بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بازنگری جریانات دانشگاه زنجان

علیرضا فیروزیfiroozi۱۱.JPG

یکشنبه ۳م شهریور ۱۳۸۷

 

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند

خبرنامه اميرکبير: دلایل زیادی برای مطرح کردن دوباره فاجعه زنجان وجود دارد، هر چند که سعی شد، پس از اطمینان از پیگیری قضایی عمل قبیح معاون دانشجویی دانشگاه، این ننگ را بیش از پیش آشکار نکنیم. اما می بینیم که با گذشت زمانی کوتاه از پایان تحصن، موج برخوردها با این حرکت، باعث شد، بار دیگر، واقعه یا بهتر است همان بگوییم، فاجعه بر سر زبان ها بیافتد. اما اینکه تا کی مسئولین امر می خواهند برای عوض کردن سمت و سوی جریان و دیگر گون نشان دادن مسائل پاسخ گو نباشند، جواب مشخصی ندارد شاید تا زمانی که افراد صاحب منسب را نتوان برپای میز قضاوت عادلانه نشاند، ادامه خواهد داشت و شاید از این روست که سخنان ضد و نقیض هیچ مسئولی مورد بازخواست قرار نمی گیرد و اکنون که تنها دو ماه از آن فاجعه می گذرد، هر کس بر اساس تحلیل های شخصی، سخنان خود را تغییر می دهد بدون ترس از اینکه زمانی مورد سوال قرار گیرد.

در این میان، سخنان ضد و نقیض، دکتر نداف، ریاست دانشگاه زنجان، گل محمدی، دادستان شهر زنجان، فیوجی، مدیر روابط عمومی دانشگاه زنجان و همینطور دکتر زاهدی، وزیر علوم هر روز در رسانه ها پخش می شود و هیچ کس جرات نمی کند که دلیل تغییر نظر آن ها را بپرسد و حتا امروز که به طور محرز پرونده سازی و سناریو سازی در رابطه با دانشگاه زنجان را آغاز کرده اند، هیچ مسئولی زبان به سخن نمی گشاید مگر به صورت سریالی، مصاحبه هایی انجام می دهند که اگر هماهنگ شده نباشد، بدون زمینه فکری هم نیست. و این مطلب را زمانی می توان بهتر متوجه شد که این مصاحبه ها، بیانیه ها و نظرات را بر اساس تاریخ در کنار یکدیگر قرار دهیم. اما باید سوال کرد که حذف اساتید دگر اندیش به بهانه های مختلف و بیان اینکه باید به جای این استادان، اساتیدی متعهد در دانشگاه ها تدریس کنند، نتیجه ای جز انتصابی شدن مسئولین دارد. شاید از همین روست که هیچ کس، نمی خواهد در دفاع از همفکر و همراه خود عقب بنشیند و این گونه فساد ها را بپذیرد.

اما برای روشن تر شدن مسائل، مصاحبه ها، بیانیه ها و اخبار مرتبط با دانشگاه زنجان که نشان دهنده موضع افراد ذکر شده در مورد این حرکت است را بر اساس تاریخ گرد آورده ام:

-           شروع تحصن، ۲۵/۳/۸۷

-           شروع سناریو سازی و ارتباط دادن تحصن دانشگاه زنجان با عوامل خارجی توسط نشریات و خبرگزاری های حامی دولت از جمله، روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس

-           بیانیه بیسج دانشجویی مبنی بر اعلام فساد اخلاقی دکتر مددی به رئیس دانشگاه، روزنامه موج بیداری زنجان

-           عذر خواهی رسمی دکتر نداف ریاست دانشگاه زنجان: “از خدا و شما دانشجویان عذر می‌خواهم و امیدوار هستم که با حمایت شما و حمایت همه اقشار دانشگاه مانع از تکرار اینگونه اتفاقات شویم.”، ۲۸/۳/۸۷

عذر خواهی رسمی دکتر نداف از دانشجویان، به معنی پذیرش گناه کاری معاون وی است

-           امضا قطعنامه پایانی تحصن، میان نماینده دانشجویان و دکتر نصیری نماینده شهر زنجان، ۲۸/۳/۸۷

یکی از بندهای قطع نامه پایانی، عدم برخورد با متحصنین، چه به صورت انضباطی و چه به صورت قضایی بود.

-           پایان تحصن، شامگاه ۲۸/۳/۸۷

با پایان تحصن، موضع گیری مسئولین آغاز شد و برخورد با واقعه زنجان در فاز جدیدی قرار گرفت

-           وزیر علوم:فیلم واقع زنجان، غیر شرعی و اشاعه فحشا بود! و تهدید به بازداشت دانشجویان و برخورد با آنان، ایسنا، ۲۹/۳/۸۷

-           دادستان زنجان ارتباط ناصحیح عاملان حادثه دانشگاه زنجان را محرز اعلام کرد، خبرگزاری فارس، تاریخ ۳۰/۳/۸۷

-           دیدار دانشجویان دانشگاه زنجان با آیت الله بیات زنجانی و اعلام حمایت ایشان از حرکت دانشجویان، آیت الله بیات زنجانی: “عمل خلاف معاون دانشگاه در محیط دانشگاه مانند عمل خلاف یک روحانی در مسجد است، من نمی توانم با خودم بگویم سهوی اتفاق افتاده، خطای این فرد یا افرادی در این سطح اگر هم سهواً انجام شده باشد، درحکم عمد است و باید بصورت عمد با وی برخورد شود. پرده پوشی کردن و گذشتن از کنار مسائل اینچنینی، تجاوز به حریم امت و ملت است و این را هیچ کسی نخواهد پذیرفت.” ۶/۴/۸۷

-           پایان امتحانات دانشجویان و تعطیلی کامل دانشگاه و خروج کامل دانشجویان از خوابگاه ها دانشگاه، ۱۱/۴/۸۷

-           وزیر علوم در ۱۱ تیر ماه در جمع خبرنگاران عنوان کرد: ممکن است کل داستان دسیسه باشد

بیانات وزیر علوم بعد از پایان امتحانات دانشجویان و خروج دانشجویان از دانشگاه، فاز جدید برخوردها را نوید داد

-           بازداشت پیام شکیبا، آرش رایجی، حسن جنیدی، ۱۸/۴/۸۷

-           ادعای جاری شدن صیغه محرمیت میان دانشجوی قربانی حادثه و دکتر ممدی توسط گل محمدی، دادستان زنجان، ایسنا، ۷/۵/۸۷

-           بازداشت بهرام واحدی، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان در شهر تبریز و در منزل پدری ایشان، ۱۶/۵/۸۷

-           اعلام آزادی دکتر مددی توسط دادستان زنجان و همچنین اعلام احتمال بازداشت سایر دانشجویان، ایسنا، ۱۷/۵/۸۷

-           بازداشت سورنا هاشمی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، ۲۲/۵/۸۷

-           جمال انصاری، رئیس کل دادگستری استان زنجان، با مقصرین و مسببین اتفاقات دانشگاه زنجان برخورد خواهد شد. ایسنا، ۲۲/۵/۸۷

-           اعلام رای هیأت بدوی انتظامی رسیدگی به تخلفات اساتید دانشگاه توسط فیوجی، مدیر روابط عمومی دانشگاه زنجان، مبنی بر اخراج دکتر مددی از دانشگاه زنجان ، ایسنا، ۲۳/۵/۸۷

-           فیوجی: بر اساس اظهار نظر دادستان زنجان ،‌معاون سابق دانشجویی این دانشگاه ، عمل خلاف شرعی مرتکب نشده اما عمل خلاف شأن و منزلت مقام استادی و جایگاه معاونت دانشجویی و فرهنگی صورت پذیرفته است. ایسنا، ۲۳/۵/۸۷

-           فیوجی: با تعدای انگشت شمار از دانشجویان که اقدام به طراحی و اجرای سناریوی حوادث اخیر با همکاری افرادی از بیرون دانشگاه نموده اند ، صرف نظر از حضور یا عدم حضور در تحصن ، شدیداً برخورد خواهد شد ، چرا که آنها آبروی دانشگاه ، استان و کشور را به بازی گرفته و آب به آسیاب دشمنان انقلاب ریخته و به نوعی اشاعه فحشاء نموده اند. طراحان سناریوی حوادث اخیر دانشگاه زنجان در راستای نیات خود به دختر دانشجوی این حادثه ، اطمینان داده بودند که فیلم تهیه شده در اختیار ریاست دانشگاه قرار خواهد گرفت ، در حالی که این فیلم سر از سایت ها و رسانه های خارجی در آورد و از این طریق آبروی دانشجویان و اساتید به بازی گرفته شد.  ایسنا، ۲۳/۵/۸۷

بر اساس این روند احتمال ادامه بازداشت ها  وجود دارد که بر همین اساس باید راه کار های مناسبی برای برخورد با این بازداشت های امنیتی ترتیب داده شود. زیرا آزاد کردن دکتر مددی و شکایت وی و همسرش از دانشجویان دانشگاه زنجان، نشان دهنده ی تبره او از اتهامات وارده است. اما آنقدر مدارک در این باره مستند است که سعی می کنند با جا به جا کردن جای متهم و شاکی این پرونده را به نفع معاون انتصابی دانشگاه تمام کرده و راه را برای فشار هر چه بیشتر بر دانشجویان باز کنند تا مبادا گزندی به دیگر مسئولین انتصابی درسایر دانشگاه های کشور وارد شود.

----

جغد تمامیت خواهی این بار بر فراز تربیت معلم کرج

کاوه رضاییrezaei۲.JPG

شنبه ۲م شهریور ۱۳۸۷

خبرنامه اميرکبير: خبر خیلی کوتاه بود؛ “حمله مجدد دیکتاتورمنشان به سنگر پایدار حصارک کرج” ، پس از نقض مصوبات هیئت ممیزه دانشگاه تربیت معلم تهران که به امضا نمایندگان تام الاختیار وزارت علوم نیز رسیده بود به واسطه صدور فله‌ای احکام کمیته انضباطی برای ۸ دانشجوی اعتصاب غذا کننده در پردیس حصارک کرج این دانشگاه و احضار حدود ۴۰ دانشجو به تاریکخانه‌های کمیته انضباطی، بار دیگر نتایج مذاکرات نقض شد تا چند نفر از اعتصاب غذا کنندگان این دانشگاه به دادگاه انقلاب فرا خوانده شوند.

پس از ۲۶۰ ساعت اعتصاب غذا دانشجویان که به واسطه عملکرد مسئولان دانشگاه در بستن آب بر روی دانشجویان چندی نیز با عدم استفاده از آب همراه شد، یزید صفتان دیدکتاتورمنشی که واسطه روی کار آمدن دولت تمامیت خواه نهم مدیریت وزارت علوم دانشگاههای زیر مجموعه اش را برعهده گرفته‌اند، در آستانه نیمه شعبان و در لحظاتی دست‌های دعا به سوی آسمان برای ظهور امام عدالت گستر شیعیان بلند بود، برگی دیگر از هویت خود را برایشان نمایان کردند، تا دانشجویی که تازه از اثرات سوء عدم مصرف غذا در آن مدت طولانی تا حدی رها شده بود، بداند اینان تنها شعار انظار می دهند و گر در طی حیاتشان ظهور منجی صورت گیرد، در رسته خط شکنان دشمنانش قرار خواهند گرفت.

گروهی دانشجویانی  دانشگاه تربیت معلم تهران (پردیس حصارک کرج)، در روزی که همه مشغول چراغانی و محیا کردن خود برای جشن‌های نیمه شعبان بودند، با کاغذ‌هایی روبرو شدند که براساس آنچه در دوران تحصیلات خود خوانده بودند گواهی بود بر نزدیکی ظهور منجی عدالت گستر، آن‌ها در پی آموزش‌های آموزگارانشان شنیده بودند در زمان ظهور بسیاری از کسانی که مدعی انتظار هستند در صف اول دشمنان منجی خواهند بود و این دانشجویان نیز نامه ای را دریافت کرده بودند که نشان از عهد شکنی ریاست دانشگاهشان با آن اشک‌های تمساح گونه که در مظلومیت دانشجویان در اتاق مذاکره ریخته بود و نمایندگان تام الاختیار وزارت علوم که امروز میزان بندگیشان را به کامل ترین شکل ممکن نشان داده بودند، البته بندگی همایونی ریاست گرانقدر دولت در سرکوب مطالبات بر حق دانشجویان و نه بندگی خالق یکتا، این دانشجویان هر چند انتظار چنین عهد شکنی را از مجموعه تمامیت خواه دولت نهم داشتند اما دریافت احظاریه دادگاه انقلاب در نیمه شعبان معنای خاص خود را برای آنان و سایر منتظران منجی عدالت گستر داشت.

تحرکات جدید تمامیت خواهان در ارتباط با دانشجویان دانشگاه زنجان و تربیت معلم تهران نشان از اوج دیکتاتور منشی این طیف دارد، که موجب می گردد این تصور که سرکوب‌ و انتقام جویی های اینان نه منحصر به تعطیلات تابستانی که به صورت شدیتری تا انتصابات آینده ریاست جمهوری ادامه خواهد داشت و اما نحوه عملکردشان در برخورد با دانشجویان یادآور انقلاب ضد فرهنگی سالهای ابتدایی انقلاب دارد که این روزها زیر سایه پارچه نوشته‌های منتصب به نهادهای شبه نظامی داخل دانشگاه در حال زمینه سازی برای آن هستند، اما سخن من نه با دانشجویان و فعالان آزادی خواه دانشگاهی بلکه با اعضای تشکل‌های شبه نظامی و امنیتی حاظر در دانشگاه است، اعاضی بسیج به اصطلاح دانشجویی دانشگاه تربیت معلم تهران که با چشمان خود دیدید که این دیکتاتور منشان چه با هم دانشگاهیانتان کردند و سایر اعضای نهادهایی چون بسیج، جامعه و انجمن اسلامی مستقل از دانشجو، شاید این روزها به واسطه قدرتی که از روی کارآمدن دولت تمامیت خواه نهم به شما رسیده است خوشنود و سر مست باشید، اما سرنوشت دفتر تحکیم وحدتریال درس‌هایی بسیار برای شما دارد، تشکل و دانشجویانی که بازوی اجرایی انقلاب ضد فرهنگی اول بودند را بنگرید، دانشجویانی که امروز بزرگترین منتقدین عملی هستند که خود چند دهه پیش بازوی اجراییش بودند و تشکلی که امروز یکی از اصلی ترین اهداف انقلاب ضد فرهنگی‌ای که شما با اشتیاق تمام دانسته یا ندانسته به سویش می روید، کمی به تاریخ سی ساله حکومت جمهوری اسلامی بنگرید و ببینید که طیف تمامیت خواهی که امروز در مقابل تفکر منتقد شما از شما حمایت می کند پیش از این از چه کسانی حمایت کرده است و پس از این که به خواسته‌اش رسیده با آن دانشجویان و آن تشکل‌ها چه کرده است؟

چند دهه قبل دانشجویانی با تفکرات چپ و یا نزدیک به چپ دانشگاه را آخرین سنگر آزادی دانسته و برخی از آنان تا آخرین قطره خود بر این عقیده خود استوار ماندند، دانشگاه از هر چه دانشجوی متفکر خالی شد تا شاید ۱۰ درصد دانشجویان که قالباً بله قرابان گویانی بودند آن هم با تعهدات گوناگون به دانشگاه وارد شوند، اما جریان دانشگاهها و تمامیت خواهان به مانند جریان برخی از پادشاهان ایرانی منصوب از سوی دول خارجی می ماند که تا زمانی که بله قربان گو بودند و هیچ نمی فهمیدند بر مسند پادشاهی تکیه زده بودند و تا در گفتن بلی کمی مکث از خود نشان می دادند، سرنگون و به فلا جزیره دور افتاده تبعید می شدند.

این ها که گفتم شاید همه را خود بهتر از من بدانید و حتی بتوانید شیوا تر و زیبا تر از من بازگو کنید، اما سکوت این روزهای من وشما عواقبی بسیار سنگین تر از انقلاب ضد فرهنگی اول برای این مرز و بوم خواهد داشت، لذا خواهشمندم با واکنش در مقابل این روند، به هر گونه ممکن امکان تکرار سیطره تمامیت خواهان بر دانشگاه این آخرین سنگر آزادی را از طیف دیکتاتور منش حاکم بر دولت سلب کنبد.

