|
|
||||||
|
فروش کلیه برای نجات زندگی فروشنده و خریدار
"کلیهام را برای پول نمیفروشم، برای نجات زندگی ام می فروشم." براساس آمار انجمن حمایت از بیماران کلیوی، در ایران 33 هزار بیمار کلیوی و دیالیزی وجود دارند که این افراد با دریافت یک کلیه امکان زندگی راحت و سالم، بدون نیاز به انجام دیالیز و هزینههای درمان را پیدا میکنند. هر چند خرید و فروش کلیه در بسیاری کشورهای جهان ممنوع است؛ اما این کار در ایران طی دهه 60 شمسی و پس از دریافت مجوزهای شرعی، شکل قانونی پیدا کرد. به این تربیت آگهی های خرید و فروش کلیه به روزنامه ها راه پیدا کرد. آگهیهای تبلیغاتی یکی از شیوههای جلب مشتری و فروش کالا هستند. تبلیغاتچیها سعی می کنند در توصیف و معرفی کالا نهایت تبحر و سلیقه خود را به کار ببرند تا کالایشان را به بالاترین قیمت بفروشند. آگهیهای روزنامه ای خرید و فروش کلیه، جای خود را به آگهیهای دیواری داده اند. اکنون در اطراف بیمارستانهای مخصوص بیماران کلیوی، و به خصوص حوالی خیابان فرهنگ انواع و اقسام این آگهی ها دیده میشود. خیابان فرهنگ، که از یک سر به خیابان ولیعصر و از سر دیگر به خیابان حافظ راه دارد، برای بیماران کلیوی، نامی آشنا است. انجمن حمایت از بیماران کلیوی درست در وسط این خیابان واقع شده و سرتاسر دیوارهای اطراف آن با کاغذ و شماره تلفن پوشیده شده است. آگهیهایی دست نویس و تایپ شده و حتی برای فروش هم زمان چند کلیه با چند گروه خونی. آگهیها پی در پی و گاهی بر روی هم چسبیده شده یا با ماژیک و رنگ روی در و دیوار خانه ها نوشته شدهاند. آنچنان که خیابان شکل دفترچه تلفن پیدا کرده است.
نکته قابل توجه در مورد آگهی ها، نوع شماره تلفنهای درج شده در آنها است. اکثر شمارهها از نوع تلفن های همراه اعتباری است. به گفته مصطفی قاسمی، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران کلیوی، بسیاری از این شماره ها و آگهی ها کاذب بوده و آگهی دهنده ها فروشنده واقعی نیستند: "انتخاب خطوط اعتباری که امکان ردیابی آن نیز وجود ندارد، می تواند یکی از نشانه های کذب بودن این آگهی ها باشد. همه آگهی دهندگان قصد فروش ندارند، چه در آن صورت می توانند همچون بیماران کلیوی نیازمند کلیه، به انجمن مراجعه کرده و با ثبت مشخصات، در لیست اهدا قرار بگیرند." آقای قاسمی می افزاید: "آگهیدهندهها بازار کاذبی ایجاد کردهاند و حتی برخی از این راه شیادی میکنند؛ به نحوی که پس از توافقات اولیه با خریدار، مبلغی را به عنوان بیعانه دریافت کرده و پس از آن ناپدید می شوند. امکان ردیابی شماره آن ها هم وجود ندارد. خریداران در این شرایط سعی میکنند به هر طریقی رضایت فروشنده را جلب کنند تا حدی که آنان را به خانه خود می برند و در مواردی خسارتهای بالایی هم میبینند؛ حتی مواردی همچون سرقت، تجاوز به عنف و قتل نیز رخ داده است." مبلغی که به عنوان بیعانه از سوی خریدار مستاصل پرداخت میشود، معمولا بین 100 تا 200 هزار تومان است. این پیش پرداخت، تضمینی است برای اطمینان خاطر خریدار که فروشنده کلیه اش را با کس دیگری معامله نکند؛ اما در مقابل فروشنده هیچ تضمینی به خریدار نمی دهد؛ چرا که بر اساس قانون، اهدا کننده در هر زمانی که از تصمیم خود منصرف شود، حتی اگر در اتاق عمل هم باشد، جریان پیوند متوقف میشود. براساس قانون، هیچ فردی بدون رضایت کتبی والدین و یا همسرش اجازه اهدا و فروش کلیه اش را ندارد. فرد اهدا کننده باید در بازه سنی 18 تا 40 سال قرارداشته و سلامتی جسمی وی نیز مورد تایید قرار بگیرد. این در حالی است که در خیابان فرهنگ آگهی های فروش کلیه افراد زیر 15 سال هم به چشم می خورد. "دخالت دولت بازار را خراب کرده و نرخ را پایین آورده." این اعتراض یک فروشنده 33 ساله است به دخالت دولت برای تعیین قیمت کلیه که تا چند سال پیش به صورت توافقی بود. آقای قاسمی می گوید: "ایران از نظر پیوند کلیه در سطح آسیا مقام اول و در دنیا در مقام چهارم قرار دارد، به طوری که از خارج از کشور نیز برای پیوند کلیه به ایران مراجعه می کنند و درخواست در این زمینه بالا است." از سویی دیگر قوانین آزادی که برای اهدا و پیوند اعضا وجود دارد، طی سالهای پیشین باعث ایجاد بازاری با قیمتهای بالا و متغیر شده بود. دولت برای از بین بردن این بازار کاذب، قیمتی را تعیین کرد که خود نیز بخشی از آن را می پردازد. براین اساس، نرخ کلیه چهار میلیون تومان است که یک میلیون تومان آن را دولت به فروشنده و پس از انجام جراحی میپردازد و مابقی را خریدار. در واقع مهم ترین مساله ای که افراد را به فکر فروش تکه ای از بدنشان می اندازد، مشکلات اقتصادی است تمایل برای فروش کلیه رابطه مستقیمی با شرایط اقتصادی دارد. براساس گزارش مجله اکونومیست، نرخ بیکاری در ایران طی سال گذشته 11 و شش دهم درصد بوده و پیش بینی شده امسال این رقم به 12 درصد برسد. نرخ بی کاری بالای 11 درصد و تورم بالای 14 درصد از جمله دلایل موثر در خصوص تمایل افراد به فروش کلیه است. در واقع مهم ترین مساله ای که افراد را به فکر فروش تکه ای از بدنشان می اندازد، مشکلات اقتصادی است. به گفته مصطفی قاسمی: "حجم آگهی ها در شرایطی که دولت تسهیلات خاصی همچون وام های اشتغال زا می دهد، کاهش چشمگیری پیدا می کند." دکتر هادی معتمدی، آسیب شناس اجتماعی، معتقد است: "سطح پوشش تامین اجتماعی اعم از ارایه خدمات درمانی- روانی و بیمه های بی کاری، صندوقهای بازنشستگی و از کارافتادگی در جامعه به حد کافی نبوده و فرد را در شرایط نامناسب اقتصادی همچون فقر و تورم به سمت فروش بخشی از وجودش سوق میدهد." "عدم فرهنگ سازی مناسب برای اهدای اعضا پس از مرگ، شرایط نامناسب اقتصادی، وجود گروه های قاچاق انسان و اعضای بدن، مشکلات روانی و شخصیتی از جمله خود آزاری، از عوامل فروش و اهدای اعضای بدن هستند." این آسیب شناس اجتماعی، به خطرهای روحی و روانی پس از فروش اعضای بدن اشاره میکند: "فردی که به دلیل فشارهای اقتصادی که جامعه به وی تحمیل کرده ناچار به فروش عضوش میشود، پیش و پس از این کار دچار افسردگی بوده که طی زمان نیز افزایش خواهد یافت و در مواردی نیز منجر به خودکشی و یا آزار دیگران میشود. و در عین حال، نوعی رفتارهای خشونت آمیز و یا انتقام جویانه نسبت به جامعه نیز درونش ایجاد میشود." با تمام این اوصاف، بسیاری از افراد نیکوکار با آگاهی نسبت به امکان پذیر بودن زندگی سالم تنها با یک کلیه، با نیات بشردوستانه و حتی بدون دریافت مبلغی صرفاً برای نجات جان بیماران اقدام به اهدای کلیه خود می کنند.
|
|||||||
|