتی در مقابل فشارها و اعتراضات امثال من به بی عملی شان قرار می گرفتند ما را متهم به جوانی و بی تجربه گی می کردند و در دل به ما می خنديدند. اما همين جوانان بی تجربه خيلی زودتر از پيران سياست فهميدند که اين مسير يا اين کاروان به منزل نخواهد رسيد.
هر فردی با اندک آگاهی و شناختی از سيستم حقوقی و سياسی ايران کنونی می تواند متوجه شود که مدت ها است بازی تمام شده است. به هر حال واقعيت اين است که حاکميت بارها به زبان های مختلف اين پيام را داده است که ديگر فرصتی به اصلاح طلبان نخواهد داد و از گفتن اين موضوع نيز ابايی ندارد.
وقتی دولت محمود احمدی نژاد کابينه خود را تشکيل داد با نگاهی گذرا به اسامی کابينه در يادداشتی نوشتم که اصلاح طلبان ديگر خواب پوستر چسباندن را هم نخواهند ديد! (http://www.shabnameha.net/spip.php?article80) و امروز عملکرد ها نشان می دهد که دايره غيرخودی ها خيلی قطور تر از اين حرف هاست و حتی نزديک به نيمی از نمايندگان کنونی مجلس هفتم را نيز در بر می گيرد.
اين روزها که اخبار رويدادهای انتخاباتی ايران را دنبال می کنم گاهی از برخی مواضع خنده ام می گيرد.يکی می گويد "مجلس نجات ملی" ، يکی می گويد " اقليت قدرتمند"، يکی می گويد" به رهبری شکايت می بريم"، يکی می گويد "....."....
داستان جالبی است. وقتی همه تعريف مان از دموکراسی رفتن به مجلس و دولت باشد همين می شود که چهارزانو بنشينيم و کاسه گدايی بدست بگيريم که شايد معجزه ای شود و...
برخی در اين روزها وضعيت را مانند انتخابات مجلس پنجم تحليل می کنند و اميدوارند حداقل ترکيبی مانند مجلس پنجم داشته باشند با اقليتی قوی که شايد در خيال، مقدمه دوم خردادی ديگر شود اما اشتباه بزرگ از همين جاست. نه جامعه امروز مانند آنروزهاست و نه حکومت و رهبران اش بی نصيب از طعم دوم خرداد و خواب های آشفته اش.
در انتخابات رياست جمهوری نهم ، گروه های اصلاح طلب اشتباه استراتژيکی انجام دادند که انتخاباتی شبهه ناک را پذيرفتند و حداقل پشت مهدی کروبی معترض نايستادند( همان زمان اين نکته را در بين دو دور انتخابات نوشتم با اينکه خودم در هيچ کدام رای ندادم).
هر چند نگارنده از جمله منتقدان عملکرد مهدی کروبی در مجلس ششم بودم اما همواره گفته ام از لحاظ انسانی،حمايت و کمک و پيگيری که وی در زمينه حقوق شهروندی افراد در اين سال ها انجام داده به اندازه همه اصلاح طلبان بوده و هست.
آنچه برخی اصلاح طلبان نمی خواهند باور کنند اين است که اگر با هم نباشند و حق شان را از قدرت نگيرند و در راه اهدافشان حاضر به هزينه دادن نباشند قدرت واقعی در سيستم جمهوری اسلامی متکی به تفکری است که صريحا خواهان قدرت مطلقه و غير پاسخگوست.
آنانی که با سهل گيری های خود و اميدواری های واهی خود منتظر چراغ سبزی هستند بهتر است زير تابلوی اصلاح طلبی سينه نزنند که امروز کار به جايی رسيده که حکومت در ذهن ها به دنبال نيت هاست تا "گردن کلفتان سرکش" از پنجره وارد نشوند.
مصاحبه اخير مهدی کروبی را هر چند بسياری زدن اصلاح طلبان "تندرو" ( مشارکتی و مجاهدينی) خواندند و تحليل کردند اما پيام واقعی آن گفته ها دقيقا در اين پاراگراف بود:
"يکبار خدمت مقام معظم رهبری رفتم و در اين مورد (طرح اصلاح قانون مطبوعات) صحبت کردم ، سابقه مصوبه را دادم و درباره طرح صحبت کردم و بعد گفتم نامه نيايد به نظر ما بهتر است،ايشان احساس کرده بودند که مجلس نمی خواهد اطاعت کند، توضيح دادم که اينطور نيست ، مجلس اهل اطاعت است..." ( روزنامه اعتماد ملی ۲۵ دی ۱۳۸۶ /بخش سوم مصاحبه با مهدی کروبی)
حال پرسش اساسی اين است : آيا اصلاح طلبان که دو قوه اصلی برای تحقق اصلاحات را در دست داشتند توانستند حتی يک مصوبه قانونی داشته باشند؟ آيا به قول رئيس مجلس ششم علت اين فرجام اصلاح طلبان در قدرت "تندروی" بود؟ لوايح دوگانه خاتمی بود؟
نه ! اگر چشم ها را باز کنيم راحت می فهميم که پاسخ اين پرسش ها کجاست....
|