بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

بدون قضاوت

يهوديان عليه اسراييل "قيام کنند"!

حسين باستاني
h.bastani@roozonline.com

۲۹ آذر ۱۳۸۴

جدي گرفته شدن گسترده مطلب طنز هفته پيش يک روزنامه آلماني [اشپيگل] توسط رسانه هاي مختلف محافظه کار ايران، بار ديگر خطرات نگاه "توهم آلود" محافظه کاران به واقعيت هاي جهاني [و به ويژه مساله فلسطين] را برجسته کرد. اين مطلب طنز که در "استقبال" تمسخرآميز از پيشنهاد انتقال ساکنان اسراييل به اروپا توسط محمود احمدي نژاد به چاپ رسيده بود، به حدي جدي گرفته شد که حتي روزنامه ذي نفوذ رسالت، تيتر 1 شماره 23 آذر 84 خود را - به عنوان سندي از حقانيت اظهارات رييس جمهور محافظه کار- به آن اختصاص داد.

در مطلب امروز، به مرور مختصر برخي مواضع محافظه کاران ايران در خصوص بحران فلسطين و اسراييل مي پردازيم، که يک وجه مشترک مشخص دارند: اينکه از شدت "ساده انگاري" به طنز شبيهند، اما حقيقت دارند. مهمتر آنکه، دارندگان چنين مواضعي، اکنون به طور کامل بر سرنوشت کشوري 70 ميليون [ايراني] حاکم شده اند.

حکايت امروز را، البته با يادآوري "راه حل" پيشنهادي اخير محمود احمدي نژاد در مورد بحران فلسطين شروع مي کنيم، آنجا که براي حل و فصل اين بحران، در گفتگو با شبکه العالم [17 آذر 84] به سادگي پيشنهاد کرد که کل جمعيت يهيوديان اسراييل، به آلمان يا اتريش منتقل شوند و وعده داد که در آن صورت، حکومت ايران هم "اين راه حل حمايت خواهد کرد". راه حل پيشنهادي رئيس جمهور، البته عجيب به نظر مي آمد، اما قطعاً عجيب تر از ساير راه حل هايي نبود که تا آن هنگام توسط محافظه کاران ارائه شده بود. مثلاً، اين راه حل بديع که در يک جلسه تشکيلاتي، توسط سخنران تندروترين گروه محافظه کار ايراني [انصار حزب الله] براي حاضران تبيين مي شد: "اگر وضعيت فلسطين ادامه پيدا کند، هيچ راهي وجود نخواهد داشت جز اين که يهودي ها براي نجات قوم يهود عليه صهيونيست ها قيام کنند و بدون اين که احتياجي به موشک و بمب داشته باشيم، خودشان رژيم صهيونيستي را از بين ببرند و در نهايت همين يهودي ها تحت الحمايه ولي فقيه مسلمين و امام امت اسلامي پناهنگاهي بر روي زمين پيدا کنند." [یالثارات - 3 آذر 79]

اگرچه چنين راه حل هاي "ديپلماتيکي"، تنها بخشي کوچک از راه حل هاي پيشنهادي محافظه کاران را تشکيل مي دادند و مابقي راه حل ها، معمولاً از جنس ديپلماتيک نبودند. مثلاً، راه حل پيشنهادي روزنامه اصلي جناح محافظه کار کيهان در 7 آذر 81، حمله به "صهيونيست ها و حاميان آنها در نقاط مختلف جهان" بود؛ با اين توضيح که: "حاميان اصلي اسراييل، بيرون از فلسطين اشغالي و در آمريکا، اروپا و برخي از نقاط ديگر دنيا سکونت دارند که دسترسي به آنها بسيار آسان و کم هزينه است." کيهان، در همين راستا در سرمقاله اي پيشنهاد بمباران "شيميايي و ميکروبي" تلافي جويانه شهرهاي "آمريکا و اسراييل" را مطرح مي کرد [27 بهمن 80]؛ و در سرمقاله اي ديگر [13 آذر 81] پيشنهاد مي کرد که "کشورهاي اسلامي در يک اقدام جمعي از عضويت سازمان ملل که به ... طرفدار جنايات آمريکا و اسراييل تبديل شده است خارج شوند ... و شهروندان خود را براي ضربه زدن به منافع آمريکا و اسراييل و متحدان اروپايي آنها به طور جدي ياري کنند." همين روزنامه، به علاوه مي خواست بداند [در سرمقاله 24 فروردين 81] که "با وجود مردم مسلمان چرا بايد سفارتخانه ها يا دفاتر و مراکز تجاري آمريکا و اسراييل و کارکنان آمريکايي و اسراييلي آنها در کشورهاي اسلامي امنيت داشته باشند؟" و نيز مايل بود بداند: "آن دسته از سران کشورهاي اسلامي که به نداي ملت هاي مسلمان براي مقابله با جنايات وحشيانه اسراييل پاسخ نمي دهند و در عمل با اين رژيم وحشي همکاري مي کنند چرا بايد همچنان در قدرت باقي بمانند؟" پيشنهاد سرمقاله ديگري از کيهان، "قتل عام تمامي صهيونيست هاي وحشي و خونريز، در هر نقطه اي از دنيا که حضور داشته باشند" بود. [1 ارديبهشت 81]

"راه حل" هاي سخنگويان محافظه کار در مورد اسراييل، در برخي موارد مختلف حتي به اسراييلي ها نيز محدود نمي شد و کل "يهوديان" را نيز در بر مي گرفت: "من خودم به سن 90 سالگي به خودم بمب مي بندم و 5 هزار يهودي را مي کشم." [حسني امام جمعه اروميه، به نقل از ايرنا، 18 خرداد 81]. چنين تهديدهايي، از سوي حاميان تفکري بيان مي شد که تصريح داشت: " پيروان اديان غير از اسلام، حيواناتي هستند که روي زمين مي چرند و فساد مي کنند." [جنتي دبير شوراي نگهبان، به نقل از انتخاب، 30 آبان 84]، و طبيعي بود که اساساً جنگيدن با چنين "فاسداني"، يک تکليف مذهبي بود: "همان طور که سالي يک بار بايد روزه يک ماهه گرفت، جهاد هم سالي يک بار واجب است. اگر هم دشمن حمله نکند، شما بايد حمله کنيد!... نبايد سوئد، هلند، آلمان، لندن و اتريش بي ايمان باشند. اگر نيامدند، شما برويد موضع خودتان را بيان کنيد. اگر قبول نکردند، بجنگيد." [آيت الله خزعلي از فقهاي سابق شوراي نگهبان، به نقل از صبح امروز، 31 فروردين 79]

در "راه حلي" جداگانه، که حسن عباسي، کارشناس تلويزيون جمهوري اسلامي ايران و "رئيس مرکز بررسي هاي دکترينال امنيت بدون مرز" سيد محمد خاتمي را مانع مهم مبارزه با اسراييل و حاميانش معرفي مي کرد [خبرگزاري ايلنا - 4 خرداد 83] و مي گفت: "اقاي خاتمي! طرح گفت و گوي تمدن هاي توست که جلوي حرکت ومبارزه حزب الله لبنان را گرفته ... من افتخار مي کنم که تروريست خارج کشور در تربيت شده دست ماست، از اين که آقاي خاتمي آن را خشونت بنامد، چه باک؟... آقاي خاتمي! ما ريشه نژاد آنگلوساکسون را خواهيم خشکانيد... يک نهم کسري بودجه آمريکا در سال گذشته کار ما بود!" به نوشت سايت "رويداد" حسن عباسي در ادامه سخنان فوق آورده بود: "29 نقطه ضعف آمريکا و غرب براي حمله به آنها مورد شناسايي قرار گرفته است... هر کاري که براي ترور و وحشت جبهه کفر صورت گيرد، مقدس و افتخار آميز است... 6 هزار کلاهک اتمي آمريکا در طراحي هاي ما مورد نظر است که در اين کشور منفجر شود. ضمن اين که با شناسايي نقطه ضعف ها، آنها را به سازمان هاي چريکي اطلاع داده و از آن طريق اقدام مي کنيم... براي انگليس نيز دپارتماني ايجاد کرده ايم و بحث فروپاشي آن نيز در دستور کار است. ما حتي با مکزيکي ها، آرژانتيني ها و هر کسي که با آمريکا مشکل دارد، کار مي کنيم!"

اگر چه تمام اين نوع "شوخي"ها، لزوماً به معني آن نبود که قرار است جز تبليغات کاري انجام شود، نمونه اش آن که يکي از پر سر و صدا ترين برنامه هاي ثبت نام "حزب الله" ايران براي "عمليات استشهادي" [که طي آن تبليغ شده بود ثبت نامه کنندگان قرار است براي نبرد به فلسطين اعزام شوند] سرانجام به اين بهانه مي انجاميد که: " در ادامه ثبت نامه و به دنبال فرمايشات مقام عظماي ولايت در جمع بسيجيان مانور ياران امام علي مبني بر لزوم حمايت معنوي از برادران مبارز فلسطيني و عدم ارسال نيرو به آن سرزمين، اين ثبت نام عملاً متوقف گرديد و به دنبال آن ثبت نامه کنندگان فداکارانه منتظر اشاره مقام عظماي ولايت مي باشند." [يالثارات - 11 آبان 80]

آموزنده بود که اين هياهوهاي طنزآلود تبليغاتي، در شرايطي صورت مي گرفت که مثلاً وقتي در سرزمين فلسطين، در هنگام حمله سراسري اسراييل به نوار غزه در فروردين ماه سال 81، اسراييلي ها نيروهاي دولت خودگردان فلسطيني ها را قتل عام کرده و با قطع آب و برق مقر عرفات، او را تحت محاصره نظامي قرار داده بودند [و حتي جمعي از جوانان غربي براي تشکيل سپر انساني در مقابل ارتش اسراييل به مقر عرفات رفته بودند] دست اندرکاران کيهان اين گونه اظهار نظر مي کردند که: "مخالفت هاي آخر اسراييل با ياسر عرفات و حتي حمله به برخي از مراکز تشکيلات حکومت خودگردان، فقط يک بازي سياسي و توطئه شيطاني بوده است که به منظور تطهير سوابق سازشکارانه عرفات و آماده کردن افکار عمومي مسلمانان فلسطين براي پذيرش رهبري او صورت گرفته و مي گيرد." [17 فروردين 81]

البته اظهار نظر فوق عليه عرفات و هوادارانش، چندان نيز شگفت انگيز نبود؛ چرا که آنان همواره از سوي محافظه کاران ايراني، به سازش با اسراييل متهم بودند، تا آنجا که حتي يکي از تئوريسين هاي محافظه کاران، زماني "اسراييلي ها" را به نيروهاي "سازشکار" عرفات ترجيح داده بود: "آنها که در فلسطين عکس صدام حسين را شعار مبارزه قرار داده اند [اشاره به حمايت الفتح از صدام در زمان اولين درگيري عراق با آمريکا] همان هايي هستند که در جنوب لبنان چنان بلايي بر سر شيعيان آوردند که شيعيان بيچاره وقتي اسراييل به جنوب لبنان حمله کرد، جلوي تانک هاي اسراييلي ها گاو و گوسفند قرباني کردند... اگر اسراييل در منطقه نبود، اينها الآن دست به يکي شده و نه تنها در تمام کشورها به شيعه کشي مشغول شده بودند؛ بلکه به ايران حمله مي کردند." [يوسفعلي ميرشکاک، به نقل از صبح - 1 ارديبهشت 80]

واقعيت آن است که بر شمردن نمونه هاي "جذاب" تبليغات اقليت محافظه کار حاکم در ايران در سال هاي گذشته در خصوص فلسطين و اسراييل، کاري خسته کننده خواهد بود که به ارائه مستنداتي در حد يک کتاب نيازمند است.

در نتيجه، مطلب امروز را در همين جا، با نقل قول مستقيم مقاله اي "علمي" در روزنامه محافظه کار رسالت [2 اسفند 79] به پايان مي بريم که موضوع آن، تشريح نفوذ اقتصادي اسراييلي ها در غرب، با اثبات نحوه وابستگي کمپاني "پپسي کولا" به اسراييل بوده است: "پپسي کولا حدود 67 سال قبل کار خود را در کشور کانادا آغاز کرد... جالب است بدانيد که نام پپسي برگرفته از يک شعار صهيونيستي به منظور جذب کمک هاي مالي براي رژيم صهيونيستي است. Pepsi مخفف عبارت زير است: Pay Each Peny Save Israel . يعني: براي نجات اسراييل، تمام سکه هاي خود را بدهيد!" [مطابق بيان فوق، کمپاني پپسي کولا از 15 سال قبل از تولد کشور اسراييل، در حال جمع آوري پول براي "نجات" دولت آن کشور بوده است.]

بدون قضاوت!

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه