|
|
|||
|
'زندگی در پشت پرده های بسته ادامه دارد' رابرت تیت، خبرنگار روزنامه گاردین در تهران که اخیرا به دلیل تمدید نشدن روادید خود ایران را ترک کرده، گزارشی را درباره شرایط اجتماعی این کشور در شماره روز 7 ژانویه (17 دی) این روزنامه بریتانیایی انتشار داده است. نویسنده در ابتدای این گزارش، که با عنوان "در حالیکه رژیم تهاجم خود را شدت می بخشد، زندگی در پشت پرده های بسته ادامه دارد" چاپ شده، صحنه رقص و پایکوبی مسافران پیر و جوان یک اتوبوس را که از تهران عازم همدان بود توصیف می کند و می نویسد که از آنجا که نظام اسلامی رقصیدن را ممنوع کرده، مسافران این اتوبوس را به یک کلوب رقص متحرک تبدیل کردند. نویسنده می افزاید که در حالیکه پرده های اتوبوس بسته بود، مسافران زن هم روسری و مانتوهای اسلامی خود را کنار گذاشتند و به رقص پرداختند. به نوشته نویسنده، این صحنه نمادی از شرایط ایران امروز است که بخش اعظم زندگی واقعی افراد پشت پرده های بسته در جریان است و شرایط ظاهری که ایدئولوژی انقلاب اسلامی بر مردم تحمیل کرده صرفا مجموعه وقایع شگفتی آور و نمودهای انرژی سرکوب شده را می پوشاند. رابرت تیت می نویسد که یاد ایران به جای اینکه تصویری از یک جامعه یکپارچه دینی را که رژیم در صدد تصویر آن است به ذهن او متبادر سازد، با خاطراتی از غذای لذیذ، رقص، مناظر طبیعی چشمگیر، مساجد زیبا و زنانی بسیار جذاب همراه است. رابرت تیت در مورد عدم تمدید روادید خود، می نویسد که اصرار برای تغییر تصمیم مقامات جمهوری اسلامی اثری نداشت و می افزاید که این دومین بار در خلال یک سال اخیر بود که دولت ایران کوشید مانع از ادامه کار او در ایران شود اما بار اول، به اصرار روزنامه گاردین، نظر خود را تغییر داد. به گفته آقای تیت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که فعالیت روزنامه نگاران خارجی را زیر نظر دارد هیچ دلیلی برای عدم تمدید روادید او ارائه نکرد اما یک کارمند وزارت خارجه به او گفت که دلیل اصلی، پوشش منفی خبری در مورد "عالیجناب"، یعنی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، بوده است. خاموشی شعله اصلاحات وی می افزاید که چه این توضیح را بپذیریم یا نه، می توان آن را
در تعارض واضح با ادعاهای آقای احمدی نژاد در این مورد دانست که جمهوری اسلامی
اظهار نظر آزادانه را می پذیرد و انتقاد را تحمل می کند. درخواست رابرت تیت برای تمدید روادید او مورد قبول قرار
نگرفت نویسنده این مقاله سپس به طور تفصیلی تحلیل خود از شرایط ایران در سال های اخیر، از اواخر دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی تا کنون را شرح می دهد و تاکید می کند که محدودیت های امنیتی در این کشور به تدریج شدیدتر شده و ماموران وزارت اطلاعات حتی در جریان سفرهای فرهنگی نیز خبرنگاران خارجی را از نزدیک زیر نظر داشته اند. رابرت تیت می افزاید که نکته جالب در این میان این است که برای روزنامه نگاران، محمود احمدی نژاد فردی بسیار جالب است زیرا شخصیت نمایشی و لفاظی های او باعث مهیج شدن خبرهایی می شود که حتی اگر هم جالب بوده باشند، شر و شوری نداشته اند. در ادامه این مقاله، نویسنده به طور مفصل سابقه شغلی محمود احمدی نژاد را شرح می دهد و به سیاست های هسته ای دولت او می پردازد و اضافه می کند که اگرچه احتمالا همه این تحولات ساخته دست او نیست زیرا سیاست هسته ای در نهایت زیر نظر آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، اداره می شود، اما اقدامات آقای احمدی نژاد باعث شد تا روابط ایران و غرب، به خصوص با ایالات متحده، از بی اعتمادی متقابل به رویارویی آشکار تبدیل شود و در تصویب قطعنامه های شورای امنیت و وضع تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی تبلور یابد. نویسنده مقاله گاردین یادآور می شود که در خارج از ایران، محمود احمدی نژاد عمدتا به خاطر نظراتی در مورد هولوکاست و اسرائیل شهرت دارد و می افزاید که کنفرانس هولوکاست که به ابتکار او برگزار شد باعث آبروریزی بود و برای رئیس جمهور ایران شهرتی را به عنوان "هیتلر جدید، و فردی که در صدد نابودی اسرائیل است" در پی آورد. دشواریهای داخلی و موج تغییرات در ادامه مقاله آمده است که مردم فریبی رئیس جمهور ایران و نا
