|
|
|||
|
"دستان سبز" بر سازهای کوبهای 16.03.2010 محمدرضا مرتضوی نخستین هنرمندی است که با تنبک و دف به مدت بیش از ۱۰۰ دقیقه تماشاچیان فیلارمونی برلین را بهوجد آورد. نیمنگاهی به فعالیتهای هنرمندی که دستان "سبز" او را "سریعترین دستهای جهان" نامیدهاند.. دویچه وله: برلین تاکنون چنین اتفاق هنریای را تجربهنکرده است: یک هنرمند جوان ایرانی با تکنوازی دنبک و دف، سالن فیلارمونی شهر را قبضه کرده است. او بیش از ۱۰۰ دقیقه تماشاچیان ایرانی و غیرایرانی را با ضربههای استادانهبر پوست و بدنهی سازهای کوبهای بهوجد آورده، طوری که بسیاری از آنها حاضر نیستند، در پایان برنامه سالن را ترک کنند و با کفزدن و کوبیدن پا بر زمین خواهان ادامهی برنامه هستند. محمد رضا مرتضوی به صحنه بازمیگردد، مینوازد و صحنه راترک میکند، اما نزدیک به نیمی از تماشاچیان هنوز در سالن مانده و به کفزدن ادامه میدهد. مرتضوی دوباره بازمیگردد، مینوازد، میرود، با اصرار تماشاچیان بازمیگردد، مینوازد، میرود، بازمیگردد، مینوازد ... "دستان جادویی" پیش و پس از اجرای کنسرت، نه خود محمد رضا مرتضوی، بلکه دستهای او در مرکز توجه بودند. سه روز پیش از اجرا، شبکهی ۲ تلویزیون آلمان (ZDF) در برنامهی ویژهای دستهای این جوان هنرمند را "سریعترین دستهای جهان" معرفی میکند. بر پوسترهایی که در بسیاری از نقاط شهر به چشم میخورند، "دستان سبز" جلوه میکند. پس از پایان برنامهیک تماشاچی آلمانی میگوید که «عنوان برنامه میبایست دستهای طلایی میبود». یکی دیگر از تماشاچیان میگوید که «مرتضوی یک جادوگر است و حداقل ۸ دست پنهانی، به او در نواختن کمک میکنند». عدهای هم این پرسش برایشان پیش آمده که چرا عنوان برنامه "دستان سبز" است؟ پنج سال پیش از آنکه "جنبش سبز" در ایران براه بیافتد، بهروز غریب پور فیلم کوتاهی از محمدرضا مرتضوی ساخت با عنوان "دستان سبز". اکنون مرتضوی برای آخرین سیدی خود که به تازگی روانهی بازار شده، همین عنوان را برگزیده و تور اروپایی سال ۲۰۱۰ خود را نیز "دستان سبز" نام نهاده است. او علت این تصمیم را چنین توضیح میدهد: «من هنرمندم و کار هنریام را انجام میدهم که البته در هنر هم میتوان به مرزهایی اشاره کرده که میشود از آنها عبور کرد. بخش دیگر قضیه "منی" است که تحت تاثیر شرایط حاکم بر ایران است. دوست دارم از این طریق حمایت خودم را به صحنه ببرم. اینطوری هم خودم آرام میگیرم و هم اینکه شاید بتوانم از طریق این کار بر روی فضای اجتماعی تاثیری بگذارم». مرتضوی نه تنها باعنوان کنسرت خود بلکه با مچبند سبز و نواختن آهنگهایی که در تظاهرات و گردهماییهای ماههای اخیر ایرانیان در داخل و خارج کشور به گوش میرسید ("یار دبستانی"، "سراومد زمستون") پشتیبانی خود از جنبش اعتراضی ایرانیان را به نمایش میگذارد. تکنوازی در فیلارمونی علت اینکه یک نوازندهی تنبک و دف میتواند در یکی از مهمترین سالنهای پایتخت آلمان به تنهایی کنسرت اجرا کند چیست؟ مرتضوی در پاسخ به این پرسش میگوید: «دو سال پیش من با ارکستر سمفونیک آلمان همکاری داشتم که تجربهی جالبی بود برای من. وقتی که داشتم پیش از اجرا تمرین میکردم، پروفسوری که آنجا کار میکند و کارشناس ریتم است به طرفم آمد و با من در مورد کارم و تکنیکهای ابداعیام صحبت کرد. او که در دانشگاه تدریس میکند و شناخت خیلی خوبی روی سازهای شرقی دارد، به من پیشنهاد کرد که من اینجا برنامه بگذارم. او خودش کمک کرد که مدارک هنریام را ارائه کنم و تیم برگزارکنندهی برنامهی من هم وارد عمل شد .» دو شخصیت متمایز محمد رضا مرتضوی هنگامی که بر سازهای کوبهای مینوازد، به کوه آتشفشان میماند، اما هنگام گفتوگو مانند دریاچهای آرام به نظر میرسد که انسان جرات نمیکند، آرامش آن را برهم بزند. پیش از پاسخ به هر پرسشی، لبخندی بر لبانش نقش میبندد. سپس به فکر فرو میرود، گویی که درپی شکار واژههاست تا بتواند به طرزی "متواضعانه" بگوید که «۳۰ تکنیک جدید برای نواختن تنبک» ابداع کرده و بدین ترتیب توانسته است که از مرزهای موسیقی سنتی ایران بیرون برود. مرتضوی سپس به موسیقی سنتی و نوازندگان تنبک و دف میپردازد و از استادانی یاد میکند که پیش از او برای "پیشرفت سازهای کوبهای" تلاشهای پرارزشی کردهاند. او با وجود این که خود را ادامهدهندهی راه گذشتگان میداند، اما مایل نیست که به «بایدها و نبایدهایی که دستوپا گیرند» تن دردهد. شاید او به همین دلیل توانسته است که تماشاچیان غیرایرانی را هم مجذوب کند و با خود به فضاهای ذهنی ناشناختهای ببرد که آنها را به وجد وامیدارند. از واکنش تماشاچیان در سالن کنسرت فیلارمونی میتوان به این نتیجه رسید که همهی آنها با آنچه که هنرمند نواخته است، رابطهی حسی نزدیکی برقرار کردهاند. او خود در این باره میگوید: «من سعی میکنم، باز فکر کنم و تا جایی که میشود از خودم بیایم بیرون، و بعدهای مختلف را ببینم و لمس کنم و به کارم منتقل نمایم. احساس میکنم که شنوندهها و بینندههایی هم که به دنبال راه فراری میگردند تا در یک بعد نمانند و بعدهای مختلف را ببینند و زندگی کنند، آنها هم عکسالعمل خوب نشان میدهند. ولی خب، شنونده و بینندههایی هم داشته و دارم که با یک پیشقضاوتی وارد سالن میشوند و تصور و انتظار خاصی از اجرای تنبک یا دف دارند، که مسلم است، این اتفاق نمیافتد و آنها هم نمیتوانند عبور ازمرزها را بپذیرند ». زندگینامهی مختصر محمد رضا مرتضوی در اسفند ۱۳۵۷ در خانوادهای هنرمند زاده شد. او از کودکی با تشویق پدر و مادرش به نواختن تنبک پرداخت و در سن ۶ سالگی نخستین کنسرت خود را اجرا کرد. در سن ۱۰ سالگی نخستین جایزه را کسب نمود و پس از آن به جوایز متعددی، از جمله جایزهی روت (Ruth) فستیوال رودول اشتات آلمان که بزرگترین جشنواره "موسیقی جهان" در آلمان است دست یافت. مرتضوی در ۲۲ سالگی به آلمان آمد و توانست در مدت زنان کوتاهی در این کشور جایگاه ویژهای به عنوان نوازندهی سازهای کوبهای کسب کند. فرهاد پایار تحریریه: فرید وحیدی
|
||||
|