|
|
|||
|
محمد خاتمی و «سعی» بین دمکراسی و حکومت دینی رهام شریف ۳۰ تیر ۱۳۸۹ خودنويس: بارها دیدهایم که محمد خاتمی از مردم سالاری و عدالت و ... سخن گفته، که بسیار حرف خوب و قابل تقدیری است. مشکل زمانی آغاز می شود که او با «مشروط» کردن آن حرف خوب، خواننده را با این سؤال تنها میگذارد که آیا اساسا محمد خاتمی میداند مردم سالاری و عدالت و ... یعنی چه؟ بگذارید به جای داستان سرایی به دو مثال، که از سخنان اخیر او بر گرفتهام، بپردازم:
مثال اول: محمد خاتمی در
دیدار با «جوانان احزاب و روزنامه نگاران اصلاح طلب» از
طرف ملت بی زبان ایران گفت که مردم همیشه خواهان «عدالت سازگار با
دین» بودهاند. من نمیفهمم «عدالت سازگار با دین» یعنی چه؟
تصور من این است که ادعای بیهودهای نخواهد بود اگر نظام کشورهای
صلح طلبی مانند کانادا و سوییس و سوئد و غیره را عادلانه بدانیم،
که اگر چنین نبود این کشورها این گونه ثبات و
اعتباری نمیداشتند. از طرف دیگر نظام این کشورها سکولار است. سؤال
اینجاست که «عدالت سازگار با دین»، اگر چیزی از عدالت عرفی جاری در
دنیای آزاد کم نکند، چه چیزی میتواند به آن بیافزاید که دنیای
آزاد و «نادان» تا کنون از آن بیبهره بودهاند؟
مثال دوم: محمد خاتمی
در دیدار با جمعی از دانشجویان گفت که «ما از دمکراسی سازگار
با دین حرف میزنیم». سؤال من این است که دمکراسی اصلا یعنی
چه؟ دمکراسی یک سیستم حکومتی است که در آن مردم با
رای خود حاکمان را نصب و عزل میکنند. بدیهی است که اگر برخی از
قوانین حاکم بر کشور مغایر با خواست اکثریت مردم باشد، آنگاه
همین اکثریت با رای دادن به افرادی که نماینده خواست آنها هستند
دست به تغییر این قوانین خواهد زد. اگر آقای خاتمی، همچنانکه در
دیدار با «جوانان احزاب و روزنامه نگاران اصلاح طلب»
ادعا کرد، باور دارد که «روح فرهنگ ما اسلامی و شیعی است»، پس دیگر
نباید نگران تضعیف و یا از بین رفتن این فرهنگ در یک نظام مردم
سالار باشد. نتیجه اینکه «دمکراسی سازگار با دین» اساسا یک حرف پوچ
و بی معنایی است.
|
||||