بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 

 

سیاست ژله ای

چهارشنبه، ۸ تیرماه ۱۳۸۴
محمد دادفر pg

گفتگو با محمد دادفر
زهرا ابراهیمی – محمد دادفر نماینده سابق بوشهر و مخبر کمیسیون اصل 90 مجلس ششم از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهوری دور نهم تعجبی نکرده است ، وی این موضوع را با توجه به انتخابات دوم شورای شهر و مجلس هفتم ، کاملا قابل پیش بینی و هضم عنوان می کند .
دادفر که از حامیان دکتر معین بود می گوید ، " اگر چه من از یکی از کاندیدا ها حمایت کردم ، ولی به نتیجه ای که حاصل شد یقین داشتم ."

آقای دادفر ! انتخابات شورا های دوم توسط مجلس ششم برگزار شد که شما یکی از اعضای هیات مرکزی نظارت آن بودید . عدم حضور مردم در انتخابات شورا ها باعث شد که گروهی که سازماندهی جمع آوری آراء را داشتند ، برنده انتخابات شوند . مردم چرا در انتخابات شورا ها که جز آزاد ترین انتخابات بود شرکت نکردند ؟
در انتخابات شورا ها ، جناح محافظه کار بسیار هوشمندانه تلاش کرد که مشارکت را کاهش دهد . اگر یادتان باشد
، با دامچیان دبیر سیاسی حزب موتلفه گفت که مومنین در انتخابات شورا ها شرکت نمی کنند و از طرف دیگر صدا و سیما هیچ تحرکی برای اطلاع رسانی در امر انتخابات شورا ها از خود نشان نداد ، ولی در زمینه بزرگنمایی عملکرد شورای اول به ویژه تضاد های آنها فعال بود ؛ لذا وقتی سطح مشارکت کاهش یافت ، طیف محافظ کار با سازماندهی ، عصر روز جمعه شورا را گرفتند . در انتخابات مجلس هفتم هم که مردم به زور خانه نشین شده و هر کس اندک شهرتی داشت و به عنوان کاندیدای رده چندم اصلاح طلبان بود ، رد صلاحیت شد ؛ این حرکت به حدی گسترده بود که هر ناظری را نسبت به شرکت در انتخابات بیزار می کرد ، چه رسد به آنکه انگیزه شرکت داشته باشد ! در کنار این رد صلاحیت ها مجموعه رفتار های خشن ، تند و تهدید آمیزی که با مجلس ششم و بقیه اصلاح طلبان خارج از مجلس و دولت شد ، بر یاس مردم از اصلاح طلبان دامن زد و آن گاه با کاهش مشارکت مردم ، ساماندهی منسجم محافظه کاران و کشاندن هواداران خودشان و استفاده از شیوه های دیگری که برای اداره انتخابات داشتند ، پیروز شدند. همین شیوه ها در انتخابات ریاست جمهوری نیز اعمال شد . همه روز مشارکت حداکثر 50 درصد مردم برنامه ریزی می کردند ، در حالی که برای کشوری که همه برنامه هایش بر مشارکت حداکثری توده ها استوار است و کمتر مشارکت سازمان یافته کمتر دارد ، بحث از مشارکت 50 درصدی شبیه به یک دوپینگ روحی بود تا واقعیت؛ زیرا نظر سنجی ها حاکی از درصد مشارکت پایین تر از 50 بود، در حالی که عرفا مشارکت بالای 65 درصدی نیاز بود.

ولی بالاخره مشارکت بالا یی در انتخابات نهم ریاست جمهوری شکل گرفت.
مقدمتا بگویم که این آمارها باید واقعی باشند تا بتوان به تحلیل واقعی نیز رسید. من مجموعا به این آمارها ایمان ندارم. واقعیت مهمی که وجود دارد این است که نظارت بر انتخابات ، نظارت سازمان یافته و منسجمی نیست. البته منظورم نظارت نهادهای رسمی حکومتی نیست بلکه نظارت عمومی بویژه احزاب و سازمانهای مدنی است، حتی کاندیدا ها نیز نظارت دقیقی ندارند. آنها فقط ناظرین بی تجربه ای را معرفی می کنند که صرفا ناظرند؛ بدون اینکه بتوانند شیوه های خدشه به آرای مردم را بشناسند.آنها فقط گوشه ای می ایستند و نگاه می کنند. تجربه خاصی هم ندارند. در شرایطی که ناظرین مجرب و آموزش دیده ای توسط نهادهای مدنی نیست ، گروههای درگیر انتخابات نمی توانند از حق خود دفاع کنند و مشارکت به گونه ای است که احزاب و گروهها نمی توانند وزن خود را نشان دهند ، شرکت سراسیمه و یا عدم مشارکت در انتخابات هر دو می تواند بی حاصل باشد.

با تغییر آرایش سیاسی در نهادهای حکومت ،آیّنده را چگونه تصویر می کنید ؟
تصویری که دارم بروز یک دوره سرخوردگی و آشفتگی در حوزه سیاسی است. در کوتاه مدت فعالیت های سیاسی نمی توانند جهت دار شود ، ولی پس از شروع فعالیت های دولت جدید و مشخص شدن مواضع آن در حوزه های گوناگون ، حرکت های انتقادی نیز آغاز و صف بندی های جدید هم می تواند به وجود آید. بنابراین فعلا یک دوره سکوت و سرخوردگی را خواهیم داشت ؛ دوره ای که باید هوشمندانه آن را طی کنیم و باید از گذشته ها عبرت بگیریم.
ما پس از دوم خرداد از سازماندهی نیروهای اجتماعی غفلت کردیم ، لذا اکنون از فرصت به وجود آمده که معلوم نیست چقدر طول می کشد و بستگی به نوع عملکرد طرف مقابل دارد باید استفاده کرد. فرصتی است که احزاب و گروههایی که اکثرشان تابلویی بیش نیستد ، به جای معطوف شدن به قدرت به آموزش تحزب ، گسترش فرهنگ آن ، کادر سازی ، نیرویابی ، انسجام تشکیلات و ... بپردازند. زیرا تا زمانی که بدنه اجتماعی را سازمان نداده باشیم در حوزه سیاسی موقعیت ژله ای خواهیم داشت. ما نتوانستیم طی هشت سال در دولت و چهار سال در مجلس ، شیوه ای برای رای گیری در انتخابات تعریف و قانونی کنیم که از آرای مردم صیانت شود.

فکر می کنید اوضاع در سیاست خارجی چگونه پیش رود؟
فکر می کنم اینها مشکل سیاست خارجی را در مساله پرونده هسته ای حل می کنند. اگر یادتان باشد، روزی صلح با صدام و ملک فهد اموری غیر ممکن بود ، ولی وقتی راسا تصمیم گیری شد ، حل هم شد.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به انتخابات