بازگشت به صفحه اول

 

 
 

کودتای بیست و هشتم مرداد 1332 را به جنایت آتش سوزی سینما رکس  ربط ندهید!

دکتر م.ع. مهرآسا

هر پیش آمدی بروز کند و هر اتفاق تازه ای در تاریخ رخ دهد، وقایع تاریخی ی پیشین همچنان نمایان و قابل رؤیت باقی می مانند و از اهمیتشان کم نمی شود. به عبارات دیگر تاریخ نگاری ثبت وقایع است در مکان و زمان خود؛ که با این نگارش، آن واقعه و حادثه در بستر تاریخ تثبیت میشود. یعنی حادثه ای جدید، هرچند بزرگ و چشمگیر باشد، باعث نفی و چشم پوشی از اتفاق پیشین نخواهد شد. در هر سال ممکن است در روز 14 امرداد حوادثی بروز کند. اما این حوادث هرچند مهم، نمی توانند نافی و یا ناسخ موضوع ابلاغ فرمان مشروطیّت باشند و 14 مرداد همچنان روز مشروطیّت است. همچنین در هرسال در سوم اسفند ماه ممکن است بسیار وقایع به ظهور برسد که هیچ یک مانع کمرنگ شدن کودتای سوم اسفند توسط رضا خان میرپنج(پهلوی بعدی) نمیشود.

انتشار بیانیّۀ سازمانهای جبهه ملی ایران در مورد کودتای تلخ بیست و هشت امرداد ماه 1332 خورشیدی یک- دو نفر از هواداران خاندان پهلوی را به واکنشی جالب برانگیخته است... به این ترتیب که به نویسندگان اطلاعیه تذکر داده و صلا درداده اند که چرا از «آتش سوزی سینما رکس آبادان» که در روز 28 مرداد 1357 رخ داد، سخن نمی گوئید؟! که هیچ ربطی به هم ندارند.

همچنان که اشاره رفت، در سالهای متمادی، در یک روز مشخص ممکن است و قایعی خوش و ناخوش اتفاق افتد؛ همچنان که سینما رکس آبادان نیز در روز 28 مرداد 1357 خورشیدی سوخت ( یعنی آتش زدند) و رقمی حدود 400 انسان را در جا کباب کرد. اما این موضوع در منظر نخست، یک مصیبت اجتماعی است که دستگاه های انتظامی و قضائی باید پیگیر موضوع باشند؛ و اگر جنایتی سبب این مصیبت شده است، آن را کشف کنند و جنایتکاران را تحویل عدالت بدهند.

حادثۀ سینما رکس آبادان در زمانی رخ داد که دستگاه سلطنت پهلوی دوم در قدرت کامل بود و هنوز هیچ گونه اعتراض و تظاهرات علنی و خیابانی بروز نکرده بود، دستگاه های امنیّتی به ویژه ساواک و آگاهی ی شهربانی با همان قدرت و با همان تعداد کارکنان، به رتق و فتق امور مشغول بودند. نویسندگان ایرادگیر و منتقدان دستگاه، دستگیر و زندانی می شدند. ساواک با تمام قدرت برقرار و شهربانی به پیگیری جرم و جنایت مشغول بود. اما این دستگاه های عریض و طویل و این همه مأمور و کارآگاه، اهمیّتی به این مصیبت ندادند و از پی گیری و ردیابی فاجعه ی سینما رکس چشم پوشیدند! چرا...؟

چرا دستگاه های امنیّتی زمان سلطنت این فاجعه را نه تنها پیگیری نکردند، بل با سکوت احمقانه شان، کوشیدند شایعات را دامن زنند و اثبات کنند؛ و جرم و جنایت را به دستگاه های امنیّتی و دولت وقت، نسبت دهند؟ گرچه اندک مدتی پس از انقلاب – و حتا همان زمان وقوع نیز – آگاهان فهمیدند و متوجه شدند که جنایتکار کیست و قاتلان از چه گروهی بوده اند، اما هنوز پس از گذشت 32 سال از آن جنایت روشن و بدیهی، هیچ یک از دست‌اندرکاران نظام پادشاهی وقت، حاضر نشده و حاضر نیستند آمران آن قتل عام را معرفی کنند و گناهی را که آخوندیسم بردوش سازمان امنیّت شاه نهاده بود، از دامن خود پاک کنند.

در آن زمان شبکه ی مساجد و آخوندیسم و ملاتاریا، درهمه جا چو انداخته و آوا سر داده بودند که این جنایت مسلم و این آدم کشی ی گران سنگ، کار«ساواک و شهربانی شاهنشاهی» بوده است؛ و این سخن و این طرز اندیشه و باور، در میان مردم به امری محتوم تبدیل شده بود؛ و همه به این نتیجۀ حتمی رسیده بودند که این چهارسد و اندی نفر بیگناه را ساواک کباب کرده است. و دریغ از یک تکذیبنامه و روشنگری از سوی دستگاه.

دستگاه های امنیّتی خفقان گرفته بودند و به دستور مقام بالا و فرمانده کل قوا، از بیان واقعیّت هراس داشتند و با سکوت ابلهانه شان گناه و جرم این جنایت را برعهده گرفته و بردوش خود نهادند. من یقین دارم دستگاه ها ی امنیّتی همان زمان، گزارش حادثه و چگونگی فاجعه را برای شاه توصیف کرده و از او کسب تکلیف هم کرده اند. اما شاه چون سلطنتَ را در سراشیبی می دید و متوجه شده بود که دیگر امکان سلطنت به روشی که او می خواست وجود ندارد، در این مورد نیز به مسامحه و سهل انگاری متوسل شد و سکوت را بر بیان واقع، ترجیح داد. به این ترتیب جرم کشتار بیش از 400 نفر انسان را برعهده گرفت. شاید اطرافیان احمق به او توصیّه کرده اند که در این موقعیّت صلاح اعلیحضرت نیست که آمران این جنایت را که آخوندها بودند، معرفی و برملا کنند و بهتر است با موضوع با سکوت مواجه شویم و... در نتیجه دستکم در آن یک سال افکار عمومی شاه و دستگاهش را مجرم می شناخت!

جبهه ملی همواره می دانست که این جنایت و فاجعه کار ساواک نیست. ولی از سکوتی که در این مورد توسط دستگاه می شد و شده بود نیز، هم متعجب بود و هم خشمگین.

اکنون سلطنت طلبان بدون اینکه ذره ای به اهمال اعلیحضرتشان در بیان حقیقت بپردازند و به گناهش در کتمان واقعیّت اشاره کنند و بپرسند: دربار و دستگاه های امنیّتی! چرا به هنگام این کشتار سکوت کردند و جرم آن جنایات را به گردن ساواک و شهربانی انداختند؟ از ما می خواهند به جای یادمان کودتای 28 امرداد ماه 1332 که فاجعه ای تاریخی و میهنی است و هر سال این وظیفه ی یادآوری تکرار شده است؛ و ربطی به آتش سوزی و زمین لرزه و سیل و... ندارد، مسئولیتی را که آنان فراموش کرده و به هرعلت از بیان حقیقت طفره رفته اند واهمال کرده اند، ما برعهده بگیریم.

فراموش نمی کنیم که خمینی در تابستان 1367 در مدت دوهفته، بیش از پنج هزار نفر زندانی ی محکوم به زندان و غیر اعدامی را اعدام کرد که جنایتی به مراتب وسیعتر از فاجعه ی سینما رکس آیادان است. ما آزادیخواهان هرسال یاد این جانباختگان را گرامی می داریم و به آمران و عاملان این جنایات نفرین می فرستیم. اما کودتای 28 امرداد ماه 1332 نیز که فاجعه ای ملی است، همچنان در تاریخ موجود است و آن را به یاد می آوریم و یادآور می شویم!

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران