|
انتخابات مجلس هشتم بن بست گفتمان اصلاحات و گشايش فصل تحول گرايي
جبهه دمكراتيك ايران
در
نظام هاي دموكراتيك كه بركنش
گروههاي سياسي و
احزاب به مثابه شاخصه هاي اراده سياسي
ومطالبات اقشاراجتماعي است ، برجسته ترين كار
ويژه انتخابات آن است كه
مكانيزم سالم اعمال قدرت را ازطريق كسب آراي اكثريت مردم فراهم مي آورد. در
نظام هاي توتاليتر، اقتدارگرا
و شبه دموكراتيك نه تنها چنين مكانيزمي اصالت ندارد بلكه نمايش آن عمدتا در
راستاي سرپوش نهادن بررويه
ديكتاتوري است. بديهي است دلبستن به اين پوسته بي محتوا نه تنها گامي در
مسير
دمكراسي نخواهد بود بلكه به
سبب ظرفيت اصلاح ناپذير
اين گونه ساختارهاي سياسي دميدن در
اين شيپور همانند آب در
هاون كوبيدن و
هدر
دادن پتانسيل فعال اجتماعي
است. از
مدتها پيش نيروهاي تحول گرا كه شاخصه
ي ممتاز آن باور
به ضرورت دگرگوني بنيادي ساختار
سياسي كنوني است خطاب به
نيروهاي اصلاح طلب كه شاخصه آن باور
به حفظ ساختاركنوني و
صرفا ضرورت اصلاح روبنايي آن
است اين پرسش را مطرح مي كردند كه چگونه مي توانيد با قانون اساسي پرتناقض كنوني به
دموكراسي مورد نظر
خود نايل شويد. انتخاباتي كه هم در
مرحله مقدمات هم در
مراحل اجرا و
نيز اعلام نتايج آكنده از
رويكردهاي غيردموكراتيك و
مخدوش است، انتخاباتي كه حتي
نمايندگان برگزيده آن آزاد نيستند كه در
فرآيند قانون گذاري انجام
وظيفه نمايند.
آيا حضور
در
اين انتخابات جز
آب به آسياب اقتدارگرايان
ريختن است.
پرسش امروز
نيروهاي تحول گرا از
خيل سازمان، جبهه و
احزاب گوناگون اصلاح طلبي آن
است؛ آنهايي كه در
برابر
خطر از
دست رفتن مرزهاي آبي ايران
زمين به مماشات و
عدم واكنش موثر گذراندند. آنهايي كه
در
تخريب تدريجي آثار
تمدني ايران سكوت نمودند و در
كشوري كه سرشار
از
در
آمد نفت و
گاز
است ملت آن زمستان را
بدتر
از
كشورهايي كه فاقد اين منابع
ثروتند بسر
برده و بايد شاهد آمار
اسف انگيز
از
كشته شدن در
سرما و
توقف امور
و
زندگي عادي اين مردم بود و
آنهايي كه در
برابر
مداخله روزافزون حكومت در
حوزه خصوصي مردم به تنگ آمده
سكوت نموده و
اگر
هرروز سخن از بازداشت دانشجو،
كارگر، فرهنگي و يا مرگ مشكوك زندانيان سياسي و عقيدتي است. گروههاي اصلاح طلب
كوتاه آمدن در
برابر همه اين مذلتها را
به بهاي حضور
در
انتخابات و
اصلاح امور از مجراي قانوني به
جان خريده اند، اكنون در
برابر گزينه قابل پيش بيني رد صلاحيت
گسترده و حضور در انتخابات غير رقابتي و
غير آزاد چه رويكردي خواهند
داشت؟
آيا تمامي تشكلها،
جمعيت ها، احزاب و
گروههاي اصلاح طلب با همه امكانات
مالي و
رسانه اي و
ادعاي خود در
زمينه پايگاه مردمي قادر
نيستند به اندازه تشكل هاي تحول گراي دانشجويي به اقدامي اعتراضي در
قبال مسير
غير
دمكراتيك و
غيرقانوني هيات حاكمه دست
زنند؟ آيا چشم دوختن به رايزني سران حكومت با چشم اندازي كه از
هم اكنون قابل تصور
است كه منجر به حضور تحت كنترل
اقليت اصلاح طلب و
اكثريت اقتدارگرا در
مجلس آينده خواهد انجاميد
گزينه مطلوبي در
فرايند دمكراتيزاسيون اين كشور است يا
همچنان كه از
شواهد امر
پيداست اين رويه اصلاح طلبان
سرگرم ساختن ملت به بازي هاي سياسي و ادامه پوپوليسم اين بار
از
سوي جناح ديگرحكومت خواهد بود؟
شايد هنوز
دير
نباشد كه اصلاح طلبان وراي
تئوري ها و
نظريه پردازي ها درعرصه عمل پايگاه
مردمي و
اعتبار سياسي خود را در معرض قضاوت
عمومي قرار دهند و به جاي رايزني هاي پشت پرده و حل و
فصل مسايل از
كانال هاي غيردمكراتيك از
پايه اصلي دمكراسي يعني مردم
استمداد جويند.
آيا
اصلاح طلبان حاضرند براي مطالبات خود هزينه بپردازند؟
تهران/ 6 بهمن 1386
خورشيدي
جبهه دمكراتيك
ايران
|