بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بچه هاي کشور زير کپر به جاي کلاس

جشن "کپر زدايي" به هم خورد

‏‏ياسمين منطقي

برخلاف وعده هاي مسولان دولت‏‎ ‎نهم و همچنين رييس مجلس هفتم مبني بر برچيده شدن مدارس کپري در ‏استانهاي محروم و‏‎ ‎احداث مدرسه به جاي آنها، مدير کل آموزش و پرورش عشاير اعلام کرد که‎ ‎همچنان 2329 ‏مدرسه کپري و چادري در کشور وجود دارد‏‎.‎

دکتر لطف الله عباسي روز گذشته‏‎ ‎با اعلام وجود 629 واحد مدرسه كپري در كل كشور گفت: "سه سال است، ‏سازمان نوسازي، توسعه و‎ ‎تجهيز مدارس كشور اعلام مي‌كند كه جشن كپرزدايي تا پايان سال برگزار مي‌شود، ‏خوب‎ ‎است به ما هم اعلام كنند كه اين جشن با وجود اين تعداد واحد كپري در چه مناطقي‏‎ ‎برگزار خواهد شد؟! ‏چراكه در حال حاضر امكان برگزاري اين جشن وجود ندارد‎.‎‏"‏‎ ‎

مدير کل آموزش و پرورش عشاير‎ ‎کشور همچنين با اعلام اينکه علاوه بر واحدهاي كپري، حدود يك‌هزار و 700 ‏مدرسه‎ ‎چادري نيز در كشور وجود دارد، به خبرگزاري ايسنا گفت: "دفتر آموزش و پرورش عشاير‎ ‎نامه‌نگاري ‏زيادي با سازمان نوسازي و تجهيز مدارس كشور انجام داده كه بودجه و سهم‎ ‎فضاهاي آموزش و پرورش عشاير ‏را به خود ما واگذار كنند، تا بودجه فضاسازي بر اساس‎ ‎نياز عشاير در استان‌ها توزيع شود، اما هنوز موفق به ‏تحقق اين خواسته منطقي به‎ ‎بهانه واگذاري بودجه به استان‌ها نشده‌ايم"‏‎.‎

اين مقام مسول در آموزش وپرورش‎ ‎با اعتراض به اينكه مدارس عشايري عليرغم نياز جدي در اولويت رفاه به ‏ويژه‎ ‎نوسازي و تجهيز واحدهاي آموزشي قرار نگرفته‌اند، افزود: "چرا بايد دانش‌آموزان عشاير‎ ‎زير كپر يا چادر ‏حتي بدون صندلي و روي زيلو درس بخوانند؟"‏‎ ‎

دکتر عباسي همچنين با اشاره به‎ ‎قابليت تبديل بيشتر واحدهاي كپري به فضاهاي مناسب‌تر از قبيل كانتينر، كانكس ‏يا حتي‎ ‎ساختمان و در نتيجه ارتقاي وضعيت روحي دانش‌آموزان عشاير براي تحصيل، درباره هزينه‎ ‎تبديل يک ‏واحد کلاس کپري يا چادري گفت: "برآورد كلي اعتبار صورت نگرفته، اما مي‌توان‎ ‎با اختصاص تنها چهار ‏ميليون تومان براي تبديل يك واحد كپري به كانكس، بسياري از‎ ‎مشكلات رفاهي دانش‌آموزان عشاير را برطرف ‏كرد"‏‎.‎

آمار ارايه شده از سوي مديرکل‎ ‎آموزش و پرورش عشاير درحالي منتشر شده است که چندي پيش حبيب الله ‏بوربور، معاون‎ ‎عمراني آموزش و پرورش از وجود 1300 واحد کلاس کپري در کشور خبر داده بود. همچنين‎ ‎مدير کل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس استان لرستان نيز هفته گذشته از وجود‎ 502 ‎مدرسه کپري در اين ‏استان خبر داده بود‎.‎

گفتني است که بسياري از دانش‏‎ ‎آموزان و کودکان ايراني در 14 استان کشور از قبيل استان هاي سيستان و ‏بلوچستان، لرستان، کرمان، کهکيلويه و بويراحمد، هرمزگان و همچنين خراسان شمالي به‏‎ ‎علت نبود مدرسه، ‏مجبورند زير چادر و يا در کپرها تحصيل‎ ‎کنند‎. ‎

‎بودجه کلان کجا خرج‎ ‎شد؟‎

محمود فرشيدي وزير برکنار شده‎ ‎احمدي نژاد پيش از اين درباره احداث مدارس بجاي کپرها و تجهيز و نوسازي ‏مدارس‎ ‎فرسوده کشور گفته بود: "بيشترين تعداد مدارس کپري در استانهاي سيستان و بلوچستان، کهکيلويه و بوير ‏احمد و کرمان فعال است که تا پايان امسال بيش از 90 درصد اين مدارس‎ ‎تعطيل و مدارس نوساز جايگزين آنها ‏مي شوند"‏‎.‎

معاون عمراني وزارت‏‎ ‎آموزش و پرورش هم که همچنان در سمت خود باقي است در همين ارتباط گفته بود: "از‎ ‎اعتبارات سال 85 حدود 27هزار کلاس درس احداث شده که نيم ميليون دانش آموز در سطح‎ ‎کشور از اين ‏فضاهاي جديد آموزشي درحال استفاده هستند"‏‎.‎

حبيب الله بوربور درباره از‎ ‎بين بردن کلاس هاي کپري و چادري گفته بود: "با يک شرکت سوئيسي براي ‏همکاري در احداث‏‎ ‎مدارس پيش ساخته قرارداد بسته ايم. براي مدارس تخريبي و کپري که مدام در حال‏‎ ‎جابجايي ‏هستند استفاده از اين نوع مدارس مي تواند بهينه و مناسب باشد.ساخت اين گونه‎ ‎مدارس سبک و پيش ساخته که 90 ‏سال عمر دارد جايگزين مناسبي براي مدارس کپري و تخريبي‎ ‎است"‏‎.‎

اما خبر وجود بيش از 2329 مدرسه‏‎ ‎کپري و چادري در کشور که از سوي مديرکل آموزش و پرورش عشاير ‏مطرح شد نشان مي دهد که وعده هاي‎ ‎مسولان دولتي همچنان در همان حد وعده باقي مانده و هيچ کلاس يا مدرسه ‏اي براي دانش‏‎ ‎آموزان محروم کپرنشين احداث نشده است‎.‎

اين درحالي است که از ابتداي‎ ‎روي کار آمدن دولت نهم، هر سال مبلغ قابل توجهي فراتر از ميزان اعتبارات ‏وزارت آموزش‎ ‎و پرورش و از حساب ذخيره ارزي به توسعه و تجهيز مدارس کشور اختصاص يافته‎ ‎است‎.‎

تنها در سال گذشته علاوه بر‎ ‎بودجه درخواستي وزارت آموزش و پرورش براي ساخت و تجهيز و نوسازي ‏مدارس که بيش از‎ 6200 ‎ميليارد تومان بوده است، مجلس هفتم از حساب ذخيره ارزي کشور نيز 960 ميليارد‎ ‎تومان براي احداث، تجهيز و نوسازي مدارس و از ميان بردن مدارس کپري و چادري به اين‎ ‎وزارتخانه ‏اختصاص داد.علاوه بر اين بودجه، آموزش و پرورش در طرح هويت بخشي مدارس ايران نيزقرار بود حدود 4 ‏هزار ميليارد تومان از بودجه خود را طي4 سال، که دوسال آن تاکنون سپري شده‏‎ ‎است به بازسازي و نوسازي ‏حدود 50 هزار مدرسه در سراسر کشور اختصاص دهد که آن طرح‏‎ ‎نيز همچنان بي نتيجه مانده است‎.‎

اکنون اين سوال مطرح مي شود‏‎ ‎که اين بودجه چگونه و در چه راهي هزينه شده که همچنان دانش آموزان ‏کپرنشين، کلاس‎ ‎درس ندارند؟

--------

احمدي نژاد مي لرزد

نگاه سانفرانسيسکو کرونيکل به مشکلات دولت

‏‏ناصر کريمي

روز: جرج بوش تنها رييس جمهوري نيست که از بحران جدي اقتصادي در حال احتضار است. سرما و يخبندان در ‏ايران، مشکلات بزرگي را براي رييس جمهور تندروي ايران به همراه آورده است. او همزمان با کاهش ‏عرضه گاز طبيعي مورد نياز، به خاطر سوء مديريت اقتصادي، تحت شديدترين حملات است. ‏

بيش از 60 نفر در اثر سرما کشته شده اند و علت برخي از اين مرگ و ميرها کمبود گاز در روستاهاي ‏کوهستاني دورافتاده بوده است. حتي رهبر عالي ايران هم به طور غير مستقيم اين نازپروده خود را توبيخ ‏کرد. ‏

وقتي راديوي دولتي ايران نامه آيت الله خامنه اي خطاب به مجلس درباره التزام به اجراي قوانين مجلس در ‏تامين گاز طبيعي براي روستاهاي دورافتاده را قرائت کرد، محمود احمدي نژاد آشکارا تحقير شد. ‏

احمدي نژاد با اشاره به دلايل بودجه اي، دستور مجلس در صرف يک ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي ‏براي تامين گاز را رد کرده بود. ‏

اما خامنه اي که در سيستم پيچيده ايران، حرف آخر را در همه مسايل مي زند از موضع بالا با او برخورد ‏کرد. اين کار به ويژه به اين خاطر حايز اهميت است که خامنه اي در ماه هاي گذشته التهابات جامعه را نسبت ‏به رييس جمهور کاهش داده بود و او به طور کلي ندرتاً وارد چنين اختلافاتي مي شود. ‏

سعيد ليلاز، تحليلگر سياسي از تهران، مي گويد: "اين يک ضربه واقعي بي سابقه به دولت احمدي نژاد بود."‏
حزب سياسي احمدي نژاد‏

درست مانند جرج بوش، بروز مشکلات اقتصادي و افزايش نارضايتي ها درست در زمان پيش از انتخابات ‏بر آينده سياسي احمدي نژاد تاثير خواهد گذاشت. ‏

ماه هاست که احمدي نژاد با کشمکش هاي سياسي دست و پنجه نرم مي کند. يک بار حتي حاميان او هم با ‏پيوستن به منتقدانش، خواستار تمرکز او بر روي اقتصاد ايران به جاي صرف وقت در رويارويي با غرب ‏شدند. سه شنبه هم پنج عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل بعلاوه آلمان در مورد پيش نويس يک قطعنامه ‏جديد براي سخت تر کردن تحريم ها عليه ايران به توافق رسيدند. مقامات مي گويند اين توافق در پي خودداري ‏ايران از تعليق برنامه هسته اي صورت گرفته است. ‏

جالب اين است که ايران پس از روسيه، دومين کشور با منابع عظيم گاز طبيعي در دنياست. اين کشور روزانه ‏بيش از 75/15 ميليارد فوت مربع گاز توليد مي کند که تماما به مصرف داخلي مي رسد. ‏

علت اصلي بحران اخير در ايران مشخص نيست اما واضح است که به خاطر موج سرما، تقاضا به طور ‏چشمگيري افزايش يافته است. ‏

ليلاز مي گويد: "بحران کمبود گاز، نتيجه مستقيم سياست دولت بوده است."‏

‎ترس از کمبود مايحتاج‎

خيلي ها نگاه تلخي به تورم بالا، کمبود گاز و نان دارند زيرا کشوري مانند ايران به خاطر افزايش بهاي ‏جهاني نفت مي بايست سرشار از درآمد باشد. بيش از 80 درصد درآمد دولت از فروش نفت است و احمدي ‏نژاد هم با شعار کمک به مردم فقير وارد صحنه شده بود. ‏

حيدر ميرقاسمي، که در هفته جاري براي خريد شش قرص نان بيش از يک و ساعت و نيم در صف يک ‏نانوايي در تهران منتظر مانده بود، گفت: "اين تقصير خودمان بود. ما کسي را انتخاب کرديم که از عهده حل ‏مشکلات بر نمي آيد."‏

به خاطر ترس از قحطي نان که بعد از موج سرما دامن شهرها و روستاهاي ديگر را گرفته است، صف هاي ‏طولاني در مقابل نانوايي ها تشکيل شده است. ‏

علي مرادي، مشتري عصباني ديگر اين نانوايي که يک کارگر ساختماني است، گفت: "ظرف هفته گذشته، من ‏چهار بار به نانوايي مراجعه کردم اما هربار با دست خالي به خانه برگشتم." او با لحن تمسخرآميزي ادامه ‏دهد: "دولت چقدر خوب براي طبقه پايين کار کرده است."‏

ايران همه جزييات مربوط به بودجه خود را منتشر نمي کند اما در مجموع گفته است که درآمدها به خاطر ‏قيمت نفت افزايش يافته است. منتقدان مي گويند احمدي نژاد با تزريق پول نقد به بازار و اتکا به واردات بي ‏رويه کالا، نظير مايجتاج اوليه، تورم را زياد کرده است. او درآمد نفت را به جاي سرمايه گذاري درازمدت، ‏صرف هزينه هاي روزمره دولت کرده است. ‏

رييس جمهور ايران در ماه دسامبر با اشاره به اينکه بايد پيشينيان او را به خاطر تورم سرزنش کرد، به اين ‏حملات پاسخ داد. ‏

غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، روز دوشنبه از دولت احمدي نژاد دفاع کرد. او گفت: "قانون (مربوط به ‏گاز) اثر تورم زايي دارد. اين حق طبيعي رييس جمهور بود که نسبت به آن هشدار دهد."‏

اين بحران در آستانه انتخابات مجلس شکل گرفته که قرار است در 14 مارس برگزار شود. ‏
تندروها در انتخابات سال 2004، کنترل مجلس را در دست گرفتند و اين در حالي بود که شوراي نگهبان ‏هزاران کانديد اصلاح طلب را پيشاپيش از دور خارج کرده بود. ‏

اما در انتخابات شوراهاي شهر در سال گذشته، دوستان رييس جمهور شکست سختي خوردند و اکثريت کرسي ‏ها در اختيار محافظه کاران و اصلاح طلبان مخالف احمدي نژاد قرار گرفت. ‏

کمبود گاز باعث خيزش موج بزرگي شد. دولت ادارات، مدارس و دانشگاهها را به خاطر احتمال کمبودهاي ‏بيشتر تعطيل کرد.‏

کمال دانشيار، يک حامي هميشگي احمدي نژاد در مجلس، در هفته نامه شهروند به طرح اين سوال پرداخت: ‏‏"اين يعني چه که بعد از باريدن يک برف، کشور را تعطيل کنيم؟" او انتقاد از دولت را به خاطر نحوه ‏مديريت بحران کار به جايي دانست. ‏

منبع: سانفرانسيسکو کرونيکل – 23 ژانويه ‏

-------

آلودگی آب جنوب تهران

بی بی سی: مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران نسبت به استفاده حدود ۳ میلیون شهروند تهرانی ساکن جنوب این شهر، از آب آلوده هشدار داد و گفت آبی که ۳۰ درصد از مردم جنوب شهر تهران می نوشند حاوی نیترات بوده و برای سلامت مردم خطر جدی دارد.

داوود مولایی، همچنین تاسیسات تصفیه آب تهران را با عمری ۵۰ ساله، فرسوده و نا کار آمد توصیف کرد. به گفته آقای مولایی، این تاسیسات برای ۳ تا ۴ میلیون نفر پیش بینی شده در حالی که جمعیت تهران هم اکنون ۸ میلیون نفر است و احتمالا تا سال ۱۴۰۰ به ۱۲ میلیون نفر هم می رسد.

موضوع دیگری که این مقام بلند پایه شرکت آب و فاضلاب به آن اشاره کرد، کمبود آب برای آینده تهران بود.

آقای مولایی گفت، بر خلاف تصور مردم ، بارندگی امسال فقط۷ درصد بیشتر از سال گذشته بوده است.

مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب تهران، از مسوولان خواست، هر چه سریع تر راه حلی برای مبارزه با آلودگی آب جنوب تهران پیدا کنند در غیر این صورت، منتظر هشدارهای جدی تر باشند.

البته این نخستین باری نیست که مسوولان و دست اندر کاران نسبت به آلودگی آب شرب مردم این منطقه هشدار می دهند. حدود ۴ سال پیش نیز مقامات زیست محیطی تهران اعلام کردند، آب آشامیدنی مردم این منطقه به نفت آلوده است.

محمد آقایی، معاون وقت وزیر نفت، پیشتر اعلام کرده بود، بمباران های هوایی دوران جنگ ایران و عراق به خاطر خسارتهایی که به مخازن پالایشگاه تهران زده از عوامل بروز آلودگی آب محسوب می شده است.

به طور کلی، به گواه دست اندرکاران، آب این منطقه بیش از یک دهه است که با مشکل آلودگی رو بروست.

آیا شما هم ساکن جنوب تهران هستید؟ آیا آب آشامیدنی شما آلوده است؟ برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهایی که ممکن است در نتیجه این وضعیت ایجاد شود، چه تدبیری اندیشیده اید؟

آیا در میان اقوام و آشنایانتان کسانی را می شناسید که نگران آلودگی ایجاد شده باشند؟

به نظر شما در شرایطی که آب منطقه ای از یک شهر آلوده می شود، قدم های اول برای مواجهه و سپس مقابله با این مشکل کدام ها هستند؟ از دولت چه انتظاری دارید؟ چه مسوولیتی بر عهده خود مردم است؟

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام