بازگشت به صفحه اول

 

 
 

کشته شدن 4 زن در یک ماه

افزایش قتل های ناموسی در کردستان

دوشنبه 4 شهریور 1387

سامناک آقایی

روز: هنوزیک هفته از ماجرای قتل فجیع فرشته نجاتی، دختری هجده ساله در یکی از روستاهای مریوان به دست ‏پدرش، نمی گذرد که منابع محلی در استان کردستان خبر از قتل زن جوان دیگری توسط همسرش دادند. بهاره ‏حسینی،بیست و دو ساله، دارای یک فرزند در یکی دیگر از روستاهای اطراف مریوان بدست همسرش به ‏شیوه ای دردناک کشته می شود. این زن جوان پیش از قتل مورد ضرب و شتم قرار گرفت و نهایتا با ضربه ‏چکش از پای در آمد. به این ترتیب در کمتر از یک هفته، دو قتل ناموسی دیگر در پزشک قانونی بیمارستان ‏مریوان این شهر کوچک مرزی به ثبت رسید.‏

بنابه گزارش منابع خبری محلی در استان کردستان، بهاره حسینی، زنی بیست و دو ساله و دارای یک فرزند ‏به دلایل نامشخصی از سوی همسرش محمد عزیز هورامی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و با ‏ضربه چکش به قتل رسید. همسر این زن جوان بعد از آنکه متوجه مرگ همسرش شد، قبل از انتقال جسد به ‏بیمارستان به کمک اعضای خانواده خود تلاش کرد قتل را به شکل دیگری جلوه دهد و در توضیح مرگ وی ‏به خانواده مقتول و همچنین پزشکان بیمارستان گفت او از اتومبیل به بیرون پرت شده است.‏

اما بعد از پیگیریهای پزشکی خانواده مقتول و درنتیجه تحقیقات پزشک قانونی بیمارستان مشخص شد که ‏بهاره بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با ضربه چکش به سر از پای درآمده است.‏

‏ نکته عجیب در مورد قتل این زن جوان مریوانی این است که گفته می شود علیرغم آنکه نتایج و تحقیقات ‏پزشکی وسایر مدارک و شواهد علت مرگ وی بدست همسرش را ثابت کرده، اما قاتل با گذشت شش روز از ‏حادثه هنوز دستگیر نشده است.‏

درهمین حال منابع محلی به دنبال قتل فجیع فرشته نجاتی به دست پدرش طی روزهای اخیر با انتشار ‏گزارشات مختلفی بیان کرده اند که مقامات قضائی این شهر دستور آزادی علی نجاتی، پدر و قاتل فرشته را ‏داده اند. تجمع اعتراضی بیش از دو هزار نفر از مردم مریوان مقابل دادگستری این شهر هم به علت دستور ‏آزادی قاتل فرشته بوده است. این تجمع روز چهارشنبه به دنبال پخش خبر آزادی قاتل فرشته برگزارشد که به ‏زد و خورد بین نیروهای امنیتی و انتظامی با مردم معترض انجامید و دست کم سی تن دستگیر شدند. گفته می ‏شود اکثریت دستگیر شدگان روز چهار شنبه آزاد شدد. با ابن حال هنوز تعدادی در بازداشت بسر می برندو ‏از سوی دیگر هنوز هیچ منبعی آزادی قاتل را تکذیب نکرده است.

