اخبارمربوط به ايران که اينروزها توسط رسانه ها ی رسمی انعکاس می يابد؛ عمدتا حول برنامه هسته ای يا درگيريهای لفظی با آمريکا دورمی زند و يااينکه اين رئيس جمهورايران است که با سخنان تحريک آميزيهودستيزانه در مرکزتوجه ها قرارمی گيرد.اماآنچه بسادگی به ورطه فراموشی سپرده می شودتضادهای اجتماعی – طبقاتی درون جامعه ی ايران است که درسالهای اخيرشدت بيشتری يافته است .

درايران رسما تنها يک "اتحاديه" وجود دارد: شوراهای
اسلامی کار!. نهادی که اصولا بازوی راست وزارت کاراست و تا کنون
عملکرد سرکوبگرانه وخشن آنها عليه فعالين کارگری شناخته شده است
. تحت چنين شرايطی هرگونه فعاليت مستقل فعالين کارگری برای
سازمانيابی و مبارزه برای افزايش دستمزدها ويا مبارزه برای بهبود
شرايط وايمنی محيط کار فعاليتی پرخطر بوده وريسک های جدی را به
فعالين کارگری وکارگران مبارز تحميل می نمايد. با اين وجود هر
روزبيشتر کارگران به مخالفت با وضع موجود بر می خيزند وبا
سازمانيابی مستقل متشکل می گردند.
سنديکای شرکت واحد تهران
يکی ازشناخته شده ترين سنديکاهای مستقل در ايران ،
سنديکای راننده گان شرکت واحد است .درشرکت واحد حدود 4000
نفرازراننده گان و کارگران بخشهای مختلف عضوسنديکا هستند. تاسيس
اين سنديکا ازيکسو نشانه ی آشکار اين است که کارگران، شورای
اسلامی کاررا بعنوان يک نهاد کارگری برسميت نمی شناسندوآگاهانه
تشکل آلترناتيو و نماينده گان واقعی خودشان را انتخاب کرده اند و
ازسوی ديگر اثبات اين واقعيت است که آگاهی طبقاتی دربين کارگران
ايران روبه رشد است وکارگران برخلاف تبليغات سوء
توسط دولت و تهديد وارعاب ها مصمم اند سرنوشت خود را خود بدست
گيرند .
سنديکا ازهمان آغازتاسيس مورد هجوم وحملات ماموران پليس و
اعضای شوراهای اسلامی کارقرارگرفت . دامنه ی حملات روی
دفترسنديکا متمرکز واخراج تعدادی ازفعالين شناخته شده ی سنديکا
از شرکت را در پی داشت . فراخون تجمع کارگران اما درحقيقت
فراخوانی جز سازمانيابی مستقل و پيگيری مقاوله نامه 87 سازمان
جهانی کار(آی.ال .او) نبود که آنها را قانونا محق می کرد با دولت
و کارفرما مزاکره تابه مشکلاتشان رسيده گی شود و جلوی اخراجها ی
بی رويه را گرفته و پرداخت دستمزدهای کافی را طلب نمايند.
زمانيکه تلاشهای آنها برای مزاکره تا ماه سپتامبر بی
نتيجه ماند و با وعده های توخالی مديران شرکت روبرو شدند،
قاطعانه تصميم گرفتند برای اولين باراعتصاب
کنند.
دورجديد سرکوب
روز5 شنبه برابربا 22 -12 -2005 بين ساعات 5 الی 6 صبح 8
تن ازنماينده گان تشکل مستقل کارگران ، قبل ازاينکه منازل شان را
به قصد رفتن سرکارترک کنند توسط ماموران اطلاعاتی دستگيرشدند.
درواکنش به اين دستگيريها فعالين کارگری تصميم به اعتصاب نا
محدود درروز25.-12-2005 گرفتند تا رژيم مجبوربه آزادی رفقای
دستگيرشده شان گردد و خواست های ديگر منجمله کارمجدد به همکاران
اخراجی را مطرح کردند. دراين روزقريب به 2500 نفردراعتصاب شرکت
کردند و درمحل های مختلف تجمع خود به مشورت
پرداختند.
در روزاعتصاب تعداد 1000 اتوبوس شهری درانبارو پارکينگ
های شرکت بی حرکت ماندند وخيابانهای تهران غرقِ راه بندان
وترافيک خودروها شد.اين يک پيروزی جزيی برای سنديکا بود، حادثه
ای که منجربه پشتيبانی وحمايت های وسيع در بين اقشارمختلف مردم
گرديد..
ازجانب رژيم و نهادهای دولتی اما يک کمپين گسترده تبليغات
ضد سنديکايی وعليه فعالين آن براه افتاد. به فعاليتهای آنها
برچسب فعاليت سياسی زده شد ؛ و کارگران مبارز، بعنوان عوامل
تحريک خارجی ها معرفی گرديدند و خواست های بر حق آنها
بارديگرغيرقانونی خوانده شد. ازاين طريق دولت جمهوری اسلامی تلاش
کرد همبستگی جامعه را درهم بشکندو جوارعاب وتهديد را گسترش بدهد.
همزمان نماينده گانی ازرژيم روش مزاکره با اعتصابيون را پيش
گرفتند و در25-12-2005 شب هنگام قبل ازاينکه
روز26-12-2005يعنی
دومين روزاعتصاب فرارسدبه کارگران قول دادند که دستگيرشده
گان بزودی آزادمی
شوند وبه خواستهای ديگرکارگران هم رسيده گی خواهد شد.
همين مسئله باعث اعلام خاتمه ی اعتصاب ازسوی کارگران شرکت واحد
هم شد. تعداد دستگيرشده گان به 17 نفرافزايش يافته بود و طی 48
ساعت بعدی کليه دستگيرشده گان بجزمنصوراسانلوکه قبلا هم بشدت
زخمی شده بود آزاد شدند. او قبلا نيزدراثرحمله عناصرشوراهای
اسلامی به تجمع سنديکا بشدت موردضرب وشتم قرارگرفته بود ومهاجمين
تلاش کردند زبانش را
ِببُرند.هم اينک منصوراُسانلوهمچنان در بازداشت قراردارد
وبايد اتهامات سنگينی مبنی بر حمل سلاح وارتباط با خارجيان را
پاسخگوباشد.اين اتهامات بدين معناست که رژيم قصد دارد علت
بازداشت وی را بی ربط به فعاليتهای سنديکايی اش جلوه دهد.اين
نمونه ازپرونده سازی و پيامد های آن نشان خواهد داد که آيا رژيم
با اين ترفندها به نتيجه ای خواهد رسيد؟ و آيا سياست وحشت
بياندازوحکومت کن بازهم پيروزخواهد شد؟يااينکه جنبش جوان ورو به
رشد کارگری عليرغم همه فشارها راه خودش را خواهدگشود. قبل
ازچيز،به نقدمسلم است که ، فعالين سنديکايی کوتاه نمی آيند
واعلام کرده اند: اگرمنصوراسانلو فورا آزاد نگردد،29.-12-2005
دوباره دست ازکار می کشند.
اول ماه مه در ايران
هجوم دولت جمهوری اسلامی ايران به سنديکای شرکت واحد
درتهران ،تنها يک نمونه ازاقدامات سرکوبگرانه وضدکارگری اش می
باشد. در اول ماه مه 2004 نيزتعدادی ازفعالين کارگری يک تشکل
مستقل کارگری ديگردرشهرسقزکردستان ايران که سعی در برپايي مراسمی
داشتند دستگيرشدند.قبل ازبرگزاری مراسم 40 تن از شرکت کننده گان
دستگيرشدند و تعدادی ازآنها برای آزادی موقت مجبوربه پرداخت
زمانت های مالی سنگين شدند. سرانجام پس از18 ماه جنگ اعصاب و رفت
وآمد به دادگاه 5 تن از آنها به زندانهای سنگين محکوم شدند.محمود
صالحی 5 سال زندان و 3 سال تبعيد، جلال حسينی 3 سال زندان ، محسن
حکيمی 2 سال زندان، محمدعبدی پور2 سال زندان ، وبرهان ديوانگر2
سال زندان.همه اينهااز فعالين کارگری شناخته شده وياعضوکميته
هماهنگی برای ايجادتشکل مستقل کارگری در ايران هستند.نهادی
کارگری که با سنديکای شرکت واحد تفاوت هايی دارد. بعنوان مثال هر
گونه سازش با نهادهای دولتی را ردمی کندوبرای خودسرنوشتی کارگران
ايران و برعليه استثمار وستم سرمايه دارانه مبارزه می کنند.آنها
استوار ومحکم تاکيد می کنند که مبارزه شان بخشی ازمبارزه بين
المللی استثمارشده گان است وبهمين سبب نيزمهم است حمايت ها
وهمبستگی بين المللی بنمايش در آيد و رژيم اسلامی تحت
فشارافکارجهانی به
عقب رانده شود!