|
|
|||
ميلياردها زيان براي شعار تبليغاتي وزيربا سخن محرابيان، سهام شرکت هاي فولاد سقوط کردسه شنبه 17 اردیبهشت 1387کوروش سليمي اظهارنظر نسنجيده علياكبر محرابيان وزير صنايع و معادن در خصوص تثبيت قيمتها ولو به قيمت زيان دهي شرکت هاي دولتي که به نظر کارشناسان ناشي از کمتوجهي وي به بازار پيچيده، پرريسك و ضعيف بورس ايران بود، باعث تلاطم در بازار سرمايه و افتشديد شاخصهاي بورس ظرف دو روز گذشته شد. وي که به ظاهر دستور رييس جمهور را به مديران شرکت هاي دولتي ابلاغ مي کرد در توضيح بيش تر گفت ممكن است برخي اوقات شركتي وابسته به دولت با كاهش قيمت محصولاتش ضرر دهد كه اين موضوع اشكالي ندارد. چون بايد نگاه ملي باشد و در كنار رشد توليد بايد جلوي تورم را بگيريم. واکنش منفي و نگراني سرمايه گذاران از آن جا به دست آمد که به اين نتيجه رسيدند که دولت قصد دارد بر خلاف تعهد شرکت هاي حاضر در بورس، در خريد و فروش شرکت هاي فولاد دخالت کند و از جيب آن ها مخارج تبليغات خود را فراهم آورد. به نوشته شهاب نيوز نتيجه اين نگراني و واکنش منفي سرمايهگذاران نيز از قبل مشخص بود: کاهش شديد قيمت سهام اين دسته از شركتهاي شاخص در بازار سرمايه و بالطبع؛ افت سريع و معنادار ارقام شاخص كل بورس به طوري كه طي دو روز اول اين هفته، در مجموع 38 واحد از اعداد شاخص بورس تهران كاسته شد و باعث گشت شاخص كل بورس در مرز عدد 1000 قرار گيرد. ناهماهنگي بين اجزاي دولت احمدي نژاد که هر يک از اعضاي آن سخني مي گويند و گاه هم به دليل گفتن سخني از سوي رييس جمهور برکنار مي شوند، در سه سال گذشته بيش از همه مطبوعات را آزار داده است که بلافاصله بعد از انتشار يک گفته، مجبور مي شوند مسووليت آن را به دوش بگيرند و نامه روابط عمومي را چاپ کنند که در آن سخن لغو وزير يا مقام بالاي دولت به حساب خطاي مطبوعات و نقل کننده گذاشته مي شود. دستورات نقيض در اين باره در دو سال گذشته فراوان بوده است همانند تعهداتي که رييس دولت در مورد تسهيلات بانک ها به عهده مي گيرد و در سخنراني هاي شعارگونه خود مي گويد اين تسهيلات نبايد به سرمايه داران منتقل شود، اما همزمان در مجالسي که به بانک ها مربوط مي شود احمدي نژاد از مديران بانک ها مي خواهد موسسات خود را سودده کنند. کسي هم نيست که تذکر دهد اگر بانک ها بخواهند سودده باشند و يا همواره دستشان به سوي ذخاير بانک مرکزي دراز نباشد چگونه خواهند توانست به تعهداتي که دولت بر عهده آن ها مي گذارد عمل کنند. بر همين اساس گزارش دفتر مردمي رياست جمهوري نشان داده که اکثر شکايت مردم اين است که چرا وقتي نامه درخواست وام و اعتبار و پول را به رييس جمهور رسانده اند و از آن جا به بانک ها ارجاع شده بانک ها از دادن پول به آن ها خودداري مي کنند. در حالي که جواب واضح مساله در تناقص دروني آن است. به گفته يکي از خبرنگاران اقتصادي چه رسد که معاون اول رييس جمهور و شوراي پول و اعتبار هم [به امضاي رييس جمهور] از بانک ها مي خواهند که مطابق ضوابط بانک مرکزي عمل کنند. همان ضوابطي که اجازه نمي دهد آن ها تحميلات دولتي را قبول کنند. همين خبرنگار معتقدست که موضوع وقتي خنده دارتر مي شود که رييس جمهور گاهي نشان مي دهد که مي خواهد بانک هاي خصوصي هم به فرمان وي عمل کنند و به سرمايه داران [که مي تواند مقصود آن موسسات بزرگ صنعتي باشد] وام ندهند بلکه فقط به مردم عادي و فقيري بدهند که به رييس جمهور نامه نوشته اند. در اين موارد خودداري بانک ها از انجام چنين دستوراتي به حساب سنگ اندازي آن ها در برابر دولت مردمي تلقي مي شود. ---- ايران وارد کننده مطلق غذا شدهگفت و گو با سعيد ليلاز در مورد سياست هاي اقتصادي دولتسه شنبه 17 اردیبهشت 1387
اميد معماريان
omid@memarian.info سعيد ليلاز کارشناس اقتصادي درگفت وگو با روز از اثرات تورم جهاني براقتصاد ايران سخن گفته که به اعتقاد وي، نتيجه سياست هاي درهاي باز و واردات بي رويه دولت محمود احمدي نژاد طي دوسال گذشته بوده است. به گفته اين کارشناس اقتصادي، دولت در زمينه سياست هاي مالي و پولي بي انظباط است و براي کاهش تورم بي سابقه و کمرشکن بيست درصدي چاره اي ندارد جز آنکه از نظرمالي منظم عمل کند، به بخش خصوصي رو بياورد، هزينه ها و يارانه هايش را کم کند و مجموعه اي از سياست هاي انقباضي پولي را در پيش بگيرد. اين گفت وگو را مي خوانيد.
تورم بين المللي به شدت در اقتصاد ايران اثرخودش را وارد مي کند. آثار تورم جهاني الان درحال ورود به اقتصاد ايران است که تا به حال نبوده است. با وجود کاهش نرخ رشد نقدينگي که توسط بانک مرکزي وآقاي مظاهري اعمال مي شود وضعيت بي انظباطي مالي که من نام آن را هرج ومرج وآنارشيسم مالي مي گذارم حاکم است. چک پول هايي که به تعداد زياد و به صورت بي ضابطه منتشر شده است، از جمله نمودهاي اين هرج و مرج هستند، که با وجود اينکه بانک مرکزي چندين ماه است که درحال جمع کردن اين چک پول هاست، هنوز اثرات آن پاک نشده وروي اقتصاد ايران اثرمي گذارد. چون تمام سياست پولي دراختياربانک مرکزي نيست من نگران اين هستم که اين بي انظباطي هنوز درحال ادامه است. نکته ديگر اينکه سياست هاي پولي وسياست هاي مالي بايد همخوان باشند و درکنار يکديگر به تقويت هم بپردازند. اين موضوع را اخيرا در ايالات متحده آمريکا ديديم که به محض اينکه رشد توليد ملي با کاهش روبه رو شد دولت آمريکا 150 ميليارد دلار پول به بازار تزريق کرد دربخش سياست هاي پولي هم نرخ بهره را با آن تنظيم کرد. اما درايران الان سياست هاي پولي و مالي براي اولين بار درتاريخ معاصر ايران، چه بعد از انقلاب وچه قبل از انقلاب، در تناقض با هم به پيش مي روند، يعني بانک مرکزي روحيه انقباضي دارد و نرخ رشد نقدينگي را از رکورد 39 درصد به کمتر از 28 درصد رسانده است. اما ازآن طرف دولت هنوز با برداشت بي اجازه از صندوق ذخيره ارزي به بي انظباطي مالي دست مي زند. اين عوامل اندک اندک اثرات جدي روي اقتصاد ايران وافزايش موج تورمي مي کند. يادمان باشد فقط نرخ مواد غذايي دردنيا بين 65 تا 70 درصد افزايش پيدا کرده است. اين درحالي است که درسه سال اخير اقتصاد ايران از يک خالص صادرکننده مواد غذايي به يک خالص وارد کننده مواد غذايي تبديل شده است. الان اگر شما به ميوه فروشي هاي معمولي درتهران برويد حداقل ده رقم ميوه غيرضروري خارجي مي توانيد پيدا کنيد. کشور در حال حاضر چندين ميليارد دلار خودرو خارجي، ميوه، انواع واقسام گوشت وديگر کالاهايي که جزوضروريات زندگي مردم نيست به کشور وارد مي شود. بنابراين افزايش ميزان وابستگي ايران به واردات منجر به اين شده که تورم جهاني به شدت روي اقتصاد ايران تاثيربگذارد. ازآنجايي که سهم هر واحد توليد ناخالص داخلي به ميزان واردات درسالهاي اخير سه برابرشده، ميزان آسيب پذيري ايران از تورم جهاني هم دو-سه برابر شده. وقتي شما 65 درصد رشد تورم دردنيا دارند معني اش اين است که تمام کالاهاي وارداتي که تا پارسال نقش کاهش دهنده در نرخ تورم داشتند الان نقش افزايش دهنده دارند. مي دانيد که آقاي احمدي نژاد در دو سال اول استراتژي درهاي بازرا در مسير کنترل تورم به کار گرفت وتا حدي هم موفق بود. اما اين استراتژي الان به ضد خودش تبديل شده ونه تنها کار نمي کند، بلکه تمام دستاوردهاي دولت در زمينه کنترل تورم را نيز با خود مي خورد. به صورتي که تورم جهاني به شدت تمام وارد اقتصاد ايران مي شود که پيامد روشن وابسته کردن اقتصاد ايران به واردات است که در دولت نهم انجام شده است. نقش عواملي مانند تحريم هاي سازمان ملل و خودداري شرکت هاي اروپايي، ژاپني وآمريکايي براي معامله با ايران دراين زمينه چيست؟ حتما نقش دارد. الان بازکردن "ال سي" وگشايش اعتبارسخت تر وگران تراز گذشته شده است. نقل و انتقالات پول گران تراز گذشته انجام مي شود. اما درنظربگيريد که اين کشورهايي که از آنها نام برديد آنقدر ارزشان گران شده که براي ايران ديگر صرف نمي کند از اينها خريد کند. بنابراين يک عامل اقتصادي است که ما را سوق مي دهد به سمت چين و کشورهاي مشابه. موضوع اين است که اين دلارها هم که نقش ضد تورمي داشتند الان خودشان گران شده اند. گفته مي شود که دولت طي سه سال گذشته دويست ميليارد دلار درآمد نفتي داشته است. چنين درآمد هنگفتي چطور مي تواند به کاهش تورم کمک کند و در چه صورتي عکس خود عمل مي کند؟ شما هرميزان که درآمد خارجي تان که زياد شود که قدرت جذب اقتصادي تان که به همان شدت افزايش پيدا نمي کند. چنانکه به همان شدت هم کاهش پيدا نمي کند. اگربه شدت افزايش پيدا کند شما با مساله تراکم ورود ارز مواجه مي شويد وتورم خواهيد داشت، اگر به شدت کاهش پيدا کند با مساله کمبود عرضه در برابر تقاضا مواجه خواهيد شد. الان که من با شما صحبت مي کنم حدود صد هزار کانتينر مملو ازکالا در بنادرايران رسوب کرده که به صورت متوسط بيش ازيک ماه است که منتظرند ترخيص بشوند و نمي شوند. ظرفيت بنادر و گمرک ها و سيستم حمل ونقل کشورقدرت اين همه واردات را ندارند. اين کانتينر ها مقدارزيادي هزينه اجاره اش است غيراز خسارت دودرصدي ماهيانه اش. در حوزه نقدينگي هم همين طور است. کشوري که تا 76، حدود 12 ميليارد دلار وارد مي کرده، در سال 87 وارداتش به نظرم بين 70تا 75 ميليارددلار- شامل کالا وخدمات- خواهد بود. اين يعني شش يا هفت برابر واردات. ما قدرت وجذب اين همه واردات را نداشتيم ومثل سال 56 افزايش شديد واردات منجر به تورم شده است. دولت بايد با احتياط بيشتري اين دلارها را وارد اقتصاد کشور مي کرد. الان ديگر هرکاري بکنند موجب تورم بيشتر مي شود. چرا درحوزه مواد غذايي تورم غيرقابل کنترل به نظر مي رسد حتي مواردي که درداخل توليد مي شود؟ به خاطر رشد نقدينگي شديد دردوسال گذشته، دولت سعي مي کرد تورم را با واردات خنثي کند. هروقت نقدينگي مي خواست هجوم بياورد وکالايي را گران کند، دولت با واردات آن، گران شدن را خنثي وخفه مي کرد. بنابراين همه نقدينگي رفت به سمت مسکن يا درواقع کالايي که غير قابل واردات بود. الان اولا آن نقدينگي که به سمت مسکن رفته قيمت مسکن را به بالاترين حد خود رسانده است. که ديگر بالاتر ازآن نمي تواند برود. ثانيا همچنان واردات آن نقش سابق را نمي تواند انجام بدهد ونقش ضد تورمي داشته باشد. بنابراين نقدينگي سرجاي خودش برمي گردد. چه راه هايي براي کنترل کوتاه مدت تورم وجود دارد؟ در کوتاه مدت هيچ مسيري براي کنترل تورم وجود ندارد. اتفاقا مشکل دولت آقاي احمدي نژاد اين است که دنبال راه حل هاي کوتاه مدت است. ما بايد برگرديم به انظباط مالي که دربرنامه چهارم وسند چشم انداز پيشنهاد شده است. اگر برنگرديم به انضباط مالي وحجم دولت را کوچک نکنيم ورودي ارز را تحت کنترل درنياوريم به هيج جايي نمي رسيم. دولت بايد بتواند کسري بودجه اش را کاهش بدهد وبه همين جهت بايد حجم دولت کوچک شود و درآمد هايش افزايش پيدا کند. غيرازاين هيچ راهي براي کنترل تورم وجود ندارد. عامل اصلي تورم درايران کسري بودجه دولت است. آقاي احمدي نژاد يک انحراف ويک عقب گرد درمسير اقتصاد ايران ايجاد کرده است. الان نرخ تورم ايران چهاربرابر دوسال گذشته درهمين زمان است. يعني از 6.5درصد درفروردين 1385 به بيش از 24 درصد در فروردين 1387 رسيده است. اين عقب گرد و اين حرکت درمسير سياست آزاد سازي بوده که ضربه مهلکي به اقتصاد ايران زده است. پيشنهاد ما اين است که دولت بايد به انضباط مالي برگردد و دوباره به بخش خصوصي رو بياورد وهزينه هايش را کنترل کند و يارانه هايش را کم کند و يک سري سياست هاي انقباضي پولي در پيش بگيرد تا بتواند تورم را کنترل کند. براي کوتاه مدت بهترين راه کنترل نرخ تورم افزايش نرخ بهره است. هيچ اميدواري وجود دارد که دولت طي ماه هاي آينده به افزايش نرخ بهره دست بزند؟ من چنين اميدواري ندارم. نرخ لجام گيسخته تورم درحالي درفروردين ماه صورت گرفته است که نرخ رشد نقدينگي توسط آقاي مظاهري به عددي کمتر ازآقاي خاتمي رسيده اما شما هيچ اثري از کنترل تورم نمي بينيد. اين موضوع تاثير سياست هاي پولي ومالي متناقض را نشان مي دهد. علاوه نشان مي دهد که سياست هاي درهاي باز براي افزايش واردات تورم جهاني را به ايران مي اورد ودولت همچنان به بي انظباطي هاي مالي خودش ادامه مي دهد. دولت معمولا سياست هايي براي کنترل بازار اعمال کرده تا بتواند ازافزايش بي رويه قيمت جلوگيري کند. نقش دولت دراين زمينه چقدرمي تواند موثرباشد؟ يکي از عوامل جدي تورم درايران همين سياست هاي کنترلي آقاي احمدي نژاد وقيمت گذاري روي سيمان وديگر کالا ها وخدمات است که درآمد دولت را کاهش داده وباعث شده که دولت کسري اين درآمد را برود ازطريق چاپ اسکناس و واردات پرکند. اگر دولت رها مي کرد اين حوزه ها را ما نرخ تورم کمتري مي داشتيم.
|
||||
|