‏ در همین ارتباط ، کمیته "علیه خشونت های ناموسی" در مریوان طی روزهای اخیر با انتشار یادداشتی ‏ضمن اشاره به آمار و ارقام نگران کننده ای در خصوص اعمال خشونت های روزافزون علیه زنان و قتل ‏های ناموسی، از سکوت فعالان حوزه زنان نسبت به این رویداد دردناک در مناطق کردنشین انتقاد کرده است. ‏

این کمیته در ابتدای یادداشت انتقادآمیز خود خطاب به فعالان حوزه زنان می نویسد:‏‎ ‎‏"هنوز پنجمين ماه از سال ‏جديد را پشت سر نگذاشته ايم كه آمار حكايت از وقوع گسترده قتلهاي ناموسي درايران وبخصوص كردستان ‏است. دو مورد در سنندج، 3مورد مريوان و يك مورد پيرانشهر، تمام موارد ناموسي بوده و چند مورد هم ‏خودسوزي .‏‎ ‎تلخ است اما تلخ تر سكوت آزاديخواهان وفعالين زن در داخل كشور است. تا كي بنويسيم مريوان ‏مسلخ گاه زنان؟ تا كي از آمار 45در صدي قتلهاي ناموسي در خوزستان بنويسيم و تا كي از سنگسار سميه ‏‏14 ساله توسط پدر در بلوچستان بگوييم . آنقدر خوانديم ونوشتيم كه ديگر همه چيز را از حفظيم."‏

در بخش دیگری ازاین یادداشت با اشاره به ریشه ها و علل خشونت علیه زنان در ایران آمده است:‏‎ ‎‏"ريشه اش ‏را سالهاست يافته اييم، خشونت عليه زنان و ازجمله خشونت هاي ناموسي پديده جامعه طبقاتي وسيستم مرد ‏سالاري و تداوم آن در جامعه سرمايه داري تبعيض جنسي وفرادستي وفرو دستي ..... تا كي بگوييم سنت ‏وباورهاي غلط آنقدر قوي هستند كه دست پدر را به خون فرزند آلوده ميكند، تا كي بنويسيم قانون قضايي دست ‏مردان را براي كتك آزار وشكنجه زنان و قتل وختنه باز گذاشته است؟ همه ميدانيم كه در يك جمله قانون زن ‏را همچون كالايي در دست مردان قرار داده كه وسيله هر نوع استفاده از جمله هوسراني وخوشگذراني ‏اشتهاي سيري نا پذير آنان شوند وميدانيم به نام حفظ شرف وناموس براحتي زنان وكودكانشان را مي كشند."‏

در ادامه یادداشت کمیته "علیه خشونت های ناموسی" خطاب به فعالین جنبش زنان می خوانیم:‏‎ ‎‏"روي سخن ‏مان با فعالين جنبش زنان ايران است. ما زنان مريوان وساير مناطقي كه درآن سنتهاي كهنه وارتجاعي حرف ‏اول را مي زند شجاعانه وبا وجود تمامي مشكلات به پا خاستيم ونهراسيديم حتي به قيمت كشتن وسنگساردر ‏اين منطقه سنتي . و هميشه با وجود محروميت از هرنوع امكاناتي حتي دريغ از يك تشكل قوي، همچون ‏بازوي تواناي جنبش برابري خواهانه در سراسر دنيا عمل كرديم .وقتي از قانون ضد خانواده نوشتيد با ‏وجودي كه ما از اساس با خانواده اي كه برمبناي مالكيت مردان بر زنان است مخالف بوديم وهر چند كه چند ‏همسري و مهريه وشير بها را بدون اما واگر مردود ميدانيم ومعتقديم كه قانوني كه بر مبناي مالكيت مرد بر ‏زن است از اساس ضد زن واصلاح ناپذير است، اما همصدايتان شديم چون همبستگي زنان را هرچند با ‏گرايشات متفاوت وبا حفظ مواضع لازم ميدانيم."‏

اعضای کمیته "علیه خشونت های ناموسی" در بخش پایانی یادداشت خود از وقوع قتل های دیگر ناموسی در ‏مناطق دورافتاده طی ماه های اخیر خبر داده اند هنوز به تائید منابع معتبر نرسیده است. این کمیته همچنین ‏خواستار اقدام جدی و منسجم فعالان حوزه زنان در مورداین نوع حوادث در مناطق دورافتاده کردنشین و ‏سایر مناطق محروم دیگر کشور شده است.‏

قتل های ناموسی در استان کردستان و به ویژه درمناطق دورافتاده مرزی با قتل یک دختر هجده ساله به دست ‏پدرش و از پای درآمدن این زن جوان بدست همسرش، بار دیگر نگاه فعالان حوزه زنان و کنشگران اجتماعی ‏را متوجه خود کرده است. به گفته فعالان حقوق زن خشونت خانوادگی علیه زنان، خودکشی، خود سوزی و ‏بروز قتل های ناموسی در این مناطق همچنان روبه افزایش است به طوری که تنها ظرف یک ماه گذشته با ‏قتل فرشته و بهاره تعداد قربانیان قتل های ناموسی به چهار تن رسیده است.

----

ضرب و شتم دختر جوان توسط دو پلیس

دوشنبه ۴م شهریور ۱۳۸۷

خبرنامه اميرکبير: ممانعت دو دختر جوان از ورود به خودروی ون نیروهای گشت امنیت پلیس با ضرب و شتم آنها از سوی نیروهای پلیس مرد همراه شد.

عصر دیروز ماموران پلیس امنیت اجتماعی قصد داشتند که دو دختر جوان را به دلیل رعایت نکردن مصادیق حجاب به سمت خودرو ون هدایت کنند که پس از ممانعت دو دختر جوان، دو پلیس مرد به همراه پلیس زن سعی داشتند که یکی از دو دختر را به زور وارد خودرو کنند.

از آنجایی که مامور زن پلیس نتوانست در برابر مقاومت دختر کاری انجام دهد، دو مامور سبز پوش نیروی پلیس به کمک او آمدند و دختر را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و وقتی که مقاومت او ادامه یافت و نمی خواست که به زور وارد ون شود بارها سرش را به جداره بالایی خودروی ون کوبیدند. نیروی انتظامی همچنین موبایل دو پسر جوان که از حادثه فیلمبرداری کرده بودند را گرفت.

سرهنگ مهدی احمدی، رییس اطلاع رسانی ناجا در پاسخ به اینکه چرا نیرویی برای پیگیری این ماجرا به چهار راه ولی عصر نمی فرستید می گوید: «شما آنجا را ترک کنید، ما خودمان پیگیری می کنیم.»

تماس مکرر خبرنگاران با سرهنگ مهدی احمدی همچنان ادامه دارد و او البته کماکان قول همکاری و پیگیری داده است. او در پاسخ به اینکه آیا ضرب و شتم حتی در شرایط ممانعت از ورود به خودروی ون قانونی بوده است می گوید: «نباید ضرب و شتمی صورت می گرفت.»

راننده بنز پلیس به شماره ۹۷۸۷۸ در این میان با آرامش در ماشین نشسته و در پاسخ به اینکه این چه طرز برخورد با یک دختر است و شما به چه حقی اینطور رفتار می کنید با لحن غیرمودبانه می گوید: «اینجا را ترک کنید و پی کارتان بروید.»

کانون زنان ایرانی

----

شکل گیری فرهنگ سلطه ستیز

پروین اردلان

شنبه ۲م شهریور ۱۳۸۷ardalan.jpg

خبرنامه اميرکبير: معمولا در بازجویی ها یا شبیخون به اصحاب جنبش ها، مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران،… دو نکته بیش از ‏هر چیز مورد توجه “امنیت سازان” ما قرار می گیرد. یکی شناخت نقاط ضعف فرد بازجو شونده است تا بتوان با ‏حمله و تحت فشار قرار دادنش، خاموش یا بی حسش کرد و دیگری شناخت نقاط تحریک آمیز جامعه در برابر ‏بازجو شونده تا بتوان با تحریک جامعه علیه وی، از حرکت بازش ایستاند؛ یعنی اقدامی ضد اخلاقی اما برای ‏تقویت اخلاق پلیسی و حکومتی در جامعه.‏

‏ چندی است که “هویت” سازان صدا و سیمایی و کیهانی دهه ۷۰ با “هویتی” جدید در دهه اخیر و از طریق ‏خبرگزاری رسمی ایران که به همه ما شهروندان ایرانی تعلق دارد سعی دیگری کرده اند تا “چراغ” دیگری را ‏علیه مدافعان حقوق بشر و فعالان جنبش زنان روشن کنند. نسبت بهایی گری و دفاع از بهائیت به شیرین عبادی و ‏فرزند او، اتهام براندازی نرم و کارگزاران فرهنگی غرب خواندن فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر و ‏کمپین یک میلیون امضا از جمله حملات اخیر هویت سازان جدید است. ‏

دو مطلب اخیر ایرنا یکی “شیرین عبادی : اسارت در تور بهائیت” که ابتدا به قلم دکتر علی رضا حیدری بر ‏صفحه خبرگزاری قرار گرفت ولی بلافاصله نام نویسنده پاک شد و به جای آن تنها عنوان “دفتر پژوهش و ‏بررسی خبر” ذکر شد؛ و سپس مطلب دیگری با عنوان “کمپین یک میلیون امضا تروریستی و دنبال فحشا است” ‏برگرفته از سخنرانی پیام فضلی‌نژاد در همایش طرح ولایت استان خوزستان، نمونه های نخست این اتهام زنی ‏هاست که باید منتظر نوشته های بعدی این “پژوهش گران” مراکز امنیتی بود. می گویم “پژوهش گران” زیرا ‏اخیرا در تب و تاب گسترده ای که جامعه ایران را از دکتر پروری و دکتر سازی و ارائه دکترین های جدید در بر ‏گرفته است کارشناسان و بازجویان کیهانی نیز برای مشروعیت بخشی و علمی نشان دادن ادعاهایشان تحت ‏عنوان پژوهش گر معرفی می شوند. ‏

در نوشته “اسارت در تور بهائیت”، “پژوهش گر” این نوشته که خود را طرفدار “تز دانستن حق مردم است” می ‏داند در ابتدای نوشته خود مثلا با استفاده از نظریات فوکو گفتمان حقوق بشری گسترش یابنده در جامعه کنونی ‏ایران را دست پروده کمپانی های تولید گفتمان غربی می داند و به جای تحلیل و تبین این ادعا ابزار پژوهش را ‏کنار گذاشته و از طریق “اسناد غیر قابل انکاری” چون تقدیر کمیته نوبل صلح از شیرین عبادی به خاطر دفاع از ‏حقوق بشر و مردم سالاری، ابراز خوشحالی جرج بوش از انتخاب وی، پذیرش وکالت بهائیان یا نقد قوانین ‏نابرابر از سوی شیرین عبادی … زبان به اتهام زنی علیه وی و فرزندش نرگس توسلیان می گشاید. وی با زیر ‏سوال بردن جایزه نوبل صلح، تلاش های شیرین عبادی و مدافعان حقوق بشر در گسترش گفتمان حقوق بشری در ‏ایران را چون نمی تواند منکر شود به “گفتمان صادراتی اغیار” تعبیر می کند. زیرا حداقل نویسنده باید با توجه به ‏اطلاعات ذی قیمتی که دارد واقف باشد که طی چند سال اخیر وکلای کانون مدافعان حقوق بشر، به ویژه شیرین ‏عبادی، نسرین ستوده ، لیلا علی کرمی، دکتر عبدالفتاح سلطانی… ، همچنین وکلایی چون زهرا ارزنی، فریده ‏غیرت، گیتی پورفاضل، محمد شریف …که به طور رایگان وکالت فعالان اجتماعی و سیاسی و مذهبی را برعهده ‏داشته اند تا چه حد به دلیل پشتیبانی مالی، فکری و معنوی خود حامی این جنبش ها بوده اند. در واقع سند واقعی ‏‏”غیر قابل انکار” عملکرد آنان است. ‏

‏ مطلب دیگر، “کمپین یک میلیون امضا تروریستی و دنبال فحشا است”، اتهام زنی های پژوهش گر کیهان است ‏که باز هم در خبرگزاری رسمی کشور منتشر می شود.او در این سخنرانی نه تنها شیرین عبادی که شهلا لاهیجی، ‏رخشان بین اعتماد، تهمینه میلانی، پوران درخشنده، شهلا شرکت، شادی صدر، فاطمه صادقی، اعضای مرکز ‏فرهنگی زنان، فعالان کمپین یک میلیون امضا، مجله زنان و…را کارگزاران فرهنگی طرح خاورمیانه بزرگ و ‏مروجان “همجنسگرایی، آزادی حجاب، سقط جنین، آزادی سکسوالیته و بهاییت ” می داند که از نظر وی نه تنها ‏‏”ایدئولوژی فحشا”راتبلیع می کنند که از گروه های تروریستی هم دفاع می کنند. نویسنده در نهایت به این هم بسنده ‏نمی کند و فرمان می دهد : “یک بار برای همیشه باید دین خود را به انقلاب اسلامی ادا کنیم و در این راه تنها به ‏دلیران و دریا دلان انقلابی محتاجیم.”‏

می توان برای پاسخ به هر یک از اتهاماتی که در این نوشته ها آمده است صفحه ها مطلب نوشت و به این نوع ‏تحریک و تشویش اذهان پاسخ داد اما هدف من در این نوشته پاسخ دهی به این پژوهشگران امنیتی نیست چرا که ‏آنان که منبع اصلی این داده ها و پردازش آنها هستند خود در جریان اصلی اطلاعات نیز قرار دارند و به درستی ‏می دانند که چگونه می توان با تحریک احساسات مذهبی، قومی، ملی مردمان راه خود را پیش برد و البته “دانستن ‏حق مردم است” را هم شعار خود قرار داد.‏

اما آیا “پژوهش ” هایی از این دست همچون گذشته پاسخ می گیرند؟ بارها در نقد قوانین تبعیض آمیز در حوزه ‏زنان گفته شده است که فرهنگ جامعه ما جلوتر از قوانین کشور است و به همین دلیل به طور مثال عرف جامعه ‏دیگر ازدواج زود هنگام دخترکان خردسال را بر نمی تابد، ولی قانون همچنان بر همان پاشنه می چرخد یا اگر ‏فرهنگ ما جلوتر از قانون نبود چنین اعتراضی گسترده و از همه طیف های فکری جامعه در برابر تصویب ‏قانون ضد خانواده پدید نمی آمد،… می خواهم بگویم نه تنها فرهنگ ما جلوتر از قانون ماست، که امروز فرهنگ ‏جامعه ما بسیار جلوتر از فرهنگ سلطه گر حکومتی مان نیز شده است.به عبارت دیگر، الزامات جامعه مدنی نه ‏صرفا در شعار که در خواسته ها و مناسبات و روابط بین فردی و گروهی و جنبشی در حال رسوخ است. تلاش ‏برای آزادی افراد حق طلب و فعالان جنبش های اجتماعی اعم از زن و مرد از جنبش های زنان، کارگری، ‏دانشجویی یا دفاع از حقوق هر یک از اقلیت های مذهبی، ملیتی ، هویتی، جنسی، … حتی اگر موافق نظر یا ‏دیدگاه یا روش شان نباشیم گامی بزرگ در جهت دموکراتیزه کردن فرد فردمان، جامعه، حتی حکومت و به ‏عبارت دیگر شالوده شکنی سنت تاریخی مان بوده است. بارها مذاهب شیعه و سنی را علیه هم شورانده اند تا ‏ماهی خود از آب بگیرند اما اکنون فعالان آگاه شیعه و سنی، ترک و کرد در تلاش اند که این تحریکات را بی ‏پاسخ گذاشته و با اقدام به فعالیت های مشترک در برابر تحریک سازی ها مقاومت کنند؛ از کودکی به ما می گویند ‏یهودی ها بو می دهند، بهایی ها نجس اند و … تا تحریکات و جنگ های مذهبی را دامن زنند اما اکنون بسیاری از ‏ما می دانیم که برای رسیدن به یک جامعه انسانی توجه به حقوق اقلیت ها و نه پایمال کردن حقوق آنها شرط است، ‏هرچند تلاش شود که راه دفاع از موکلان اقلیت هایی چون بهایی ها را با ایجاد ترس و اتهام ضد دین بودن ببندند، ‏یا دفاع از حقوق همجنسگرایان را فحشا بخوانند؛ یا فعالان کمپین یک میلیون امضا را به رغم مسالمت آمیز بودن ‏حرکتشان تروریست معرفی کنند … همه این اقدامات از آن روست تا با تحریک بخشی از جامعه علیه بخش دیگر ‏آن یعنی زنان و اقلیت ها بر فشار هر چه بیشتر و ایجاد رعب و وحشت نسبت به فعالیت اجتماعی و جنبشی دامن ‏زنند اما مشاهده می کنیم که روز به روز نه تنها بر تعداد کنشگران زن افزوده می شود که تعداد مدافعان حقوق ‏اقلیت های دیگر نیز فزونی می گیرد. ‏

