بازگشت به صفحه اول

از ايران امروز

 
   

مناظره درباره روشنفكری دينی و عرفی

"روشنفكری دينی يك ضد مفهوم است"

● غنی‌نژاد: روشنفكری معنای مشخصی دارد، آن را متصف به صفت دينی و غير دينی كردن كار درستی نيست... عده‌ای اصرار دارند با ابزار دين در صحنه حاضر شوند، اگر می‌خواهيم خود را با مدرنيته سازگار كنيم بهتر است انديشه‌های خود را متصف به دين نكنيم.
● علوی‌تبار: روشنفكر دينی در ايران يك پروژه‌ی فكری خاص است كه سه ركن عصری كردن دين يعنی قرائت مدرن از دين، مدرنيته‌ی درون‌زا و دينی كردن عصر را دارد.

 

ايسنا: مناظره‌ی «عليرضا علوی‌تبار» و «موسی غنی‌نژاد» درباره‌ی «روشنفكری دينی روشنفكری عرفی، تفاهم يا تقابل» روز گذشته از سوی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شهيد عباسپور برگزار شد.
علوی‌تبار ابتدا گفت: وقتی از تفاهم و تقابل دو نيروی فكری و اجتماعی سخن می‌گوييم بايد زمينه‌ی مشتركی وجود داشته باشد. روشن‌فكری دو چهره‌ی اصلی داشته است، يكی كاری است كه در زمينه‌ی دين‌شناسی و مدرنيته انجام می‌داده و ديگری بخش سياسی – اجتماعی است. تفاهم و تقابل روشنفكری دينی با روشنفكری غير دينی در همين دو زمينه قابل بررسی است.
وی افزود: روشنفكری دينی از آغاز تاكنون تصورش اين بوده كه اگر قرار است مدرنيته در ايران به صورت درون‌زا تحقق پيدا كند بايد به طور همزمان به نقد سنت و مدرنيته بپردازيم، چرا كه نقد يكی از آنها برای درون‌زا كردن مدرنيته كافی نيست. برای نقد توامان اين دو نيز شرط‌هايی چون شناخت سنت و مدرنيته و قرار گرفتن در موضعی بيرون از هر دو لازم است.
اين فعال سياسی درباره‌ی موضع سياسی – اجتماعی روشنفكری، گفت: در وضعيت كنونی سه جريان اصلی بازرگان، شريعتی و امثال سروش را داريم كه اين سه جريان جهت‌گيری‌های متفاوت اما وضعيت واحدی دارند. تمام جريانات روشنفكری در ضرورت تحقق دموكراسی به اشتراك رسيده‌اند، به ويژه اگر قبول كنيم كه خطرهای بزرگی مثل فقدان دموكراسی و عواقب آن ما را تهديد می‌كند.

روشنفكری دينی يك ضد مفهوم است

غنی‌نژاد نيز گفت: از نظر من مفهوم روشنفكری دينی يك ضد مفهوم است. روشنفكری معنای مشخصی دارد، آن را متصف به صفت دينی و غير دينی كردن كار درستی نيست. روشنفكر منتقد وضع موجود است و انتقاداتش بيشتر از جهت فكری است.
وی افزود: اين مفهوم مسبوق به سابقه است و آن سابقه‌ی خوشی نيست؛ مثل مفهوم خودی و غير خودي؛ جبهه‌ی مشاركت بعد از بيست و پنج سال شعار ايران برای همه‌ی ايرانيان را سر داد. هم‌چنين اگر از روشنفكری دينی سخن بگوييم چند سال ديگر بايد بگوييم روشنفكری برای همه‌ی روشنفكران.
اين مدرس دانشگاه اظهار داشت: در روشنفكری بايد نقد از بيرون كرد، چرا كه نقد از درون بی‌معناست. معنی روشنفكری دينی از نظر فكری نادرست و از نظر سياسی – اجتماعی خطرناك است. نبايد اين بحث را به كار ببريم چرا كه باعث دو دستگی و نوعی آپارتايد سياسی می‌شود.
وی اضافه كرد: واقعيتی كه بيست و هفت سال است من با آن زندگی می‌كنم اين است كه هنوز احساس می‌كنم در كشوری هستم كه از نظر ايدئولوژی رسمی آن غير خودی هستم، به همين دليل به اين نوع مفاهيم به شدت اعتراض می‌كنم. ما بعد از بيست و هفت سال تازه متوجه‌ی ايران برای همه‌ی ايرانيان شده‌ايم، در اين چند سال پس چه بوده است؟
غنی‌نژاد گفت: ويژگی روشنفكر كاركردی و انتقادی است. با آنچه تحت عنوان روشنفكری دينی يا غير دينی معرفی می‌شود مخالفم و احساس خويشاوندی با آنها نمی‌كنم. همين آپارتايد را كه روشنفكران دينی مطرح كرده‌اند غير دينی‌ها هم مطرح كرده‌اند، اين جدا كردن مردم است و در عرصه‌ی انديشه نبايد ملاك باشد.
وی افزود: هميشه معتقد بودم در مدت اين بيست و پنج سال كسانی كه اسم‌شان را روشنفكر دينی گذاشته‌اند تحول مثبت‌تری پيدا كرده‌اند. البته اين به معنای دفاع من از اين نوع روشنفكری نيست و افتخار نمی‌كنم كه به اين آپارتايدها تعلق داشته باشم.

