بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 ماجراي فرودگاه امام خميني (ره)

 و توهم 20 ميليون گردشگر

در فاصله حدودا 30 کيلومتري جنوب تهران در يک انشعاب از اتوبان تهران- قم؛ تابلوي کوچکي جلب توجه مي‌کند که شما را به سمت مهم‌ترين فرودگاه بين المللي ايران هدايت مي‌کند.
زماني دولتمردان ايران با علم به پتانسيل‌هاي گردشگري و موقعيت جغرافيايي خاص اين مرز و بوم و امکان به وجود آوردن مرکز ترانزيتي پروازهاي شرق و غرب و همچنين با توجه به قرار گرفتن فرودگاه مهرآباد در محدوده شهر تهران؛ طرح ساخت فرودگاهي درخور نيازهاي توسعه کشور را در نقطه‌اي در منطقه جنوبي تهران در دستور کار خود قرار دادند.
سال‌ها گذشت و اين فرودگاه که قرار بود تبديل به يک افتخار براي کشور ما بشود؛ پس از طي فراز و نشيب‌هاي بسيار؛ سرانجام به بهره برداري رسيد و به نام بنيانگذار يکي از باشکوه ترين انقلاب‌هاي قرن بيستم؛ امام خميني (ره) نامگذاري شد.
در واقع قرار بود اين فرودگاه نقشي بسزا در معرفي تمدن و توانايي‌هاي ايران امروز به هر فردي که قصد ورود يا خروج از ايران را از مجراي پايتخت دارد، عهده دار باشد.

 اما... تنها بارش يک برف سنگين زمستاني باعث خلق صحنه‌هايي در اين مکان شد که آرزوهايمان را بر باد رفته حس كنيم.

موضوع از اين قرار است که با ورود يک جبهه هواي سنگين که خوشبختانه با پيش بيني و هشدار به موقع سازمان هواشناسي کشور همراه بود؛ تمامي سازمان‌هاي مسئول در کشور؛ خود را آماده استقبال از اين برکت الهي کردند.
مطابق پيش بيني؛ تعداد زيادي از پروازهاي فرودگاه‌هاي کشور هم لغو شدند، اما ظاهرا مديريت فرودگاه‌ها و در راس آنها فرودگاه امام (ره) به عنوان مهم‌ترين فرودگاه ايران؛ در زماني که مديران ديگر دستگاه‌ها با تمام توان مشغول برنامه‌ريزي براي گذر از اين شرايط اضطراري بودند؛ در خواب غفلت به سر مي بردند. نتيجه اين غفلت؛ سرگرداني هزاران مسافري بود که هماهنگ با برنامه‌هاي پرواز خود راهي فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) شده بودند.
در طي سه روز افزون بر يکصد پرواز ابطال شد و مسافرين اين پروازها؛ بدون دريافت هيچ پاسخ مشخصي در محوطه فرودگاه به امان خدا رها شدند.
شما در طي اين چند روز اگر گذارتان به اين فرودگاه مي‌افتاد تنها با سه دسته از نيروهاي مستقر در فرودگاه مواجه مي‌شديد. دسته اول مامورين انتظامي بودند که بسيار فراتر از وظيفه خود و با صبري تحسين برانگيز به ارائه خدمات به مردم سرگردان مشغول بودند. دسته دوم نيروهاي اطلاعات پرواز بودند که بي اطلاع از همه جا تنها تلاش مي كردند با يک لبخند گرم از فشار موجود بر مراجعه کنندگان به اين فرودگاه بين المللي بکاهند و دسته سوم کارمندان رستوران‌ها و کافي‌شاپ‌هاي فرودگاه بودند که به شکلي خستگي ناپذير درگير سير کردن مسافران گرسنه‌ي در راه مانده، بودند. قيمت يک ليوان چاي 600 تومان ناقابل بود. تازه اگر در روز سوم چاي وجود داشت و گرنه بايد به صرف کاپوچينو و ... به حساب جيب خودتان ميهمان مي‌شديد.

در آن شرايط با كسي برخورد کردم که سه شبانه روز بود که در اين فرودگاه گير افتاده بود و افزون بر يکصد هزار تومان براي سير کردن شکم خود و مسافرش هزينه کرده بود.
راستي مگر نه اين است که تامين امکانات اوليه موردنياز براي حيات و پرداخت هزينه افراد در راه مانده بر عهده بيت المال است؛ پس چگونه است که تقريبا تمامي کساني که در اين مدت طولاني در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) گرفتار بدي شرايط جوي و بي‌برنامگي مسئولان فرودگاه شده بودند؛ به ناچار شب‌ها را بر روي تکه‌اي کارتن به صبح رسانده و براي تامين مواد غذايي ميهمان جيب خود بودند!
در آن‌جا با صدها نفر برخورد کردم که از يک شبانه روز تا سه سه شبانه روز را در فرودگاه به اين وضع اسف‌بار سپري کرده بودند.
با خانمي مواجه شدم که از ته دل گريه مي کرد و مي گفت:" پس از 30 سال که عازم وطن شدم در اين جهنم گرفتار آمدم. سه روز است در فرودگاه گير افتاده‌ام و هيچ کس نيست که به من بگويد چه وقت عازم مي‌شوم. اگر  فردا عصر سر کارم نباشم کارفرمايم اخراجم مي‌کند. حداقل به من زماني را بگوييد تا بتوانم مرخصي‌ام را تمديد کنم" و البته واقعا کسي جوابگوي او نبود.

در 10 ساعتي که  در فرودگاه بودم؛ هيچ کس را به جز آن سه دسته نديدم که به مردم خدمات رساني کنند؛ نه کارمندان خطوط هوايي؛ نه مدير و کارمندان ترمينال و نه مديريت محترم فرودگاه امام خميني (ره).
هرگز حال آن پيرزن آذري زبان را فراموش نمي‌کنم که تنها و درمانده بيرون در اطاق کمکهاي اوليه بر روي يک برانکارد و پس از انجام يک عمل جراحي ترميم شکستگي لگن، به حال خود رها شده بود. همراه او درگير انجام کارهاي اداري لازم بود.اما نه پزشکي و نه پرستاري در اين فرودگاه که مي‌توانست در اولين برخورد مايه کسب آبرو باشد؛ وجود نداشت که به داد اين پيرزن برسد.
در آن‌جا با مسافراني مواجه شدم که بعضا پس از گذراندن 12 ساعت ملال آور در داخل هواپيما؛ آن‌هم بدون هيچ امکانات اوليه‌اي مانند پتو و ... به سالن فرودگاه بازگردانده شده بودند و تازه اين آغاز يک انتظار طولاني بود.
در همان مدت چند هواپيما از زمين بلند شدند؛ يکي ساعت 4 صبح؛ ديگري 9 صبح و ... هرچه کردم با توجه به شرايط موجود نتوانستم رابطه مشخصي بين پرواز هواپيماها و شرايط جوي و محيطي موجود پيدا کنم.
در همين احوال بود که با يکي از دوستانم در يکي از واحدهاي ويژه جمعيت هلال احمر تماس گرفتم و از او جوياي دليل عدم حضور نيروهاي امدادي در فرودگاه شدم. پاسخ مشخص بود:"ما آماده ايم اما يک نفر از مقامات مسئول فرودگاه بايد به ما اعلام بحران کند تا ما در محل حاضر شويم" و هرچه گشتم بر خلاف سال‌هاي قبل؛ هيچ مقام مسئولي را در آنجا پيدا نکردم.
وقوع شرايط نامتعارف جوي در هر مکاني مي‌تواند موجب ايجاد موقعيت اضطراري بشود. در اين مورد بر کسي ايرادي وارد نيست؛ اما آنچه در اين بين غيرقابل قبول است عدم حضور مسئولان در صحنه بحران؛ سوء مديريت ايشان و عدم استفاده از امکانات موجود است؛ چيزي که در حد نهايت شاهد وقوع آن در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) بوديم.

راستي واقعا چه اتفاقي مي‌افتاد اگر مديريت محترم فرودگاه امام خميني (ره) با اعلام بحران موجود به ستاد بحران و از طريق يکي از سازمان‌هاي امدادي مانند جمعيت هلال احمر تعدادي پتو و چاي و احيانا غذايي ساده را براي اين مردم در راه مانده فراهم مي کرد؟
راستي چه اتفاقي مي‌افتاد اگر ايشان با فراخواندن نيروهاي تحت اختيار خود؛ به جاي پنهان شدن پشت درهاي محکم اطاق‌هاي گرم و نرم خود؛ به ارائه خدمات به مردم درمانده مي پرداخت؟
هرگز از ياد نمي‌برم رفتار شهيد باکري را که در زمان تصدي مسئوليت شهرداري اروميه؛ زماني که هنگام وقوع يک سيل؛ بيل به دست گرفت و در کنار نيروهاي تحت اختيار خود به خدمت رساني به خلق خدا مشغول شد.
با مواجه شدن با اين صحنه‌هاي خجالت بار که تنها معلول سوء مديريت حاکم بر فرودگاه امام خميني (ره) هستند؛ حتما حال من را به عنوان يک ايراني مسلمان و به عنوان يک کارشناس گردشگري که در آرزوي تحقق آرزوي بزرگ 20 ميليون گردشگر ورودي براي سال 1404 هجري خورشيدي قرار دارم؛ درک مي‌کنيد.
راستي واقعا در زماني که ما تنها از عهده جمع و جور کردن يک فرودگاه بين المللي آن‌هم با آمار پرواز حداکثر 60 پرواز خروجي در شبانه روز؛ در شرايط برفي برنمي آييم؛ صحبت کردن از توسعه گردشگري و تجارت و تبديل شدن ايران به قطب بزرگ اقتصادي منطقه خاورميانه غيرقابل باور  به نظر نمي‌آيد.
آنچه در اين گزارش ذکر شد؛ تنها گوشه اي بود از ذکر مصيبت کساني که با پرداخت هزينه‌هاي گزاف؛ لايق دريافت خدماتي شايسته از فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) در کشور جمهوري اسلامي ايران بودند.

طبعا واکنش مسئولين محترم در صورت انتشار اين گزارش مشخص است؛ توجيه و کوچک‌نمايي مشکلات موجود در اثر سوء مديريت خود.
در اين مورد لازم مي دانم تصاوير ضبط شده توسط دوربين هاي مدار بسته فرودگاه امام خميني (ره) از کارتن خوابي چند شبانه روزي مسافران اين فرودگاه؛ غيبت و يا حضور ناکافي مديران و پرسنل مسئول در فرودگاه و خطوط هوايي و شهادت هزاران نفري را که در اين ناکجا آباد به امان خدا رها شده بودند به عنوان شاهد گزارش خود بگيرم

روایتي ديگر :

یكی ازمسافران از امكانات رفاهی و خدماتی فرودگاه امام خمینی (ره) انتقاد كرده و آورده است: آقا شما را به خدا، دو كلمه درباره این فرودگاه امام كه هیچ امكاناتی ندارد، بنویسید.

من مسافر ساعت 7 صبح روز چهارم ژانویه دبی بودم كه ساعت 5 صبح به خاطر برف شدید و بالا نرفتن ماشین از خیابان با شیب تند، مجبور شدم دویست متر از راه را با بار و بنه و دو بچه خردسال، پیاده آن هم مثل مرده‌های از گور گریخته بروم و خود را به فرودگاه برسانم، اما پس از این همه بدو بدو، بدون برنامه، به ما كارت پرواز دادند و سپس تا ساعت 7 شب، ما را گرسنه نگه داشتند دریغ از یك ساندویچ خالی، به علت ازدحام جمعیت ساندویچ چهار سوپر تمام شد و گفتند پرواز كنسل شده، بروید خانه‌هایتان.

و این تازه اول راه است؛ با این اوضاع دریغ از یك تاكسی، آن هم در این سرما و دو بچه و اثاثیه و ... خلاصه پنجاه هزار تومان دادیم تا میدان آزادی برسیم؛ وسط برف و سرمای وحشتناك پیاد‌ه‌مان كرد. خدایا، این بچه‌ها كه ذات‌الریه كردند! حال بگویید فرودگاهی كه آن هم وسط یك بیابان ساخته می‌شود، رستوران، هتل سرویس مرتب رفت‌و‌آمد نمی‌خواهد؟

مگر این رانندگان تاكسی، خانه خاله است تا كمی هوا پس افتاد، غیبشان بزند و مسافران بدبخت را به حال خود رها كنند؛ تازه دو روز بعد هم به‌رغم یك روز آفتابی، خوب همه هواپیماها در هم پیچیده بودند؟
جای تأسف است كه كل این فرودگاه، دو تا ماشین حمل هواپیما ندارد؛ محض رضای خدا فكری به حال این كار نسنجیده كنید

مقايسه اين مساله در کشورهاي ديگر از زبان يکي از هموطنان ما

مدتی پیش مسافرین تایلند - منجمله بنده - در فرودگاه دبی 6 ساعت معطل شدند ( بعد فهمیدیم تایلند کودتا شده!) و هواپیمایی امارات گفت اگر تاخیر به هشت ساعت برسد طبق مقررات بین المللی کل پرواز را کنسل می کنیم و همگی شب را در هتل مهمان ما هستید. ما هم که حسابی خسته شده بود و تا آن لحظه دعا می کردیم پرواز راه بیفتد بلافاصله تغییر دعا داده! و از خدا خواستیم تاخیر به هشت ساعت برسد! البته با کمک کودتاچیان تایلندی دعایمان مستجاب شد و یکروز و نیم در هتل رزیدنس دبی( با پذیرایی شاهانه!) اطراق کردیم!
با مینی بوسهای شش نفره و مجهز به هتل منتقل شدیم . در آنجا هر مسافر یک اتقاق بزرگ و لوکس با تخت دو نفره به علاوه تمام امکانات لازم را داشت. تلفن هم در اختیارمان گذاشتند تا به هر جای دنیا که بخواهیم زنگ بزنیم و وضعیتمان را شرح دهیم. به محض ورود به هتل هم گفتند که اگر کسی مشکل جسمی دارد بگوید تا حمایت پزشکی بشود .بوفه و رستوران هتل بطور 24 ساعته و با انواع و اقسام خوراکی ها در خدمت مسافرین بود و خدمه آنجا هم واقعا خدمتگزار مهمانهایشان بودند. با اینکه هواپیمایی امارات در تاخیر پیش آمده اصلا مقصر نبود ولی با اینحال چندین بار از ما عذرخواهی کردند راستش را بخواهید آن یک شبی که هواپیمایمان تاخیر داشت به لطف هواپیمایی امارات و مسئولین فرودگاه و هتل اماراتی خیلی بیشتر از خود تایلند به ما خوش گذشت! در همان شش هفت ساعتی هم که در فرودگاه بودیم هواپیمایی امارات به ما ژتونهایی را داد که با آن دو وعده غذای گرم و بسیار عالی میل کنیم
 ضمنا بنده به عنوان یک ایرانی و با بلیط درجه سه مسافر آنها بودم .

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام