|
بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به سرکوب فعالین مدنی و احکام سه دانشجوی آزادی خواه امیرکبیر؛ محمود احمدی نژاد مسئول شکنجه دانشجویان است
خبرنامه امیرکبیر: شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به سرکوب فعالین مدنی و احکام سه دانشجوی آزادی خواه امیرکبیر بیانیه ای صادر کرد که متن آن به شرح زیر می باشد:
تاریخ چندهزار ساله این کشور بازگو کننده این حقیقت تلخ است که هر زمان افرادی بی کفیات در راس امور قرار گرفته اند و بی تدبیری و ناکارآمد ی بیشتر شده به همان میزان آزار و شکنجه منتقدان نیز فزونی یافته است. شاهد نزدیک این واقعیت در دوران نه چندان دور پادشاهان قاجارند که از یکسو آب و خاک این کشور را بر باد می دادند و از سوی دیگر منتقدان خود را به وحشیانه ترین شیوه شکنجه می نمودند تا چندروزی بیشتر بر اریکه قدرت بنشینند و متاسفانه چندسال اخیر نیز شاهد دیگری بر این واقعیت تلخ است.
بیکاری و تورم کاسه صبر ملت را لبریز نموده است، فساد دولتی و سلطه نهادهای امنیتی و نظامی بر منابع این کشور بیداد می کند، حاکمان دریای خزر را به روسها، نفت و گاز را به چینیها و اروپائیان و سایر منابع کشور را تا بدانجا که امکان دارد به ملل مختلف پیشکش می نمایند تا چند روز بیشتر بر اریکه قدرت بمانند و در این میان برای جلوگیری ازهر اعتراضی نسبت به اعمال خفت بار حاکمان منتقدان دستگیر، آزار و اذیت و روانه زندان می شوند.
زندانی نمودن باقی و قابل، احضار و بازجویی فعالین عرصه زنان و کارگران و هویت طلبان قومی، سرکوب دگراندیشان و در نهایت موج سرکوب در دانشگاههای کشور که هرروز ابعاد گسترده تری می یابد حکایت از عزم حاکمان در سرکوب منتقدان دارد و به حق باید سال جدید را سال نوآوری در شیوه های برخورد با منتقدان دانست. در دانشگاههای کشور نیز از یکسو شاهد صدور احکام سنگین کمیته انضباطی در شیراز، علامه و تهران هستیم و ازسوی دیگر دستگاه قضایی با برگزاری دادگاههای نمایشی در حال صدور احکام سنگین قضایی برای فعالین دانشجویی است که نمونه بارز آن تمدید قراربازداشت غیرقانونی هانا عبدی و روناک صفارزاده از دانشجویان فعال در کمپین زنان، تداوم بازداشت یاسر گلی و چند تن دیگر از فعالین دانشجویی کردستان و همچنین صدور حکم زندان برای آرمان صداقتی، عابدتوانچه، زینب پیغمبرزاده و احضار بیش از ۱۰ تن از دانشجویان در روزهای اخیر است. اما در این میان ظلمی که بر دانشجویان دانشگاه امیرکبیر روا می شود خود حدیثی مفصل است.
۱- ازهمان زمان که دانشجویان امیرکبیر در برابر احمدی نژاد شعارهای اعتراضی سردادند همگان با توجه به ساختار امنیتی کابینه و خصلت رئیس دولت در عدم تحمل منتقدان می دانستند که به زودی از این دانشجویان انتقام گرفته خواهد شد و تنها گذشت چند ماه کافی بود که این پیش بینی محقق شود. امروز بر هر انسان منصفی مسجل شده است انتشار نشریات جعلی در دانشگاه امیرکبیر پروژه ای برای انتقام گیری از دانشجویان امیرکبیر بوده است. متهم نمودن دانشجویان منتقد به انتشار این مطالب از سوی مسئولین وزارت علوم و برخی از وزرا پیش از مشخص شدن ابعاد قضیه، حضور برخی از مشاوران جوان احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر همزمان با انتشار این مطالب، پشتیبانی تشکلهای حامی دولت برای آمدن به تهران و محکوم کردن دانشجویان منتقد و هزاران نکته دیگر همگی شواهدی روشن دال بر بی گناهی دانشجویان دربند است. این مساله تا بدانجا پیش می رود که در دادخواست صادره از سوی دادستان نیز به شرکت سه دانشجوی امیرکبیر در اعتراض به احمدی نژاد اشاره می شود و جای این سوال باقی است که اگرمساله انتشار مطالب موهن است چرا دادستان باید به این مساله بپردازد؟
۲- در تمام این مدت هیچ دلیل محکمه پسندی مبنی بر انتشار این نشریات توسط دانشجویان ارائه نشده است تا جایی که قاضی در حکم دادگاه عمومی اظهارات دادستان را فاقد مدرک و دلیل می داند و دستگاه امنیتی که از ارائه هرگونه مدرکی عاجز است به شکنجه دانشجویان روی می آورد تا اعتراف نمایند این مطالب را آنها منتشر کرده اند. این مساله به حدی است که در حکم دادگاه عمومی به صراحت ذکر می شود که “حتی یکی از نامه ها، که طبق گزارش اداره اطلاعات به عنوان مدرک تشکیلاتی ذکر شده، حکایت از روند غیرصحیح بازجویی…دارد.” همچنین دادگاه عمومی اعلام می دارد ” و توجه به مراتب فوق الذکر و توصیف معموله در خصوص مورد چنین اقراری به لحاظ عدم برخورداری از شرایط شرعی مربوط به کیفیت صحت اقرار از نظر حقوق فاقد منشا اثر و اعتبار قانونی است.” ودرنهایت نیز دادگاه عمومی این دانشجویان را تبرئه می نماید. حال جای این سوال باقی است که چرا در حالی که دادگاه عمومی اعترافات را فاقد اعتبار می داند دادگاه تجدید نظر تنها با اتکا به این اعترافات دانشجویان را محکوم می نماید؟ هر چند در جریان این پرونده بارها نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی شکنجه دانشجویان را منکر شدند اما شواهد و قرائن چیز دیگری را حکایت می کند. اشاره صریح قاضی دادگاه عمومی مبنی بر روند ناصحیح بازجویی و باطل دانستن اعترافات همگی حکایت از غیرقانونی بودن اقدامات انجام شده درمراحل بازجویی دارد. قاضی دادگاه عمومی به صراحت اعترافات دانشجویان را فاقد ارزش و اعتبار می داند. به راستی کدام انسان عاقلی اگر تحت فشار و شکنجه نباشد به اقدام نکرده اعتراف می کند؟ چرا در حالی که دادگاه عمومی روند بازجویی را ناصحیح می داند هیچکدام از بازجوها مواخذه نمی شوند و چرا به جای محاکمه شکنجه گران این دانشجویان شکنجه شده هستند که باید محاکمه شوند؟
۳- روند صدورحکم در دادگاه تجدید نظر به خوبی از نقض استقلال دستگاه قضایی حکایت می کند. در حالی که بر اساس قانون حکم دادگاه تجدید نظر باید ظرف مدت بیست روز صادر شود و سخنگوی قوه قضائیه نیز این مساله را اعلام نمود صدور حکم به دلایل واهی مانند ارائه مدارک جدید از سوی وزارت اطلاعات به تعویق افتاد و در نهایت نیز دستگاه قضایی با خواست وزارت اطلاعات و حامیان دولت همراهی نمود. صدور این حکم و احکام مشابه در روزهای اخیر بیش از هر چیز نمایشی بودن قوانینی مانند قانون حقوق شهروندی را آشکار نمود و نشان داد که دستگاه قضایی عاجزتر از آن است که در برابر فشارهای غیرقانونی نهادهای گوناگون مقاومت نماید.
۴- از آنجایی که در تمام این مدت دانشجویان در اختیار وزارت اطلاعات بوده اند، بی شک روند ناصحیح بازجویی این دانشجویان نیز توسط آنها انجام گرفته است و از آنجا که این وزارتخانه تحت نظارت رئیس دولت اداره می شود و قانون اساسی رئیس دولت را پاسخگوی اقدامات وزیران و وزارتخانه های تحت امرش می داند، بی شک احمدی نژاد مسئول شکنجه این دانشجویان است. البته این تنها مورد از رفتارهای خلاف قانون در دوران دولت نهم نمی باشد. مرگ ابراهیم لطف اللهی که در بازداشتگاههای اطلاعات کردستان و دستگیری بیش از ۱۵۰ دانشجو در سال ۱۳۸۶ توسط وزارت اطالاعات همگی از موارد نقض حقوق بشر است که در یکسال اخیر روی داده است و رئیس دولت باید پاسخگوی آن باشد. از سوی دیگر با توجه به روحیه انتقام گیری که در احمدی نژاد وجود دارد ومثال بارز آن حمله های مکرر وی به منتقدان و حتی همفکرانش است، باید این نکته بررسی شود که وی به چه میزان در طراحی این پروژه نقش داشته است.
نمونه های فراوانی از دخالت مستقیم دیکتاتورهای جهان در طراحی سرکوب و شکنجه منتقدان وجود دارد که استالین، پینوشه، باتیستا، فرانکو از نمونه های بارز آن هستند و با توجه به روحیه احمدی نژاد باید نقش وی در این باره مورد بررسی قرار گیرد. در واقع این خصوصیت بارز رئیس دولت نهم آن است که از منتقدان خود انتقام می گیرد و نوشتن نامه ای در حمایت از جان سرکار خانم عبادی یا حمایت از مظلومان جهان نه از سر میل به آزادی بیان بلکه در جهت میل به جلب توجه بیشتر و کسب وجه برای سرکوب بیشتر منتقدان است. به راستی چه کسی می پذیرد رئیس دولتی از آزادی بیان و حمایت از جان منتقدان دم زند و آنگاه در وزارتخانه های تحت امرش - و احتمالا به امر خودش - دانشجویان منتقدان شکنجه شوند؟
در پایان دفتر تحکیم وحدت برخوردهای صورت گرفته با فعالین مدنی در عرصه های گوناگون را محکوم می نماید و ضمن تاکید بر بی گناهی و آزادی هرچه سریعتر سه دانشجوی دربند امیرکبیر تاسف خود را از همراهی دستگاه قضایی در سرکوب منتقدان اعلام می نماییم. همچنین خواستار مجازات شکنجه گران سه دانشجوی امیرکبیر هستیم و معتقدیم با توجه به برخوردهای صورت گرفته با منتقدان، باید کمیته ای بی طرف نقش مستقیم احمدی نژاد در این مسائل را بررسی نماید.
----
تجمع دانشحویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز در اعتراض به هتک حرمت دختران دانشگاه
خبرنامه امیرکبیر: تجمع اعتراض آمیز جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز نسبت به رفتار وقیحانه ی معاون فرهنگی و دانشجویی، دکتر زاهد و رییس حراست، حسینی، با دختران و وضعیت اسفناک اخلاقی برخی از کارمندان ذی ربط، امروز در صحن دانشگاه بین ساعات ۱۲ الی ۱۴ برگزار شد.
بار دیگر جامعه ی دانشگاهی ایران شاهد هتک حرمت به چند دانشجوی دختر بود. پس از وقایع تلخ و تاسف برانگیز تهران، کرمانشاه و سبزوار این بار دانشگاه صنعتی سهند تبریز بود که چنین لکه ی ننگی را بر دامان مسوولین دید.
این تجمع توسط جمع کثیری از دانشجویان با هدف اعتراض به فضای مسموم فرهنگی و مخشوش شده ی دانشگاه که توسط مسوولین یاد شده و کارمندان ذی ربط پدید آمده، برگزار شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در این تجمع دانشجویان با در دست گرفتن پلاکاردهایی با شعارهایی نظیر “تکرار حادثه کرمانشاه؟” ، “دانشگاه زنده است” ، “نوآوری مسوولین در سال شکوفایی” ، “بی حیایی تا کی؟” در دست داشتند و با سر دادن شعارهایی چون “ننگ بر حراست پوشالی” ، “زاهد، حسینی، استعفا استعفا” ، “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد” و با خواندن بیانیه ای که خطاب به ریاست دانشگاه، دکتر چناقلو بود، خواستار پاسخگویی به شرایط ناامن اجتماعی فرهنگی دانشگاه بودند.
در این تجمع که با استقبال پرشور دانشجویان دختر و بصورت خود جوش برگزار گردید، دختران با اعلام این جمله که: “بدانید دانشجو زنده است و شرافت و وجدان انسانی هنوز پا بر جاست” انزجار خود را از رفتارهای غیر انسانی معاونت فرهنگی دانشجویی و رییس حراست اعلام نمودند.
مسوولینی که تا دیروز ادعای اخلاق گرایی و ایجاد فضای سالم و پاک را داشتند و در این راستا از هیچ عملی چون احضار دختران به کمیته ی انضباطی و اعمال رفتارهای غیر اخلاقی در جهت تفکیک جنسیتی دریغ ننمودند، اینک خود و کارمندان ذی ربطشان با رفتارهای غیرانسانی و کتمان حقیقت، فضای فرهنگی دانشگاه را به مخاطره انداختند. در پایان دانشجویان دختر و پسر دست در دست هم به ایراد شعار پرداختند:” دانشجو می¬میرد ذلت نمی¬پذیرد”



به گزارش خبرنامه امیرکبیر جمعی از دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی سهند تبریز در این زمینه بیانیه ای صادر کردند که متن آن به شرح زیر می باشد:
در راستای اتفاقاتی که در طی چند وقت اخیر در دانشگاه رخ داده است بر آن شدیم تا جهت احقاق حقوق دانشجویان و اعتراض به این روند بیانیه ای را صادر کنیم. در دانشگاهی که طرز پوشش و حجاب دختران، محیط فرهنگی را به مخاطره می اندازد، به چند دانشجوی دختر تعرض می شود و تهدید می شویم و مجبور به اختیار کردن سکوتیم.
در دانشگاهی که پاسخ چرا جویی وجود چنین زمینه ای در یک محیط آکادمیک، اتهام به وضع نامناسب پوشش دختر قربانی است، چگونه می توان انتظار بالندگی فرهنگی داشت؟ حداقل نیاز یک انسان برای زندگی در هر اجتماعی تامین امنیت وی می باشد که چندی است این حقوق زیر سوال رفته است. ما در محیطی محصوریم که در آن تعامل اجتماعی معمول بین دانشجویان، اعمال منافی عفت به شمار می رود و به شدت محکوم می شود اما تجاوز به حداقل های حقوق انسانیِ یک دانشجو، کارآمدی مسوولان را اثبات می کند!!
به بازی گرفتن حرمت و آبروی دانشجویان به عناوین مختلف، از جمله مشخص کردن عده ای به عنوان ناهنجار از جهت پوشش و منش، کمیته های انضباطی به منظور ارعاب دانشجویان و برخورد تبعیض آمیز استادان، از افتخارات دیگر محیط فرهنگی ماست.
توهین تا به جایی پیش رفت که گفته شد با حضور دختران، حضور در کلاس امکان پذیر نیست!! تا کجا مجبور به پذیرش عقاید دیگران و عقب نشینی از اعتقادات و تربیت خانوادگی خود هستیم؟ هنگامیکه تمام اعمال و حرکات دیکته وار بر ذهن و قالبمان حک می شود، چگونه انتظار گرفتن حقی که گرفتنی است نه دادنی، می رود؟
دانشگاه طی یک هدف بلند مدت و زیر بنایی قصد خط کشی بین دختران و پسران و در مقابلِ هم قرار دادن آنها را داشته است و در این زمینه با ترفندهای متفاوت و استفاده از افراد مختلف، موفق عمل کرده است. آیا زمان آن نرسیده است که به بازی مسوولین پایان دهیم و با اتحاد، در یک جبهه قرار بگیریم و برای حقوق انسانی خود بجنگیم؟ مسوول ذی ربط با صدای هر اعتراضی مسوول پیگیری است. این صدای اعتراض جمعی از دانشجویان است که خواهان احقاق حقوق خود هستند.
بدانید که دانشجو زنده است و شرافت و وجدان انسانی هنوز پا بر جاست.
اما ریاست محترم دانشگاه، جناب آقای دکتر چناقلو:
ما دانشجویان معترض خواستار جبران بی تفاوتی های گذشته بوده و شروع آن را نه تنها عذر خواهی رسمی آقایان زاهد، حسینی و قالیچی می دانیم بلکه این شمایید که با عذر خواهی خود، به خاطر وضع موجود و خصوصا لکه ننگی که دامن دانشگاه را گرفته است، می باید حسن نیت خود را به اثبات برسانید.
در پایان لازم به ذکر است که حق پی گیری موضوع را تا زمان رسیدن به نتیجه مطلوب برای خود محفوظ می داریم.



----
خودكشي دو دانشجو در سه روز
هشت سال، دويست خودكشي
البرز محمودي
خبرگزاري ايسنا ديروز از "خودكشي يك دانشجوي همداني در محوطه دانشگاه" خبر داد تا به اين ترتيب در سه روز اخير، اين دومين خودكشي در ميان دانشجويان باشد. پيش از اين نيز در روز يكشنبه، "يك دانشجوي دكتراي شيمي در دانشگاه شهيد بهشتي تهران" وقتي به دليل مشکلات مالي از سوي استاد خود مورد تحقير قرار گرفت، ابتدا "تهديد به خودکشي" کرد و سپس در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسي ها "با خوردن سيانور" خود را کشت. به اين ترتيب آمار خودكشي منجر به مرگ دانشجويان از سال 79 به دويست مورد رسيده است.
ايسنا به نقل از سرهنگ بهگذر، رييس پليس آگاهي استان همدان تاييد كرد كه يك دانشجوي مركز تربيت معلم شهيد مقصودي همدان در محوطه دانشگاه "با سلاح گرم، اقدام به خودكشي كرد كه خوشبختانه نافرجام ماند. "
سرهنگ بهگذر، رييس پليس آگاهي استان همدان در اين خصوص گفته است: "علت دقيق خودزني و نحوه تهيه سلاح كمري هنوز مشخص نشده است، چرا كه اين دانشجوي 20 ساله هم اكنون در اغما به سر ميبرد و قادر به صحبت كردن نيست. دانشجوي مذكور پس از اين حادثه ابتدا به بيمارستان شهيد مباشر كاشاني و سپس براي مداواي بيشتر به بيمارستان بعثت منتقل شد."
در اين ميان اما مجيد باقريان، رييس مركز تربيت معلم شهيد مقصودي به ايسنا گفته است: "وي دانشجوي ترم چهارم رشته علوم تجربي مركز است كه ساعت 14 روز گذشته پيش از حضور در كلاس، در محوطه دانشگاه و در مقابل همكلاسيهاي خود اقدام به خودكشي كرد."
وي همچنين "عدم قبولي در گزينش و مشكلات استخدامي" را علت اقدام به خودكشي اين دانشجو بيان كرد و گفت: "دانشجويان تربيت معلم در طول تحصيل براي تدريس گزينش ميشوند، البته دانشجوي مذكور با وجود عدم قبولي در گزينش، ميتوانست به تحصيل خود در اين مركز ادامه دهد. "
روز يكشنبه در حالي بيشتر خبرگزاري ها از "خودكشي دانشجوي مقطع دكتراي شيمي در دانشگاه شهيد بهشتي" خبر دادند كه "تابناك" به نقل از يكي از خوانندگانش زواياي ديگري از اين خودكشي را منعكس كرد: آقاي کشاورز، دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود كه متأسفانه به دليل مشکلات مالي، ايشان توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را ميشنود، در جمع دانشجويان از او ميپرسد که براي چه زنده مانده و او که تهديد به خودکشي ميکند، در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را کشت.
تابناك همچنين نوشته است: تأسفبارتر آنکه امروز، شنبه 31 فروردين، هيچ واکنشي از طرف دانشجويان دانشکده علوم رخ نداد. تنها عمل دانشجويان، تهيه نامهاي انتقادي از طرف جمعي از دانشجويان دکتراي دانشگاه شهيد بهشتي بود که در خوابگاه نصب شد.همچنين در پيام ديگري که با امضاي جمعي از دانشجويان دکتري دانشگاه شهيد بهشتي به «تابناک» ارسال شده، آمده است: عصر چهارشنبه خبري تلخ در دانشگاه پيچيد. شهروز کشاورز دانشجوي دوره دکتراي شيمي، پس از يک مجادله لفظي با يکي از اساتيد دانشکده علوم پايه به سرعت با ترکيب مواد اوليه سيانور، اقدام به خودکشي کرد. آن مرحوم، عليرغم داشتن سن بالاي 35 سال و موفقيت در آزمون دشوار دکتري، فاقد همسر و محروم از کمترين پشتوانه مالي بوده است. البته اين مسائل در جهت القاي نابساماني روحي وي نبوده و نيست ـ امري که عدهاي در پي اثبات آن هستند تا از بار مسئوليت خود بکاهند ـ بلکه در مقام بيان اين درد بيدرمان است که نخبگان کشور ما با وجود تلاشهاي پيگير و قابل ستايش، چگونه از حداقل تامينها و برخورداري از کمترين و طبيعيترين حقوق انساني و شهروندي، بيبهرهاند. اين مشکلات از يک سو و برخورد بعضا توهينآميز برخي از اساتيد و به نوعي استثمار فکر و توان جسمي آنها، ميتواند بر پيچيدگي وضعيت تحصيل نخبگان ما و افزايش مهاجرت آنان به هر کجا غير از ايران بيفزايد.
خودكشي هاي ماههاي اخير
اين دو مورد تنها موارد خودكشي در ميان دانشجويان نيستند؛ پيش از اين يك سايت محلي خبرداده بود كه يک دختر دانشجوي اصفهاني در شهركرد خودكشي كرده است. هرچند به نوشته اين سايت خانواده فريناز 21 ساله كه دانشجوي پزشكي بوده از هرگونه اظهار نظر خودداري مي كنند اما گفته مي شود "فريناز دو روز پيش از اقدام به خودکشي به خاطر حجاب از سوي ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بوده و پس از آزادي دست به خودکشي زده است." مادر فريناز درباره انگيزه دخترش از خودکشي اظهار نظري نکرده و فقط گفته است که دوستان دخترش در اين اقدام مقصرند.
پيش از اين در دامغان نيز يك دانشجوي ديگر دست به خودكشي زد. به نوشته ايسنا، در پي اطلاع پليس 110 دامغان مبني بر خودكشي يك دانشجوي دختر در محل خوابگاه دانشجويي، مأموران در محل حاضر شده و مشاهده كردند كه وي با استفاده از پارچه، خود را از در حمام خوابگاه حلقآويز كرده است.
بر اساس اين گزارش، تلاش امدادگران اورژانس براي نجات دانشجو ثمري نداشت و وي فوت كرد. اين دختر، 21 ساله، اهل و ساكن كرج و دانشجوي "ميكروبيولوژي" دامغان بود.
يك وبلاگ نويس نيز در آبان سال گذشته خبر داد كه دو دانشجو در پي فشار حراست دانشگاه خودكشي كردند كه البته هر دو آنها زنده ماندند. اين دانشجويان پس از چند بار احضار به حراست دانشگاه، دو و سه ترم از تحصيل محروم شده بودند.
سايت "آفتاب" گزارش داده بود كه يک دانشجوي كارشناسي ارشد صنايع غذايي خود را از بالاي ساختمان خوابگاه شش طبقه به طرف پايين پرت كرد و در دم جان باخت.اين دانشجو كه در خوابگاه شماره 11 دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي تهران واقع در خيابان يوسف آباد حضورداشت با پرتاب خود از بلندي به زندگي اش خاتمه داد.
خودكشي در ميان دانشجويان
به نوشته روزنامه ايران "از بهار ۷۹ تا اواخر سال گذشته ۲۰۰ دانشجو اقدام به خودكشي كردند و در نهايت ۱۸ نفرشان جان باختند."
در اين ميان آمار سايت "جهان" وحشتناك تر است. به نوشته اين سايت بر اساس بررسي هاي انجام شده از سوي دفتر مشاوره وزارت علوم، "خودکشي" دومين علت اصلي مرگ در بين دانشجويان ايراني است. طبق گفته رئيس حراست کل وزارت علوم از هر 28 مورد خودکشي دانشجويي در ايران، 7 مورد مربوط به پسران و 21 مورد ديگر مربوط به دختران است.شايد کمي غير قابل باور باشد، اما بر اساس آمار اعلام شده از سوي نهادهاي دولتي، سالانه 4200 دانشجوي ايراني خودکشي مي کنند كه بخشي از آنها به مرگ دانشجو منتهي مي شود.
براساس نظر سنجي اي كه ميان هزار دانشجوي ايراني انجام شده، بيست درصد دانشجويان حداقل پنج بار به خودكشي فكر كرده اند و كلا 61 درصد دانشجويان بين يك تا چندين بار به خودكشي فكر كرده اند.
براساس اين تحقيق 4/43 درصد مشکلات اقتصادي و احساس تبعيض و دلايلي چون فقر، بيکاري، شهرستاني بودن و... را عامل تمايل شان به خودكشي دانسته اند.
|