شیرین فامیلی
راديو فردا: شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران روز دوشنبه برای ناهيد جعفری، فعال جنبش زنان و اعضای کمپين يک ميليون امضا، حکم شش ماه حبس تعليقی و ده ضربه شلاق صادر کرد.
اتهام خانم جعفری بر اساس اين حکم، اخلال درنظم عمومی به دليل شرکت در تجمعی در مقابل دادگاه انقلاب در اعتراض به محاکمه پنج تن از فعالان جنبش زنان در تاريخ سيزدهم اسفند ماه ۱۳۸۵ اعلام شده است.
پيش از اين نيز در هفته های گذشته برای تعداد ديگری از فعالان جنبش زنان با اتهاماتی مشابه احکام حبس تعليقی و شلاق صادر شده بود. هفته گذشته نسرين افضلی و سه هفته پيش از آن مينو مرتاضی لنگرودی که هر دو در تجمع مقابل دادگاه انقلاب حضور داشتند نيز حکم مشابهی صادر شده است.
زهرا ارزنی، وکيل خانم جعفری به سايت خبری زنان به نام «تغيير برای برابری» گفته است: « صدور حکم شلاق برای اين فعال اجتماعی نوعی تحقيرو توهين به فعالان اجتماعی است و دادگاه می توانست جريمه نقدی را جايگزين کند.»
ناهيد جعفری خود در باره اين حکم به راديو فردا می گويد: «جنبش زنان تمام کارها و تمام خواسته هايش و حتی اين طرح اخير هم که جنبش زنان روی آن کار می کند طرح کمپين يک ميليون امضا که طرحی چهره به چهره است کاملا مسالمت آميز است. اصلا اين جرمی نيست.»
«جنبش زنان تمام کارها و تمام خواسته هايش و حتی اين طرح اخير هم که جنبش زنان روی آن کار می کند طرح کمپين يک ميليون امضا که طرحی چهره به چهره است کاملا مسالمت آميز است. اصلا اين جرمی نيست.»
ناهید جعفری، فعال جنبش زنان
این فعال جنبش زنان می افزاید: « تازه فکر می کنم بايد از افرادی هم که در اين طرح ها شرکت می کنند و کار می کنند تشکر و قدردانی بشود به جای اينکه زندان بروند و يا مورد ضرب و شتمی قرار بگيرند. من الان اعتراض می کنم به حکمم به خاطر اينکه حکم ده ضربه شلاق و شش ماه حبس به نظرم خيلی غير منصفانه است.»
حضور زنان در مقابل دادگاه انقلاب در تاريخ سيزده اسفدماه دوسال قبل با حمله نيروهای پليس ضرب وشتم زنان همراه بود و ناهيد جعفری از جمله زنانی بود که در جريان اين درگيری به شدت آسيب ديد و از نيروی انتظامی به دادگاه شکايت کرد.
صدرو حکم زندان وشلاق برای او از سوی دادگاه درحالی است که هنوز به پرونده شکايت او رسيدگی نشده است.
ناهيد جعفری می افزاید:«در آن موقع ضربه خيلی بدی به من زدند و من لثه هام خونريزی کرد ودندان هایم لق شد و حتی از نظر شنوايی من تا مدتی مشکل داشتم و خيلی صدمه بدی ديده بودم و شکايت کردم . ولی تا الان به من جوابی نداده اند و می گويند در دست بررسی است و هنوز ضارب شناسایی نشده است.»
اواخر هفته گذشته، دادگاه انقلاب برای نسرين افضلی روزنامه نگار و فعال جنبش زنان نيز به اتهامی مشابه، که اخلال در نظم عمومی عنوان شده، حکمی مشابه يعنی ۶ ماه حبس و ده ضربه شلاق صادر کرد.
نسرين افضلی در این مورد رادیو فردا می گوید: « علاوه بر اينکه اين احکام صادر شده چه برای من چه برای ديگر فعالان زنان نه تنها صد درصد نا عادلانه و نامتناسب با جرمی است که مرتکب شدند، اگر بگویيم که اساسا جرمی مرتکب شده باشند بايد سوال کرد که آيا اساسا کسی يا کسانی را که دارند با روش های کاملا مسالمت آميز و در يک چارچوب صلح آميز و با روش های مدنی تلاش می کنند حقوق بشر را احيا کنند وحقوق بشر برای زنان رعايت شود بايد مجازات کرد؟»
فشار و سرکوب فعالان جنبش زنان که بر اساس گزارش ها و اخبار موجود روندی فزاينده داشته است به گفته مدافعان حقوق زنان و حقوقدانان به دليل نگرانی حکومت از گسترش جنبش زنان و درنتيجه، عمومی شدن خواست های زنان و فعالان اجتماعی در ايران است.
مهرانگيز کار نويسنده و حقوقدان، در اين باره به راديو فردا می گوید:«این جور محاکمات غير منصفانه اين جور آرای غير قانونی که مخصوصا تعليق هم به آن مي زنند فقط وسيله و ابزاری است برای ساکت نگه داشتن و متلاشی کردن و منهدم کردن جنبش های اجتماعی. برای اينکه آن شخصی که يک حکمی مانند اين حکم بالای سرش هست حتی با عنوان تعليق همواره بايد مواظب همه حرکات و رفتار خودش باشد که مبادا از باب اينکه تکرار کرده آن رفتار را گرفتار شود وآنوقت وقتی گرفتار شد مطابق قانون بايد اين يکی مجازات را هم متحمل شود، يعنی جمع بشود به مجازات بعدی.»
وی افزود:« پس اين همه ابزارهای سرکوب است و بايد بگويم که جای تاسف دارد که نهادهای قضايی در ايران حالا يا به طور مستقل يا زير فشار کانون های قدرت قانون را ابزار دست خواست های سياسی خودشان کرده اند.»
صدور احکام زندان و شلاق برای فعالا جنبش زنان در حالی اانجام می گيرد که سازمان های بين المللی دفاع از حقوق بشر از جمله ديدبان حقوق بشر و عفو بين الملل بارها در بيانيه هايی ازمقامات جمهوری اسلامی ايران خواسته اند که از بازداشت فعالان زن و صدور احکام زندان و شلاق برای آنها جلوگيری کند.
گفتگوی ناهید میرحاج با ناهید جعفری
تغيير برای
برابری: ناهید جعفری فعال جنبش زنان وکمپین یک میلیون امضا و عضو مرکز فرهنگی زنان از جمله زنانی است که 13 اسفند سال گذشته در برابر دادگاه انقلاب به همراه 33 فعال زن دیگر بازداشت شد. او مورد ضرب و شتم پلیس نیز قرار گرفت و از نیروی انتظامی هم شکایت کرد اما هنوز پاسخی نگرفته است یا به عبارت دیگر ضاربی پیدا نشده است. گفتگوی کوتاه ناهید میرحاج را با او می خوانید:
چگونه از حکم تان مطلع شدید؟
روز یکشنبه اول اردیبهشت ساعت 10 صبح زنگ در به صدا درآمد و آقایی پرسید منزل خانم ناهید جعفری؟ پسرم پرسید شما؟ جوابی نشنید . آن آقا دو برگ کاغذ لای در گذاشت و رفت. من برای پرس و جو دم در رفتم ولی کسی را ندیدم کاغذ را برداشتم متوجه شدم که حکم دادگاه است. که این به نظرم کاری غیرقانونی آمد چرا که می بایست به وکیلم ابلاغ میشد نه به من.
در آن دو ورق کاغذ چه نوشته شده بود؟
حکم دادگاه انقلاب بود. نوشته بود "پرونده بزهکاری در حد اخلال در نظم و تجمع غیر قانونی محرز و مسلم است و مستنداً طبق ماده 618 قانون مجازات اسلامی نامبرده به شش ماه حبس با احتساب ایام بازداشت و 10 ضربه شلاق محکوم است که به دلیل شرایط خاص متهم این حکم به مدت دو سال معلق است" .)
یعنی جرمم اخلال در نظم عمومی بوده وخوشبختانه در مورد اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور تبرئه شده ام.
اخلال در نظم عمومی را بر چه اساسی به شما وارد کرده است ؟
روز 13 اسفند 85 عده ای از دوستانم که فعالان جنبش زنان هستند در رابطه با تجمع 22 خرداد 85 به دادگاه احضار شده بودند. وقتی کسی را بازداشت می کنند خانواده ها معمولا پشت در دادگاه می ایستند و یا در پیاده روی رو به روی دادگاه منتظر می مانند. ما هم برای ان که مشکلی برای رفت و امد مردم ایجاد نکنیم در پیاده روی روبروی دادگاه منتظر آمدن دوستانمان ماندیم .با اعتراض ماموران مواجه شدیم که از آنجا برویم در صورتی که ایستادن در پیاده رو مانعی ندارد و به انها توضیح هم دادیم و قبول کردند. خب نشستیم اما این بار به ما حمله کردند و به سرعت ما را داخل مینی بوس ها هول دادند و دستگیرکردند.
تا آنجا که به یاد دارم شما در همان روز مضروب شدید درست است؟
بله، هنگامی که پلیس حمله کرد یکی از مأمورین که با باتوم به پاهای ما میزد موقع سوار کردن من به مینی¬بوس ضربه ای شدید به کمرم وارد کرد که باعث شد با صورت به داخل ماشین پرتاب شوم و در اثر این ضربه لثه هایم خونریزی کرد و دندانهایم لق شد و حتی تا مدتی از نظر شنوایی مشکل پیدا کرده بودم.
به بیمارستان منتقل شدید؟
نه. زنان دستگیر شده از مأمورین خواستند که مرا جلوی بیمارستانی پیاده کنند ولی آنها امتناع کردند و همان مأمور با صدای بلند میگفت: "جو سازی میکنه ببرینش". ما را به بازداشتگاه وزرا بردند و بعد از ساعتها به اوین منتقل کردند.
چند روز در بازداشت بودید و آیا به مراجع قانونی شکایتی کردید؟
پنج روز در بازداشت بودم و بعد از آزادی به دادسرای کارکنان دولت رفتم برای شکایت ولی آنها قبول نکردند و مرا به یکی از کلانتری ها فرستادند. با خانم شیرین عبادی و خانم نسرین ستوده مشورت کردم و آنها هم زحمت کشیدند وکالت مرا در این پرونده قبول کردند و شکایت نامه ای تنظیم و به کلانتری ارائه دادند که باعث شد کلانتری طی نامه ای مرا به پزشکی قانونی معرفی کند. جواب پزشکی قانونی را در پاکتی مهر شده به من دادند که به کلانتری بردم که در پرونده من موجود است . چهار شاهد خواستند که شاهدانم شهادت دادند به این ضرب و شتم. بعد از چند ماه که پرونده من در کلانتری بود و چندین بار مراجعه بالاخره یک روز برای شناسایی مرا به کلانتری خواستند بعد از دیدن سه آلبوم عکس های پرسنل آن کلانتری کسی را شناسایی نکردم بعد از آن پرونده را به فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ فرستادند که در آنجا پیگیری شود و ضارب را پیدا کنند ولی تا امروز که یک سال و حدودا دو ماه از شکایت من میگذرد این پرونده هنوز در دست بررسی است.
اعتراضی هم به حکم صادر شده دارید؟
بله . من حمایت کردن از دوستانم را اخلال در نظم عمومی نمیدانم. می بنید که مرتب فعالان زن را به حبس های تعلیقی محکوم می کنند و محکومیت تعلیقی یعنی دست به عصا راه برو تا کاری به کارت نداشته باشیم.یعنی جای جمع نشو، جایی نشین ، جایی نرو ، ... .من به این حکم اعتراض می کنم.
واکنش خانواده شما در مورد حکم شما چه بود؟
همسر و فرزندانم از آنجایی که فعالیت های برابری خواهانه و مدنی مرا جرم نمی دانند بسیار از صدور این حکم تعجب کردند. گفتند حمایت از دوستان هم مگر جرم است؟ واقعا نمی دانم به جای چنین اتهاماتی چرا نمی گویند که برابرخواهی و حق خواهی جرم است!
فکر می کنید چرا به شما و دو فعال دیگر تا کنون حکم شلاق هم داده اند؟
طبق این ماده قانونی، برای کسی که اخلال در نظم عمومی بکند، زندان و شلاق پیش بینی شده است. به نظرمن محکومیت هایی مثل شلاق چهره ی خشن قانون را نشان می دهد، و همین طور رعب انگیزی و تحقیر کنندگی آن را در برابر افکار عمومی. جالب هست هرکس که خبر حکم من را شنید واکنش نشان داد یعنی به جای اینکه مردم به خاطر این حکم مثلا نسبت به من بدبین شوند، به قضاوت دادگاه شک کردند.
سپاسگزارم