آگاهی او از تاریخ غرب غالبا با قابلیت او در رفتار طنزآمیز، چه عمدی و چه غیر
عمدی، آمیخته شده و در نتیجه، نوعی خصوصیات انسانی را برای مردی به همراه آورده که
چنان نسبت به مسخره شدن حساس است که به دستیاران خود دستور داده تا طنزهایی را که
توسط پیام های اس ام اس رد و بدل می شود زیر نظر بگیرند و چنان از سوء قصد به جان
خود وحشت دارد که برخلاف اعتقادات اسلامی خود، از سگ های ردیاب برای جستجوی مواد
منفجره استفاده می کند. 'احمدی نژاد می تواند عامل آشکار شدن موانع و محدودیتهای بنیادگرایی اسلامی باشد' نویسنده مقاله گاردین در عین حال می افزاید که این نوع خصوصیات باعث نمی شود که آقای احمدی نژاد را برای تصدی سمت ریاست جمهوری در ایران دارای صلاحیت بدانیم، به گفته رابرت تیت مدیریت آشفته اقتصادی دولت به تشدید نرخ تورم و فلج کردن طبقه متوسط منجر شده و هدف اعلام شده او در گسترش عدالت اقتصادی را چنان مورد تهدید قرار داده که می تواند به فقر بیشتر گروه های کم درآمد منجر شود. در ادامه مقاله آمده است که نکته عجیب اینکه استنباط محمود احمدی نژاد از عدالت از حد مسایل اقتصادی تجاوز نمی کند و به نظر می رسد که او نسبت به مسایلی مانند شرایط حقوق بشر در ایران، که به وخامت گراییده، حساسیتی ندارد و در دوره ریاست جمهوری او، بر شمار اعدام ها افزوده شده و تعداد بیشتری زنان و دانشجویان دستگیر و شکنجه شده اند، ماموران دولتی هزاران زن را به دلیل نوع پوشش آنان بازداشت کرده اند و ماموران متعصب مبارزه با منکرات به سرکوب تخلفاتی پرداخته اند که در دوره خاتمی تخلف محسوب نمی شد. رابرت تیت درعین حال می نویسد که اشتباه است اگر تصور شود که احمدی نژاد دیوانه یا خبیث است زیرا همانطور که سعید حجاریان، یکی از اصلاح طلبان، برای او توضیح داد، اعتقادات و نحوه حکومت رئیس جمهور دارای ریشه های عمیق در سنت های اجتماعی ایران است که، برای میلیون ها ایرانی که مانند خانواده آقای احمدی نژاد، در خلال دوره شکوفایی اقتصادی و اجتماعی اواخر دوره شاه از روستا به شهر مهاجرت کردند، محترم است و محور اصلی آن را هراس از شرایط جهان امروز تشکیل می دهد. نویسنده در عین حال می افزاید که با وجود این، موج تغییر در راه است و عامل آن همان کسی است که می کوشد از وقوع هر تغییری جلوگیری کند و می افزاید که در حالیکه محمود احمدی نژاد و طرفداران او خود را آماده جنگ می کردند، گزارش اخیر سازمان های اطلاعاتی آمریکا خطر جنگ را کاهش داده و در نتیجه، این گروه حاکمه علت وجودی خود را از دست داده و باید به سرعت برنامه ای را برای صلح تدوین کند در حالیکه با توجه به موج دشواری های اقتصادی، که ساخته رئیس جمهور است، نشانه ای از ظهور چنین برنامه ای به چشم نمی خورد. نویسنده مقاله می گوید که به این ترتیب ممکن است آقای احمدی نژاد عامل آشکار کردن موانع و محدودیت های نظریه بنیادگرایی اسلامی باشد زیرا فرهنگ مردم ایران چنان متنوع است که نمی توان تمامی آن را صرفا در محدوده دین جای داد. رابرت تیت در خاتمه می نویسد که مردم ایران تشنه آزادی های اجتماعی هستند، آزادی هایی که نظام اسلامی از آنان دریغ کرده، و شور و حرارتی که مسافران اتوبوس تهران به همدان در رقص نشان دادند نمودی از این احساس تشنگی است.
|
||||
|