نيروی سياسی بايد مرزبندی داشته باشد

علوی‌تبار سپس گفت: به اعتقاد من حكومت حق ندارد خودی و غير خودی بسازد اما نيروی سياسی بايد مرزبندی داشته باشد چرا كه در غير اين صورت موضع‌گيری‌ها معنايی ندارد. همه‌ی اهل انديشه اين مرزبندی را دارند، البته ما بايد اصل برابری حقوق شهروندان را بپذيريم، اما به لحاظ تحليلی و تجويزی بايد روشنفكران را طبقه‌بندی كرد.
وی چهار ويژگی روشنفكران را اين طور عنوان كرد: روشنفكر كسی است كه وارد گفتمان مدرنيته شده باشد، موضع انتقادی نسبت به انديشه‌ها و ساختار اجتماعی داشته باشد، از موضع انسان مسايل مختلف را تحليل كند و احساس تعهد كند. ما در مرحله‌ی تحليل ناگزير از جناح‌بندی و جدا كردن جريانات هستيم اما اين نبايد از نظر حكومت مبنا قرار گيرد.
اين مدرس دانشگاه افزود: اينكه گروهی از روشنفكران دغدغه‌ای در مورد تفسير مدرن از دين ندارند و برخی دارند تفاوت جدی است. حكومت‌های اقتدارگرا در تمام دنيا شهروندان را تقسيم می‌كنند اما طبقه‌بندی‌ها در تجويز بسيار كمك كننده است.
علوی‌تبار با بيان اينكه «دوره‌ی همه با هم گذشته است»، اضافه كرد: اين نوع وحدت‌ها توده‌گرايانه است و نتيجه‌ی خوبی در بر ندارد. اول انقلاب همه با هم بدون مرزبندی بوديم، اينك نيز بايد همه با هم باشيم اما با شناخت تفاوت‌ها. البته نگرانی شما درست است و مرزبندی نبايد به خصومت بكشد، تفاهم با توجه به تفاوت‌ها از درس‌های بيست و پنج سال گذشته است.
وی گفت: روشنفكر دينی مشخصه‌های چهارگانه‌ی يك روشنفكر را دارد به اضافه‌ی دلبستگی به يك سنت دينی و نه دين سنتي. روشنفكر دينی در ايران يك پروژه‌ی فكری خاص است كه سه ركن عصری كردن دين يعنی قرائت مدرن از دين، مدرنيته‌ی درون‌زا و دينی كردن عصر را دارد. ما بايد ياد بگيريم با تفاوت‌ها كنار بياييم و آنها را انكار نكنيم.

در انديشه، خودی و غيرخودی نداريم

غنی‌نژاد نيز اظهار داشت: حوزه‌ی روشنفكری حزب و فعاليت سياسی نيست، انديشه است و در انديشه خودی و غير خودی نداريم. بعد از بيست و هفت سال تجربه‌ی گرانقدری با هزينه‌ی بالا به دست آورده‌ايم و آن اين است كه دين را ابزار نكنيم، آن را رها كنيم و حرف خود را بزنيم و آن را به نام دين مطرح نكنيم.
وی گفت: در مملكتی كه حكومتش اسلامی و دينی است اگر اسم من را روشنفكر غير دينی بگذاريم چه جايگاهی دارم؟ اگر شما به برابری حقوق اعتقاد داريد به چه حقی مردم را طبقه‌بندی می‌كنيد و اسم دينی و غير دينی بر آنها می‌گذاريد؟ اين آپارتايد و ضد حقوق بشر نيست؟ اگر اهل فكر هستيد نقل از عقل كنيد و نه از دين.
اين مدرس دانشگاه اضافه كرد: عده‌ای اصرار دارند با ابزار دين در صحنه حاضر شوند، اگر می‌خواهيم خود را با مدرنيته سازگار كنيم بهتر است انديشه‌های خود را متصف به دين نكنيم و به صورت منسجم به دنبال خط فكری كه به آن معتقديم برويم. اگر از ابتدا برای تمام مردم حقوق مساوی قائل بوديم پس ايران برای همه‌ی ايرانيان بعد از اين همه سال يعنی چه؟

دين موضوع شناخت روشنفكران دينی است

سپس علوی‌تبار با تاكيد بر مشخص كردن نسبت روشنفكران دينی با حكومت، گفت: بعد از انقلاب يك نسبت ساده با تمام روشنفكران دينی وجود نداشت، نبايد از اسم‌گذاری‌ها نگران بود، اين يك طبقه‌بندی فكری است. روشنفكری دينی از پيروزی انقلاب تا آغاز دهه‌ی هفتاد حضوری در حكومت داشت اما بعد از آن هم خودش از حكومت فاصله گرفت و هم به كنار رانده شد. در سال ٧٦ هم به خاطر خطای محاسبه، بخشی از توزيع كنندگان روشنفكری دينی وارد حكومت شدند.
وی در ادامه در تبيين شعار ايران برای همه‌ی ايرانيان، خاطر نشان كرد: ايران برای همه‌ی ايرانيان يعنی ايران يك ملت با مليت واحد و ملك مشاع است نه يك امت و در مالكيت مشاع اداره‌ی امور با مردم است.
اين استاد دانشگاه افزود: دين ابزار كار روشنفكران دينی نيست بلكه موضوع شناخت آنهاست. روشنفكری دينی، دين و معرفت دينی را جدا می‌كند. هزينه‌ای كه روشنفكری دينی داده است كمتر از ساير بخش‌ها نيست. مرزبندی‌ها يعنی اينكه ما از خط‌مشی‌هايی كه سايرين دارند پيروی نمی‌كنيم؛ مرزبندی‌ها يعنی جريان‌های فكری موجود.

اگر بحث مطالعه روی دين است نيازی به روشنفكری دينی نيست

غنی‌نژاد نيز اظهار كرد: وقتی شما دين را صفت جريانی می‌كنيد يعنی مفهوم مخالفی دارد، تعبير دينی و غير دينی در اين مملكت مفهوم قطعی نيست. اگر بحث مطالعه روی دين است نيازی به روشنفكری دينی نيست و اين تفكيك‌ها توجيه ندارد. با تفكيك اهل فكر كمكی به پيشرفت امور جز ايجاد اختلاف و تضادهای بيهوده در جامعه نمی‌كنيم.

كار روشنفكر دينی شناخت مدرن دين و سپس نقد جامعه بر مبنای آن است

علوی‌تبار در ادامه در پاسخ به پرسش يكی از دانشجويان، گفت: عقلانيت خرد خودبنياد گوهر مدرنيته است، دو تعبير از آن وجود دارد؛ عقلانيت حداقلی و عقلانيت حداكثري. عقلانيت حداكثری معتقد است كه تنها باورهايی پذيرش‌شان موجه است كه استدلال آنها جميع عقلا را قانع كند. اما عقلانيت حداقلی معتقد است كه كار عقل بايد به جای اثبات گذاره نقد گذاره باشد. روشنفكر دينی به عنوان يك پروژه می‌تواند با پذيرش عقلانيت انتقادی به بازخوانی دين بپردازد.
وی هم‌چنين در تبيين دو صفت دينی كردن عصر و عصری كردن دين، اظهار داشت: وقتی از عصری شدن دين صحبت می‌كنيم منظور اين است كه دين را طوری بشناسيم كه پاسخگوی پرسش‌های فعلی و معطوف به مشكلات عملی دوران باشد. عصری كردن دين نيز يعنی نگاه كردن از پشت عينك عصر به واقعيت دين. اين كار مبنای معرفت‌شناسانه ندارد و كار معرفتی است.
اين مدرس دانشگاه اضافه كرد: كار روشنفكر دينی شناخت مدرن دين و سپس نقد جامعه بر مبنای آن است. روشنفكر دينی دو معيار مدرنيته و فهم مدرن از دين را در نقد جامعه دارد. در مورد دينی كردن جامعه بستگی زيادی به روش وجود دارد و اين روش حتما توتاليتر نيست.
وی افزود: مانع اصلی ما برای فهم مفاهيم وضع موجود است چرا كه مصداق‌ها وجود ندارد و اين مفاهيم نسبتی با وضع موجود ندارد. روشنفكر دينی فقط انگيزه‌ی معرفتی نيست؛ تعهد هم هست. فرق روشنفكر با آكادميسين متعهد بودن و بی‌تفاوت نبودن است؛ روشنفكر موضع دارد.

رابطه‌ی ديندار بودن و روشنفكر بودن

در ادامه غنی‌نژاد در پاسخ به پرسشی درباره‌ی اينكه آيا می‌شود روشنفكر بود و ديندار هم بود؟ اظهار داشت: روشنفكر بودن به دين‌دار بودن و يا نبودن بستگی ندارد.
در اين ميان علوی‌تبار گفت: البته برخی معتقدند نمی‌شود روشنفكر بود و ديندار هم بود!
غنی‌نژاد گفت: تعهد ويژگی روشنفكری است اما تعهد به تعقل و استدلال. روشنفكر بايد انسجام فكری داشته باشد و حرف متناقض نزند. اينجا پارادوكس روشنفكری دينی مشخص می‌شود چرا كه مبنای دين‌داری عقلانيت نيست بلكه اعتقاد است، هر چند كه عقل به همه چيز جواب نمی‌دهد. بهتر است سمت اين پارادوكس‌ها نرويم و تجربه‌ها را تكرار نكنيم.


ـــــــــــــــــــــــــ حاشيه‌ی مناظره ــــــــــــــــــــــــ

در اين برنامه كه پس از مراسم افطاری برگزار شد، چند تن از اعضای دفتر تحكيم(طيف علامه) و سازمان ادوار تحكيم وحدت و چند فعال سياسی از جمله رضا عليجانی، محمد بسته‌نگار و تقی رحمانی حضور داشتند.
در ابتدای اين برنامه پس از پخش سرود «ای ايران» و كليپ‌هايی از عكس‌های اكبر گنجی، «مهدی شاه‌محمدی» دبير انجمن اسلامی دانشجويان اين دانشگاه با اشاره به نامه‌ی اخير همسر گنجی، خواستار رعايت حقوق انسانی وی شد.
همچنين سخنگوی سازمان ادوار تحكيم وحدت اظهار داشت: به نظر می‌رسد در شرايط سياسی فعلی رسالت جنبش دانشجويی و دانشگاه‌ها بيش از پيش است. شايد اگر در هشت سال گذشته رسالتی كه جنبش دانشجويی قرار بود ايفا كند بنا به دلايل و انتظاراتی كه از دولت و مجلس اصلاحات برای پيشبرد اصلاحات می‌رفت به درستی انجام نشد اما اينك برای كسانی كه دغدغه‌ی پيشبرد دموكراسی را دارند اين مسووليت نمود بيشتری پيدا كرده است.
«حجت‌ شريفی» گفت: در اين شرايط انتظار از مسوولان برای اصلاح چندان به جا و شايسته نيست، اين امر از طرفی مبارك است چرا كه خودباوری را در بين دانشجويان تقويت می‌كند و از طرفی هم موقعيت حساسی است چرا كه فضای فعاليت تنگ‌تر خواهد شد و جنبش دانشجويی بايد خود را برای اين فضا آماده كند.
وی افزود: بايد با نگاه به درون و نقد خود اذعان كنيم كه در اين چند سال به مسائل اصلی دانشجويان، دانشگاه و ساختار انجمن‌های اسلامی كمتر پرداخته شده است، نتيجه‌ی اين امر اين بود كه با وجود اينكه حرف‌های موثری از انجمن‌های اسلامی و دفتر تحكيم وحدت مشاهده می‌شد اما حوزه‌ی اثر و ميزان اثرگذاری آن در سال‌های پيش كاهش پيدا كرده است.
شريفی در ادامه از جنبش دانشجويی، گروه‌های اصلاح طلب و «كسانی كه دل در پيشرفت مملكت دارند» خواست تا فعاليت‌هايشان را در سه زمينه متمركز كنند: يكی عضو گيری تشكيلاتي؛ كاری كه كمتر به آن پرداخته شده است. ديگری توانمند سازی نيروها؛ بدين معنا كه برنامه‌ای برای نيروهای جذبی داشته باشيم تا احساس كنند كه از حضور در انجمن‌های اسلامی، دفتر تحكيم وحدت و جنبش دانشجويی چيزی به دست آورده‌اند، البته از طرفی بايد چيزی هم به اعضا ارائه كنند. يكی ديگر از زمينه‌هايی كه برای جنبش دانشجويی بسيار مهم است بالا بردن تحليل اعضا در حوزه‌های سياسی است كه پاشنه آشيل دولت است. زمينه‌ی ديگر فعاليت، پيدا كردن كانال‌های اطلاعاتی برای ارتباط با مردم است. جنبش دانشجويی به دليل ارتباط با روشنفكران گاهی اوقات خود را در جايگاه روشنفكران قرار می‌دهد، در حالی كه جايگاه جنبش دانشجويی روشنفكری صرف نيست، بلكه رسالت او ايجاد پل ارتباطی بين مردم و نخبگان است.
وی اضافه كرد: در سال‌های ٧٥ و ٧٦ جنبش دانشجويی خلع بين نخبگان و توده‌ی مردم را پر می‌كرد، معتمدترين بخش جامعه هنوز دانشگاه است اما در اين سال‌ها اين اعتماد كاهش پيدا كرده است و جنبش دانشجويی بايد برای بازگرداندن مرجعيت به توده‌ی جامعه، آگاهی‌های كاذب جامعه را تصحيح كند.
به گزارش خبرنگار سياسی ايسنا، در ادامه‌ی اين جلسه «سعيد حبيبی» عضو طيف علامه‌ی دفتر تحكيم(طيف علامه)، با يادكردن از اكبر گنجی، اظهار داشت: آينده‌ای كه در پيش‌رو داريم چندان سهل و ساده نيست و بايد با ثبات قدم، استحكام قدم برداريم.
وی گفت: در شرايط امروز احزاب سياسی از قدرت كافی برای تاثيرگذاری ريشه‌يی در فضای كشور عاجزند. جنبش دانشجويی به عنوان ناظر قدرت توان آن را خواهد داشت كه وارد كارزار سياسی، اجتماعی، فرهنگی شود تا با رسالت‌هايی كه برعهده‌ی اوست وضع آينده را بهبود ببخشد.
هم‌چنين «ايمان براتيان» از اعضای طيف علامه‌ی دفتر تحكيم درباره‌ی موضوع مورد مناظره‌ی علوی‌تبار و غنی‌نژاد، گفت: چند سالی است كه روشنكری عرفی و دينی از بحث‌های مورد جدل در جامعه بوده است و ما سعی داريم بيش از آنكه به حق و ناحق بودن هر كدام بپردازيم تفاهم و تقابل اين دو را بررسی كنيم. چرا كه تاكنون برخی به جای بيان نظريات خود در باب اين دو نوع روشنفكری به جای روشن كردن مواضع فكری خود بيشترين هجمه‌ها را به طرف مقابل زدند و در اين ميان دانشجويان هدف اين هجمه‌ها قرار گرفتند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه