بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 مهاجرت مثبت؛ فرار منفي

عباس عبدي

اعتماد ملی: در گيرودار دست و پنجه نرم كردن مردم با انواع مسائل مختلف، از بحران هسته‌اي و انتخابات مجلس گرفته تا تورم و فساد و اخيراً نيز بحران گاز، ظاهراً جاي چنداني براي طرح بحثي چون مهاجرت نمي‌ماند، به‌ويژه آنكه پديده مهاجرت، حداقل در حال حاضر جهشي نيست و روندي يكنواخت دارد و در نتيجه عادي به نظر مي‌رسد، ضمن اينكه آثار آن معمولا‌ً در ميان‌مدت و بلندمدت ديده مي‌شود و در كوتاه‌مدت نمودي ندارد و در مقايسه با موضوعات فوري و عاجل حساسيت كمتري را برمي‌انگيزد اما فراموش نكنيم كه پرداختن به علل و پيامدهاي مهاجرت احتمالا‌ً مي‌تواند اولويت‌هاي مشكلا‌ت جامعه ما را نمايان‌تر كند.

منظورمان از مهاجرت، بهطور مشخص مهاجرت بين‌المللي و از ايران به خارج از كشور است، گرچه و تا حدودي استدلا‌ل‌هاي آن براي مهاجرت‌هاي داخلي نيز صادق است. اجمالا‌ً بايد گفت كه مهاجرت در اصل پديده مثبتي است، مشروط بر آنكه ناشي از فرآيند طبيعي جامعه باشد. در تمامي جوامع (بدون استثنا) نوعي مهاجرت از روستا به شهر را شاهد بوده‌ايم، هم براي ادامه تحصيل و آموزش و هم براي اشتغال، زيرا با توسعه جوامع، سهم كشاورزي از توليد ناخالص داخلي كم مي‌شود و سهم صنعت و خدمات افزايش مي‌يابد، پس نيروي كار اضافي روستايي به شهرها سرريز مي‌شود و هم بازار كار شهر را تأمين مي‌كند و هم زمينه را براي افزايش بهره‌وري (توليد به ازاي هر فرد) براي روستاييان باقيمانده فراهم مي‌كند.

در سطح بين‌المللي هم مهاجرت موجب كاهش هزينه‌هاي توليد مي‌شود و نيز هنگام بازگشت مهاجران به وطن موجب نقل و انتقال تجربه و آموزش و فناوري و حتي سرمايه مي‌گردد، گرچه در هر دو مورد معضلا‌تي را هم ايجاد مي‌كند. در مقابل اگر مهاجرت ناشي از اختلا‌لا‌ت ساختاري و مشكلا‌ت سياسي و اجتماعي باشد، ممكن است نابرابري و عدم توازن اجتماعي را تشديد كند. فرض كنيد كه در شهر و منطقه معيني، مردم به پزشك متخصص نيازمندند و نيز زمينه لا‌زم براي سرمايه‌گذاري و توسعه صنعتي نيز فراهم است و حتي بازگشت سرمايه در اين منطقه بيشتر از مناطق ديگر است اما به دليل فقدان ناامني و سوء مديريت مسوولا‌ن محلي، نه‌تنها پزشك متخصص و سرمايه‌دار و كارآفرين از مناطق ديگر به آنجا نمي‌آيند، بلكه بومي‌هاي آنجا نيز مهاجرت را بر بقا ترجيح مي‌دهند و حاضرند به منطقه و شهري بروند كه از امنيت لا‌زم برخوردار باشند، حتي اگر درآمد آنها در شهر مقصد كمتر باشد و يا با مردم منطقه مقصد نيز احساس بيگانگي كنند. در اين حالت مهاجرت براي فرد و سرمايه مهاجر و نيز مقصد مهاجرت مثبت اگرچه ناخواسته است، اما براي منطقه مهاجرفرست، منفي است و اوضاع آن را وخيم‌تر مي‌كند و شكاف ميان اين منطقه را با مناطق مهاجر‌پذير بيشتر كرده و در نهايت به كل توليد و رفاه و آسايش جامعه لطمه مي‌زند. اين مهاجرت ناشي از نابساماني و سوء مديريت است و ربطي به رقابت سازنده ميان مناطق مختلف ندارد. در واقع اين مهاجرت محصول بغض و نفرت از مبدأ است و لزوماً‌ناشي از حب و علا‌قه و يا كشش مقصد نيست. چنين مهاجرتي موجب كنده شدن از مبدأ و رفتن به مقصد علي‌رغم ميل باطني است، در حالي كه در مهاجرت مثبت، نگاه مهاجر عموماً به مبدأ و وطن خود است و چه بسا در اولين فرصت سرمايه مادي و معنوي اكتسابي خود را به وطن برگرداند تا شرايط آنجا را تغيير داده و بهبود بخشد. اين مهاجر، فردي فعال و كنشگر و مثبت است، اما مهاجري كه از ناچاري و بر اثر اضطرار و دافعه مبدأ، موطن خود را ترك مي‌كند معمولا‌ً ويژگي‌هاي متفاوتي از خود بروز مي‌دهد. مهاجر اول، به محض آنكه مقصد را نپسنديد، رأي خود را تغيير مي‌دهد و به موطن و مبدأ خود بازمي‌گردد، رفت و آمد خود را هم با وطن قطع نمي‌كند، لذا دچار عوارض فرهنگي هم نمي‌شود يا كمتر با چنين عوارضي دست به گريبان مي‌شود و كمتر دچار بي‌هويتي مي‌گردد اما مهاجر دوم در بسياري از موارد چون از روي استيصال و ناچاري مهاجرت كرده، حتي مجبور است، پل‌هاي پشت سر خود را خراب كند و اگر به نحو مناسب در مقصد جذب نشود، اجبارا با هر وضعيتي خواهد ساخت و به معناي ديگر از اينجا مانده از آنجا رانده مي‌شود و دچار بحران‌هاي رواني و هويتي مي‌گردد.

نوع خاص و مهم مهاجرت در جهان امروز و نيز براي ايران، مهاجرت مغزهاست. آيا اين مهاجرت منفي است يا مثبت؟ با توجه به نكات فوق، هر دو نوع مثبت و منفي مهاجرت مغزها وجود دارد. اگر واقعاً مهاجرت و نه فرار باشد، نه‌تنها اشكالي ندارد كه مثبت هم هست اما اگر فرار باشد قضيه فرق مي‌كند. اگر يك محقق و پژوهشگر به مرحله‌اي از پيشرفت برسد يا اين استعداد را در خود ببيند كه ساختار علمي جامعه ما نمي‌تواند پاسخگوي عملي كردن توان‌هاي وي باشد، نه‌تنها اشكالي به مهاجرت وي نيست، بلكه پسنديده هم هست، چون او مي‌تواند با عشق و علا‌قه‌اي كه به ميهن خود دارد در كشور ديگري خود را باور كرده و پيشرفت كند و افتخار كشورش هم باشد و چه‌بسا سرپلي براي انتقال علم و فناوري و حتي سرمايه به كشور و جامعه خود باشد.

در مقابل اگر شاهد فرار مغزها باشيم، يعني نيروها و متخصصيني را كه در كشور خود به آنان نيازمنديم و حتي بهره‌وري آنان در جامعه ما هم بيشتر است، ولي به دلا‌يل متعدد، از جمله بي‌توجهي به علم و دانش، فقدان امنيت شغلي و حيثيت انساني يا... آنان نسبت به جامعه و مديريت آن بدبين باشند و فرار را بر قرار ترجيح دهند، در اين صورت با وجه منفي مهاجرت مواجهيم.فراموش نكنيم كه عين همين استدلا‌ل درباره انتقال سرمايه هم وجود دارد، امروز در بسياري از كشورهاي پيشرفته، سرمايه‌هاي كلا‌ني وجود دارد كه در پي توليد و منفعت حاصل از آن هستند.

اگر در كشوري مثل چين اين سرمايه‌ها سالا‌نه 25 درصد سود دهد و در كشور خودشان 15 درصد؛ سرمايه‌گذار آن را به چين منتقل مي‌كند و اين براي كشور مبدأ سرمايه هم سودآور است، زيرا اين سرمايه دير يا زود و با سودش به كشور مبدأ برمي‌گردد و چين يا كشور مقصد هم از آن بهره‌مند مي‌شود اما اگر در كشور مبداء مانع خروج اين سرمايه شوند، به مرور بهره‌وري سرمايه در آنجا كمتر و كمتر مي‌شود، چون راهي براي رقابت ندارد. كاهش توليد و بحران اقتصادي نتيجه اين سياست است.

