|
سال 1386سال
تورم و فقر - سال تلاش صاحبان قدرت برای محو آزادی و آزاداندیشی- سال کوشش ناموفق
برای خروج از انزوای سیاسی
مهدی مویدزاده
در
واپسین روزهای
سال 86نگاهی به آنچه دراین سال برکشور ما گذشت داشته باشیم تاجای میهن خودرا در
جهان امروز بیابیم.
در سالی که گذشت نقض حقوق بشر در
ایران هر روز فزونتر از پیش در جایجای این سرزمین استبداد زده نمایان بود. در بیست
و نه سال قبل انقلابی خونین طومار استبداد سلطنتی را در ایران در هم نوردید ولی در
نظام استقرار یافته بعدی هم ابتدائی ترین حقوق انسانی مردم ایران نادیده گرفته شد
بنحوی که امروز حکومت ایران در راس کشورهائی است که نقض حقوق بشری در آن جریا ن
دارد . مردان و زنان ایرانی نبود آزادیهای مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر را احساس
میکنند و در جائیکه صاحبنظران عالی مقام مذهبی دموکراسی ومذهب را ادغام ناشدنی
میدانند و بر این باورند که یک اعلامیه جهانی نمیتواند تعیین کننده حقوق انسانی همه
بشر باشد گروهی از مردمسالاری دینی سخن میگویند که اقدامات حکومت دینی ایران با
نظرآنان در تباین است و مردمسالاری دینی امکان تحقق یافتن دارد .مردم ایران بخاطر
دارند که در دوران دولت این گروه (معروف به اصلاح طلب) معتقد به مردمسالاری دینی
همه چیز بر همین محور امروزی میگردید و در پشت سیمائی عاری از خشونت به صحنه آمدن
دهها روزنامه و حذف سریع آنان و بازداشت وسیع روزنامه نگاران و تداوم قتل های
زنجیرهای نشان از غیر واقعی بودن مردمسالاری دینی داشت.مردمسالاری مذهبی و آنچه که
مذهب سالاران حکومتی امروز انجام میدهند دو روی یک سکه است که در این مقال مجال
بحث در آن نیست. در سالی که گذشت سیا ست ستیز با هواداران حقوق زنان که نیمی
از ساکنان ایران را تشکیل میدهند هر زمان به شکلی رخ نموده است. خشونت علیه زنان در
کوچه و بازار توسط گروهی از نیروی انتظامی بنام ارشاد به مرحله ای رسید که گاهی
ناظران و عابرین خیابانها را که شاهد برخوردهای زن ستیزانه بوده اند به بازتاب
واداشته و زمزمه ها و ناله های شکوه آمیز را بفریاد تبدیل نموده است (ماجرای میدان
صادقیه تهران ) .حرکت مسالمت جویانه عده ای از زنان برای گردآوری یک میلیون امضاء
برپای نوشتاری که حاوی چند خواسته برای استواری بیشتر نهاد خانواده است از سوی
قدرتمداران نه فقط تحمل نمیشود که برای زنان بازداشت و زندانهای انفرادی در پی
داشته است .در 29سالیکه از انقلاب میگذرد آمار دختران و زنانیکه بعلت درخواست
های اجتماعی مدنی روانه زندان شده اند سال 1386 بالاترین رقم را نشان میدهد .
اعتراضهای وسیع مجامع بین المللی زنان و مدافعین حقوق بشر نتوانست از سرعت این
اقدامات بکاهد. کوشش زنان ایران درسالی که آخرین روزهای آنرا میگذرانیم بسیار
چشمگیر بود هر چند زنان هزینه بسیار دادند. در اسفندماه یکی از زنان مبارز ایرانی
خانم پروین اردلان برای اقدامات پیگیر در راه خواسته های زن ایرانی برنده جایزه
اولاف پالمه شد. هرچند که در فرودگاه از عزیمت خانم پروین اردلان بخارج کشور برای
دریافت جایزه ممانعت بعمل آمد و او را ممنوع الخروج اعلام نمودند. افزایش تبعیض
جنسیتی نیز از مشخصات سال 86 است. درپی موفقیت های افتخارآمیز زنان و دختران
ایرانی در کنکور ورودی دانشگاهها و عبور بانوان پذیرفته شده در کنکور سراسری از
مرز هفتاد درصد پذیرفته شدگان مدیران وزارت علوم و آموزش عالی و روسای دانشگاهها
را به این مسیر کشاند که برای ممانعت از ورود بیشتر زنان به صحنه های اجتماعی
مقرراتی وضع کنند تا با کاهش ظرفیت دختران در بسیاری از رشته ها تبعیض جنسیتی را که
مغایر با اعلامیه جهانی حقوق بشر است بر جامعه زنان تحمیل نمایند . نادیده گرفتن و
یا محدود کردن نقش توانائی های علمی و ذهنی در ورود بدانشگاهها و مانع رقابت آزاد
همه شرکت کنندگان کنکور دانشگاهها شدن نادیده گرفتن اصل برابری انسانها در مسائل
اجتماعی است که این خود نقض آشکار حقوق بشر است.
درسالی که گذشت نه فقط زنان که همه
قشرهای جامعه گرفتاربی عدالتی ها بودند. دانشگاهیان هر زمان فرصتی یافتند به
ظلم وستمی که بر ملت ما اعمال میشود بانگ اعتراض برداشتند تا جهانیان بدانند دانشگاه
سنگر تسخیر ناپذیر یست که با همه هزینه ها ی سنگینی که دانشجویان دراین سال پرداخته
اند فریاد آزادیخواهی و استقلال طلبی در آن خاموش نشده است. مدیریت های نالایق و بی
اعتقاد به استقلال دانشگاهها در سال 86 با هر گونه درخواست صنفی و اجتماعی و سیاسی
دانشجویان بمقابله برخاستند و چه آسان بر بی حرمتی دانشگاه مهر تائید زدند! وقتی
محیط دانشگاهها و مکانهای علمی جولانگه نیروهای حراستی و امنیتی و نیروی انتظامی باشد
استقلال دانشگاه مفهومی ندارد و آن محیط فاقد امنیت لازم برای تحقیق و تفکر آزادست
و چنین محیطی زمینه ساز فرار مغزهای اندیشمندان و مبتکران و فرهیختگان خواهد شد.
دانشگاه پادگان شده است شعاریست که از دل دانشجویان برمیخیزد و گویای حقیقتی انکار
ناپذیرست که وقتی باید ها حاکم است اندیشه های نو و سازنده امکان شکوفائی ندارد.
در دانشگاههای شهرستانها بمناسبت
موقعیت های محلی فشار بر دانشجویان از تهران بیشتر است. در نیمه اول اسفند 86 در
روزنامه های تحت سانسور خبر از تظاهرات و تحصن های اعتراض آمیز هزاران دانشجو در
شهرهای شیراز و شاهرود دارد. روزنامه نگاران ایرانی که در نشریه های چند روزی
آزاد و سپس توقیف شده قلم زده اند سرنوشتی پر مخاطره دارند. هیچ قانون و مقرراتی که
حداقل زندگی آنانرا تامین کند اجرا نمیشود کافی بنظر میرسد که با توجه به نشریه های
در حال انتشار به این خبر توجه کنیم که درسال 86 حدود پنجاه روزنامه نگار محکوم شده
به زندان داریم که حکم صادره در باره آنان زندان تعلیقی است و بیرون زندان بسر
میبرند و هرگاه مطلبی خلاف خواسته صاحبان قدرت بنویسند روانه زندان خواهند شد و این
روش موجب سکوت و خود سانسوری بسیاری شده است. حکومت ایران این روش را در مورد دیگر
زندانیان عقیدتی نیز کم وبیش اعمال میکند. بخش دیگری از محرومان جامعه ما
کارگران هستند که روزی نیست که خبرهائی از اعتصاب آنان برای دریافت دستمزد کار
انجام شده در ماههای گذشته نداشته باشند. قانون کار در ایران با اعلامیه جهانی
حقوق بشر و قوانین جهانی کار مغایرت دارد و کارگران از حق تشکیل سندیکاها و اتحادیه ها
و همچنین اعتصاب محرومند و برای چنین اقداماتی نیروهای انتظامی با آنان بشدت مقابله
میکند و هرگونه اجتماع مسالمت آمیز حق طلبانه آنها را در میکوبد که بطور نمونه
میتوان به اعتصاب و تحصن و اجتماع کارگران کارخانه نیشکر هفنت تپه اشاره کرد.
سرنوشت مسئولین سندیکاههای کارگری رانندگان شرکت واحد و نانواها نیازی به باز گو
ندارد.
در سالی که گذشت معلمان نیز در
پی خواست ها صنفی خود وضعی بهتر از کارگران نداشتند سال 86 را میتوان سال صدور
احکام زندان و اخراج معلمینی دانست که در اجتماعات معلمین برای کافی نبودن حقوق
ماهیانه مورد شناسائی قرارگرفته بودند. سیاست امنیتی پلیسی حاکم بر مدارس کشور معلم
و دانش آموز را ناچار به سکوت کرده است. مسئولین مملکتی حقوقی را که به کادر آموزشی
میپردازند مبلغی زیر خط فقر اعلام کرده اند. بامحدودیت و فقر اقتصادی و نداشتن آزادی
بیان و قلم معلمان چگونه میتوانند توانائی پرورش و شکوفائی استعدادهای نهفته نوجوانا
ن و جوانان ایران را داشته باشند. سال86 در زمینه اقتصادی سال تورم برون از
حد و افزایش سرسام آور قیمت ها و سختی معیشت اکثریت مردم ایران بود. قیمت ها در تمام
سال در حال افزایش بود درآمد 62 میلیاردی ازنفت در یازده ماه گذشته این سال که رسمی
اعلام شده است بالاترین درآمد سالانه نفت ایران بوده است ولی تاثیر آن در زندگی مردم
را دولتمردان تاکنون بیان نکرده اند آنچه آشکار است گرانی ارزاق عمومی است که
خبر از ناتوانی حکومت در کنترل قیمتها دارد. بانک مرکزی در تاریخ دوازده اسفند 86
اعلام کرده است: تورم در سال 86 عدد 8/17 درصد بوده است که نسبت به سال قبل افزایش
دارد. درحالیکه منابع اقتصاد جهانی میزان تورم را خیلی بیش از رقم اعلام شده
میدانند. وقتی واردات غیر نفتی ایران برابر گزارش گمرک در سال 86 مبلغ 41 میلیارد
دلار است و صادرات غیر نفتی 13 میلیارد دلار با کسری 28 میلیارد دلار تورم قطعی است.
خط فقر در ماه پایانی سال 86 مبلغ 600 هزار تومان است در چهار ماه قبل خط فقر را
400 هزار تومان میگفتند این افزایش 200 هزار تومانی خبر از افزایشی 50 درصدی میدهد و می
بینیم سهم اکثریت عظیم ملت ما از درآمد کلان نفت چیزی جز فقر و استیصال نیست. و اما
در سیاست خارجی... ماجرای انرژی هسته ای در راس امور روابط جهانی حکومت ایران
قرارداشت در این مورد پس از مدتها روسیه سوخت لازم برای تاسیسات بوشهر را در پی
تبلیغات پر جنجالی به ایران تحویل داد و با این اقدام بزبانی دیگر نبودن نیاز امروزی
ایران را به غنی کردن اورانیوم به جهان اعلام کرد و هم صدا با دیگر اعضاء کشورهای
1+5 به قطعنامه سوم رای مثبت داد. یک هفته قبل از صدور قطعنامه هنگامیکه گزارش
آژانس شورای حکام بوسیله آقای البرادعی اعلام گردید ناگهان دستگاههای عریض و طویل
تبلیغاتی حکومت بحرکت درآمد و بمردم مژده دادند که جهان بر حقانیت ما صحه نهاد و وقت
سرور و شادمانیست. درشرایطی که افراد عادی هم از گزارش البرادعی برداشتی منفی
داشتند ولی تبلیغات وسیع همه چیز را دگرگونه جلوه میداد تا اینکه قطعنامه سوم صادر
شد امید دولتمردان به یاس انجامید و محدودیت های اقتصادی و نظامی قطعنامه دوم تاکید
و افزایش یافت و حلقه محاصره را تنگتر ساخت. در روزهای پایانی سال سیاست نادرست
خارجی حکومت ایران را همچنان در انزوای جهانی نگاهداشته و زیانهای این سیاست در همه
زمینه ها از آرامش و آسایش مردم ایران کاسته است. درسالی که گذشت دولت مستقر در سرزمین تحت
اشغال عراق از ضعف و انزوای حکومت ایران سود جست و ادعای غیر قابل قبول بودن قرار داد
الجزایر را که در آن مرزهای آبی (در اروند رود) و خشکی فی مابین ایران و عراق تعیین
شده بود را به ایران اطلاع داد و هیئتی برای مذاکره به تهران فرستاد. آنچه که این
هیئت گفتند و شنیدند از مردم ایران پنهان نگاهداشته شده است و میگویند در سفر اخیر
آقای احمدی نژاد هم ادامه داشته و اما آنچه را که جهان باید بداند اینکه قرارداد 1975
الجزایر قراردادی ثبت شده در مجامع جهانیست که یک بار در آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله
بدست دیکتاتور معدوم عراق صدام حسین پاره شد پس از هشت سال جنگ و نیم میلیون شهید
و میلیونها نفر مجروح و میلیاردها دلار خسارت و لطمات جبران ناپذیر اقتصادی روانی ملت
ایران برآن صحه نهاده است و نادیده گرفتن حتابخشی از آن تجاوز به استقلال و تمامیت
ارضی ایران است و ملت ایران احدی را مجاز به این اقدام نمیداند و سیاست پنهانکاری
برقدرت نشستگان را محکوم میداند. ایراندوستان خواستار دریافت میلیاردها دلار خسارتی
است که در جنگ تحمیلی هشت ساله از سوی عراق بر ایران وارد شده است. نادیده گرفتن
این حق مسلم ملت ایران نادیده گرفتن منافع ملی ایران است. این سیاست همراه با ضعف
حکومت ایران در خلیج فارس با شرکت آقای احمدی نژاد در کنفرانسی که از مصوبات آن جدا
کردن سه جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی است ناتوانی و انزوای سیاسی حکومت ایران را
بیشتر آشکار کرد. روشهای سازشکارانه در دریای مازندران نیز حکایت تلخی از واگذاری
قسمتهائی از حقوق حقه وتاریخی ملت ما دارد. خلاصه اینکه در کارنامه سال 1386 سیاست
داخلی جز نادیده گرفتن آزادیهای فردی و اجتماعی ملت ایران – زندگی زیر خط فقر اکثریت
ملت و نابسامانی روز افزون در سراسر کشور و در سیاست خارجی خودداری از تعامل واقع
بینانه با کشورهای جهان نادیده گرفتن منافع ملی در خلیج فارس – اروند رود و دریای
مازندران و آنچه ایران را در جهان به انزوا سوق داده است نکته مثبتی مشاهده نمیشود.
بیستم اسفندماه 1386
مهدی موید زاده
|