بازگشت به صفحه اول

از ادوارنيوز

 
 

قصه پر غصه آقاي رئيس

مجتبي بيات

4 آذر 1384 آيت اله عباسعلي عميد زنجاني پس از بيست و شش سال تحقيق و تدريس و همچنين حضوري نامرعي ـ حداقل براي فعالين دانشجويي ـ در سياست گذاري و اجراي انقلاب فرهنگي، بر كرسي رياست قديمي ترين و معتبرترين نهاد آموزشي مدرن ايران تكيه داده شد. سايت رسمي دانشگاه تهران در شرح حال علمي آيت اله آورده است «وی در روند سياست گذاری و فعاليتهای اجرايی انقلاب فرهنگی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی همکاری موثری داشته اند.» دو سال و دو ماه پيش علي الرغم انتصاب يك آيت اله به رياست دانشگاه، دكترهاي تهراني منفعلانه و بدون كمترين واكنشي در مراسم معارفه رئيس جديد شركت كردند. اما با اين انتصاب وجدان عمومي دانشجويان تهراني جريحه دار شد. اگر چه دانشجويان خبر از سابقه انقلابي گري فرهنگي رئيس جديد نداشتند، اما با شنيدن صفت آيت اله به جاي دكتر، با اعتراض به استقبال رئيس شتافتند. در همان ابتداي امر دانشجويان با پرسش از چرايي و تحليل انتصاب يك روحاني به رياست دانشگاهشان، گمان مي بردند كه اين حركت در راستاي سياست هاي وزارت علوم دولت احمدي نژاد، و با هدف خدشه دار كردن بيش از پيش استقلال دانشگاه صورت گرفته است.
پس از فروكشيدن اعتراضات اوليه دانشجويان، فرصت مقتضي براي اعلام و اجراي برنامه هاي رئيس جديدِ سياسي ترين دانشگاه دنيا فراهم شد. رئيس در اولين كنفرانس خبري خويش با اشاره به دستاوردهاي انقلاب فرهنگي «اولويت دانشگاه را گسترش و تعميق فرهنگ اسلامي دانست». وي همچنين «رسالت دانشگاه را رسالت علمي دانست» و بر ايفاي نقش دانشگاه در فرايند توسعه كشور تاكيد كرد. آيت اله با تشبيه اعتراضات روز انتصاب به «عمليات سعودي‌ها» در قبال حجاج ايراني كه به شهادت تعدادي از حجاج منجر شده بود عصبانيت خويش از رفتار دانشجويان را برملا ساخت. وي عنوان كرد «آن حركتي كه در روز معارفه انجام شد، شبيه حركت سعودي‌ها بود» و در نهايت مدعي شد كه «اين حركت يك حركت دانشجويي نبود». به اين ترتيب حاكم جديد بزرگترين دانشگاه كشور با بيش از 1500 نفر هيئت علمي، 3500 نفر پرسنل و 33000 نفر دانشجو، در ميان نارضايتي آشكار دانشجويان شروع به كار كرد.
تدوين منشور فرهنگي دانشگاه، جانبداري و اعمال نفوذ مسئولين دانشگاه در مسائل تشكل هاي دانشجويي، فعال ساختن كميته انضباطي بر عليه منتقدان و معترضان و در نهايت بازنشسته كردن اجباري و اخراج اساتيد برجسته و منتقد، زمينه تداوم اعتراضات دامنه دار دانشجويان را بيش از پيش مهيا ساخت. اعتراضاتي كه خواست محوري آنها استعفاي رئيسي بود كه به گفته خودش «در قاموسش استعفا معنا نداشت». هر چه زمان مي گذشت پيوند سياست هاي آيت اله عميد با گذشته ي خويش و اقداماتي كه زمينه سازي براي انقلاب فرهنگي دوم بود آشكار تر مي شد. اين همه در شرايطي اتفاق مي افتاد كه انتظار مي رفت رئيس روحاني دانشگاه تهران به واسطه حفظ شأنيت و جايگاه فقي و حوزوي خويش و در جهت طرح دوباره ايده وحدت حوزه و دانشگاه، كمتر با گفته ها و اقدامات نسنجيده، زمينه ي آشكار شدن اختلافات نسل جديد دانشجويان با حوزويان را مهيا سازد. خاصه اينكه در مدت رياست آيت اله عميد فصل مشترك اعتراضات و بيانيه هاي دانشجويي اشاره به حضور فردي روحاني بر كرسي رياست بزرگترين دانشگاه كشور بود. اين در حالي بود كه از همان ابتدا از گوشه و كنار به گوش مي رسيد كه عملكرد آيت اله در حذف و برخورد با دانشجويان و اساتيد منتقد، دولتيان را راضي نكرده است. به نظر مي رسد ويژگي هاي شخصيتي آيت اله عميد زنجاني در كنار جايگاه سنتي و حوزوي وي امكان پيروي كامل دانشگاه تهران از سياست هاي وزير علوم را از بين برده بوده است. كمااينكه آيت اله در روزهاي اول رياست خويش بيان داشته بود «در تمام طول عمرم آلت دست كسي واقع نمي‌شوم.» شايد از همين رو و براي كنترل آيت اله بود كه مسئول حوزه رياست دانشگاه تهران از نزديكان شخص رئيس جمهوربود. فردي كه علاوه بر عميد، تمام امورات دانشگاه بايد به تائيد وي نيز مي رسيد. با اين وجود برخي عملكردهاي مديريتي آيت اله نارضايتي بخشي از جريانات اصول گرا در داخل و خارج دانشگاه را به همراه داشت. اعتراضات شديد جامعه اسلامي و گاه بسيج دانشجويي در قالب صدور بيانيه و انتشار شبنامه هايي بي نام ونشان با محتواي اعتراض نسبت به نحوي انتصاب و عملكرد معاون هاي آيت اله از موارد چالش ساز دوران رياست عميد بود. متقابلا آيت اله براي نشان دادن اقتدار، استقلال و شأن خود، در برابر خواست تعويض معاونين خويش از سوي وزير علوم مقاوت بسيار نشان داد. تا جايي كه در شهريور و مهر سال جاري شايعه استعفاي وي نقل محافل مطبوعاتي و افكار عمومي دانشگاه تهران بود. در آن زمان روابط عمومي دانشگاه تهران به شدت شايعه استعفاي آيت اله عميد را تكذيب كرد.
در هر صورت نمي توان عملكرد سيم امين رئيس دانشگاه تهران را خارج از سياست هاي مهندسي فرهنگي دولت نهم دانست. مجموعه اقدامات عميد در حوزه ي دانشجويي با استفاده بسيار از سازكارهاي انضباطي نظير احضار و محاكمه بيش از 120 نفر فعال دانشجويي و صدور بيش از 100 حكم توبيخ و محروميت از تحصيل و امكانات رفاهي، تدوين و سعي در اجرايي كردن منشور فرهنگي دانشگاه و بازنشسته كردن اجباري و اخراج اساتيد شاخص و منتقد، و در نهايت بي توجهي به خواست اعضاي هئت علمي در انتصاب روساي دانشكده ها، حاكيت از همراهي عميد و همراهانش با سياست انقلاب فرهنگي دوم دارد.
روحاني رئيس دو ماه و دوسال زير فشار مخالفان خودي و غير خودي قرار داشت. تا اينكه سرانجام در اواسط بهمن 1386 راضي به ترك صندلي رياست شد. وي در حالي هنگام ترك ساختمان رياست بر «حفظ استقلال دانشگاه تهران» در دوران رياستش تاكيد كرد كه ساز و كار آمدن و رفتنش بهترين شاخص براي اثبات عدم استقلال دانشگاه بود. هر چند اين گونه رفتن، و آمدن سي و يكمين رئيس با سكوت جريان هاي مختلف موافق و مخالف دانشجويي همراه شده است، اما بايد توجه داشت كه فقط علت ناقص خروج آيت اله از حوزه رياست دانشگاه تهران اختلافات دروني اصول گرايان بوده است. علت تام آن تداوم اعتراضات اصيل و مستقل دانشجويي مي باشد. انباشت دستاورد دو سال و دو ماه اعتراض مداوم نسبت به خدشه دار شدن افكار عمومي دانشگاهيان، در نهايت رفتن رئيس انتصابي پيشين را به همراه داشت. اعتراضي كه همچنان مهمترين محور آن استقلال دانشگاه و آزادي آكادمي است. علي الرغم اينكه ميهمان جديد ساختمان رياست، دكتر و دانش آموخته دانشگاه تهران است، اما وي نيز متعلق به همان طيفي است كه استقلال دانشگاه را بر نمي تابد و در چند سال گذشته بيشترين «مهرورزي» را با دانشگاهيان داشته است! دكتر فرهاد رهبر هم انتخاب دانشگاهيان نيست. رهبر هم انتصابي است!

*دانشجوي كارشناسي ارشد توسعه
دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران
Bayatmojtaba@gmail.com

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه