|
انتخابات مجلس تمام شد: اصلاح قانون ارث بری زنان از دستور خارج شد
محبوبه حسین زاده
اعتماد:
نمایندگان مجلس شورای اسلامی به بررسی خارج از نوبت طرح تغییر ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر رای ندادند. طرح ارث بری زنان از کلیه اموال منقول و غیرمنقول شوهر که در بهمن ماه سال گذشته و در آستانه برگزاری انتخابات مجلس وارد مرحله جدی تری شده و قرار بود این طرح پس از پایان بررسی بودجه سال ۷۸ در مجلس مطرح شود اما نمایندگان مجلس هفتم روز چهارشنبه به بررسی خارج از نوبت این طرح در مجلس رای ندادند.
نفیسه فیاض بخش نماینده تهران در همین زمینه گفت: «به استناد ماده ۱۴۸ آئین نامه، باید این طرح خارج از نوبت در دستور کار مجلس قرار بگیرد اما آقای باهنر نظرشان این بود که باید درباره طرح این موضوع در مجلس رای گیری شود و متاسفانه با اختلاف آرای بسیار کمی مجلس به این موضوع رای نداد. یکشنبه (امروز) قرار است به موضوع رای گیری اعتراض کنم چون طبق ماده ۱۴۸ و به دلیل گذشت سه ماه از اعلام وصول این طرح در کمیسیون قضایی باید این طرح خارج از نوبت در مجلس رسیدگی شود و برخلاف نظر آقای باهنر احتیاجی به رای مجلس برای بررسی این طرح در صحن علنی مجلس نیست. البته همان روز چهارشنبه هم به این موضوع اعتراض کرده بودم ولی آقای باهنر توجهی نکردند.»
بحث ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر ۲۷ آذرماه در مجلس شورای اسلامی با ۱۱۴رای مثبت و با قید یک فوریت به تصویب رسید. زنان نماینده مجلس تصمیم گرفتند پس از پایان بررسی بودجه سال ۸۷ در مجلس شورای اسلامی، این طرح را دوباره با قید دوفوریت به صحن علنی مجلس بیاورند تا زمینه تغییر این قانون در مجلس هفتم فراهم شود. اما حالا با گذشت سه ماه از اعلام وصول این در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی، که باید پیش از نوبت در صحن علنی مجلس مطرح شود، نمایندگان به بررسی پیش از نوبت این طرح در مجلس رای ندادند.
----
از «خرم آباد» تا «کویت» با کمپین یک میلیون امضاء
سمانه موسوی
14 اردیبهشت 1387
مدرسه
فمينيستی: همواره به دنبال فرصتی در زندگی بودم تا در جهتی سازنده و موثر برای زنان کشورم خدمتی در حد توان انجام بدهم. در این میان به یاری دوست گرانمایه و فرهیخته ای به سوی کمپین یک میلیون امضا هدایت شدم.
اولین یاور عزیز که در تهران با روی باز مرا پذیرا شد کسی نبود جز جلوه جواهری. از وی اطلاعات لازم را برای شروع فعالیت در کمپین کسب کردم. راه سختی در پیش بود. و من با آگاهی کامل از این موضوع، قدم در این راه گذاشتم. سختی راه ناشی از فقدان تجربه کافی و همراه و همکار بود... اما در هرحال شروع کردم. به تنهایی و با اتکاء به توانایی خودم.
نخستین بار بود که آوای برابری زن و مرد به من که ساکن خرم آباد بودم می رسید... شهری آباد اما محروم، با محله هایی خاطره انگیز. با زنان بیگناهی که قربانی سنت های بومی و قوانین تبعیض آمیز اند.
*************
باید از جمع های خانوادگی و دوستانه شروع می کردم. می دانستم اگر یک بار به صورت آشکار از اماکن عمومی و خیابان ها برای آموزش چهره به چهره و گرفتن امضا شروع کنم، مطمئنا دفعه دومی نخواهد بود. بنابراین سعی کردم هوشیارانه و آرام، به دور از هیاهو و جنجال کار را پیش ببرم.
طولی نکشید که جزوه آموزش حقوقی کمپین به همراه برگه های امضا وارد خانه هایی شد که قبلا هیچ گونه آشنایی با اعضایش نداشتم و در میان محافلی چرخید که هرگز نمی شناختم شان. راضی بودم و در اولین سفر به تهران اولین سری امضاها را تحویل دادم و همچنان کار ادامه داشت.
در این میان تجربیاتی به دست آوردم که برایم بسیار جالب بود. از جمله اینکه دوستان و آشنایانی که همیشه از آزادی و برابری صحبت می کردند و سعی داشتند ادای روشنفکرها را درآورند، هرگز برگه را امضا نکردند. با این توجیه که «چرا باید برای کاری بیهوده امضا کنیم. شما هم امید نداشته باشید!» در عوض اما دوستانی که هیچ گاه ادعای روشنفکری نداشتند و واقعا تصور نمی کردم به این گونه حرکت های حداقلی اصلا اهمیت بدهند، به خصوص نسبت به حقوق برابر میان زنان با مردان توجهی نشان دهند، در کمال ناباوری، اکثرا امضا می کردند و حتا گاها در این راه مرا نیز یاری می دادند.
انواع واکنش ها از سردی و بی تفاوتی، تا شور و هیجان را می دیدم. گاهی با درخواست توضیح در مورد هدف کمپین و آموزش و در نهایت امضا گرفتن از افراد روبرو می شدم، و گاهی برعکس با تقاضای پاک کردن و پس گرفتن امضا از طرف شخص امضا کننده...
صمیمی ترین دوست سالهای عمرم را از دست دادم و دوستی مان به خاطره تبدیل شد و علت آن، فعالیت ام در کمپین یک میلیون امضاء بود! دلم گرفت که چرا تلاش مسالمت جویانه در جهت اعتراض به نیمه انسان شمرده شدن زنانی همچون خودم، دوستم، مادرم و یا خواهرم، با چنین پاسخی که ناشی از ترس بی مورد و بیش از اندازه وی بود، مواجه شده است. اما به هر حال هدف من زیباتر و بزرگتر از این دوستی های کودکانه و خاطره انگیز دوران نواجوانی ام بود. در نتیجه، پرداخت این هزینه برایم کمتر دردآور می نمود. با خودم فکر می کردم که قدم گذاشتن در چنین راهی، هزینه دارد و من تافته جدا بافته از دیگر یارانم در کمپین نیستم. از دست دادن بهترین رابطه دوستی ام، به من ثابت کرد که راه دشواری پیش رو دارم.
تا اینکه احضارهای پنهان و آشکار تاثیر خودش را بر فضای خانوادگی ما تحمیل کرد. و با مخالفت های شدید اعضای خانواده ام برای ادامه کار روبرو شدم. اینجا بود که همچون انسانی شکست خورده، در حسرت تلاش برای آگاهی دادن و امضا گرفتن روزها را سپری می کردم. سرانجام پس از چند ماه به قصد ادامه تحصیل از کشور خارج شدم در حالی که همچنان در جستجوی راهی برای ادامه کار نیمه تمام خود بودم.
در بیرون از کشورم و با توجه به فضای متفاوت، بالاخره موضوع فعالیت در کمپین را با دوستی عزیز و انسانی متفکر و معقول در میان گذاشتم. که خوشبختانه ایشان با گرمی از این موضوع استقبال کردند. و در این راه قدم گذاشتند و بدین ترتیب کمپین در کشور اسلامی کویت، با همه سختی ها و مشکلات خاص خودش متولد شد...
به عقیده من فعالیت کمپین یک میلیون امضاء در کویت را نمی توان فقط در زمره فعالیت ها یا توسعه و پیشرفت کارهای معمول کمپین قلمداد کرد. بلکه افزون بر آن، فعالیت کمپین در کشور کویت را می توان به عنوان یک موفقیت درخشان برای این نهاد مردمی و خودجوش قلمداد کرد. چرا که کمپین نخستین نهاد فرهنگی و اجتماعی و مستقل ایرانی است که توانسته در کشور کویت و در واقع در کل کشورهای خلیج فارس (با توجه به نوع ایرانیانی که در این کشورها اقامت دارند و با توجه به قوانین تبعیض آمیز و غیر دموکراتیکی که بر این کشورها حکمفرماست) فعالیت داشته باشد و این برگه زرین در کارنامه هیچ یک از دیگر نهادها و یا گروه های (حتا) سیاسی ایرانی یافت نمی شود. لذا معجزه کمپین یک میلیون امضا را نباید دستکم گرفت بلکه برای عبرت و آموزش دیگر هم وطنان نیز می بایست که آن را تبلیغ کرد.
تلاش بی نظیر تمامی همکاران و هم وطنانی که چه در شکلگیری کمپین یک میلیون امضا و گسترش پرهزینه آن شرکت داشته اند به راستی ستودنی است و من به سهم خودم زحمات یکایک این عزیزان را ارج می نهم و در کنار همه این عزیزان برای رسیدن به عدالت و آزادی تا برقراری حقوق برابر و انسانی، لحظه از فعالیت دست نخواهیم کشید.
----
گفتگو با نسرین ستوده پیرامون ممنوع الخروج شدن فعالان زن
تغییر برای برابری: علاوه بر صدور احکام حبس تعلیقی و شلاق، عده ای دیگر از فعالان زن ممنوع الخروج شده اند. ۲۰ اسفند نیز درفرودگاه امام خمینی از خروج منصوره شجاعی فعال جنبش زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا ممانعت به عمل آمد. وی به همراه نسرین ستوده وکیل و فعال جنبش زنان ، برای شرکت در مراسم روز جهانی زن به دعوت جمعی اززنان ایرانی ساکن دوبی عازم آن کشور بود، که توسط ماموران امنیتی از سفر منع شد. هر چند پیش از آن به دنبال استعلام از اداره گذرنامه، خروج منصوره شجاعی بلا مانع شناخته شده بود.
در روز ۱۹ اسفند طبق اظهارات نسرین ستوده ، شخصی در تماس تلفنی با ایشان از وزارت اطلاعات وی را از انجام این سفرمنع کرده بود که ستوده نیز ضمن اعلام این خبر به خبرگزاری ها این اقدام را غیرقانونی دانست. طبق اظهارات منصوره شجاعی نیز، درفرودگاه پس از گذشتن از خط مرزی گمرک فرودگاه و ثبت مهر خروجی به گذرنامه ها، ضمن اعلام نام منصوره شجاعی، پاسپورت وی را ضبط کرده و وی را ممنوع الخروج کردند و تنها برگه ای به او دادند که شماره پرونده منصوره شجاعی عنوان “معاونت امنیت دادگاه انقلاب ” روی ان نوشته شده بود. طبق اظهارات شجاعی، او در سال جدید دوبار به معاونت امنیت مراجعه کرده است هیچ پاسخ روشنی نگرفته است، هفته پیش نیز به همراهی وکیل خود نسرین ستوده برای پیگیری پرونده به معاونت امنیت رجوع کرده است. ” در کمال تعجب در معاونت امنیت به ما گفته شد که این کاغذ مرجعیت ندارد و اگر ما گذرنامه را گرفته بودیم رسید می دادیم و ما نمی دانیم چه کسانی پاسپورت شمارا گرفته اند و این کاغذ به ماربطی ندارد. پس از توضیحات و پافشاری های فراوان، خانم ستوده تقاضانامه کتبی برای ملاقات با معاونت امنیت دادگاه را نوشته و همراه با اصل وکالتنامه ارائه دادند. و پس از آن مسئول دفتر معاونت امنیت اصل وکالتنامه را به روی پرنده گذاشت و به نماینده دادستان ارجاع داد در آنجا گفتند که ما برای خانم شجاعی قرار شش ماه ممنوع الخروجی صادر کرده ایم و خانم ستوده سوال کردند که مبنی بر کدام حکم شما قرار ثابت کرده اید گفتند ما الزامی نداریم جواب دهیم و…”
در این باره گفتگوی کوتاه ما با نسرین ستوده، وکیل دادگستری و از وکلای کمپین یک میلیون امضا می خوانید. ستوده، وکالت منصوره شجاعی را برعهده دارد که در اسفندماه سال گذشته ممنوع الخروج شد.
خانم ستوده، آخرین پیگیری های شما در مورد پرونده ممنوع الخروج شدن موکلتان خانم منصوره شجاعی به چه نتیجه ای رسیده است؟
اولا: با توجه به اینکه اساسا دادیاری امنیت دادسرای انقلاب تاکنون حتی حکم ممنوع الخروجی را به اینجانب و موکلم نشان نداده است بنابراین حتی در وجود چنین حکمی تردید فراوان وجود دارد.
ثانیا در مراجعه ای که اینجانب به اتفاق موکلم به دادیاری امنیت داشتیم و علت ممنوع الخروجی را جویا شدیم دادیاری امنیت به دلایل امنیتی بودن پرونده از ارائه هرگونه دلیل برای صدور چنین حکم احتمالی خودداری کرد.این موضوع، موضوع بدیعی بود که دادیاری امنیت به استناد مسائل امنیتی حتی از ارائه دلایل چنین مجازاتی نیز خودداری می کرد.
ثالثا تناقضات فراوانی در نحوه برخورد قسمت های مختلف مربوط به این پرونده وجود داشت که بی پاسخ مانده است. از جمله آن که در شب ۲۰ اسفند ۸۶ که اینجانب نیز همراه موکلم خانم شجاعی بودم ماموری که هویت خود را اعلام نکرد به خانم شجاعی مراجعه کرد و اظهار داشت به موجب حکم قضایی ایشان ممنوع الخروج است. مامور مذکور در پی اعتراضات اینجانب شماره و تاریخ حکم قضایی را ارائه کرد که تاریخ آن ۱۹/۱۲/۸۶ بوده است اما در مراجعه ای که هفته گذشته به اتفاق موکلم به دادگاه انقلاب داشتم دادیار امنیت بدون اینکه شماره حکم را به ما اعلام کند تاریخ آن را ۲۰/۱۲/۸۶ اعلام کرد که با تاریخ مندرج در شماره مامور مربوطه در فرودگاه مغایر بوده است.
علاوه بر آن در دادگاه انقلاب با ارائه شماره مذکور هیچ کس پاسخگوی ما نبود و دادیاری امنیت به استناد آن که برگه مذکور را خود امضا نکرده است از ارائه هرگونه به پاسخی به ما خودداری می کرد. بنابراین مجموعه رفتارهایی که در این پرونده صورت گرفته، از همان ابتدا که در فرودگاه ماموری بدون اعلام هویت خود شماره حکمی ارائه کرده است که در دادسرای انقلاب کسی پاسخگوی آن نیست و تاریخ حکم هم با آن چه که مامور مربوطه اعلام کرده مغایر است، می تواند باعث ایجاد مخاطرات بسیار جدی تری در روابط امنیتی شهروندان شود.
آیا برای دیگر فعالان زن هم احکام ممنوع الخروج شدن صادر شده است؟
همچنان که می دانید بسیاری از فعالان حقوق زنان به موجب چنین احکامی که اساس و مبنای آنها کاملا نامشخص است تاکنون ممنوع الخروج شده اند. پروین اردلان و طلعت تقی نیا نیز از دیگر کسانی هستند که به همین ترتیب و بدون ارائه حکم قضایی تا کنون ممنوع الخروج شده اند.
|