بازگشت به صفحه اول

از نامه

 
 
 

از صنعا تا سمرقند، از طنجه تا تهران / سير و سياحت در جهان اسلام

خسرو ناقد*

در دو دهه‌ي اخير شمار كتاب‌هايي كه به‌زبان‌هاي گوناگون در كشورهاي اروپايي و آمريكاي شمالي دربـاره‌ي تـاريـخ و تمـدن و فرهنگ و هنر سرزمين‌هاي اسلامي و به‌ويژه وضعيت اجتماعي و اوضاع سياسي اين جوامع منتشر شده است، به‌هزاران عـنـوان مـي‌رسد. به‌اين تعداد كتاب، منابع اطلاع‌رساني ديگري چون مقاله‌ها و گزارش‌ها و خبرها و تفسيرهاي روزنامه‌نگاران و گزارشگران و مفسران و همچنين برنامه‌هاي راديويي و فيلم‌هاي تلويزيوني و اخبار و آگهي‌هاي شبكه‌هاي اينترنتي را نيز بايد افزود كه امروزه به‌سادگي و به‌طور گسترده در دسترس هر خواننده و شنونده و بيننده‌اي قرار دارد. حال در نگاه نخست چنين مي‌نمايد كه با اين‌همه منبع و مأخذ و اطلاع و آگاهي كه در دسترس همگان گذاشته شده است، مي‌بايد گستره‌ي آگاهي و سطح شناخت غربيان از شرقِ مسلمان در حدي باشد كه برداشت و قضاوت آنان درباره‌ي مردمان كشورهاي اسلامي و نيز طرز برخوردشان با مظاهر فرهنگي اين جوامع، كم‌تر بر پايه‌ي پيشداوري قديمي و متعارف و بيش‌تر بر اساس واقعيت‌هاي تاريخي استوار باشد. اما متأسفانه چنين نيست و هنوز ديدگاه‌هاي قالبي و كليشه‌اي در سطحي گسترده‌، تصورات ذهني اغلب غربيان را درباره‌ي اسلام و كشورهاي اسلامي شكل مي‌دهد.
در جست‌وجو براي يافتن عواملي كه چنين تصورات ذهني و واكنش‌هايي را موجب مي‌شوند، پيش از هر چيز دو عامل مهم را به‌وضوح مي‌توان ديد. نخست آن‌كه؛ بخش اعظمي از اين آثار را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران و نويسندگان كم‌مايه‌اي تهيه و تدوين و تحرير كرده‌اند كه شناختي سطحي و قشري از مشرق‌زمين و به‌ويژه از اسلام دارند و از اين طريق برداشت‌هاي قالبي و نگاه‌هاي كليشه‌اي خود را به‌خيل عظيم علاقه‌مندان به آشنايي با فرهنگ و آداب و رسوم سرزمين‌هاي شرقي انتقال داده‌اند. نويسندگان اين نوع آثار غالباً از پي‌بردن به نهان فرهنگي جوامع شرقي اعراض مي‌كنند و شايد به‌خاطر خصلت حرفه‌اي، اصولاً در موقعيتي قرار ندارند كه بتوانند پوسته‌ي مشاهدات خود را بشكافند و به ژرفاي مسايل و امور جاري در اين جوامع راه يابند. گزارش‌هايشان بـيش‌تر بازتاب‌دهنده‌ي رويدادهاي سياسي زودگذر و حوادث جنجال‌برانگيز و ظواهر زندگي مردمان اين جوامع است كه البته براي جلب خريداران و خوانندگان بيش‌تر، با سـاده‌نگـري و صحنه‌هاي ساختگي همراه است و به‌لحاظ روان‌شناختي به‌گونه‌اي تنظيم شده است كه به توهمات ذهني دامن مي‌زند و پيشداوري‌هاي قديمي مخاطبانشان را تأييد و تقويت مي‌كند.
عامل دوم را كه به‌گمان من عامل اصلي و در واقع زمينه‌ساز بروز و گسترش عامل اول و تقويت‌كننده‌ي آن است، در درون كشورهاي شرقي - اسلامي بايد جست‌وجو كرد. روش اقتدارگرايانه و رفتارهاي افراطي حاكم بر مناسبات اجتماعي در اغلب كشورهاي اسلامي، موجب شده است كه تصويري ناهنجار از اين جوامع در افكار عمومي جهان شكل گيرد كه در نهايت نه‌تنها به‌زيان منافع ملي اين كشورها تمام شده، بلكه تصوري خلاف واقع از اسلام و فرهنگ و آداب و رسوم مردمان اين سرزمين‌ها در اذهان به‌وجود آورده است. يكسان دانستن رهبران و حكومت‌هاي اقتدارگرا كه زمام امور را در اين كشورها به‌دست دارند با اسلام و تأكيد مدام و گاه پافشاري همراه با خشونت زمامداران كـشورهاي اسلامي كه راه و روش و شيوه‌ي حكومتي خود و سياست‌گذاري‌ها و نحوه‌ي اداره‌ي امور مملكت را عين اسلام معرفي مي‌كنند، از جمله مواردي است كه سبب ايجاد اين سوءتفاهم فاحش شده است و پيداست كه كار نويسندگان و گزارشگران يا روزنامه‌نگاران سهل‌انگار را نيز آسان كرده است تا بدون هيچ‌گونه مطالعه و بررسي مقدماتي پيرامون مسأله و موضوع مورد نظر، با سفر و اقامت چند روزه در يكي از اين كشورها، كتابي به رشته‌ي تحرير درآورند و از سر تفنن به داوري درباره‌ي ملت‌ها و سرزمين‌هايي نشينند كه عمق ريشه‌هاي ستبر فرهنگ و تمدنشان به‌آغاز تاريخ مكتوب انسان مي‌رسد.
از اين‌رو گه‌گاه كه در ميان اين‌همه كتاب و مقاله و گزارش، به معدود آثاري برمي‌خوريم كه به‌دور از برداشت‌ها و برخوردهاي قالبي و كليشه‌اي، به‌گونه‌اي متفاوت و با نگاهي منصفانه به بررسي جوامع اسلامي پرداخته‌اند، اين اميد قوت مي‌گيرد كه با نفوذ و گسترش چنين آثاري به‌تدريج از شدت پيشداوري‌ها كاسته شود و نگاه واقع‌بينانه جايگزين آن‌ها گردد. يكي از اين آثار كه ابتدا به‌زبان اسپانيولي و به‌تازگي به‌زبان آلماني منتشر شده است، كتابي است با عنوان "قبله - سير و سياحت در جهان اسلام."1| ‌آنچه اين كتاب را از ساير آثار مشابه كه در سال‌هاي اخير منتشر شده است، متمايز مي‌كند و خوانندگان علاقه‌مند را به‌مطالعه‌ي آن ترغيب و تشويق مي‌كند، موضوعات تازه و مضامين بكري است كه نويسنده براي بررسي‌هاي گزارش‌گونه‌ي خود برگزيده است. "خووان گويتيسولوJuan Goytisolo | "نويسنده و گزارشگر اسپانيايي در اين كتاب پاره‌اي از پديده‌هاي اجتماعي و فرهنگي در سرزمين‌هاي اسلامي را از منظري به تماشا نشسته است كه تاكنون كم‌تر مورد توجه نويسندگان اروپايي قرار داشته است. مطالب كتاب، حاصل تأملات نويسنده است در سير و سياحت‌هايش به‌گوشه و كنار جهان پهناور اسلام؛ از بندر طنجه تا شهر سمرقند؛ از صنعا با خانه‌هاي هشت طبقه‌اش كه چند قرن قدمت دارند تا تكايا و خانقاه‌هاي فرقه‌ي بكتاشي؛ از زورخانه‌هاي تهران تا سينماهاي مراكش؛ از قبرستان‌هاي استامبول تا جاي پاي ابن‌بطوطه در غرناطه. او در سفرهايش به كشورهايي چون تركيه، ايران، يمن، عربستان، مراكش، سنگال، مالي، نيجريه و نيز به برخي جمهوري‌هاي آسياي مركزي مثل ازبكستان، تركمنستان و تاجيكستان كوشيده است تا با كنار زدن پوسته‌اي كه نگاه عميق به‌پديده‌هاي اجتماعي و فرهنگي اين سرزمين‌ها را مانع مي‌شود، تصويري نزديك به‌واقعيت از جهان اسلام به‌دست دهد.
| ‌نويسنده مسافري است كه همواره ميان شرق و غرب در گشت و گذار بوده است. اسپانيايي است و زاده‌ي شهر بارسلون (برشلونه)، ولي خانه‌اي در شهر پاريس دارد و منزلي در شهر مراكش. نگاهي از غرب به شرق مسلمان دارد؛ اما نگاهش عميق است و خالي از پيشداوري‌هاي معمول گزارشگران غربي. نگاه گزارشگري است كه از پيشينه‌ي تاريخي و فرهنگي سرزمين‌هاي اسلامي شناخت كافي دارد؛ زيرا پيشينه‌ي تمدنيِ اسلام، بخشي از هويت فرهنگي او را نيز تشكيل مي‌دهد و از اين منظر، سفرش به سرزمين‌هاي اسلامي، سفري است براي يافتن جاي پاي نياكانش و بازشناسي آنچه به‌واقع ميراث مشترك بشريت است. او در اين سفرها مي‌بيند كه نيكانش نه‌تنها به اسلام به‌مثابه‌ي قدرتي سياسي نظر داشتند، بلكه به اسلام به‌منزله‌ي هماوردي پرقدرت در عرصه‌هاي فلسفه و فرهنگ و هنر نيز مي‌نگريستند و هنوز بعد از گذشت قرن‌ها، آثار تمدن اندلس - از مسجد قرطبه گرفته تا مدرسه‌ي طليطله - در گوشه و كنار سرزمين اسپانيا اعجاب مسافران دور و نزديك را برمي‌انگيزد.
| ‌گويتيسولو در اولين مقاله‌ي كتاب كه عنوان «اسلام، واقعيت و اسطوره» را برپيشاني دارد، با نگاه نقادانه‌ي خود به بررسي آنچه اغلب مورخان و نويسندگان و گزارشگران و روزنامه‌نگاران غربي در طول قرن‌ها از مشرق‌زمين براي خوانندگان غربي به‌تصوير كشيده‌اند، مي‌پردازد و در نتيجه‌گيري خود نه‌تنها غربيان كه مردمان و دولتمردان كشورهاي شرقي - اسلامي را نيزمخاطب قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: "آنان كه به‌منظور بسيج توده‌هاي مسلمان، ارزش اسلام را تا حد اسلحه‌اي ايدئولوژيكي يا سياسي تنزّل مي‌دهند، كاري جز تحريف و تعجيز اسلام و كاستن از قدر آن انجام نمي‌دهند. چرا كه به‌اين طريق اسلام را از ابعاد فرهنگي و فلسفي‌اش، از تجربه‌ي غني عرفاني‌اش و نيز از ميراث‌هاي ادبي و هنري‌اش بي‌نصيب و محروم مي‌سازند. اسلام يعني معماري صنعا، اسلام يعني كلام پيامبرانه‌ي ابن عربي، شعر و ادبيات عارفانه، خلاقيت حكيمان شيعي ايراني، شفافيت اعجاب‌انگيز معنوي و نيز نمونه‌ي تاريخي دوران درخشان زمامداري مسلمانان در اندلس. و قرآن - به‌بيان زيباي محمد آركون - اين (هماهنگ‌سازي موسيقايي و معناشناسي)، اسلحه نيست، هديه است، موهبت است."
"پهلوانان علي" عنوان يكي از مقاله‌هاي كتاب است كه نويسنده در آن گزارشي جالب از زورخانه‌هاي تهران به‌دست داده و در بررسي كوتاهي كوشيده است منشاء سنت پهلواني و چگونگي پيدايش زورخانه‌ها را در ايران شرح دهد. اصطلاحات مرسوم در زورخانه چون "گود"، "سَر دَم"، "نوچه"، "نوخاسته"، "ميان‌دار" و "مرشد" و نيز لباس‌هاي مخصوص پهلوانان و تمرين‌هاي بدني ورزش باستاني مثل تخته شنو، ميل گرفتن، چرخيدن، كباده كشيدن و سنگ گرفتن را از ورود ورزشكاران به‌گود تا خروج آنان از گود، يك‌به‌يك برشمرده و به‌تفصيل تشريح كرده است. نويسنده فضاي حاكم بر مراسم و سنت‌هاي ديرپاي ورزش باستاني و سلسله مراتب در زورخانه‌ها را از نزديك ديده و به‌منظور آشنايي بهتر و شناخت بيش‌تر از ريزه‌كاري‌هاي اين ورزش سنتي، پاي صحبت مرشد يكي از قديمي‌ترين زورخانه‌هاي تهران كه در ميدان بهارستان قرار دارد، نشسته است. از ميان پهلوانان قديمي به پورياي ولي و از ميان پهلوانان معاصر به جهان‌پهلوان تختي اشاره مي‌كند و از نقش و جايگاه اجتماعي و محبوبت آنان در ميان مردم سخن مي‌گويد و از بخل و حسد حاكمان وقت نسبت به‌ايشان.
"ايام سوگواري در تهران"، گزارشي است از روزهاي عاشورا و تاسوعاي حسيني و ايام عزاداري در ماه محرم. نويسنده اين مقاله را با نقل جملاتي از نامه‌ي علي بن ابي‌طالب به فرزندش، حسن ابن علي (در كتاب اشتباهاً حسين ابن علي آمده است) آغاز مي‌كند به اين مضمون: "پسَرَكَم! مبادا فريفته شوي كه بيني دنيا داران به دنيا دل مي‌نهند، و بر سر دنيا بر يكديگر مي‌جهند. همانا دنيا پرستان سگانند عوعوكنان، و درندگانند در پي صيد روان. برخي را برخي بد آيد، و نيرومندانشان ناتوان را طعمه‌ي خويش نمايد، و بزرگانشان بر خُرد دستِ چيرگي گشايد. دنيا را پروردگار خود گرفته‌اند و دنيا با آنان به بازي پرداخته و آنان سرگرم بازي دنيا و آنچه را پس از آن است فراموش ساخته."2| ‌نويسنده سپس به شرح وقايعي كه پس از رحلت پيامبر اسلام براي تعيين جانشين وي به‌وقوع پيوست و سرانجام واقعه‌ي كربلا و شهادت امام حسين و يارانش را موجب شد، مي‌پردازد. جالب آن‌كه او در شرح اين وقايع تاريخي همه‌جا به روايات شيعيان استناد مي‌كند. او متذكر مي‌شود كه تاكنون سوگواري شيعيان ايران در ماه محرم همواره به‌صورت خودجوش بوده است و حكومت‌ها دخالتي در راه‌اندازي دسته‌هاي عزادار و برپايي مجالس سـوگواري ندشته‌اند. نويسنده كه به‌طور محسوسي متأثر از مراسم عزاداري ماه محرم و به‌خصوص عَلَم و كُتَل و دسته‌هاي سينه‌زني و زنجيرزني قرار گرفته است، مي‌گويد كه كم‌تر مسافر غربي مي‌تواند اين مراسم را ببيند و تحت تأثير قرار نگيرد. گويتيسولو در يكي از سفرهايش به ايران كه مصادف با ماه محرم بوده است، چند بار نيز به تماشاي يكي از مجالس تعزيه‌خواني در تهران كه هر سال در چادري در تقاطع خيابان امام خميني - ولي‌عصر برپا مي‌شود، مي‌رود و به‌طرز بسيار جالبي مشاهدات خود را شرح مي‌دهد و اشاره مي‌كند كه در سفرهايش به كشورهايي چون ايران، معمولاً قيافه شرقي‌اش باعث مي‌شود كه كم‌تر توجه افراد بومي را به‌خود جلب كند؛ ولي در ايام ماه محرم و به‌خصوص در دفعاتي كه در مجلس تعزيه‌خواني در تهران شركت داشته است، نگاه‌هاي تماشاچيان، به‌ويژه نگاه زنان كنجكاو را متوجه‌ي خود مي‌بيند و بعد از مدتي در مي‌يابد كه نپوشيدن لباس سياه كه نشانه‌ي عزاداري است و همچنين اصلاح هر روزه‌ي صورت علت آن نگاه‌هاي كنجكاوانه بوده است.
| ‌از ديگر مقاله‌هاي جالب و جذاب كتاب، "سينما فردوس" است كه گويتيسولو در آن حال و هواي سينماها را در چند شهر و از آن‌جمله در عدن و مراكش و بندر طنجه به‌تصوير كشيده است. او در ابتداي اين مقاله، خاطرات دوران كودكي و ديدن اولين فيلم وسترن را در دوران فرانكو در اسپانيا بازگو مي‌كند و اين‌كه امروز سينماهاي مراكش و عدن و طنجه همان حال و هواي سينماهاي قديمي بارسلون را دارند؛ سالن‌هاي بزرگ سينما با لُژ و بالكن، پلاكت‌هاي بزرگ رنگارنگ با تصاوير آرتيست‌هاي فيلم، صف طولاني خريد بليط، خيل جوانان كه مشتري‌هاي دايم سينماهاي دو فيلمه‌اند، موتورسوارهايي كه حلقه فيلم‌ها را از اين سينما به‌آن سينما مي‌برند و فروشندگان دوره‌گرد تنقلات كه دور و بر سينما پرسه مي‌زنند و با ديدن گشتي‌هاي پليس، بساط خود را جمع مي‌كنند و پا به‌فرار مي‌گذارند. در اغلب شهرهاي كشورهاي اسلامي سينما هنوز بزرگ‌ترين و بهترين و تنها سرگرمي مردم به‌خصوص جوانان روستايي است كه براي يافتن كار به شهرها آمده‌اند. برنامه‌ي سينماها معمولاً دو فيلمه است؛ يك فيلم ملودرام هندي و يك فيلم كاراته‌اي - كونگ‌فويي.! هر چند كه آنچه در اين سينماها تماشايي و ديدني است، نه فيلم‌ها كه خود تماشاچيان و داستان زندگي اين جوانان روستايي است.
"فضاي شهر اسلامي"، "مسلمانان آسياي مركزي"، "قبرستان‌هاي مسلمانان"، "يمن، سرزمين خانه‌هاي هشت طبقه"، "آرتور رمبو، در آن‌سوي عدن"، "زيارت خانه‌ي خدا"، "اسلام در قاره‌ي سياه" و "ميراث شفاهي بشريت" از جمله مقاله‌هاي ديگر اين كتاب است. برخي از اين مقاله‌ها پيش‌تر بين سال‌هاي 1987 تا 1995 ميلادي - در مشهورترين و معتبرترين روزنامه‌ي اسپانيا، يعني "ال‌پاييس" به‌چاپ رسيده‌اند و اكنون به‌همراه مقالاتي تازه در اين مجموعه انتشار مي‌يابند.
از "خووان گويتيسولو" تاكنون آثار بسياري به‌زبان‌هاي گوناگون ترجمه و منتشر شده است كه از آن جمله‌اند: "فرشته و پري"، "چـشـــم‌انـــداز جـنـــگ در چـچـــن"، "پـوسـت‌انداختن مار"، "يادداشت‌هاي سارايوو"، "دفتر خاطرات الجزيره" و "نه‌جنگ و نـه‌صلـح؛ وضعيـت كنوني فلسطين و اسراييل."
او در يكي از آخرين گفت‌وگوهاي خود در پاسخِ دبير بخش فرهنگ و انديشه‌ي روزنامه‌ي آلماني "دي‌ولتDieWelt | "كه از گويتيسولو مي‌پرسد: گهواره‌ي اسلام مدرن در كدام سرزمين قرار دارد؟ صريح و روشن مي‌گويد: "ايران. در درجه‌ي اول ايران؛ به‌دلايلي كه خواهم گفت. و از سوي ديگر اروپا؛ چرا كه اسلام در اروپا با نظام سياسي و اجتماعي اين قاره به‌سازگاري و هماهنگي رسيده و در نمود خود، غربي و مدرن شده است. منظور من مهاجران مسلمان در فرانسه و آلمان نيستند، بلكه منظورم براي مثال مسلمانان بالكان است. در جنگ بالكان، مسلمانان بوسني به دمكراسي و كثرت‌گرايي استناد مي‌كردند؛ درحالي‌كه صرب‌هاي مسيحي از خون و خاك مي‌گفتند. در جهان اسلام، اروپا دو متحد طبيعي دارد: مراكش و تركيه. سياستمداران دورانديش در اروپا به‌اين امر واقف‌اند و مقدمات نزديكي اين دو كشور را به‌قاره‌ي اروپا تدارك مي‌بينند. البته مراكش هرگز به‌عضويت در اتحاديه‌ي اروپا نخواهد رسيد، اما نقاط مشترك بسياري در زمينه‌هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي ميان اين كشورها وجود دارد.
اما در مورد ايران. فرانسيس فوكوياما معتقد است كه تنها از دل بنيادگرايي است كه جنبشي اصلاحي در اسلام سر بر خواهد آورد؛ براي نمونه در ايران. البته من بدون قيد و شرط با نظرات او موافق نيستم ولي مي‌پذيرم كه در كانون اسلام شيعي مي‌تواند تغيير و تحولاتي ايجاد شود. علي شريعتي هم كه از متفكران مسلمان انقلابي بود، بسيار پيش‌تر مي‌گفت كه شيعه به‌عنوان جرياني در درون اسلام كه همواره تحت پيگرد و آزار قرار داشته است، طبعاً بدگماني و سوءظن بسياري نسبت به‌قدرت مركزي از خود نشان مي‌دهد و از اين رو بيش‌تر به‌چندپارگي گرايش دارد. به‌همين دليل هم امروز در ايران، مثلاً نظام سياسي و سيستم اقتصادي با هم تفاوت دارند. فراموش نكنيم كه امروز درحالي‌كه تفسير آزاد از اسلام در جاهاي ديگر كمابيش محو شده است، در ايران گفتماني انتقادي و بحث‌هاي روشن‌فكرانه‌ي پُرشوري در جريان است و قرائت‌هاي متفاوتي نيز از قرآن مي‌شود. اين كشور در دوران معاصر دو تجربه‌ي تكان‌دهنده داشته است، نخست؛ تجربه‌ي رژيم شاه و سپس تجربه‌ي انقلاب. در حال حاضر هشتاد درصد از مردم از اين دو تجربه سرخورده‌اند و خواهان هيچ‌يك نيستند. به‌گُمان من بدون تغييرات بنيادي در ايران، سير رويدادها، نظام كنوني را با شكست روبه‌رو خواهد كرد؛ همچنان كه وهابيت عربستان سعودي نيز كه مردم را با زور به اطاعت واداشته است، در درازمدت محكوم به‌نابودي است."
باري، با نگاهي گذرا به‌آثار اين نويسنده و انديشمند اسپانيايي درمي‌يابيم كه شناخت او از مسايل جهان اسلام و معضلاتي كه جوامع مسلمان با آن‌ها روبروست، نه تنها شناختي آكادميك، بلكه بر اساس تحقيقات ميداني او حاصل شده است. به‌عبارت ديگر، گويتيسولو در كنار مطالعات گسترده پيرامون تاريخ و فرهنگ سرزمين‌هاي اسلامي، با سفرهاي پژوهشي به‌اين كشورها و حضور در ميان مردم و آشنايي با فرهنگ و آداب و رسوم و خلقيات آنان، همچون يك محقق مردم‌شناس، خود را با جنبه‌هاي گوناگون زندگي مسلمانان مشغول داشته است. از اين رو ديدگاه‌ها و اظهار نظرهاي او در مورد مسايلي كه جهان اسلام با آن‌ها دست به‌گريبان است، از اهميت و عمق بسيار برخوردار است و در حال حاضر يكي از معدود كارشناسان اروپايي است كه حتي بعد از رويداد شوم يازده سپتامبر و به‌رغم فضاي بدبينانه و تنش‌هايي كه ميان كشورهاي غربي و جهان اسلام وجود دارد، بر ديدگاه‌هاي معتدل و منطقي خود ايستاده است. او خشونت و تروريسم را جزء لاينفك تعاليم اسلام نمي‌داند و به جدايي نهاد دين از دولت و به سازگاري جوامع اسلامي با دموكراسي باور دارد.|
_
*| نويسنده، مترجم و فرهنگ نويس
پي‌نوشت‌ها:
1- كتاب‌شناسي اين اثر به‌زبان‌هاي اسپانيايي و آلماني به‌قرار زير است:
De la ea a La Mea|. Juan Goytisolo|. Madrid|: Alfaguara|، 1997.
Kibla |Reisen in die Welt des Islam| -. Juan Goytisolo|. Frankfurt|: Suhrkamp|، 2000.
| 2- نهج‌البلاغه؛ ترجمه‌ي سيد جعفر شهيدي، چاپ پنجم، تهران 1373. صص 303 و 304.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه