|
بیست و دو
بهمن، انقلابی که به ضد انقلاب تغییر شکل یافت
جعفر یگانه
"مملکت متمدن این است
که آزاد باشد، مطبوعات آزاد باشد، مردم آزاد باشند در اظهار و عقاید و رأی شان. این
مردمی که استقلال و آزادی می خواهند اینها وحشی نیستند، اینها متمدن هستند. وحشی
آنهائی هستند که آزادی و استقلال را از این ها گرفته اند"
(از
سخنان
آقای روح الله خمینی در بهشت زهرا)
اگر مردم از روحانیون
پیروی کردند فریب همین کلمات ساده ولی زیبا و دل انگیز را خوردند این وعده های عامه
پسند که در باطن برای فریب مردم بود موجب به قدرت رسیدن روحانیون که در باطن دشمن
آزادی و عدالت ومساوات و دانش و میهن دوستی بودند گردید تا به آنچه که آرزوی چند صد
ساله گذشته اشان بود جامه عمل بپوشانند و آن ایجاد جامعه طبقاتی و ایجاد زندان ها ،
اعدام و شکنجه ها آنهم به گونه قرون وسطائی ، گسترش فساد بسیارگسترده درجامعه جهت
استحکام فرماندهی خود . نگاهی به گوشه ای از" رساله تذکره الغافل و ارشاد الجاهل
" شیخ فضل الله نوری آخوند درباری که امروز از او بتی ساخته و خیابانی هم به نامش
کرده اند ، توجه شود تا به عمق افکار و مقاصد روحانیون پی برد:
«این ها چه حرف است ؟
مشروطه ، آزادی ، قانون اساسی میخواهید. هزار و سیصد و بیست و سه سال است که خداوند
عالم توسط محمد مصطفی صلی اله علیه و آله ، قانون مرحمت فرموده. ما قانون مستشار
الدوله وبا قربقا ل را لازم نداریم .شش هزار سال است که خداوند عالم پادشاه واجب
الاطاعه به ما عطا فرموده و در همه کتب ها اجرای احکام سلطان را برهمه مسلمانان
واجب شمرده . شما را به خدا انصاف دهید ، یک ایران و سی کرور پادشاه ؟ این سلطان
اسلام پناه(محمدعلی شاه قاجار) الحق چقدر حلم و بردباری و رعیت پروری فرمود و تمام
این مراتب را دید وصبر فرمود . ولی به تائید ولی مسلمین آن کفرخانه (مجلس شورای
ملی) را خراب کرد . حالا کو آن اشخاصی که می گفتند : مساوات ، کو آن اشخاصی که می
گفتند به تعلیم اجباری اطفال در مدارس جدید ، کو آن افرادی که می گفتند آزادی ؟
قوانین اسلام بر عبودیت است نه به آزادی و و بنای احکام آن ، به تفریق و جمع
مختلفات است نه بر مساوات . ای برادر عزیز مگر نمیدانی که آزادی قلم و بیان از جها
ت کثیره منافی اسلام است...»
چرا ملت ایران این
چنین فریب خورد چه چیزی موجب این مصیبت بزرگ گردید. باید پذیرفت که کودتای ننگین
بیست هشت مرداد زمینه ساز این بدبختی و سرافکندگی ما ایرانیان شد.
بیست و هفت ماه و اندی
زمامداری دکتر مصدق موجب رشد افکار سیاسی مردم گردید و با قطع دست استعمار انگلیس
از منابع نفتی و همچنین مراکز اقتصادی و فرهنگی میرفت تا ایران در ردیف کشورهای
آزاد جهان قرار گیرد که این امر باعث بیداری ملت های آسیا و آفریقا بخصوص خاورمیانه
می گردید که در اینصورت منافع نا مشروع دول استعمارگر را به خطر می انداخت . بهمین
جهت انگلیس و آمریکا طرح کودتا را ریخته تا با برکناری دکتر مصدق پایه های لرزان
استعماری خود را در منطقه دوباره محکم نمایند و با موافقت پنهانی اتحاد جماهیر
شوروی سوسیالیستی به اهداف نامشروع خود رسیدند و بمد ت بیست و پنج سال استبداد
سلطنتی را بر سراسر ایران حاکم نمودند . در این بیست و پنج سال درب احزاب و سازمان
های سیاسی تخته گردید . قلم ها شکسته و نشریا ت مردمی تعطیل و یا به زیر سانسور
رفتند . زندان ها پذیرای آزادیخواهان و عدالتجویان گردیدند . جوخه های اعدام توسط
حکومت نظامی و سپس سا واک به اجرا درآمد. تنها جائی که به روی مردم از همه جا رانده
شده باز ماند مساجد و انجمن های اسلامی بود . تا سا ل هزار و سیصد و چهل رابطه شاه
و روحانیون بسیار حسنه بود ولی با مرگ آیت الله بروجردی شاه به این فکر افتاد ، حا
ل که از حمایت آمریکا برخوردار است دیگر نیازی به حمایت روحانیون ندارد بهمین جهت
پیام تسلیتی بعنوان آیت الله حکیم به نجف فرستاد این عمل بدان معنا بود که پس از
مرگ آیت الله بروجردی رهبری شیعیان جهان به ایشان محول شده است بدین ترتیب مرکز
شیعه گری از قم به نجف منتقل می گردید ، همین اقدام شاه موجب شد تا روحانیون در صف
مخالفان درآیند .شاه با اعلام " انقلاب شاه و ملت" و طرح آزادی زنان در انتخابات و
همچنین تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکائی بهترین بهانه را بدست روحانیون که
منافع خود را درخطر می دیدند داد تا در صف مخا لفین شاه قرار گرفته و مردم را
بدنبال خود بکشانند که موجب رویداد پانزده خرداد و بازداشت آقای خمینی و تبعید وی
گردید از این تاریخ بود که واژه های آزادی وعدالت و مساوات تکیه کلام آقایان شد و
پس از مدتها مردم بخصوص جوانان این کلمات دلنواز را برسر منبرها از زبان روحانیون
می شنیدند بهمین علت بود که جذب مساجد و انجمن های اسلامی گردیده و فکر می کردند
برای رسیدن به استقلال و آزادی از طریق دین آنهم به رهبری روحانیون امکان پذیر
خواهد بود . متأسفانه رهبران سیاسی ازملی تا چپ وراست بعلت سردرگمی ونداشتن برنامه
ای کارساز همراه مردم دنبال رو روحانیون شدند غافل از اینکه اگر زمام حکومت به دست
این قشر بیافتد به سختی می توان از زیر سلطه استبداد دینی رهائی
یافت.
در نتیجه مبارزات
مردم درآن پانزده سال که بهتر است گفته شود هفده سال ، به بیست و دو بهمن و سقوط
رژیم سلطنتی ختم شد . آقایان بمرور نقاب از چهره برداشته و چهره واقعی خود را نشان
دادند . از همان فردای انقلاب که آقای خمینی تکیه بر مسند ولایت فقیه زد ، فتوای
کشتار بدون محاکمه انسانهائی را داد که شماری از آنان بی گناه بودند و آنهائی هم
که مورد اتهام بودند ، بدون داشتن وکیل مدافع و محاکمه قانونی به جوخه اعدام سپرده
شدند . وقتی اعدام های وحشیانه با مخالفت بخشی از هواداران خود نظام روبرو گردید
آقای خمینی خطاب به آنها گفت:
« ...این جنایتکارها
که بازداشت هستند باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت اصلاً احتیاج
به محاکمه آنها نیست . ما معتقدیم که مجرم اصولاً محاکمه ندارد و باید او را کشت
.»
در این بیست و نه سال،
حکومت استبداد دینی نه تنها فحشا و اعتیاد و ارتشاء و ناامنی و قتل و دزدی را در
سراسر کشور گسترش دادند بلکه بزرگترین ضربه را
هم
برمذهب شیعه که خودشان را مروج و وحافظ آن معرفی می کنند وارد آورده اند تا جائی که
دسته دسته مردم از
اسلام متنفر شده و بسوی ادیان دیگر
رو می آورند . دیگر اینکه با
اعمال و
رفتار
ددمنشانه خود در این سه دهه
باعث گردیده اند که هواداران نظام گذشته، قد علم کرده و از ملت ایران طلبکار هم
بشوند. اگر سری به پستوی کاخ های آقایان روحانی و آقازاده ها و وابستگانشان بزنید
دامنه فسق و فجور و
فساد اخلاقی را
در
ابعاد گسترده ای مشاهده خواهید
نمود
ملت
بزرگوارایران
بخود آئید، فرهنگ
پربارمان توسط مشتی ستمگر جانی که نام روحانی و مسلمانی برخود نهاده اند
در حال
نابودی است و کشورمان را در سراشیب سقوط قرار داده اند که در طول تاریخ این سرزمین
ورجاوند بی سابقه بوده است. بیائیم تا دیر نشده دست در دست هم نهیم و از جا
برخیزیم روان پاک آریوبرزن ها ، سورناها ، رستم فرخزادها ، یعقوب لیث ها ، بابک
ها ، امیر کبیرها ، ستارخان ها ، مصدق ها و دکتر فاطمی ها ..نگران ما هستند ولی با
افسوس بسیار ما دشمن را رها کرده و در برابرهم سنگر گرفته ایم .
بیست و یکم بهمن ماه
1386
جعفر یگانه
|