بازگشت به صفحه اول

 

 
 

سوز سرما یا سوز گرانی؟

عباس عبدی

اعتمادملی: چند شب پیش برای خرید از منزل خارج شدم، وقتی كه برگشتم خیلی سردم شده و از صورتم پیدا بود، و از این رو در خانه مطرح شد که، مردمِ بدون گاز و كم‌بضاعت با این سوز سرما چه می‌كنند؟ گفتم كه شما فقط سوز سرما را می‌بینید، سوزی كه دیر یا زود تمام شدنی است، ضمن اینكه همه مردم را دربرنمی‌گیرد، اما در بیرون از خانه سوز دیگری است كه وحشتناك‌تر از سوز سرماست،و بخش اعظم مردم را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد، گذرا و محدود به چند روز نیست، هرچه می‌گذرد سوز آن بیشتر می‌شود، و وسایل مردم برای حفاظت خود از اثرات زیان‌بار آن ناكارآمدتر و كمتر می‏گردد. اگر سوز سرمای كنونی پوست و حداکثر گوشت را اذیت می‌كند، سوز گرانی، تا مغز استخوان و از آنجا تا روح و روان نفوذ كرده و آن را نابود می‌كند. اگر این جبهه هوای سرد ناپایدار كه منشأ سوز سرماست از مناطق غربی و جنوبی وارد شده و پس از چند روز از مناطق مركزی و شرقی عبور می‌كند و بر طرف می شود، جبهه گرانی نه از خارج كه از مركز و به صورت پایدار سرزمین ایران را می‌پوشاند و آن را از سایر مناطق همجوار خود متمایز می‌كند.

از نوشتن این یادداشت هیچگونه قصد سیاسی ندارم، امثال من تورم سال‌های 1370 تا 1375 را كه بسیار بیشتر از اكنون بوده درك كرده و در همان زمان هم سعی نمی‌كردم كه تورم را مستمسك سیاسی قرار دهم، اما شرایط و گرانی كنونی با آن زمان از چند جهت متفاوت است كه نمی‌توان در برابر آن ساكت نشست. بازی با كلمات و ارقام هم مشكلی از هزینه‌های مردم را حل نمی‌كند. برای نمونه وقتی قیمت خرید برنج و كره‌ای را كه آن شب خریدم با قیمت سال گذشته آن مقایسه كردم، دیدم كه برنج حدود 33 درصد و كره حدود 60 درصد و پودر هم در همین حدود (كه آن هم پیدا نمی‌شود) گران‌تر شده بود. شاید امثال من بتوانند این وضع را تحمل كنند یا حداكثر اینكه مجبور شوند مقداری از مصرف خود را كم كنند، اما مردمی كه سطح مصرفشان در حداقل است، چگونه می‌توانند این وضع را تحمل كنند؟ دو راه معقول برای تحمل و خنثی كردن گرانی وجود دارد، یكی اینكه افزایش درآمد، بتواند جبران افزایش قیمت را بنماید. راه دیگر اینكه به لحاظ عقیدتی و روانی، مشكلات و ناملایمات ناشی از گرانی برای دسترسی به هدفی بزرگتر تحمل‌پذیر شود. راه دوم در دوران جنگ مشهود بود.

فرض مردم این بود كه ضرورت‌های جنگ موجب این اوضاع است و لذا كاهش سطح درآمد برای آنان قابل تحمل بود. راه دوم هم طی سال‌های 1370 تا 1375 تا حدودی مشكل را قابل تحمل می‌نمود. برای مثال شاخص حداقل دستمزدها از رقم 100 در سال 1369 به رقم 691 در سال 1375 رسید (حدود 7 برابر شد) اما شاخص گرانی در این فاصله از رقم 100 به 460 بالغ شد كه نشان از جبران نسبی تورم مذكور با افزایش دستمزدهابرای طبقات پایین جامعه است. بعلاوه در هر دو مقطع مذكور درآمدهای نفتی عمدتاً محدود بود و تصور می‌رفت كه با بهبود درآمدهی نفتی وضع بهتر شود و خلاصه اوضاع گذراارزیابی می شد. اما اكنون با چه وضعی مواجه هستیم:

اول اینكه درآمدهای نفتی كشور از زمان افزایش قیمت نفت یعنی سال 1352 به این سو نه تنها بی‌نظیر، بلكه غیرقابل باور است، پس چه تغییر دیگری می‌تواند در این عامل رخ دهد كه وضع را بهبود بخشد؟ عملاً هیچ امیدی به آینده نیست كه ناامیدی هم هست. و هر روز بیش از روز قبل تورم و گرانی تشدید می‌شود و امیدی هم به بهبود وضع نمی‌رود.

دوم اینكه به لحاظ روانی هم كسی آمادگی پذیرش گرانی را ندارد، زیرا هیچ اتفاق خاصی برای پذیرش و تحمل‌پذیر كردن روانی و ذهنی چنین وضعی رخ نداده است. بلكه برعكس همه انتظار بهبود شرایط را دارند، بویژه آنكه به آنان قول انقلاب اقتصادی و نیز آوردن نفت بر سر سفره‌هایشان داده شده است.

سوم اینكه به لحاظ مادی هم، سرعت افزایش گرانی‌ها، بیش از افزایش حقوق و دستمزدهاست. آن طور كه اعلان شده است، درصد افزایش حداقل دستمزدها در سال جاری برای اولین بار (از سال 1369 به این سو) شدیداً كمتر از میزان تورم خواهد بود یعنی سرعت افزایش دستمزد مزدبگیران کمتر از تورم شده است.

این وضع را مقایسه كنید با اتفاقاتی كه در عرضه كالا در حال رخ دادن است. می‌ترسم كم‌كم به زمانی باز گردیم كه اجناس كمیاب را به افراد آشنا بدهند و یا مثلاً همراه با فروش کره چند عدد پفك هم اجباری بفروشند. بله تعجب نكنید. در همان خریدی كه ابتدای یادداشت نوشتم، با چشم خود دیدم كه در پشت مغازه، در حال تهیه پلاستیك‌های غیر شفاف برای قرار دادن پودر در آنها هستند تا بدون مشاهده دیگران آنها را به دوستان و آشنایان بدهند.

جالب است كه بگویم فردا بعد از ظهر برای رفع مشكلی كه در دستگاه خودپرداز یك بانك غیر دولتی برای من پیش آمده بوده به آن بانک مراجعه كردم، دیدم رییس بانك در حال گفتگو با صاحب آن مغازه و دو نفر دیگر است و آن آقای صاحب مغازه، دو نفر دیگر را به عنوان بنكدار محترم و معتبر و احتمالاً برای اخذ وام به آقای رییس مذكور معرفی می‌كرد (همه در محوطه بانك و جلوی پیش‌خوان ایستاده بودند) پس از خداحافظی گرم آنان دیدم كه دو كارتن بزرگ پودر هم در محوطه گذاشته‌اند و آقای رییس با كمك كارمند بانك آنها را به پشت پیش‌خوان منتقل كرد!! حالا به نظر شما سوز سرما بیشتر می‌سوزاند یا سوز گرانی و اینجور رفتارها؟

------

برق 250 روستا قطع شد؛ روستاهاي كرمان و سيستان و بلوچستان در محاصره سيل

خبرگزاري انتخاب : بر اثر بارندگيهاي هفته گذشته و جاري شدن سيل در شهرستان قلعه گنج و روستاها و دهستانهاي اطراف آن، برق در 6 روستا از دهستان «رمشك»، 12 روستا در دهستان «مارز» و 5 روستا در بخش مركزي «قلعه گنج» قطع است.

خبرگزاري انتخاب : دبير ستاد حوادث غيرمترقبه استان كرمان خبر داد: بر اثر بارندگيهاي شديد در هفته گذشته و جاري شدن سيل، راه ارتباطي 44 روستا در شهرستان قلعه گنج همچنان قطع است.

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی خبرگزاری «انتخاب»، مهندس صالحي درخصوص آخرين وضعيت عمومي استان كرمان پس از جاري شدن سيل در چندين روستا گفت: بر اثر بارندگيهاي هفته گذشته و جاري شدن سيل در شهرستان قلعه گنج و روستاها و دهستانهاي اطراف آن، برق در 6 روستا از دهستان «رمشك»، 12 روستا در دهستان «مارز» و 5 روستا در بخش مركزي «قلعه گنج» قطع است.

وي افزود: آب 64 روستا نيز با تانكر تأمين مي شود و اين در حالي است كه هم اكنون به دليل قطع راه ارتباطي، آبرساني نيز انجام نمي شود.

صالحي همچنين از قطع راه ارتباطي 32 روستا در دهستان رمشك و مارز و 12 روستا در بخش مركزي خبر داد.

دبير ستاد حوادث غيرمترقبه استان كرمان، در ادامه به وضعيت شهرستان «منوجان» اشاره كرد و گفت: در شهرستان «منوجان» بر اثر جاري شدن سيل، به 38 واحد مسكوني خسارت وارد شده و همچنين در شهرستان «بافت» به علت بارش برف راه ارتباطي محورهاي «هنزاء»، «بندر هنزاء» و «سرمشك» قطع است و نيروهاي راهداري مشغول بازكردن راهها هستند.

وي در ادامه گفت: همچنين در شبكه برق شهرستان بم نيز اختلالهايي وجود دارد كه در بعضي اوقات اين قطعي برق باعث قطع شدن آب در بم و بروات شده است.

صالحي اضافه كرد: به علت ضرورت ادامه يافتن امدادرساني ها، هنوز برآورد خسارتها انجام نشده و پس از پايان كار امدادرساني، خسارتهاي سيل در روستاهاي شهرستانها و روستاهاي استان كرمان برآورد خواهد شد.

وي خاطرنشان كرد: در حال حاضر راههاي اصلي استان كرمان باز است.دبير ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه استان سيستان و بلوچستان نيز خبر داد: بارندگي شديد در مناطق «ايرانشهر»، «چابهار»، «كنارك»، «نيك شهر» و «سراوان»، به قطع برق 200 روستا و انسداد برخي محورهاي مواصلاتي جاده هاي فرعي و روستايي منجر شده است.

مهندس شايان فر درخصوص شدت بارندگي چند روز گذشته در استان سيستان و بلوچستان گفت: بارندگي از بيست ويكم دي ماه آغاز شده و تا صبح ديروز بيست وششم ادامه داشته است.براساس اين گزارش، ميزان بارندگي در «نيك  شهر» 127 ميلي متر، «ايرانشهر» 125 ميلي متر، «خاش» 155 ميلي متر، اعلام شده و بارندگي شديد در ساير شهرستانها نيز بين 20 تا 70 ميلي متر بوده است.

دبير ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه سيستان و بلوچستان با بيان اينكه بارش باران تقريباً تمام استان را در بر گرفته و منجر به انسداد برخي محورهاي مواصلاتي شده است، اظهار داشت: محور زابل- زاهدان و ايرانشهر- بم كه به علت يخ زدگي سطح جاده و ريزش پل مسدود بود، در ساعت 7 و 30 دقيقه صبح چهار شنبه با تلاش عوامل سازمان راهداري و مأموران پليس راه بازگشايي شد.

وي اصلي ترين جاده هاي مسدود شده را مربوط به راههاي فرعي و روستايي ايرانشهر، كنارك، نيكشهر و سراوان اعلام كرد. دبير ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه استان سيستان و بلوچستان با اشاره به اينكه تمامي ماشين آلات راهداري براي بازگشايي مسيرهاي مسدودشده به كار گرفته شده اند، افزود: حتي ماشين آلات بخش خصوصي نيز فعال شده اند.

جانشين رئيس ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه كشور با اشاره به موج سوم سرما كه اواسط هفته آينده وارد كشور مي شود، گفت: روز جمعه، محدوده و زمان تقريبي بارش در كشور توسط سازمان هواشناسي اعلام خواهد شد.

مهدي هاشمي با اشاره به دستورالعملهايي كه به كارگروههاي مختلف ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه كشور داده شده، ديروز در جمع خبرنگاران اظهار كرد: اين احتمال وجود دارد كه در برخي از مناطق كشور با برنامه ريزي و زمان بندي، قطع نوبتي گاز را داشته باشيم و يا اينكه در بخشي از مناطق كه اولويت ندارند قطع گاز صورت گيرد.

وي خاطرنشان كرد: اين دستورالعمل تا روز جمعه براي ابلاغ آماده خواهد شد.

وي با اشاره به وقوع سيل طي روزهاي گذشته در برخي استانهاي جنوبي كشور يادآور شد: نگراني بيشتر ما از حوادث سيل است؛ چرا كه اين حادثه، تخريب و غافلگيري بيشتري براي مردم دارد.

جانشين رئيس ستاد حوادث و سوانح غيرمترقبه كشور خاطرنشان كرد: طبق آخرين آمار در مجموع 14 نفر تلفات جاني ناشي از سرما و سيل در جنوب كشور داشته ايم. البته تلفات جاني ديگري در اثر تصادفات و مسايل ديگري نيز بوده است كه ربطي به مسأله سرما و برف ندارد.

وي در پاسخ به اين سؤال كه مديريت بحران كشور در زمينه حوادث مربوط به سرما ضعف داشته است؟ بيان كرد: ضعف را قبول ندارم؛ چرا كه در 50 سال گذشته چنين حادثه اي در كل كشور بي سابقه بوده است. البته ضعفهايي هم وجود داشته كه بسياري از اشكالات ناشي از نبود زيرساختهاي لازم است.

------- 

پی آمدهای تصمیمات شتابزده

تثبیت قیمت ها یا تقسیم فقر؟

آفتاب: به گزارش سایت خبری تابناك:" الياس نادران كه در برنامه «ميزگرد اقتصادي» شبكه پنجم سيما سخن مي‌گفت، درباره كاهش مصرف بنزين و گاز اذعان كرد: زماني كه قيمت واقعي كالايي پانصد تومان است اما ما آن را يك‌پنجم قيمت به دست مصرف‌كننده مي‌رسانيم و بعد انتظار داريم با توصيه‌هاي اخلاقي مصرف كنترل شود، اين سياست شكست مي‌خورد و بايد از كنترل‌هاي واقعي و سياست‌هاي قيمتي براي كنترل مصرف استفاده كرد. دكتر نادران

در برنامه‌اي تلويزيوني، با پذيرش شكست توصيه‌هاي اخلاقي براي كنترل مصرف از سياست‌هاي افزايش قيمت دفاع كرد." 
 

نادران در برنامه‌اي تلويزيوني،با عقب نشینی از مواضع قبلی خود درباره تثبیت قیمت ها، با پذيرش شكست توصيه‌هاي اخلاقي براي كنترل مصرف از سياست‌هاي افزايش قيمت دفاع كرد." ...
لازم بذکر است که دكتر نادران به همراه دكتر توكلي، از جمله طراحان و مدافعان اصلي طرح تثبيت قيمت‌ها در روزهای آغاز بکار مجلس هفتم بوده اند. 

در سال 1383 مجلس هفتم با لغو برخي از مواد برنامه چهارم، نرخ نه قلم كالا را ثابت اعلام كرد كه از بین آن نه قلم كالاي اعلام‌شده، بنزين در سال جاري هم افزايش قيمت يافته و هم سهميه‌بندي شد، قیمت گاز نيز توسط شركت گاز، افزايش  یافت. بهاي نان نيز با كم كردن وزن آن، عملا افزايش يافت. 

همچنين گازوئيل به دليل ثابت بودن قيمت با بحران بي‌سابقه قاچاق و مصرف بي‌رويه روبه‌رو شده است، در حالي كه همين اقدام براي كنترل نرخ تورم انجام شد و نرخ تورم رسمي حدود 20 درصد اعلام شده است در حالي كه تورم واقعي بيش از نرخ اعلامي است و حتي برخي اقتصادانان آنا را حدود 40درصد مي دانند. 

صنايع برق كشور نيز به دليل طرح تثبيت قيمت‌ها در آستانه ورشكستگي است كه مجلس براي جبران بخشي از بدهي‌ها، اقدام به برداشت دو ميليارد دلاري از صندوق ذخيره ارزي كرده كه پيامدهاي تورمي به همراه خواهد داشت. 
 

از نظر اقتصاد دانان بحث تثبیت قیمت ها و پرداخت سوبسیدهای عام اقدامی است که تنها برای یک دوره کوتاه مدت و درشرایط بحرانی امکان پذیر است....
از نظر اقتصاد دانان بحث تثبیت قیمت ها و پرداخت سوبسیدهای عام اقدامی است که تنها برای یک دوره کوتاه مدت و درشرایط بحرانی امکان پذیر است. زیرا پرداخت سوبسید بطور عام و گسترده

مانند آنست که ما نوزادی را از بدو تولد در زیر چادر اکسیژن و در اطاقی محصور از ترس بیماری بزرگ کنیم و سپس در سن 25 سالگی انتظار داشته باشیم که این بیمار بتواند مانند سایر هم سالان خود فعالیت، قدرت خلاقیت و توانایی برقراری ارتباط بیرونی داشته باشد. قطعا اقتصادی که تحت تدابیر شدید حمایتی دولت بوده است قدرت تطبیق با شرایط اقتصاد بازار و انعطاف در برابر فراز و نشیب های اقتصادی را به سادگی کسب نخواهد کرد. ازسوی دیگر همانطور که الیاس نادران گفته است پرداخت سوبسید عام به معنای تشویق مردم برای مصرف بیشتر است. 

همچنین بحث تثبیت قیمت ها نیز سالهاست که شکست خورده است. زیرا ثابت نگاه داشتن قیمت خدمات و کالاهای عمومی که اغلب استراتژیک هم هستند، به معنای ثابت ماندن هزینه تولید آنها نیست. زیرا هرسال در شرکت هایی مانند آب، برق، گاز، پخش و پالایش فرآورده های نفتی و ... هزینه های جاری از قبیل دستمزد و اقلام مصرف رشد میابد. اما درآمد این شرکتها بخاطر تثبیت قیمت ها که مجلس و دولت تصویب کرده اند ثابت است. 

پرداخت سوبسید عام به معنای تشویق مردم برای مصرف بیشتر است. ...

نتیجه طبیعی این امر آنست که این شرکتها، بودجه خود را تنها باید صرف هزینه های جاری خود کنند و به عبارت دیگر رشد نخواهند داشت. بنابراین طبیعی است

که مثلا در شرکت آب و فاضلاب شهری مانند تهران یک تصفیه خانه پس از 40 سال تعمیر اساسی شود. زیرا تنها درآمد آن از محل آب بها و اشتراک است که طبق قانون تثبیت قیمتها ثابت مانده و قدرت این شرکت برای ارائه خدمات تحلیل رفته است. 

اما ناگوارتر این است که پس از گذشت سالهای طولانی از پیروزی انقلاب و خاتمه جنگ ما هنوز در مرحله آزمون و خطا باقی مانده ایم. همه این مسائل در دولت هاشمی رفسنجانی که پس از جنگ زمام امور کشور را بدست گرفت مطرح و آزموده شد. با اقتصاد دانان بزرگ داخلی و خارجی برای اصلاح و بهبود اقتصاد کشور مشورت شد، برنامه های پنج ساله توسعه نوشته شد. اما گروهی که نه تخصص داشتند و نه حرف متخصصان را قبول می کردند از پذیرش واقعیت های علمی و اقتصادی سر باز زدند. 
 

زیانهای بزرگی از این راه به اقتصاد کشور طی چند سال گذشته وارد شده است. زیرا دولت از واقعیت های اقتصادی فاصله گرفت و گروهی به قدرت رسیدند که تازه می خواستند همه چیز را از اول بیازمایند....
برای مثلا در اواخر سال 1374 هنگامی که آیت ا... هاشمی رفسنجانی در مجلس چهارم برای تقدیم لایحه بودجه حضور یافته بود، در خلال سخنرانی خود که از روی متن قرائت می کرد، خطاب به نمایندگان مجلس گفت؛ من تقاضا دارم نمایندگان مجلس سوبسید انرژی را از دوش دولت بردارند. زیرا 11 هزار میلیارد دلار سوبسید انرژی برای دولت کمر شکن است. اگر این سوبسید را حذف کنید دولت به هرکالای اساسی که مجلس بگوید سوبسید خواهد داد. اما نمایندگان اکثریت در مجلس چهارم ، با دلسوزی برای مستضعفان، و با این  استدلال که این قشر دیگر نخواهند توانست با هواپیما و قطار مسافرت کنند، و یا تورمی که از بابت افزایش قیمت گاز و بنزین ایجاد می شود به مستضعفان فشار خواهد آورد، با این درخواست رئیس جمهوری وقت مخالفت کردند.

نهایتا دربودجه و برنامه پنجساله آن زمان تصویب شد که برای واقعی شدن قیمت بنزین و محدود شدن رشد مصرف آن، سالانه حداکثر 3٪، به تدریج قیمت فرآورده هایی، از جمله بنزین افزایش یابد. البته این هدف با اقدامات مجلس هفتم میسر نشد اقتصاد کشور دوباره به نقطه اول بازگشت که سوبسید و تثبیت قیمت خوب است یا نه؟ و جالب اینکه حامیان همان طیف سیاسی و بعضا همان افراد، در مجلس هفتم به افزایش قیمت بنزین و سایر اقلام انرژی مهر تایید زدند و مجبور شدند تبعات سهمیه بندی و افزایش قیمت آنرا برعهده گیرند. 

زیانهای بزرگی از این راه به اقتصاد کشور طی چند سال گذشته وارد شده است. زیرا دولت از واقعیت های اقتصادی فاصله گرفت و گروهی به قدرت

چگونه می توان پذیرفت که سرمایه های کشور را بخاطر جهل به علم و منطق نابود کنند و بعد از چند سال بگویند ما اشتباه کردیم؟...

رسیدند که تازه  می خواستند همه چیز را از اول بیازمایند. مانند کاهش بهره بانکی و مخالفت با بورس اوراق بهادار و ... 

اما سوالی که امروز نزد محافل سیاسی و تحلیل گر جامعه مطرح میشود آنست که آیا این طرح ها و مخالفت ها،با اصول ثابت شده اقتصادی، تنها از روی بی تجربگی است؟ یعنی واقعا گروهی تصور میکنند که بهتر از همه عالمان اقتصادی دنیا می فهمند؟ آیا ما باید تمام اصول تمدن و علم را از ابتدا یک به یک دوباره با آزمون خطا طی کنیم و اثبات کنیم؟ 

البته گروهی نیز در این محافل سوالات دیگری را مطرح میکند. آنها می پرسند آیا این تصمیمات ناپخته که از بدو مطرح شدن محکوم به شکست هستند، واقعا از سر دلسوزی اتخاذ می شوند؟ یا رگه هایی از نوع عوام فریبی به قصد قدرت هم در آن نقش دارند؟ آیا متفکرانی که این برنامه های مغایر با عقل و منطق را مطرح می کنند، هیچ ارتباط مستقیم و غیرمستقیمی با بیگانگان ندارند؟ 

آخر چگونه می توان پذیرفت که سرمایه های کشور را بخاطر جهل به علم و منطق نابود کنند و بعد از چند سال بگویند ما اشتباه کردیم، آیا واقعا باید طرفداران این نوع تفکر را که سرمایه های اقتصادی و اجتماعی و به تبع آن سرمایه های انسانی،فرهنگی و طبیعی کشور را حیف و نابود کرده اند بدون بازخواست رها کرد تا بروند و دوباره با یک ادعای عجیب و غریب دیگر افکار جامعه را مشوش کنند؟ آیا این اقدامات مصداق بارز اخلال درامنیت اقتصادی کشور نیست؟ آیا این تصمیمات مصداق نوعی اتلاف منابع و بیت المال مسلمین نیست؟

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام