|
ابوالحسن بهرامي
برای چندمين بار با ضرب و شتم اداره اطلاعات قم دستگير و مجروح
شد
در پي تبعيت قاضي پورموسوي از فرمان اداره اطلاعات قم مبني بر
صدور احكام ناعادلانه زنداني 54 نفر از دراويش در رابطه با
تهاجم به حسينيه شريعت قم اداره اطلاعات قم او را همچنان تحت
فشار قرار داده تا سه تن ديگر از متهمين يعني احمد شريعت و
غلامرضا هرسيني و ابوالحسن بهرامي را به مجازات بيشتري محكوم
نمايد. يكي از نزديكان قاضي پورموسوي رئيس شعبه 112 دادگاه
عمومي جزائي قم ابراز داشته است كه از صدور اين حكم قاضي
پورموسوي دچار عذاب وجدان و افسردگي شده است. اين فرد كه ميل
نداشت نامش فاش شود ابراز داشت كه قاضي پورموسوي به وي گفته
است كه اداره اطلاعات او را تهديد كرده است كه اگر حكم برائت
دراويش را صادر كند برخي مسائل گذشته وي را علني خواهد كرد و
به جريان خواهد انداخت. وي اضافه كرد كه علني شدن نقطه ضعفهاي
وي نه تنها باعث از دست دادن شغل او ميگردد بلكه سبب بازداشت
او نيز خواهد شد. در اين ارتباط نامبرده حاضر نشد اطلاعات
بيشتري را در مورد مسائل قبلي قاضي پورموسوي در اختيار خبرنگار
قرار دهد.
گفتني است محمد سيفزاده وكيل دراويش گنابادي كه در ماجراي
حسينيه شريعت قم موجب ضرب و جرح قرار گرفته بودند در گفتگو با
خبرنگار "ايلنا" از ارايه شكايت موكلان خود به دادسراي عمومي و
انقلاب قم خبر داد. و اين موضوع سبب تحركات بيشتر اداره
اطلاعات قم و گروههاي فشار وابسته به آن مبني بر تحت فشار
قرار دادن دراويش شده است.
صبح روز دوشنبه 18 ارديبهشت 1385 چند نفر از مأموران اداره
اطلاعات قم كه برخي از لباس شخصيهاي گروه فشار آنها را همراهي
ميكردند به منزل ابوالحسن بهرامي واقع در بيستمتري شهيد رجائي
كوچه 1 وارد شده و وي را در مقابل چشمان خانوادهاش پس از
ايجاد رعب و وحشت و ضرب و شتم بازداشت و به دادياري شعبه سوم
دادسراي عمومي و انقلاب قم بردهاند.
شاهدان عيني از اجتماع و اطلاع قبلي گروه فشار در محل دادسرا
به رهبري آخوند شهشهاني و مجيد فولادي خبر دادند كه برخي از
آنان از وابستگان هيئت فاطميون و بسيج مدرسههاي حوزههاي
علميه كرماني و معصوميه و فيضيه بودند. در درون راهروي دادسرا
آخوند شهشهاني و مجيد فولادي اقدام به مضروب ساختن ابوالحسن
بهرامي كه در سنين بازنشستگي ميباشد نموده و نتيجتاً قنبرنیا
دادیار شعبه 3 دادسرای عمومی انقلاب قم مجبور شد تا او را از
دادگستري بيرون كند.
اين چندمين بار است كه اداره اطلاعات قم بهرامي را ربوده و
مورد ضرب و شتم قرار ميدهد. در جريان ماجراهاي حسينيه شريعت
اولين بار در 28 دي 1384 ساعت 30 7 بامداد اداره اطلاعات قم
طبق دستور مصطفي شجري معاون امنيتي اطلاعات قم وي را از داخل
خيابان رجائي ربوده و به اجرائيات سپاه منتقل مينمايند. در بار
دوم نيز در 18 بهمن 84 وي را از خيابان ربوده و به دليل ضرب و
شتم زياد و وارد آوردن ضربات مشت بر سينه وي دچار ايست قلبي شد
و به بيمارستان منتقل نمودند. او بعد از يك هفته از بيمارستان
مرخص ميشود. ربودن وي نيز ايندفعه به دستور رئيس كل اطلاعات قم
صورت ميگيرد.
جرم ابوالحسن بهرامي دبير بازنشسته قم در ماجراي حسينيه شريعت
تكثير و الصاق 3 اعلاميه زير در سطح قم و ارائه به منزل برخي
مراجع بوده است:
اعلاميه شماره 1
بسم الله الرحمن الرحیم
هو
121
یا علی
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
فضیلت مجالس ذکر از نظر و دیدگاه فقرای سلسه
علویه رضویه اثنی عشری شاه نعمتاللهی سلطانعلیشاهی گنابادی
مجالس ذکر و انجمنهای فقری روضه ایست از ریاض
جنت و نور بخش آسمانها و برکت و وسعت و رحمت زمین و مسرت بخش
بزرگان و محبوب مومنان. اگر موفق بحضور در این مجالس شدیم باید
شکرگزار بوده و کاملاً متوجه حق و
متذکر و خیالات دنیویه را از خود دور نموده و
خانه دل را مخصوص حق قرار دهیم تا مورد عنایت حق واقع گردیم و
بصیرت و بینایی یابیم.
برو تو خانه دل را فرو روب مهیا
کن برای جای محبوب
چو تو بیرون شوی او اندر آید به تو بی
تو جمال خود نماید،
و سعی کنیم که در غفلت نبوده به ذکر و فکر و
یاد حق مشغول باشیم كه شيطان و جنود او با تمام وسایل مجهز در
صدد اغوای انسان و راهزنند که عرض کرد: « فبعزتک لا غوینهم
اجمعین الا عبادک منهم المخلَصین» و سعی و جدیت و جد دارند بهر
وسیله ایست از یاد خدا بازدارند. میدان مبارزه و مجاهده است و
اگر فضل و لطف حق شامل نشود بر شیطان و جنود او فائق نخواهیم
شد و از برکات اینگونه مجالس برخوردار و بهره مند نخواهیم بود.
باید در دل از خدا جز خدا نخواهیم و خواهشهای دنیویه که قابل
اعتنا نیست از خود دور سازیم
از خدا غیر از خدا را خواستن
ظن افزونیست کلی کاستن
و دل بلکه تمام اعضاء را بیاد خدا مشغول داریم
که شیخ سعدی فرماید:
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت
دارد؟ سر مویی به غلط در همه اعضایم نیست
بزرگترین حجاب خودبینی و خودیت است تا این حجاب
پاره نشود بصیرت و بینایی حاصل نگردد و مولی المولی علیه
السلام در دعای کمیل عرض میکند: لا ینال ذلک الا بفضلک و کرمک.
امیدورایم به فضل حق و توجه اولیای حق بتوانیم از برکات
اینگونه مجالس مستفیض گردیم که سعادت دنیا و آخرت و اصلاح جمیع
امور ظاهریه و باطنیه از برکات این مجالس و انجمنهاست که
فرموده اند: تفکر ساعةٍ خیر من عبادة سبعین سنة که مقصود از
تفکر یاد حق بودن و خود را فراموش نمودن است. انجمن مقدس ذکر
مورد توجه حق تعالی و مورد نظر انبیاء و اولیاء و ملائکه است و
ملائکه اطراف مجلس ذکر را احاطه کرده و برای اهل آن دعا و طلب
استغفار میکنند. ارواح مومنین هم که احاطه به این عالم طبیعت
دارند غبطه حضور در این مجالس را می خورند، خاصه که انعقاد
مجلس بنام مبارک یکی از بزرگترین اولیاء عظام تشکیل گردیده
باشد. از حضرت حق درخواست و مسئلت داریم که ما را مؤید و موفق
بدارد که قدر این مجالس را دانسته به غفلت و خیالات دنیوی
متوجه نباشیم و همواره متذکر و متوجه حق بوده از فیض مجلس ذکر
محروم نگردیم که فرمودند: الذکر طاعة و الغفلة معصیة هر آنی که
متذکر حق باشیم در عبادت و هر لحظه که به غفلت گذرانیم در
معصیت خواهیم بود. اجتماعات مذهبی فقط باید برای یاد خدا و
تذکر و توسل به بزرگان دین و روانهای پاک آن بزرگواران باشد و
اغراض دنیویه و امور مادی در بین نباشد و بلکه بزرگان ما منع
فرمودهاند که در اجتماعات مذهبی که باید فقط برای یاد خدا
باشد از امور دنیویه سخن بمیان آید و وقت گرانبهای اجتماعات ما
صرف اغراض مادی گردد چنانچه خرید و فروش در مسجد را منع
کردهاند. البته از کار دنیا و اجتماعات دنیوی ممانعت نشده
بلکه کسی که بیاد خدا از جنبه اطاعت امر باشد ممدوح بلکه واجب
شمردهاند ولی فرمودهاند مجالسی را که مخصوص یاد خدا و توسل
است و حلقه ذکر نامیده میشود روضهای است از ریاض جنت و ارواح
مطهره انبیاء و اولیاء علیهم السلام حاضرند بلکه صاحب ولایت و
راهنمای زمان و ولی امر در آن مجلس حاضر و ناظر است و نباید
خود را به امور دنیویه که قابل اعتنا و توجه نیست آلوده ساخت.
چون خدا غنی الشرکا است و عبادتی را که شائبه غرض مادی در آن
باشد رد میکند و مجالسی هم که به اغراض دنیویه مشوّب باشد فیض
و اجر نخواهد داشت. بزرگان و پیشوایان ما که ائمه اطهار صلوات
الله علیهم باشند بعد از قضیه عاشورا برای اینکه وسیله اجتماع
مذهبی در میان موجود باشد و ذکر امور دنیویه در آن میان نیاید
فاجعه شهادت حضرت حسین علیه السلام را که بزرگترین واقعه
جانسوز عالم است متذکر گردیده و به پیروان و مؤمنین دستور
میدادند که از تذكار مصائب حسین علیه السلام غفلت نورزند و
دور هم بنشینند و بیاد ظلمی که نسبت به آن بزرگوار شده بود
باشند. در این دستور هم منظور سیاسی و هم اجتماعی و هم دینی
مندرج بوده زیرا منظور این بوده که اعمال و رفتار و گذشت از
مال و جان آنان را سرمشق خود قرار داده رفتار نمائیم. علاوه از
توجه به غیر خدا در آن مجالس منصرف و روح خود را اتصال به عالم
ملکوت داده و ارتباط با آن عالم اصلی خود پیدا کنیم. این امر
که به این نظر منظور و دستور داده شده بر غلبه احساسات مذهبی و
شدت محبت دینی به بزرگان در میان شیعه رواج یافته و در وفات و
تولد همه بزرگان دین اجتماع نموده و بیاد خدا ذکر مناقب و
مصائب آنان مشغول بودند و در روزهای تولد جشن گرفته و در ایام
وفات سوگواری را بجا میآورند. بزرگان عرفا نیز در هر زمان از
این سنت سنیّه پیروی نموده و در اقامه عزاداری و گاه هم جشن
تولد ائمه هدی علیهم السلام جد بلیغ مینمودند از جمله مرحوم
مبرور سلطان الاولیاء حضرت آقای شهید طاب ثراه در این امر جهد
وافر مبذول میداشت و در تمام سال مجالس سوگواری حضرت سید
الشهدا علیه السلام را منعقد و کسانی که درک فیض زیارتشان را
کردهاند همه میگویند که حضرتش در مجالس سوگواری کثیرالبکاء
بوده و بلکه گاهی در امثال روز عاشورا و بیست یکم رمضان حال
انقلاب بر ایشان دست میداد. البته همانطور که عرض شد باید
منظور را متوجه باشیم و پی به اصل مقصود ببریم و حال توسل و
تذکر را زیاد کنیم و در اینگونه مجالس درخواست فیض از منبع فیض
نمائیم و قدردان نعمت موجود بوده و از خداوند بخواهیم که حال
شکر را از ما سلب نفرموده و نعمت موجوده یعنی ادامه نعمت وجود
حضرت ولی امر و راهنمای زمان ارواحنا فداه را از حضرت حق مسئلت
نمائیم. حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم که از دنیا رحلت
فرمود بشریت آن حضرت از دست رفت ولی معنویت او و روحانیتش باقی
ماند و در وجود مبارک حضرت مولی الموالی علی علیه السلام جلوه
نمود و این فیض حق قطع شدنی نیست و در هر زمان در مظهری جلوه
گر است و امروز در وجود مقدس امام زمان حضرت حجت بن الحسن عجل
الله فرجه متجلی و اشعه انوار آن حضرت در وجود اولیای حق ظاهر
و هویداست و از خداوند مسئلت داریم که چشم ظاهر و باطن ما را
به زیارت جمال مبارکش منوّر فرماید. مولوی علیه الرحمه فرموده:
هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد دل برد و نهان
شد
هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد گه پیر و جوان
شد
فی الجمله هم او بود که می آمد و میرفت هر قرن
که دیدی
تا عاقبت آن شکل عرب وار بر آمد دارای جهان شد.
ایضا" مولوی فرماید:
آن سرخ قبایی که چو مه پار بر
آمد امسال در این خرقه زنگار برآمد
آن ترک که آن سال به یغماش
بدیدی این است که امسال عرب وار برآمد
آن یار همان است اگر جامه بدل
کرد آن جامه بدل کرد دگر بار برآمد
آن باده همان است اگر شیشه دگر شد
بنگر که چه خوش بر سر خمار برآمد
آن شمع به صورت به مثل مشعله شد
وین مشعله زین روزن اسرار برآمد.
در مشارق الانوار از حضرت مولی المولی علی
علیه السلام نقل شده که فرمود: «فانا نظهر فی کل زمان و وقت و
اوان فی ای صورة شئنا باذن الله عز و جل یعنی ما ظاهر میشویم
در هر زمان و در هر صورت که بخواهیم به اذن خدای تعالی.
بنابراین اینها بهانه و وسیله برای توسل و التجا و یاد حق است
چنانکه عرفا در کعبه و بتخانه محبوب را میبینند.
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی
تو مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
امید است در اینگونه مجالس از یاد خدا غفلت
ننموده و به ذکر و فکر خود که دستور داده شده مشغول باشیم و از
اولیای حق و خداوند منان استمداد نموده نورانیت و معرفت و
نیستی و رفع گرفتاریهای صوری و معنوی و اصلاح مشکلات ظاهری و
باطنی خود را مسئلت نمائیم که به طوری که ذکر شد دعا و توسل و
التجاء در اینگونه مجالس اجابت خواهد شد.
تالیف: جناب حاج سید هبه الله جذبی (ثابتعلی)
از جهت ترویح ارواح مطهره مقدسه انبیاء و
اولیاء خصوصاً حضرت خاتم الانبیاء و ائمه هدی و فاطمه زهرا
سلام الله علیهم اجمعین و جمیع مشایخ ائمه اثنی عشر بخصوص شیخ
وقت ما حضرت آقای مجذوبعلیشاه سلمه الله تعالی و از جهت ظهور و
خروج حضرت صاحب الامر و العصر و زمان و خلیفة الرحمن عجل الله
تعالی فرجه و از جهت ازدیاد قوت ظاهر و باطن جمیع راهنمایان
دین و از جهت ذکر دوام و فکر مدام جمیع اهل سلوک و خصوصاً
فقرای سلسله نعمت اللهیه بحرمة سورة مبارکه الفاتحه. والسلام
آدرس: قم خیابان ارم کوچه شریعت 18 حسینیه
شریعت –
شیخ جلیل سلسله صوفیه علویه رضویه اثنی عشری شاه نعمت اللهی
سلطانعلیشاهی گنابادی سلالة السادات عارف ربانی جناب حاج سید
احمد شریعت رضوی « درویش فیض علی» دامت شوکته
اعلاميه شماره 2
هو
121
یا علی
صلی الله علیک یا امیر المومنین
ناد علیاً مظهر العجائب تجده عون لک فی النوائب
لی کل هم و غم سنجلی بولایتک یا علی
خلاصه اصول تعلیمات و رویه و شناخت از عقاید و
افکار و سیره و سنت فقرای سلسله علویه،رضویه،اثنی عشری، شاه
نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی تقدیم میگردد:
1.
کمال تغیّر و دقت در انجام تکالیف و وظایف
شرعیه دارند حتی علاوه بر ایتان واجبات و ترک محّرمات تا ممکن
شود مستحّبات را نیز عمل نموده و از مکروهات اجتناب نمایند
بلکه بزرگان توصیه مینمایند که تا بتوانند از امور مباحه هم
خودداری کنند که مبادا به مکروهات و بالنتیجه به محّرمات دچار
گردند. و این تکالیف شرعیه تا حیات باقیست ولو هر قدر در مراتب
روحی ترقی کند ساقط نمیگردد بلکه هر قدر در مقامت معنوی بیشتر
ترقی کند، سعی وکوشش او در عبادت و طاعت وخضوع وخشوع زیادتر
گردد. و در دستورات طریقتی بعضی از مستحبات را موظفند همیشه
انجام دهند مانند دوام بر طهارت و ادای فرایض در اول وقت و
بیداری سحرها برای عبادت خصوص بین الطلوعین
وقرائت مقداری از قرآن مجید بعد از ادای نماز
صبح وخواندن صلوات کبیره بعد از نماز صبح و موقع خواب. در
مجامع فقری هم پس از ادای نماز جماعت در صورت بودن مأذون، یکی
از کتبی که شامل وظایف شرعیه و دستورات اخلاقی و عرفانیست
خوانده شده و بعد مقداری از اشعارعرفای بزرگ خوانده میشود و
همه با حالت سکوت بیاد خدا و استماع میباشند.
2.
از غروب روز پنجشنبه تا بعد از ادای فرایض
ظهرجمعه بموجب آیه شریفه: « اذانودی للصلوﺓ
من یوم الجمعه فاسعو الی ذکر الله و ذروالبیع» اموردنیوی
راترک کرده، از کسب و کار دست کشیده به امور مذهبی از قبیل
شرکت در مجامع فقری و زیارت اخوان و قبور بزرگان وعیادت
بیماران و دستگیری بینوایان و اعانت مظلومان و غیره مشغول
میباشند یا به عبادت و بندگی خدا و خواندن دعا میپردازند.
3.
اشخاصی که مبتلا به استعمال تریاک یا سایر مواد
مخدره از قبیل حشیش و بنگ و مسکرات و غیره میباشند در این
سلسله قبول نشده واستعمالتریاک را مطابق فتاوی بیشتر از علما
حرام میدانند و در این سلسله معتادین به این امور وجود ندارند
حتی غالب بزرگان از استعمال قلیان وسیگار هم بعلت مضر بودن به
صحت مزاج اجتناب دارند.
4.
کلیه پیروان این سلسله باید از راه کسب وکار
رفع احتیاجات زندگی خود را نموده و حتی خود بزرگان هم از طریق
زراعت وحفر قنوات و احیای زمین مواد ، امرار معاش میکنند از
تنبلی وبیکاری پرهیز دارند و اشخاص بیکاركه از راه تکدی یا
دوره گردی یا خواندن در معابر تحمیل وسربار دیگران هستند قبول
نشده و در این سلسله یافت نمیشوند.
5.
نسبت به هیچیک از سلاسل بلکه مذاهب ،تنقید و
بدگویی ننموده ، با همه به محبت ودوستی رفتار مینمایند، بلکه
بدگویی نسبت به رؤسا و بزرگان هر سلسله و مذهب را به موجب آیه
مبارکه « ولا تسبو الذین یدعون من دون الله بغیر علم» حرام
ميدانند و اگر مدح با ذم مینمایند مطابق رویه قرآن مجید،عمل
را ملاک قرار میدهند نه شخص را ،ودستور کلی:« با خداوند به
بندگی و طاعت و با عموم به مهربانی وشفقت و با برادران دینی به
کوچکی و خدمت » میباشد.
6.
تعداد زوجات را به مصداق آیه مبارکه :«فان خفتم
الا تعدلو فواحدﺓ»
وآیه شریفه :« ولن تستطیعو ان تعدلو » جایز نمیدانند مگر در
موارد ضرورت و نادره که به علل شرعیه ناچار از تعدد گردند .
طلاق را نیز به موجب حدیث شریفه:« انّ ابغض الاشیاء عندی
الطلاق » اجازه نمیدهند مگر در مواردی که توافق غیرممکن یا مخل
امور دیانتی یا مذهبی بوده باشد.
7.
نسبت به علمای اعلام که مجازین روایت و مأمور
تبلیغ احکام شرعیه فرعیه هستند کمال تجلیل واحترام را قائلند
وپیروان را در وظایف شرعیه امرمیکنند که از مرجع تقلید اخذ
تکلیف نمایند چه شریعت را پایه و اساس و مقدمه طریقت میدانند و
بدون انجام وظایف شرعیه که از روی تقلید صحیح باشد امور قلبی و
طریقتی را بی اثر دانند.
8.
دخالت در هر یک از امور مذهبی را بدون اجازه از
صاحب اجازه ای که اجازه آن بوسائط متصل به یکی از معصومین
علیهم السلام شود جایز نمیدانند مانند امامت جماعت و اخذ وجوه
خدایی و قضاوت و فتوی و غیره و میگویند همانطوری که بدون حکم و
فرمان شاه کسی نمیتواند در امور دولتی دخالت کند ولو هر قدر
عالم به قوانین اداری یا حقوقی یا جریان مالی باشد، همچنین در
امور مذهبی هم بصرف دانستن احکام جایز نیست مباشرت نماید مگر
آنکه اجازه از صاحب اجازه صحیحه غیر مخدوشه داشته باشد.
9.
هیچیک از پیروان، حق دعوت و تبلیغ ندارند و
باید به عمل و کردار نیک رفع شبهات کرده و خلق را راغب و مایل
به دیانت نمایند و اساساً
میگویند طریقت امر قلبی وباطنی است ودعوت مربوط
به امور ظاهری وشریعتی است هر کس مورد فضل وهدایت الهی واقع
گردد: چه هدایت مخصوص ذات اقدس الهی است که ان الله یهدی من
یشاء به قلب او می اندازد که در صدد طلب حق بر آید وچون در طلب
خود به سعی وکوشش پرداخت وبا تضرع ونیازمندی از خدامند ارائه
طریق خواست خداوند بموجب آیه شریفه « والذین جاهدو ا فینا
النهدینهم سبلنا » البته او را به طریق حق راهنمایی فرماید
وبنماینده خود رساند .از این رو این سلسله هیچگونه تظاهر و
اجتماعات تبلیغی ندارند و غیر از مجامع فقری که معمولاً شبهای
جمعه ودوشنبه وصبحهای جمعه است مجامع عمومی دیگری ندارند و
دراین مجامع هم فقط به ذکر خداوند اکره امور مذهبی وذکر فضایل
ومکارم بزرگان مشغولند .و در این مجامع هم ورود غیر پیروان
مانعی ندارد.
10.
پیروان این سلسله اجازه ندارند در سیاست دخالت
کنند« البته مشاغل دولتی جزء کسب و کار است » یا در احزاب
ودستجات سیاسی وارد گردند ودر مجامع فقری هم هیچگونه مذاکرات
سیاسی نباید بشود بلکه در آن مجامع امور مادی ودنیوی هم صحبت
نشود وفقط به یاد خدا وامور روحی ومعنوی پردازند و در عین حال
قوانین مملکتی را محترم شمرده مطیع باشند وتا بتوانند از وظایف
شخصی تجاوز ننموده بکار خود مشغول ومتوجه خوب وبد دیگران
نباشند وساعی باشند که حتی الامکان خود را اصلاح نمایند .
11.
از خصوصیات این سلسله آنکه غالب مشایخ ومجازین
آنها علمایی هستند که تمام مراتب علمی وصوری را بحد کمال
رسانیده ومجتهد یا قریب الاجتهادند که بعد از طی تمام مقامات
علمی و داشتن احترامات صوری به فکر تکمیل باطن وعلوم معنوی
وترقی روحی ، همان مراتبی که اصحاب سر ائمه اطهار علیهم السلام
، دارا بودند برآمده وترک تمام مراتب و مقامات صوری را نمودند
بلکه خود را مورد طعن ولعن ظاهربینان قرار داده وسلوک در این
سلسله وتسلیم به نماینده الهی را اختیار نموده اند، « رجوع شود
به حالات مشایخ این سلسله در کتاب نابغه علم وعرفان »
12.
این سلسله چون در ظاهر و وظایف شرعیه هیچگونه
اختلافی در اعمال و اعتقادات با علماء اعلام وشیعه حقه اثنی
عشریه ندارند بحسب ظاهر ولباس و محل عبادت که مسجد است تمایزی
نداشته وحتی محل خاصی بنام خانقاه را که موجب دوئیت وتشتت گردد
معتقد نیستند چه بزرگترین علت ضعف وانحطاط اسلام را همین ایجاد
فرق مختلفه اسلام میدانند ومیگویند باید همه با هم متحد و متفق
شده در صدد اعلای کلمه اسلام ورفع مفاسد و خطراتی که پیش آمده
برآیند .طریقت امر معنوی واصلاح نفس وتصفیه روح است ومستلزم
ظاهرخاصی نیست وظیفه پیروان آنست که در ظاهر با سایر مسلمین که
برادران اسلامی هستند مشابه و مشترک بوده و وضع خاصی که آنها
را از دیگران متمایز نمايد نداشته باشند. فقط جدیت کنند که در
انجام وظایف شرعی و اخلاقی خود را ممتاز نمایند و در وظیفه
طریقی هم در هر حال بیاد خدا و از ذکر او غافل نشوند که موجب
حدیث شریف :« الذکر طاعه الغفله
معصیه
»غفلت و فراموشی از یاد خدا را گناهی عظیم
شمارند و درعین آنکه به امور دنیوی مشغولند باید در دل بیاد
خدا باشند که مثلی است مشهور :«دست به کار و دل با
یار»
اندرهمه جا با همه کس در همه
کار میدار نهفته چشم ودل جانب یار
یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشید
شاید که نگاهی کند آگاه نباشید
13.
در این سلسله الزامی به گذاردن شارب ندارند و
بزرگان فرموده اند که : دینی را به مویی نبسته اند. ولی هیچیک
از علما هم به حرمت یا کراهت آن فتوی نداده اند بلکه قائل به
استحباب آن هستند و این استحباب را هم علمای تشیع از راه تسامح
در ادله سنن قبول نموده اند والا غالب روات این اخبار غیر
موثقند.
14.
بزرگان عرفا را نمایندگان حق و نایب امام (ع) و
مجازین درایت و مأمورین اصلاح نفوس و تهذیب اخلاق وتصفیه روح
و متوجه نمودن خلق بسوی خدا میدانند و اجازه آنها را بوسائط
صحیحه متصل به امام (ع) رسانند و امر و اطاعت دستورات آنها را
امر الهی دانند چنانچه علمای اعلام را نمایندگان حق و نائب
امام (ع) در تبلیغ احکام و وظایف شرعیه دانند و باید اجازه
روایت آنها هم بوسائط غیر مخدوشه به امام متصل گردد.
15.
عبادات و اعمال مذهبی باید به امر آمر الهی
باشد که اگر بدون امر آمر الهی انجام شود نتیجه و ثمر اخروی
نخواهد داشت ، نهایت آنکه اگر از روي صدق و اخلاص بدون ا شائبه
ریا و اغراض نفسانی باشد خداوند متعال به مصداق آیه مبارکه:«
والذین جاهدو ا فینا لنهدینهم سبلنا» اورا به امر الهی رسانده
وپس از تسلیم به امر او اجر و ثواب اعمال گذشته او را هم به او
عطا خواهد فرمود
16.
ولایت علی (ع) را که مطابق اخبار صحیحه متوتره
، شرط قبول اعمال و دخول در باب علم است ، غیر از اظهار علاقه
و محبت وارادت ، اعتقاد به خلافت بلافصل آنحضرت دانند والاّ
هزاران اشخاص از مذاهب غیر از اسلام هم اظهار محبت و ارادت به
آن بزرگوار را مینمایند پس باید آنها هم دارای ولایت باشند ،
بلکه میگویند بموجب حدیث شریف « بنی الاسلام علی خمس: الصلوﺓ
الزکوﺓ
و الصوم والحج والولایه» که ولایت را که امر معنوی و قلبی است
جزء اعمال بدنی و جوارحی ذکر فرمودهاند والّا باید توحید و
نبوت و معاد را نیز ذکر کرده باشند و آن عمل بدنی که ترخیص در
آن داده نشده است بیعت ایمانی است که تا کسی این بیعت را انجام
ندهد اگر تمام عمر مشغول عبادت و طاعت باشد ، هرآیینه خداوند
او را به رو درآتش جهنم اندازد و این بیعت ایمانی و بیعت
اسلامی در زمان حیات رسول اکرم (ص) ظاهر وآشکار بوده است . بعد
از آن حضرت مخالفین به زور از مردم بیعت اسلامی می گرفتند ولی
بیعت ایمانی را علی و ائمه عليهم السلام بعد از آن حضرت تا
زمان غیبت کبری خود آن بزرگواران یا نواب و مشایخ آنها بواسطه
خوف از خلفای جور مخفیانه از اشخاصی که خداوند آنها را هدایت
میفرمود بیعت میگرفتند وآیات قرآنی بالصراحه و اخبار و احادیث
بالکنایه و تواریخ بر این امر دلالت دارد وثابت است وهیچ
دلیلی از آیات واخبار در دست نیست که در زمان غیبت امام زمان
عجل الله فرجه این امر مهم که بموجب آیه مبارکه :« الیوم اکملت
لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» که موجب اکمال دین است ساقط و
نسخ شده باشد لذا باید عقلاً و نقلاً و فضلاً در زمان غیبت هم
این عمل را انجام دهند و آنها مجازین در درایت و بزرگان عرفا
میباشند که به اجازه متصله بوسائط به امام (ع) از مستعدین اخذ
بیعت مینمایند ولی البته باید اشخاصی که بیعت میگیرند با اجازه
صحیحه وغیر مخدوشه که متصل به امام گردد بوده باشند. بیعت
معامله با حق است که « انّ الله اشتری من المومنین انفسهم و
اموالهم بانّ لهم الجنه » پس باید معامله با نماینده حق که
اجازه داشته باشد انجام گیرد.
17.
توفیق درک خدمت نماینده حق وصاحب اجازه ، اولاً
به هدایت و راهنمایی حق است که هر کس را خدا بخواهد به نماینده
خود هدایت میفرماید ثانیاً تشخیص صاحبان اجازه حقه به حسب ظاهر
به دو امر است یکی نص ودیگر اثر ، نص یعنی اجازه او بدون قطع
وفصل کتباً با شفاهاً « نه در خواب» متصل به امام گردد و البته
تحقیق این امر مستلزم دقت وتعمق در حالات و کتب عرفا و بزرگان
است. اما اثر عبارت از آنست که در ملاقات و زیارات آنان مطابق
دستور حضرت عیسی (ع) باشد که از آن حضرت سؤال کردند که : « من
نجالس ، فرمود من یذکر الله رویته و یزیدو فی علمکم منطقه و
یرغب فی الاخرﺓ
عمله» باید ملاقات و مجالست و مصاحبت او شما را بیاد خدا
اندازد و بیان او بر دانایی شما بیفزاید و عمل و رفتار او شما
را راغب و مایل به آخرت نماید و از دنیا و علاقه به آن متنفر
سازد . چنین کسی شایستگی آن دارد که تسلیم او شوید بعلاوه
باید اعمال و رفتار و عقاید او کاملاً مطابق شرع انور باشد که
اگر عمل از اعمال شریعت را مهمل گذارد یا عقایدی مخالف قرآن
مجید و احادیث داشته باشد قابل اطاعت و پیروی نخواهد بود البته
این تشخیصات در بدو امر است و بعد از آنکه تسلیم امر شد و به
دستورات عمل کرد حس ٌمیکند که روز بروز نفس او اصلاح شده و
اخلاق رذیله او تبدیل به صفات حسنه گردیده و صفا و نورانيتي در
قلب او ایجاد شده ، آنوقت یقین میکند که براه نیک و حقی
میباشد.
«
والسلام»
آدرس : قم خیابان ارم کوچه شریعت (18) حسینیه
شریعت –
شیخ جلیل سلسله صوفیه علویه رضویه اثنی عشری شاه نعمت اللهي
ولی سلطانعلیشاهی گنابادی عارف ربانی سلاله السادات حاج سید
احمد شریعت رضوی « درویش فیض علی » دامت شوکته تلفن
7734633
اعلاميه شماره 3
هو
121
یا علی
رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل
لی من لدنک سلطانا" نصیرا
آیه النصرﺓ
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
آداب مجالس فقری و آداب ورود و حضور در مجالس
ذکر و رسیدن خدمت اقطاب و مشایخ صوفیه سلسله علویه رضویه اثنی
عشری شاه نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی
ای یاد تو مونس روانم جز ذكرتو نیست
بر زبانم
ای فقیر بدانکه بهترین اعمال ذکر خداوند متعال
و یاد او بودنست و از اعمال واجب هم منظور همان یاد خداست
چنانچه مولوی فرماید:
اگر نه روي دل اندر برابرت
دارم من این نماز
حساب نمازنگذارم
مراد من زنمازآن بود که من با
تو حدیث درد فراق تو
باتو بگذارم
پس منظور از اعمال واجبه و مستحبه همه همان ذکر
و یاد محبوبست وبرای سالک کوی دوست هیچ چیز بهتر و نیکوتر از
یاد دوست نیست و یاد دوست در همه حال نیکوست خصوصاً در حال
اجتماع مومنین که محل رحمت و برکت است و خداوند و ملائکه و
ارواح انبیاء و اولیاء علیهم السلام به آن مجلس توجه دارند.
لذا برای آن مجلس فضایل و آدابی است که مختصری ازآیات و
اخبارائمههديعلیهم صلوات الله الملک و المستعان و گفتار
بزرگان دین قدس الله اسرارهم را برايتذکر خود و برادران
ایمانی به عرض میرساند باشد که به لطف خدای متعال توفیق عمل
حاصل گردد.
فضیلت
ذکر خدا و امر به آن:
آیات:
1.
یا ایها الذین امنو اذکرواالله ذکراً کثیراً و
سبحوه بکرﺓ
و اصیلاً
ترجمه: ای
کسانیکه ایمان آوردهاید، خدا را بسیاریاد
نمائید و او را هر صبح و شام تسبیح نمائید.
2.
واذکرو الله ذکراً كثيراً لعلکم تفلحون،
ترجمه: خدا را زیاد یاد نمائید تا رستگار گردید.
3.
وسبح بحمد ربک حین تقوم و من الیل فسبحه و
ادبار النجوم . ترجمه: حمد و ثنای پروردگارت را بنما زمانی
که در شب برمیخیزی و زمانیکه ستارگان پنهان میگردند.
4.
الا بذکر الله تطمئن القلوب . ترجمه: بیاد
خدا دلهایتان را آرامش دهید.
5.
الذین يذکرون الله قیاماً وقعوداً و علیجنوبهم
و یتفکرون فی الخلق السموات و الارض. ترجمه: کسانیکه خدا را
در نشستن و خوابیدن یاد می کنند و تفکر در خلق آسمانها و زمین
مینمایند مؤمنانند. آیات قرآنی درباره ذکر بسیار است ولی پنج
آیه آوردیم.
احادیث:
1.
الا ان خیر اعمالکم و اذکارکم الا آخر
ترجمه: آگاه باشید بدرستی که بهترین کارها و یادها نزد صاحب
شما و آن چیزی که شما را بلند مرتبه و منزلت و درجه مینماید و
بهتر از آنچه آفتاب بر او می تابد یاد خداست.
2.
قال الله تعالی: انا جلیس من ذکرنی الا آخر
ترجمه: خداوند می فرماید: من همنشین با کسی هستم که یاد من کند
و بلند است مرتبه و منزل کسیکه با خدا همنشین باشد.
3.
قال رسول الله(ص): من اکثر ذکر الله عز و جل
احبه الله الی آخر رسول خدا فرماید:
کسیکهیادخدابسیارنماید، خداوند اورا دوست میدارد و نوشته
میشود برای او دو رهایی « ایمنی» رهایی از آتش دوزخ و رهایی از
دورویی.
4.
عن ابی عبدالله(ع): قال الله من ذکرنی فی
الملاء من الناس الا آخر ابو عبدالله فرمود: میفرماید
خداوند کسیکه مرا در آشکارا و در بین مردم یاد نماید من هم او
را در بین ملائکه یاد مینمایم.
5.
قال الله تعالی الموسی علیه السلام: اکثر ذکری
باللیل الیآخر خداوند فرمود به موسی (ع) زیاد یاد من بنما در
شب و روز بوده باش در موقع یاد من خاشع، با حال توجه. احادیث
شریفه در فضلیت و امر بیاد خدا بودن زیاد است فقط پنج حدیث
انتخاب شد.
فضلیت مجالس ذکر:
قال رسول الله(ص): حضور مجلس الذکر افضل من
الصلوﺓ
الف رکعه ..... ترجمه: فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله:
حاضر شدن در مجلسی که یاد خدا در آن باشد برتر است از هزار
رکعت نماز« البته مستحبی» قال رسول الله(ص): اذ امررتم فی ریاض
الجنته فارتعوا الیآخر ترجمه: فرمود رسول خدا زمانیکه
مرورنمودید در باغهای بهشت پس بهره برد اريد (بچرید) و لذت
ببرید. عرض کردند: ای رسول خدا باغهای بهشت کدام است؟ فرمود:
مجالس (حلقه ها ی) ذکر خدا. بدرستیکه از برای خدای تعالی
ملائکه سیر کننده ایست که جویای مجلس و حلقه هایی هستند که در
آن یاد خدا و ذکر خدا باشد و چون به آن حلقه ها رسیدند پس طواف
می کنند بر دور آنها و اطراف آنها را احاطه می نمایند. « کنایه
از این است که اطراف اهل مجلس می گیرند و آنها را از آسیب و
بلا نگهداری میکنند به امر خدا». قال رسول الله (ص): بادرو الی
ریاض الجنته فی دار الدنیا الی آخر فرمود رسول خدا (ص):
پیشی گیرید (بشتابید) بسوی باغهای بهشت در این دنیا. عرض
کردند: چه چیز است باغهای بهشت در دنیا؟ فرمود حلقه های ذکر «
مجالسی که به یاد خدا تشکیل می گردد» ذکر و مجالس ذکر از نظر
خداوند متعال و رسول محترم و ائمه اطهار و اولیای عظام فوق
العاده مورد توجه و احترام است تاجایی که افضل از هزار رکعت
نماز می شمارند. پس واجب و لازم است بر افرادی که خود را اهل
اینگونه مجالس میدانند و در آن حضور می یابند،آداب و احترام آن
را رعایت نموده با مجالس دیگر تفاوت بگذارند: تا مورد توجه و
عنایت خدا و بزرگان دین واقع شده و بهرهکامل از اینگونه مجالس
ببرند.
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خرام تا
نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
1.
آنکه لباس و بدن را از آلودگی و ناپاکی
پاکگرداندیاغسلیا وضو در صورت ممنوع بودن از آب تیمم بنماید
و خود را به بویخوش بیاراید اگر بتواند با غسلتوبه وارد شود،
بسیار بسیار نیکوست. غسل توبه حالتتوجه و خضوع و خشوع را زیاد
مینماید.
2.
از منزل یا محلی که هست و به قصد شرکت در مجلس
ذکرحرکت میکند سر را به زیر انداخته بدیگریتوجه نداشته باشد،
به دل و زبان یاد خدا نماید و قصدش فقط خدا باشد و منظورش
دیدنکسی برای اموری از دنیا نباشد.
3.
وقتیکهوارد مجلسشد در هر کجا که هست بنشیند و
جا را برای دیگرانتنگ نکند. تا میتواند رو به قبله یا اگر در
مجلس بزرگی باشد رو به او بنشیند. با کسی حرف نزند، خصوصا" حرف
دنیایی که بسیار نازیباست و مشغول ذکر قلبییازباتنیخود باشد
وآنیاز فکر و ذکر غفلت نکند که شیطان آماده است که تا سالک از
ذکر و فکرش غافل شود او را به طرف خود بکشاند.
4.
دهان و دست و پاها را کاملاً بشویدکه بويعفونت
ندهد: اگر غذایيکه بودار بوده مانند سیر و پیاز خورده
استپهلویکسیننشیندکهاز بوی دهان او ناراحت باشد. سعیکند
سرفه و خورناسه (صدای دماغ) نداشته باشد و به این طرف و آن طرف
نگاه نکند.
5.
اگر کتابخوان مجلسکلمهای راغلطخواند، ایراد
غلط نکند، چه آنکه حال شنوندگان را تغییر میدهد وانگهی بزرگ
مجلس خود داند اگر صلاح باشد غلط او را گوشزد میکند. عبارت یا
اشعاری را که کتابخوان میخواند بلند بلند همراهی نکند در
خواندن. این عمل دو عیب دارد: یکی آنکه اظهار فضل نمودنست،
دیگر آنکه حواس خواننده وشنوده را مشتت میکند.
6.
در پیش پای کسی بلند نشود مگر آن کس که بزرگ
مجلس احترام نمودو پیش پای او برخاست اساساً مجلس فقری باید از
همه اسباب تعین و تشخص دنیوی خالی باشد آنجا حالت خضوع و خشوع
و توجه قلبی به ذکر و فکر میخواهد و بس.
7.
اگر کتابخوان مطلبی را خواندو متوجه نشد در
همان حال سوال نکند، صبر کند پس از خاتمه کتاب بپرسد.
8.
اگر در مجلس کسی از بزرگ مجلس سوالی کرد یا
ایرادی نمود، مداخله نکند. اساساً در بحث و گفتگوی دیگران وارد
شدن مذموم و بسیار عمل زشتی میباشد.
9.
پیرمردان را و کسانی که راه رفته ترند(
پیشکسوتان) احترام نماید.
10.
اگردر مجالس اطعامی میشود دیگران را برخود
ترجیح دهد، اول به آنها برساند.
11.
از کشیدن سیگار در مجلس بلکه همه وقت به دقت
خودداری نماید که باعث آزار مؤمنین نشود.
12.
از برادران فقری خود انجام اموری را که از طاقت
و توانایی آنها خارج است نخواهد چه در صورت عملی نشدن
باعثکدروت قلبی میشود.
13.
دست ها را کاملا" قبل از حضور در مجلس بشوید و
معطر سازد که در موقع مصافحه فقري باعث تنفر نباشد.
14.
با برادران ایمانیخوشرویی و خوشرفتاری نماید و
مصافحه کند تا محبت فیمابین زیاد شود. در حدیث است که دو مومن
چون از روی خلوص نیت دست بدست هم بدهند خداوند گناه آنها را می
بخشد و بر آنها رحمت میفرستد.
15.
با برادران ایمانی خصوصاً وبا مردم عموماً
خوشرویی و خوشرفتاری نماید که سوء خلق و ترشرویی را خداوند و
بزرگان دین دوست نمیدارند.
16.
نادانسته چیزی و سخنی نگوید خصوصاً مربوط به
امور شرعی و دینی باشد چه ممکن است مسئله یا حکمی شرعی را
برخلاف بگوید وسوال کننده هم عمل نکند و باعث گرفتاری و عذاب
گوینده است که خداوند میفرماید: و لا تقف ما لیس لک به علم ان
السمع و البصر والفواد کل اولئک کان عنه مسئولاً یعنی کاری را
که علم بدرستیآن (یا حرفی راكه علم براستیآن) نداری نگو
بدرستی که گوش و چشم و قلب تو مسئول آن است.
17.
تا حالت عشق و محبت پیدا نشده با بزرگ مجلسیا
دیگر اخوان مصافح ننماید که بوي نفاق خواهد داد خصوصاً
اگر از روی تكلف و خودنمایی مصافحهکند و زانوی شیخ را ببوسد
یا زمین خدمت را بوی شرک میدهد.
18.
با بیگانگان و غیر فقیر که بوی عشقي از آنان
نمیآید ننشیند که افسرده دل افسدره کند انجمنی را وسعدی علیه
الرحمه می گوید: پای در زنجیر پیش دوستان به که با بیگانگان در
بوستان مگر برای هدایت و راهنمایی در صورت صلاحیت داشتن.
19.
از روی تکلف و خودنمائی صیحه نزند و فریاد نکند
که علامت نفاق است و بزرگان این عمل را دوست نمیدارند. ولی اگر
از روی بی اختیاری و غلبه محبت و شوق باشد ممدوح است ولی اگر
بتواند خودداری کند بهتر .
20.
در مجلس با دیگری صحبت نکند خصوصاً حرف دنیا که
دل را میمیراند و حال توجه خود و دیگران را می برد.
این بود مختصری از آداب ظاهری حضور در
مجالسخدا. و اما آداب باطن مجالس که اس و اساس و روح آن است
بسیار و اجمال آن این است:
1.
فقط و فقط برای اطاعت امر وتقرب بحق باشد.
2.
در ظاهر و باطن از جمیع معاصیتوبه کند و
حقیقتاً نادم باشد.
3.
کینه و عداوت هیچ مؤمن و مسلمی را به دل نداشته
باشد.
4.
از روی تکبر و خودخواهی و خود نمایی نباشد.
5.
برای امور دنیوی وصوری نباشد.
6.
دل را از یاد دنیا و مافیها حتی از یاد بهشت و
نعم او پاک کند و جز محبوب در دلش جای نداشته باشد.
آداب رسیدن خدمت اقطاب و مشایخ صوفیه:
اولاً مرید باید مراد خود را از همه عالم «
سوای چهارده معصوم(ع)» بیشتر دوست بدارد و به او عشق بورزد چه
آنکه بزرگترین سرمایه برای سالک عشق است نردبان ترقی او عشق
است بی عشق هیچکس به مقامی نرسیده و نمی رسد.
ملک جز عشق محرابی
ندارد جهان بی خاک عشق آبی
ندارد
کسی کز عشق خالی شده فسرده است گرش
صد جان بود بی عشق مرده است
اگر سالک را عشق باشد آنهم عشق به حق و اولیای
حق بدون شک و شبهه بمقامی خواهد رسید. لذا عشق به مراد اولین
شرط سلوک است. دوم آنکه او را نماینده خدا و پیغمبر و ائمه هدی
(ع) بداند یعنی او را مجاز از امام یداً به ید درتربیت
خداجویان بداند. هر چه گفت بیچون و چرا بپذیرد. سخن او را سخن
امام ، رفتار او را رفتار امام بداند. مشایخی که از طرف او
مجاز هستند بعنوان نمایندگی اطاعت نماید. گفتار و کردارآنان را
محترم بشمارد و پیروی کند و در حق آنان غلو نکند و به خیال خود
و دلخواه خود نسبتی را که آنها به خود نداده اند ندهد و اسرار
مرادش را به هیچکس ولو به برادران طریقتی نگوید و در نزد
بیگانگان زیاده از حد معمول تعریف و احترام نکند که باعث حسد
شده تولید زحمت می نماید. در حضور آنهاتا میتواند بنشیند و
خیره خیره در آنها ننگرد. دلش را در باطن با دل پیر مقابل دارد
تا از انوار ولایتی او بهرهمند شود چنانکه مولوی فرماید:
دل نگه دارید ای بی
حاصلان در حضور حضرت
صاحبدلان
پیش اهل دل ادب بر باطن
است زآنکه دلشان بر سرایر فاطن
است
در حضور آنان صدا را بلند نکند که به مصداق آیه
شریفه" یا ایها
الذین آمنوا لا تر فعو اصواتکم فوق صوت النبی"
نهی اکید شده است چه آن که آنان نماینده پیغمبر
اکرم (ص) میباشند و احترامشان هم به همان جهت واجب و لازم است.
بدون داشتن حال ارادت و خشوع با آنها مصافحه نکند. بوسیدن زمین
و زانوی آنها در صورت غلبه ارادت و محبت اشکالی ندارد ولی اگر
از روی تکلف باشد بوی ریا و خود نمایی میدهد و ابداً جایز
نیست. هرگاه آنها در محلی میهمان باشند، همراه آنها نرود مگر
آنکه دعوت داشته باشد یا خودشان امر بفرمایند. در مجلس برای
بزرگ وقت خود یا مشایخ مجاز حریم قائل شود یعنی با فاصله
بنشیند چون ممکن است فقیری صحبتی محرمانه و خصوصي داشته باشد و
نخواهد کسی دیگر مطلع شود و توقف در حضور بزرگان زیاد نکند. به
فرمایشات آنان کاملاً گو ش بدهد . اگر فقرا زیاد باشند، از
مصافحه خودداری کند و باعث اذیت بزرگان نشود، چه نگاه کردن به
روی عالم هم عبادت است و معنی زیارت توجه قلب است. بی موقع
بدرخانه آنها نرود مگر در حال ضرورت. سوالات بیمورد نکند.
چنانچه موضوعی برایش مشکل شد توجه کامل به سخنان آنها داشته
باشد اشکالش حل میشود. در امور دنیا تا میتواند به ظاهر آنها
متوسل نشود و استمداد و طلب همت از باطن آنها بنماید.
از خدا جوئیم توفیق
ادب بی ادب محروم ماند
از لطف رب
فضیلت همنشینی با فقرا:
کلمه فقرا در اینجا نهآن کسانی هستند که
دارایی دنیا ندارند. ای بسا ناداری که چنان حب دنیا را دارد که
همه چیز حتی خدا را فراموش کرده و ای بسا ثروتمندی که با داشتن
ثروت بسیار دلش خاضع و خاشع و متذکر اوامر و نواهی الهی است و
محبت دنیا را در دل خود که جای خدا میباشد راه نداده است.
منظور از فقرا در اینجا کسانی هستند که دلشان از محبت وعشق
بخدا پر است. دیدنشان انسان را به یاد خدا می اندازد. گفتارشان
به دانش و علم انسان می افزاید و رفتارشان شخص را به راه خدا
آشنا می سازد. منظور از کلمه فقرا اینان هستند. خداوند متعال
پیغمبر و حبیب خود را نهی می فرماید که: از نقوش و زینتهای
دنیا چشم پوشی کن و بر آنان اندوه مخور ولی اهل ایمان را
(فقرا) زیر پر و بال علم و حکمت خود بگیر و با کمال حسن خلق با
آنها رفتار کن ولا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجاً و در
جایی دیگر میفرماید: ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا یعنی و
هرگز با آنان که ما غافل کرده ایم قلب آنها را از یاد خود و
تابع هوای نفس خود شدند و به تبه کاری پرداختند ، متابعت مکن.
آدرس: قم خیابان ارم کوچه شریعت (18) حسینیه
شریعت –
شیخ جلیل سلسله صوفیه علویه رضویه اثنی عشری شاه نعمت اللهي
ولی سلطانعلیشاهی گنابادی(شیخ الصوفیه) عارف ربانی سلاله
السادات عارف ربانی جناب حاج سید احمد شریعت رضوی « درویش فیض
علی » دامت شوکته تلفن: 7734624
«
تالیف: حاج سید فخر الدین برقعی»
|