----

احضار دانشجویان تربیت معلم کرج به یکی از شعب وزارت اطلاعات مستقر در دادگاه انقلاب کرج

در پی احضار  11 نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج به دادگاه انقلاب که بدون احظاریه کتبی و به صورت شفاهی بوده و از طرفی دیگر شعب وزارت اطلاعات در شهرستانهای محل سکونت دانشجویانی مانند  آقای سیوان فرخزادی و مهدی احمدی را احظار کرده ضمن بازجوئیهای طولانی آنان را تحت فشار قرار داده اند که می بایست خود را به دادگاه انقلاب کرج معرفی کنندو در غیر اینصورت آنها را جلب خواهند کرد.

دانشجویانی که محل اقامت آنها در استان تهران است توسط یکی از افراد حراست تربیت معلم بنام مقدم آنها را تحت فشار قرار داده اند که می بایست خود را  به اطاق 32 مستقر در دادگاه انقلاب کرج  معرفی کنند.اطاق 32 که در طبقه همکف قرار دارد جزئی ازدادگاه انقلاب کرج است که در دست بازجویان وزارت اطلاعات می باشد و هویت افرادی که در آن کار می کنند مخفی نگاه داشته شده.

روز چهارشنبه 30 مرداد ماه آقای مصلح فتاح پور و مهدی احمدی با فشارهای وزارت اطلاعات و مقدم از افراد حراست دانشگاه تربیت معلم  وادار به مراجعه به اطاق 32 دردادگاه انقلاب کرج می شوند. آنها به مدت 6 ساعت مورد بازجوئی بازجویان وزارت اطلاعات قرار می گیرند و یکی از دانشجویان را تحت فشار قرار می دهند که عکسهای را که از تحصن گرفته همراه با دوربین به آنها تحویل دهد بازجویان از او چیزی را میخواهند که این دانشجو از آن اطلاعی ندارد.

روز پنجشنبه 31 مردادماه  بازجوئیها از مصلح فتاح پور و مهدی احمدی به مدت 4 ساعت ادامه می یابد و وقتی که بازجویان به خواسته های خود دست نمی یابند به آنها می گویند هر آنچه که ما می گوییم شما باید بپذیرید . بازجوئیها با خشونت و تهدید زیاد علیه دانشجویان بکار برده شده.

روز شنبه 2 شهریور ماه بازجوئی از خانم رقیه سعیدی ،فاروغ معروفی،مصلح فتاح پور و مهدی احمدی در اطاق شمار 32 دادگاه انقلاب ادامه می یابد که خانم رقیه سعیدی و مهدی احمدی آزاد می شوند ولی آقای فاروغ معروفی و مصلح فتاح پور بازداشت می شوند و از روز شنبه تا به حال از محل و شرایط آنها خبری در دست نیست.

سئوالاتی که در طی بازجوئیها از دانشجویان صورت گرفته در چهار چوب مطالبی که در مقالۀ روزنامه کیهان( حسین شریعتمداری) مورخه 11 تیرماه 1387 د رصفحۀ 18 تحت عنوان پشت پرده یک توطئه علیه اعتراضات دانشجوئی انتشار یافته   صورت می گیرد .

در حال حاضر سایر دانشجویان از طرف وزارت اطلاعات و حراست  دانشگاه تحت فشارقرار دارند که خود را به اطاق 32 که در دادگاه انقلاب کرج است معرفی کنند اسامی کسانی که می بایست خود را به اطاق 32 معرفی کنند عبارتند از:امین آریا،فیروزه صداقتی،شبنم مددزاده،محمد شریفی،امیر سالاری،سیوان فرخزادی،عباس رشیدی.

در شرایطی که موج دستگیریها ی دانشجویان در سراسر ایران ادامه دارد لازم است که دانشجویان سراسر دانشگاهها به حمایت از فعالین دانشجوئی که در زندان بسر می برند بپردازند و با صدور بیانیه ها و سایر اعتراضات از ادامه این روند سرکوبگرانه جلوگیری نمایند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، احضار و دستگیریهای گسترده و خود سرانه دانشجویان را محکوم می کند و از تمامی اتحادیه های دانشجوئی  جهان و سازمانهای حقوق بشری خواستار حمایت از دانشجویان در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

4 شهریور 1387 برابر با 25 اگوست 2008

به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر

http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه