|
تحليل نيويورک تايمز از اوضاع کنونی کشور: ايران؛ آتش زير خاکستر
ويل يانگ
شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۹
روز: يک سال پس از انتخابات بحث انگيز رياست جمهوری ايران، جريان آشنای زندگی به اين کشور بازگشته است. دولت با يک سرکوب همه جانبه، مستمر و گاه وحشيانه، توانسته جريان اعتراضی که کشور را به مدت چند ماه پس از انتخابات در شوک بزرگی فرو برده بود، از صحنه حذف کند. مخالفان اعتقاد دارند انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد با تقلب صورت گرفته است.
اما لايه نازک ماسک آرامش و خونسردی، چيزی است که در اينجا، "آتش زير خاکستر" لقب گرفته است. اثری از تظاهرات و راهپيمايی های عظيم برجا نمانده است، اما غليان اجتماعی سرجای خود است و در زندگی روزمره جريان دارد. زن جوانی که سال ها به طور داوطلبانه در بيمارستان کودکان کار کرده است، می گويد اکنون کار داوطلبانه خود را به چشم "ابزاری برای مقاومت" نگاه می کند زيرا این کار بیانگر ناتوانی دولت در تأمين خدمات برای شهروندان است.
پسر يکی از مقامات سرشناس به دوستی گفت ديگر از پدرش که برای دولت کاری کار می کند، دولتی که به اعتقاد او فاسد است، پول قبول نمی کند.
يک استاد دانشکده پزشکی اخيراً برای نوشتن بر روی تخته سفيد برای دانشجويانش، از ماژيک سبز استفاده می کند و سپس با لبخندی خاص، ماژيک رنگ ديگری را برمی دارد و می گويد، ممکن است به دليل استفاده از رنگ سبز، نماد مخالفان سياسی، دستگير شود.
يک مترجم زبان 30 ساله که نظير بسياری از مصاحبه شوندگان در اين مقاله، از ترس ارعاب دولت خواست ناشناس بماند، گفت: "ممکن است در ظاهر به نظر برسد همه چيز تمام شده است، اما همگان آتش را زير خاکستر نگه داشته اند تا اگر فرصتی پيش بيايد، آن را دوباره فروزان کنند."
ايران از زمان وقوع بحران سياسی 22 خرداد 1388 تغيير کرده است.
در جريان مصاحبه های متعددی که ظرف چند ماه گذشته با ايرانی ها از طيف های مختلف جامعه در داخل و خارج کشور صورت گرفته، برای اولين بار در سه دهه تاريخ جمهوری اسلامی، تصوير شفافی به دست می آيد که بر اساس آن يک جامعه آگاه تر سياسی با شکاف فزاينده ميان طبقه متوسط و فقير جامعه چشم می خورد و هسته ای مصصم در آن با رژيم مخالف است.
نارضايتی های سياسی در همراهی با نگرانی های واقع گرايانه نظير نرخ بيکاری و تورم دو رقمی، به دامنه نارضايتی ها افزوده است.
يک کارمند 59 ساله دولت گفت: "چند روز پيش در اتوبوس با يک مرد برخورد کرده که ميزان اطلاعات او باورنکردنی بوده است. آن مرد شروع به صحبت درباره ذخيره ارزی کشورهای مختلف کرده و زبان به انتقاد از دولت گشوده بود."
تحليلگران سياسی می گويند آقای احمدی نژاد و ولی نعمت او، آيت الله علی خامنه ای، نسبت به سال گذشته قوی تر هستند اما پايگاه حمايتی کوچکتری دارند. آنها برای حفظ قدرت، تا حد زيادی بر روی زور، ارعاب، بازداشت، احکام زندان، سانسور و حتی اعدام تکيه می کنند. آنها روزنامه ها را بسته اند، احزاب سياسی را ممنوع کرده اند و تمامی مردم به جز افراد همفکر خود را ساکت کرده اند. هزاران نفر از مخالفان آنها از ترس حبس، کشور را ترک کرده اند.
جريان اصلاحات به عنوان يک سازمان سياسی رسمی، وجود خارجی ندارد.
رهبران جنبش به اصطلاح سبز، مير حسين موسوی نخست وزير سابق و مهدی کروبی رئيس مجلس سابق، از خواسته های خود برای مطالبه آزادی سياسی بيشتر دست برنداتشه اند، اما از رويارويی مستقيم سياسی با دولت اجتناب کرده اند و می گويند اين کار ارزش ريختن خون مردم و صدور احکام طولانی مدت زندان را ندارد. آنها تظاهرات برنامه ريزی شده برای روز شنبه را به دليل عدم صدور مجوز، لغو کردند.
نيروهای امنيتی چند روز مانده به سالگرد انتخابات آشکارا گفتند با هرکس که به خيابان بيايد، به شدت برخورد خواهند کرد. گزارش می شود مردم تهران در روز جمعه پيامک های تهديد کننده بر روی تلفن همراه دريافت کرده اند.
در اين پيامک ها آمده است: "شهروند گرامی، شما فريب رسانه های خارجی را خورده ايد و برای آنها کار می کنيد. اگر اين کار را تکرار کنيد، بر طبق قانون اسلامی با شما برخورد خواهد شد."
يک روز پيش از آن نيز پليس به نمايش قدرت دست زد و نيروهای ضد شورش سياه پوش خود را سوار بر موتور سيکلت به گردش در شهر فرستاد و نيروهای لباس شخصی نيز در خيابان ها موضع گرفتند و ايستگاه های بازرسی در شهر برپا کردند.
رهبران کشور ظرف هفته های گذشته به اعمال گسترده قوانين اخلاقی در جامعه دست زده اند. وسعت و شيوه برخوردها نسبت به سال گذشته شدت بيشتری داشته است. در داخل، اين اقدامات به چشم ايجاد ارعاب در آستانه 22 خرداد و سالگرد انتخابات رياست جمهوری نگاه می شود.
مقامات دست به کار فيلمبرداری از زنانی شده اند که آنها را متهم به بدلباسی می کنند، واز اين فيلم ها به عنوان مدرک برای ارائه به دادگاه استفاده می کنند. پليس برای مجازات آرايش که از نظر آنها نامناسب تشخيص داده شود، جرايمی را درنظر گرفته که به گفته برخی از مردم، مبلغ آن از 1000 دلار نيز بيشتر است. زنان عشوه گر به چهار راه ها گماشته می شوند و مردانی که برای حرف زدن با آنها توقف کنند، بازداشت می شوند.
يک آرايشگر 25 ساله گفت: "نظر مردم نسبت به دولتشان بد بود و حالا آنها دارند کار را بدتر می کنند."
درحالي که بسياری از مردم ناراضی هستند، برخی ديگر می گويند يک سال رنج و فداکاری در حال ثمر دادن است. يک دانشجوی پزشکی 20 ساله گفت: مردم به يک چيز دست پيدا کرده اند، آن هم حد معینی از استقلال فردی است. آنها با خودشان تصميم می گيرند که برای اعتراض به خيابان بروند، خبرها را دنبال کنند. اين اتفاقی است که برای همه افتاده است. آنها در حال از دست دادن شکيبايی خود در بخش های مختلف زندگی هستند و به نظر نمی رسد ديگر به هر چیزی تن بدهند.
منبع: نيويورک تايمز- 11 ژوئن
|