بهنود شجاعي؛ ده روز تا اعدام
در راه اجراي احکام
روز: دستور اجراي حکم اعدام بهنود شجاعي، پسر 20 ساله اي که در 17 سالگي و در يک نزاع خياباني متهم به قتل نوجوان ديگري در ونک پارک تهران شد، براي اجرا در روز 18 ارديبهشت، به دايره اجراي احکام فرستاده شد.
حکم اعدام بهنود شجاعي در بهمن ماه سال 1385 از سوي شعبه 74 کيفري استان تهران صادر شد. او در اين دادگاه با اتهام قتل عمد نوجوان ديگري به نام احسان نصرالهي که در تاريخ 30مرداد 84 در يک دعواي جمعي خياباني به قتل رسيده بود، مجرم شناخته و اين حکم، در شعبه 33 ديوان عالي کشور تاييد شد.
بهنود که دو سال اول مجازاتش را در کانون اصلاح و تربيت گذرانده، بعد از رسيدن به 18 سالگي به بند 2 زندان گوهردشت، منتقل شد. او پس از تاييد قطعي حکم اعدامش، طبق ماده 18 قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب، درخواست رسيدگي مجدد به پرونده و اعاده دادرسي اش را به طور کتبي به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تقديم کرد که مورد موافقت رياست اين شعبه نيز قرار گرفت.
طبق ماده 18 قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب، آراء قابل تجديد نظر، طبق مقررات آيين دادرسي کيفري از طريق اعاده دادرسي و اعتراض ثالث قابل تجديد نظرخواهي است. به گفته محمد مصطفايي، وکيل بهنود شجاعي، که بتازگي وکالت وي را پذيرفته، دستور رياست شعبه 74 حاکي از آن بود که طبق ماده 18 قانون يادشده، پرونده به مرجع ذيصلاح (دادستان کل کشور) ارسال شود ولي متاسفانه به اين خواسته قانوني موکل وي ترتيب اثر داده نشد. اجراي حکم قصاص نفس موکل از اين لحاظ که حق وي مبني بر اعاده دادرسي و درخواست رسيدگي مجدد معلق مانده، جاي ترديد دارد چه بسا امکان نقض دادنامه صادره از اين طريق وجود دارد.
قتل احسان نصرالهي در مرداد ماه سال 84، در نزاعي دسته جمعي رخ داد. به گفته متهم اصلي اين پرونده، وي به درخواست يکي از دوستانش و براي فصل دعواي پيشين، به محل حادثه رفت و انگيزه فردي براي اين قتل نداشت. اما هنگامي به محل رسيد که دعواي لفظي طرفين (که دوست بهنود نيز يکي از آنها بود) به خشونت کشيده شده بود. وي نيز که هدف دعوا نبود، پس از جر و بحث لفظي در حال برگشت بود، با دشنام مقتول به صحنه بر گشت. به گفته بهنود در دست مقتول چاقويي بود و وي براي دفاع از خود، به تکه اي شيشه پناه برد که در حين گلاويزي، يکبار اين شيئ برنده به بدن مقتول اصابت کرد.
محمد مصطفايي درباره ايرادهاي ديگر وارد به اين پرونده مي گويد: "در گواهي پزشکي قانوني جراحتهاي وارد به مقتول ذکر شده و علت تامه مرگ نيز عنوان شده است ليکن به ادعاي موکل که عنوان نموده، تنها يک ضربه به مقتول زده است ترتيب اثر داده نشده است در اين مورد لازم و ضروري بود تا مرجع رسيدگي کننده به پرونده، از پزشکي قانوني استعلام مي نمود که آيا بريدگيهاي وارد شده به مقتول هر دو بر اثر اصابت يک جسم برنده مي باشد يا از دو جسم تيز و برنده استفاده شده است. مطمئنا در صورتي که پزشکي قانوني گواهي مي نمود يا نمايد که از دو جسم برنده استفاده شده است نشان مي دهد شخص ديگري نيز در هنگام درگيري سلاح سرد در دست داشته است و اين موضوع تاثير بسزايي در مسئوليت کيفري موکل دارد."
ضمن اينکه موکل از بدو دستگيري و در مراحل دادرسي، اذعان داشته که با شيشه، آنهم تنها يک ضربه به مقتول وارد کرده است. برخي از شهود نيز اظهارات موکل را گواهي نموده اند که اين موضوع مي بايست توسط پزشکان پزشکي قانوني مورد بررسي قرار مي گرفت که بريدگي ايجاد شده توسط چه نوع جسم برنده اي، ايجاد شده است که متاسفانه تحقيقات در اين زمينه تنها در چارچوب بازجويي از شهود صورت گرفته؛ شهودي که اظهارات متعارضشان، شهادت را از عداد دلايل خارج مي کند.
دفاع مشروع، ايراد ديگري است که وکيل بهنود به آن اشاره مي کند و مي گويد که در پرونده هيچ توجهي به اين امر مهم که نافي مسووليت کيفري است نشده.
بهنود شجاعي در زمان وقوع قتل 17 ساله بوده است. طبق قانون ماده 37 کنوانسيون حقوق کودک که به تصويب مجلس نيز رسيده، مجازات مرگ يا حبس ابد را نمي توان بدون امکان بخشودگي براي کودکان زير 18 سال اعمال کرد.
وکيل بهنود، با توجه به اينکه مهلت تعيين شده تا اجراي حکم، تنها ده روز است، روز گذشته شرح واقعه را با ذکر ايرادهاي وارد به پرونده، به دفتر آيت اله هاشمي شاهرودي ارسال و از وي درخواست کرد براي موکلش امکان دادرسي مجدد فراهم شود.
----
گزارشی از
آزار بهائیان ایران و ناپدید شدن یک پیرو بهائیت
روز سه شنبه مورخه
27/1/87 مامورین اداره اماکن گوهردشت کرج به مغازه کپی و تکثیر آقای سامان بدیعی
مراجعه نموده و با تفتیش مغازه و کشف چندین جزوه مربوط به دیانت بهائیت بطور
غیرقانونی و تنها با به همراه داشتن اخطاریه پلمپ مغازه وی را به اسم اداره اماکن
به اداره اطلاعات واقع در خیابان هشتم گوهردشت در نزدیکی کلانتری 18 فرا میخوانند ،
آقای بدیعی آرانی پس از مراجعه در روز چهارشنبه مورخه 28/1/87 در اداره اطلاعات
حدود چهارساعت مورد بازجویی و سپس با قید کفالت آزاد میگردد و متعهد به حضور در روز
پنج شنبه مورخه 29/1/87 در اداره کل اماکن منطقه میگردد ، اداره کل اماکن پس از
حضور نامبرده در تاریخ مذکور از وی میخواهد روز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه نماید
، روز شنبه مورخه 31/1/87 پس از مراجعه به دادگاه انقلاب واقع در 45 متری گلشهر ،
ایشان ناپدید میگردد و تنها 48 ساعت بعد با منزل تماس تلفنی کوتاهی برقرار و عنوان
میدارد که در زندان رجایی شهر به سر میبرد .
علیرغم تماس مذکور
و پس از مراجعت خانواده نامبرده به زندان رجایی شهر ، مسئولان زندان از وجود وی در
زندان اظهار بی اطلاعی مینمایند ، سرانجام با تلاش فراوان ، خانواده نامبرده مطلع
میگردند که آقای سامان بدیعی آرانی در بازداشتگاهی از بازداشتگاههای وزارت اطلاعات
در خیابان ملکشاه در غرب تهران به سر میبرد .
روز سه شنبه مورخه
3/2/87 برادر آقای بدیعی به نام اشکان بدیعی آرانی به دادگاه انقلاب فراخوانده شد و
مورد بازجویی قرار گرفت ، در همین راستا روز پنج شنبه مورخه 5/2/87 مامورین اماکن
با همراه داشتن نامه ای با عنوان
«بنا به درخواست اداره اطلاعات واحد
صنفي مورد بازرسي قرار گرفت»
، به دو مغازه
دیگر در جنب مغازه پلمپ شده آقای آرانی مراجعه و ضمن تفتیش اقدام به پلمپ آنان
نمودند.
شایان
ذکر است خانم
گلرخ همتي
مسئول دفتر فني كپي ساران
مکرراً
برای دریافت پروانه کسب اقدام نموده بودند که بعلت دارا بودن دیانت بهایی موفق به
اخذ آن نشدند . از سرنوشت آقای سامان بدیعی آرانی نیز کماکان هیچگونه اطلاعی در دست
نیست و خانواده نامبرده در نگرانی از وضعیت فرزند خود به سر میبرند.
----
دستگیری و
بی خبری از سرنوشت یک وبلاگ نویس
روز سه شنبه مورخه
3/2/87 ، امید رضا میرسیفی نویسنده وبلاگ روزنگار دستگیر شد.
چهار مامور امنیتی با مراجعه به منزل نامبرده با حکم بازرسی اقدام
به تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی ، کامپیوتر و.. نمودند و بدون هیچگونه توضیحی آقای
میرسیفی را با خود به نقطه نامعلومی بردند . پس از 5 روز بی خبری و پیگیری مستمر
خانواده اعم از مراجعه به دادگاه انقلاب و مراکز مربوطه دیگر ، هیچگونه اثر و خبری
از وی بدست نیامده است. تنها روز یکشنبه مورخه 8/2/87 نامبرده طی تماس کوتاهی با
منزل ابراز سلامتی نموده است . با توجه به سابقه قعالیت فرهنگی وی و وبلاگ مربوطه ،
بازداشت نامبرده امری کم سابقه تلقی میگردد .
|