دفاع از حقوق زنان، اقلیت های جنسی، قومی و مذهبی… را شاید بتوان ضریب سنجش دموکراتیک بودن یک ‏جامعه دانست.شاید پیش تر دفاع از حقوق زنان محلی از ارعاب نداشت اما اکنون بی توجهی به حقوق زنان با نقد ‏گسترده زنان جامعه رو به رو خواهد شد هرچند اگر کمتر پاسخی بگیرد. دفاع از حقوق اقلیت ها نیز تجربه ای از ‏این دست است. هم اکنون هرچند دفاع از حقوق اقلیت ها - نه الزاما موافقت با آنان - به مثابه امری سیاسی، ضدیت ‏با دین، یا ضدیت با تمامیت ارضی تلقی می شود اما به نظر می آید که جامعه مدنی ما در حال عبور از این ‏مرحله نیز هست. اگر در گذشته به مدد حاکمیت سلطه و فرهنگ سلطه گر، نقطه تحریک پذیری اش بالا، تحملش ‏ناچیز، و درک و مشاهده اش از تفاوت ها محدود بود اکنون جامعه ای خواهیم داشت که در آن به یمن ارتقای ‏فرهنگی، رشد و پختگی جنبش ها و توان باز خوانی و نقد روزمره رفتارها و عملکردهایش در حوزه جمعی و ‏فردی و گسترش گفتگوی درون گروهی، درون جنبشی و بین جنبشی، فرهنگی کثرت گرا و سلطه ستیز در حال ‏شکل گیری است. ما به تدریج می آموزیم که هر چه بیشتر به “حاشیه رانده شده های جامعه” راببینیم بیشتر قادر ‏خواهیم بود تا با درک تفاوت ها و احترام به حقوق اقلیت ها جامعه مدنی مان را شکل دهیم؛ حرکتی که حاکمیت ‏نسبت به آن عقب مانده است و به همین دلیل است فشار را بر مدافعانش بیشتر می کند. با چنین رویکردی دفاع از ‏حقوق زنان، دراویش، دانشجویان، بهائیان، زهرا بنی یعقوب ها، هانا ها و روناک ها، کبودوندها و کمانگرها ‏‏…در ظرف حاکمیت تک صدایی نمی گنجد، و از همین روست که عملکرد شیرین عبادی ها تحمل نمی شود. ‏براستی جامعه چند صدایی پر صدا تر از حاکمیت تک صداست هر چند شاهد برخوردها و قتل های زنجیره ای ‏نوینی باشیم.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه