همسر خدیجه مقدم: به جای دستبند باید به دستهای همسرم بوسه بزنند
تغییر برای برابری: صبح امروز 21 فروردین همسر خدیجه مقدم برای پی گیری وضعیت وی به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کرد اما پیگیری او برای آزادی همسرش به نتیجه ای نرسید.
خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمیته مادران کمپین و مادران صلح صبح روز بیستم فروردین ماه جاری با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد و هم اکنون در بازداشتگاه وزراء به سر می برد. آنچه می خوانید حاصل گفتگو با همسر ایشان است :
آقای خسرو شاهی به نظر شما دلیل بازداشت خانم مقدم چیست؟
این اولین بار نیست که همسرم را بازداشت می کنند . چندین بار او را از پلیس امنیت احضار کردند و رفت و پاسخ هم داد. او فعال جنبش زنان، عضو کمیته مادران کمپین، عضو مادران صلح، فعال محیط زیست و موسس تعاونی های زنان خود سرپرست و توانمند سازی زنان است و در بسیاری از فعالیت های انجام شده برای بازسازی بم و بهبود وضعیت زنان در این منطقه مشارکت کرده است. هربار که یکی از بچه های کمپین را بازداشت می کنند او و مادران دیگر برای آزادی آنها بسیار تلاش می کنند . همین چند روز پیش به همراه خانم عبادی دیداری نوروزی با خانواده فعالان دانشجویی و کارگری و خانواده زهرا بنی یعقوب داشتند. او تمام زندگی اش را صرف برابرخواهی و صلح خواهی کرده است . واقعا باید به جای دستبند به دستهای این زن بوسه بزنند.
- خانم مقدم به شما گفتند که در چه موردی بازجویی شده اند ؟
دیروز وقتی او را دیدم گفت در مورد مهمانی ها و دیدارهایی که در خانه ما با مادران و اعضای کمپین یک میلیون امضا ویا مادران صلح داشته و از او خواسته اند که نام کسانی را که به خانه اش رفت و آمد دارند بگوید که همسرم چنین کاری را هرگز اخلاقی نمی داند و حرفی نزده است. در ضمن گویا از او پرسیده بودند که چرا به دیدار خانواده اسانلو رفته است که گفته بود مادرش دوست اوست و خیلی طبیعی است که برای عید دیدنی به خانه او برود و اساساً حمایت از فعالان جامعه مدنی از وظایف اوست.
- آقای خسرو شاهی نتیجه مراجعه امروز شما به دادگاه چه بود؟
امروز صبح به دادیاری ویژه امنیت به ریاست قاضی سبحانی مراجعه کردم تا درخواست تغییر وثیقه به کفالت را بدهم اما ایشان گفتند فعلا نمی توان کاری کرد.بروید هفته اینده مراجعه کنید.
دلیل بازداشت همسرم را پرسیدم، گفتند از خانم مقدم خواستیم اسامی کسانی را که به خانه تان رفت و آمد دارند بدهد اما نداد. با ماموران پلیس هم برخورد داشت.
گفتم این ماموران شما بودند که با وضع خشونت آمیزی به خانه ما ریختند و برخورد بدی هم با همسرم داشتند .
- خانم مقدم همچنان در بازداشتگاه وزرا هستند یا به اوین منتقل می شوند؟
- فعلا که در بازداشتگاه وزرا هستند و برای ایشان قرار بازداشت موقت صادر کرده اند.
- این قرار را پلیس امنیت صادر کرده یا دادیاری ویژه امنیت ؟
من امروز که به دادگاه مراجعه کردم، بعد از صحبت های بازپرس پرونده گفتم چگونه می توانم همسرم را ملاقات کنم؟ گفتند ایشان را پلیس امنیت عشرت آباد بازداشت کرده باید به همانجا مراجعه کنید. به پلیس امنیت عشرت آباد رفتم، در آنجا به من گفتند که قرار بازداشت را قاضی دادگاه صادر کرده و آنها می توانند اجازه ملاقات بدهند. اما وقتی به پلیس عشرت آباد رفتم گفتند ما کاری نمی توانیم بکنیم حکم بازداشت را معاونت امنیت داده است! بنابراین مجددا به دادگاه انقلاب، معاونت امنیت برگشتم تا بالاخره آقای سبحانی بازپرس پرونده نامه ای خطاب به مسئول بند نسوان زندان وزراء دادند تا به من اجازه ملاقات دهند، به زندان وزراء مراجعه کردم و از آنجا مجددا مرا برای دریافت تاییدیه به پلیس امنیت عشرت آباد ارجاع دادند و سپس نامه ای لاک و مهر شده به من دادند که به بازداشتگاه وزراء ببرم و با او ملاقات کوتاهی داشته باشم.
- همسرتان از وضعیتشان در بازداشتگاه وزراء چه گفتند؟
او به نحوه بازداشت، انتقال به اداره مفاسد اجتماعی، تعیین وثیقه سنگین، نشان ندادن حکم و قرار بازداشت و همچنین فضای بد بازداشتگاه اعتراض داشت. او را در حال حاضر در سلول انفرادی نگه داشته اند.
آقای خشرو شاهی سپاسگذاریم
اعتراض مادران صلح به دستگیری خدیجه مقدم
•
ما، مادران صلح، ضمن اعلام اعتراض شدید خود به اینگونه رفتارها و در پیش گرفتن این روند از سوی مقامات انتظامی و قضایی کشور انتظار داریم که خدیجه مقدم به هیچ قید و شرطی در اسرع وقت به آغوش خانواده خود بازگردانده شود
...
اخبار روز:
www.akhbar-rooz.com
مادران صلح روز چهارشنبه ۲۱ فروردین، با انتشار اطلاعیه ای نسبت به دستگیری خدیجه ی مقدم از فعالین جنبش زنان و صلح در ایران اعتراض کرده و خواهان آزادی فوری او شدند:
سال نو آغاز شده بیآنکه نویدی از آسایش و امنیت شهروندان را در برداشته باشد. متاسفانه در نخستین هفته کاری سال جدید شاهد گسترش دستگیری ها هستیم که دامان یکی از صلحطلبان جامعه مدنی را نیز گرفته است. خدیجه مقدم، این دلسوز آسیب دیدگان اجتماعی و کنشگر عرصههای زنان و صلح و حقوق بشر و محیط زیست، از روز سه شنبه ۲۰ فروردین در بازداشت به سر می برد.
ما گروهی از مادران صلح ایران، همان گونه که در بیانیه های قبلی خود تأکید کردهایم، معتقدیم که دستگیری و حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامهنگاران، نویسندگان، روحانیان، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانههای گوناگون رفتاری است که به بحران و تنش داخلی میانجامد و برای قدرتهای سلطهطلب خارجی دستاویزی میشود تا نقض حقوق بشر در ایران را بهانهای برای حمله یا اعمال تحریمهای گوناگون بر ضد کشورمان قرار دهند.
چگونگی دستگیری خدیجه مقدم، به نقل از شاهدان عینی، نمونه بارز نقض حقوق شهروندی است. شاهدان عینی اظهار میدارند که خدیجه مقدم در پاسخ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به ماموران گفته است: اقدام من علیه امنیت ملی است، یا رفتار و اقدام شما؟
اکنون پرسش ما نیز این است: هجوم به چاردیواری خانوادهای در میانه روز، یعنی هنگامی که مادر خانواده در خانه تنهاست، و دستگیری مادر خانواده را چگونه میتوان حفظ آسایش شهروندان و حمایت از آنان به شمار آورد؟ و از آن سو، چگونه میتوان فعالیتهای خدیجه مقدم را که تمام زندگی خود را به صورت شفاف و علنی وقف فعالیتهای صلح طلبانه کرده است مصداق اقدام علیه امنیت ملی یا تشویش اذهان عمومی دانست؟
خدیجه مقدم، به هنگام دستگیری، در برابر این اتهامها در مقام دفاع از خود بهترین گواه را بر بیگناهی خویش آورده: "زندگی من بهترین گواه من است".
براستی دستگیری چنین فردی از کدام معضل اجتماعی و اقتصادی جامعه می کاهد و کدام بخش از ناامنیهای اجتماعی و یا سیاسی را ترمیم میکند؟
ما، مادران صلح، ضمن اعلام اعتراض شدید خود به اینگونه رفتارها و در پیش گرفتن این روند از سوی مقامات انتظامی و قضایی کشور انتظار داریم که خدیجه مقدم به هیچ قید و شرطی در اسرع وقت به آغوش خانواده خود بازگردانده شود و آرزومندیم که دیگر شاهد چنین برخوردهایی به بهانه امنیت اجتماعی یا ملی نباشیم.
----
زندان، خديجه مقدم و سردار زارعي
اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com
روز: خبردستگيري خديجه مقدم ازخوشنام ترين فعالان اجتماعي درتهران، خبرتکان دهنده ايي بود. نه اينکه دستگيري فعالان اجتماعي ويا دانشجويان و روزنامه نگاران خبر تکان دهنده ايي به شمار مي رود. نه! تکان دهنده از اين جهت بود که اين دستگيري درست چند هفته پس از دستگيري فرمانده پليس تهران صورت مي گيرد که هم اکنون آوازه فانتزي هاي جنسي-مذهبي اش مرزهاي ايران را درنورديده است. مردي که نه تنها با آبروي سيستم پليس بازي کرد، بلکه بنا به دلايلي که حدس زدن آن چندان دشوار نيست، با آوردن بخش هاي مختلف نظام پشت خود، از جمله بخش هايي از دستگاه قضايي وامنيتي، عملا دامن نظام را با روياهاي جنسي خود آلوده کرده است.
خديجه مقدم ميانسال در حالي روزسه شنبه بي احترامي دستگير شد و درباره خصوصي ترين مسائل زندگي اش که همانا نام ميهماناني که به خانه خود دعوت کرده مورد بازجويي قرار گرفت که سردارزارعي با سلام وصلوات وثيقه مي گذارد و کسي نمي داند وي کجاست وچه زماني مردم آگاهي خواهند يافت که حقيقت ماجراي خلع ازسمتش چه بوده است. پليس امنيت و دادستاني تهران ومجموعه افرادي که شانه به شانه سردارزارعي تابستان گذشته طرح امنيت اجتماعي را اجرا کردند و موجب آزار واذيت مردمي شدند که حتي درمورد نحوه لباس پوشيدن خود نيز بايد منتظر آيين نامه هاي دولتي باشند، با دستگيري خديجه مقدم پيام واضحي را به مردم وبه بخش هاي عاقل حکومت واز جمله قضاييه مي دهند که عواقب درخشاني نخواهد داشت.
خديجه مقدم بدون اينکه جرمي مرتکب شده باشد دستگير مي شود. فعال اجتماعي که کارنامه مشخصي دارد و مورد احترام همه کساني است که طي سالهاي گذشته گامي براي بهبود وضعيت اجتماعي جامعه شان برداشته اند. امثال خديجه مقدم در داخل کشور نشانه رشد وپويايي جامعه هستند ودر خارج از کشور به عنوان نمايندگان جامعه مدني، از اميدهاي بهبود وضعيت به شمار مي روند. دريک کلام خديجه مقدم و ديگرکساني که زندگي خود را وقف کارهايي کرده اند که به صورت سنتي يک دولت کارآمد و مدرن بايد در کار انجام آن باشد، آبروي نظامي هستند که به دليل بيماري مزمن بدبيني که اندک اندک وخيم تر هم مي شود، دچار آستيگماتيزم دردوست ودشمن شناسي است و دائما موجب آنان مي شود.
درحالي که امثال سرداز زارعي تصوير بيمار گونه ايي ازمسئولان نظام مي سازند که مشکلات جنسي و روياهاي شهواني-مذهبي شان آنها را به سمت اعمال سياست هاي خشن وسختگيرانه مي راند. آسان گيري و مهرباني با چنين افرادي که خدماتشان به نظام منحصر مي شود به افزايش تعداد ناراضيان و به کارگيري روش هاي بيمارگونه براي حل ويا کنترل مسائل اجتماعي، يک دهن کجي آشکار به مردم است.
ازسوي ديگر، تناقضات نظام سياسي ايران وکساني که از قدرت پليسي وقضايي به بدترين وزننده ترين شکل آن استفاده مي کنند، خود را دراين دودستگيري نشان مي دهد. همسر خديجه مقدم بسيارمتين گفته است که به جاي دستبند بايد بر دستان وي بوسه بزنند به دليل خدماتي که انجام داده است. او اما امروز در زنداني است که اگر قرار بود سنگ ها بسته وسگ ها رها نباشند، امثال سردار زارعي را در خود جاي مي داد، نه دانشجويان، زنان وروزنامه نگاراني که در چارچوب هاي موجود قانون اساسي خواهان زندگي بهتري هستند. اين هشداري است براي شيخ دستگاه قضا و ديگرمسئولاني قضايي که به نظر مي رسد کنترل خود را بر بخش هايي از دستگاه تحت امر خود از دست داده اند. دستگيري خديجه مقدم وآزادي سردار زارعي هر دو به يک ميزان با آبروي نظام بازي مي کند. اولي نشان مي دهد که حکومت چگونه به شهروندانش نگاه مي کند ودومي نشان مي دهد که حکومت چگونه عدالت را قرباني روابط گروهي قبيله ايي مي کند.
به نظرم آمد زنداني که خديجه مقدم وامسال وي را جا مي دهد چنانکه هرفعال اجتماعي از به زندان رفتن احساس افتخارمي کند تا شرمساري، جاي امثال سردار زارعي نخواهد بود.
|