مثلا‌ً اگر سرمايه‌گذاري در عراق و افغانستان به دلا‌يلي براي ايرانيان سود بيشتري داشته باشد، هيچ اشكالي ندارد كه اجازه صدور سرمايه به آنجا داده شود اما اگر فرار سرمايه از ايران به دليل فقدان مقررات يا نبود حاكميت قانون يا بي‌ثباتي سياست‌ها و فساد و نبود امنيت مالي باشد، در اين صورت سرمايه صادر نمي‌شود، بلكه فرار مي‌كند و اين مسأله موجب بحران اقتصادي در جامعه مي‌شود. در چنين جامعه‌اي ورود سرمايه خارجي نيز مشكل را حل نمي‌كند.

با توجه به نكات فوق بايد گفت كه اگرچه خروج نيروي انساني و به طور مشخص متخصص يا سرمايه از ايران تماما منفي نيست، اما به نظر مي‌رسد كه وجه منفي آن نوعاً غالب است و مابيشتر با فرار نيروي متخصص و سرمايه مواجهيم تا صدور آن. نكته مهم اينكه عواملي كه سبب فرار نيروي انساني و سرمايه مي‌شود، باعث ناكارآمدي سرمايه و نيروي انساني موجود در كشور هم مي‌گردد و خسارت آن فقط فرار سرمايه و مغز نيست، بلكه خسارت ناشي از ناكارآمدي سرمايه و مغزهاي موجود و باقيمانده در كشور، بسيار بسيار بيشتر از خسارات ناشي از فرار آنهاست.

آيا تاكنون فكر كرده‌ايم كه چرا با اين همه سرمايه و درآمد ناشي از نفت، رشد اقتصادي ما از برخي كشورها مثل آسياي جنوب شرقي و كره و حتي تركيه در همسايگي ما بسيار كمتر است؟ كه نه‌تنها صادركننده نفت نيستند كه واردكننده عمده آن هم هستند، در اين كشورها هم صدور نيروي متخصص را شاهديم و هم صدور سرمايه را، اما پديده فرار را كمتر مي‌بينيم، زيرا زمينه‌هاي لا‌زم براي استفاده از حداكثر توان و سوددهي و بهره‌وري نيروي انساني و سرمايه را فراهم كرده‌اند و سرريز اين دو عامل نيز به طور طبيعي مهاجرت مي‌كند و نتايج مثبت حاصل از مهاجرت را به مبدأ خود برمي‌گرداند.

فقدان حاكميت قانون، فساد اداري، بي‌اعتباري منزلت و حيثيت انساني، نبود امنيت فكري و مالكيت و... از اهم دلا‌يل فرار است و برداشتن هيچ قدمي براي توسعه كشور موثر و مفيد نخواهد بود، مگر اينكه ابتدا به اين موارد ريشه‌اي، اهتمام جدي شود

------

کسری ۴۸۰ میلیارد تومانی بودجه دانشگاهها در سال ۸۷؛ اعتراض روسای دانشگاهها به بودجه اختصاص یافته

معاون طرح و توسعه وزارت علوم از کسری بودجه دانشگاهها در سال ۸۷ خبر داد و گفت: بودجه مورد نیاز ما برای سال آینده یک هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان است که هزار و ۲۰۰ میلیارد آن در بخش جاری به تصویب رسیده یعنی در بخش جاری ۴۸۰ میلیارد تومان کمبود داریم.

دکتر حمید رضا رازقی در مورد عواقب کسری بودجه سال آینده دانشگاهها گفت: هر دستگاهی وقتی کمتر از نیاز پول دریافت کند، ممکن است به افت کارکرد در برخی امور منجر شود.

همچنین در این زمینه، علی خاکی صدیق رئیس دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی گفت: اگر درآمدهای اختصاصی دانشگاه و ارتباط با صنایع نبود باید تا الان دانشگاه تعطیل می شد.

وی افزود: دانشگاه خواجه نصیر در سال ۸۶ معادل ۴ میلیارد تومان دارد و بخش عمده مشکل در مورد خوابگاه، تعمیرات و تجهیزات ساختمانهای دانشگاه است.

وی با بیان اینکه مشکل بخش تعمیرات و تجهیزات دانشگاهها هر سال تکرار می شود، اظهار داشت: ساختمانهای دانشگاه فرسوده هستند که رسیدگی به آنها در سال ۸۶ تحقق نیافت. برخی از این ساختمانها ۵۰ تا ۶۰ سال قدمت دارند به طوری که دانشکده علوم دانشگاه در حال فروپاشی و خطرناک است اما متأسفانه نتوانستیم برای این ساختمان بودجه ای دریافت کنیم.

رئیس دانشگاه خواجه نصیر گفت: در بخش پژوهش نیز در تجهیزات مشکلاتی داریم اما بخشی از این مشکلات را توانسته ایم با درآمدهای پژوهشی دانشگاه بر طرف و بخشی از آزمایشگاه ها را از این درآمدهای اختصاصی تجهیز کنیم در صورتی که این درآمدهای اختصاصی مانند ارتباط دانشگاه با صنعت وجود نداشت باید دانشگاه را تعطیل می کردیم.

وی از بودجه سال آینده دانشگاه خواجه نصیر اظهار بی اطلاعی کرد.

عمیدی زنجانی، رئیس دانشگاه تهران، نیز در موضع گیری بسیار صریح از وضعیت تاسف آور بودجه دانشگاه تهران انتقاد کرد و در مورد تجهیزات پژوهشی این دانشگاه گفت: “وسایل آزمایشی که اساتید دانشگاه تهران از آنها استفاده می کنند جایگاهشان در موزه علم است نه در دانشگاه “.

وی اظهار داشت: باید توجه کنیم که بسیاری از بناهایی که در آموزش و پژوهش دانشگاهها موجود است، مربوط به ۵۰ سال پیش می شود و بسیاری از آزمایشگاهها نیز در سطح دانشگاه تهران متعلق به ۳۰ تا ۴۰ سال گذشته است. برخی وسایل آزمایشی نیز که اساتید از آنها استفاده می کنند جایگاهشان در موزه علم است نه در دانشگاه. علیرغم این مشکلات از وسایل ابتدایی تحقیق هم استفاده می شود و مواد گرانقیمتی را که نمی توان گفت چگونه از خارج وارد می شوند، با یک رفت و برگشت برق فاسد می شوند.

رئیس دانشگاه تهران با بیان اینکه ۹۰ درصد بودجه دانشگاه تهران مربوط به حقوق اساتید و کارکنان است، گفت: یک هزار و ۶۰۰ عضو و ۲ هزار و ۸۰۰ کارمند بیشترین بودجه دانشگاه تهران را می بلعد و برای پژوهش مقدار مختصری باقی می گذارد. در سال جاری اعتبار پژوهشی بالای ۳ میلیارد تومان بود که با این پول باید فرصتهای مطالعاتی، گرنت و … را انجام داد. در حال حاضر انجام دادن این امور در دانشگاه به معجزه شباهت دارد.

عمید زنجانی در مورد بودجه سال آینده دانشگاه گفت: هنوز مقدار بودجه دانشگاه تهران مشخص و ابلاغ نشده است اما به نظر می رسد، نسبت به سال جاری با رشد ۱۰ درصدی مواجه باشیم که این تفاوت جزیی است و تأثیر چندانی نخواهد داشت.

------

افزایش قیمت بلیت هواپیما؛ برای چهارمین بار در سال جاری

شهاب نیوزـ با وجود آنكه با اجرای برنامه چهارم توسعه و تصویب قانون تجمیع عوارض، دریافت عوارض دو درصد فرودگاهی از مسافران لغو شده بود، شركت فرودگاه‌های كشور بار دیگر شركت‌های هواپیمایی را به دریافت این مبلغ از مسافران ملزم كرده است.

این اقدام که ظاهراً با تصویب دولت صورت گرفته است باعث شده تا برای چهارمین بار در سال 1386؛ قیمت بلیت هواپیما افزایش یابد.

گفته می‌شود که شركت فرودگاه‌های كشور از شركت‌های هواپیمایی خواسته است پس از دریافت این وجه، آن را به حساب این شركت واریز كنند.

بلیت هواپیما از جمله مواردی است که طی سال اخیر افزایش شدیدی داشته است. دکتر محمود احمدی‌نژاد چندی پیش در جریان آخرین گزارش اقتصادی خود به مردم که از شبکه دو سیما پخش شد تاکید کرد که با افزایش قیمت بلیت هواپیما مخالف است و بر پرداخت یارانه برای سوخت هواپیماها تاکید کرد.
 

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام