بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

اظهارات پروازي

جلال يعقوبي
۲۰ دی ۱۳۸۴

از آنجا که بيرون آمدن نام محمود احمدي نژاد از صندوق هاي انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري غير منتظره به نظر مي رسيد و اخبار چنداني از سابقه او در دست نبود، ما در آغاز اين نوشته ها کوشيديم که بطور خلاصه و با استفاده از منابعي که در دسترس عموم است سابقه او را تا حدي روشن کنيم. اما آنچنانکه در اولين شماره از اين گزارش ها نيز ذکر شد پيش از اين احمدي نژاد به عنوان يکي از نيروهاي دست دوم طبقه جديدي که در حال شکلگيري بود، ايفاي نقش مي کرد. چنانچه گاه بعنوان شاکي حرفه اي روزنامه سلام، گاه در نقش ابطال کننده آراي مردم از طرف شوراي نگهبان و گاه به صورت سخنران مراسم گروه هاي افراطي در مي آمد. انتخابات نهم ناگهان او را به عنوان مهمترين چهره طبقه جديد مطرح کرد.

ليکن براي شناخت بيشتر اين جريان نوظهور که هر روز بيش از ديروز انديشه ها و رفتارهاي افراطي خود را نمايان مي کند نياز به بررسي گروه هايي است که در ساختارطبقه جديد حضور دارند و در سازماندهي نيروهاي بنيادگراي شيعه در ايران نقش اصلي داشته اند. براي اين منظور نيازمند بررسي وضعيت شبه نظاميان در ايران هستيم. چرا که مهمترين رکن طبقه جديد ساختار درهم تنيده شبه نظامي آن است که علاوه بر استراتژي هاي شبه نظامي از ابزار يک نيروي ميليشيا نيز بهره مند است. اين گروه همان دولت پنهاني است که هشت سال برنامه رفورم در حکومت ايران را با بن بست مواجه کرده و راه هر گونه تحولي را در ساختار سياسي و اقتصادي مسدود نمود. سابقه اين گروه به مدتها قبل از انتخابات خرداد ماه 1376 باز مي گردد و حتي گفته مي شود که بنيانگذاري اين گروه ها در ابتداي پيروزي انقلاب بوده است. اين تصور با توجه به حوادث سالهاي آغازين پيروزي انقلاب و نقش برخي از نيروهاي مشترک در اين دوره ها خالي از حقيقت نيست. فرضا حضور ذوالقدر در سازماندهي گروه هاي افراطي اول انقلاب و همچنين سال هاي پس از جنگ مشهود است. ذوالقدر در سال هاي آغازي انقلاب به گروه تازه تاسيس مجاهدين انقلاب پيوست و در در همان زمان هم مجاهدين انقلاب به عنوان گروه فشار نقش خشونت آميزي در تحولات ايفا مي کرد. شايد توجه به ماجراي تاسيس کميته ها و سپاه پاسداران در ابتداي پيروزي انقلاب در اين مورد راه گشا باشد.

فرضا حضور ماشاء الله قصاب در سفارت امريکا که در دستگيري سعادتي و به رويارويي کشاندن مجاهدين خلق با حکومت نقش مهمي ايفا کرد و حتي انتشار بازجويي هاي سعادتي که به کمک عوامل مجاهدين انقلاب در سپاه پاسداران صورت گرفت از جمله اين سرنخ هاست. ذوالقدر بعدها و پس از حذف همه نيروهاي چپ و راديکال و حتي روشنفکران اسلامي در انقلاب ايران و در جريان اختلافات دروني که مجاهدين انقلاب را گرفتار کرده بود به جناح راست سازمان مزبور پيوست و در کنار آيت الله راستي کاشاني قرار گرفت. او سپس آرام آرام در سپاه پاسداران قدرت گرفت و نهايتا با برکناري محسن رضايي از سپاه و جانشيني رحيم صفوي بجاي او، ذوالقدر عملا به چهره اول سپاه تبديل شد. او براي پيشبرد برنامه هاي طبقه نوظهوري که از ميان سپاه پاسداران ظهور کرده بود به شکل گيري گروه انصار حزب الله پرداخت و نهايتا در تقلب سازمان يافته سه انتخابات اخير [شوراها، مجلس و رياست جمهوري] نقشي اساسي ايفا کرد. ذوالقدرخود نيز صريحا از "عمل پيچيده" نيروهاي انقلابي در اين انتخابات سخن گفته و به شهرت رسيد. در ادامه بررسي هاي خود از ظهور طبقه جديد به بررسي چگونگي شکل گيري انصار حزب الله خواهيم پرداخت. اين گروه تنها گروه شناخته شده اي بود که در انتخابات رسما از احمدي نژاد حمايت کرد . البته بجز گروه آبادگران که آنها هم در واقع تابلوي جديد همين شبه نظاميان پشتيبان انصار حزب الله محسوب مي شدند.

هشت سال پيش و تنها چند ماه پس از انتخاب خاتمي به رياست جمهوري ايران اظهارات شگفت انگيزي از سوي حجه الاسلام پروازي درباره گروه انصار حزب الله و برنامه هاي آينده آنان و حاميان نظامي شان و همچنين ارتباطات آنها با برخي نهادهاي حوزه قم [از جمله پژوهشگاه امام خميني] منتشر شد. براي آغاز بررسي ما از گروه هاي بنيادگراي ايراني کالبد شکافي اين سخنان ضروري است.

براي نقل اظهارات حجه الاسلام پروازي از دو منبع استفاده کرده ايم. يکي آخرين شماره نشريه هويت خويش که ارگان هواداران حشمت الله طبرزدي محسوب مي شد و طي اقدامي بي سابقه در زمستان سال 1377 بخشهايي از اظهارات پروازي را منتشر کرد که اتفاقا کاملترين منبع اين سخنان است و ديگري نشريه ميهن [خارج از کشور] که در آذر 1381 بخشهايي از اين اظهارات را منتشر کرده است.

حجه الاسلام پروازي در ابتداي سخنان خود مي گويد: "بچه هاي رزمنده، خالص و مخلص هستند. امروز آقاي خاتمي ۲۰ ميليون راي آورده يعني ‏مشروعيت ملي دارد. با اين همه در تهران و قم اتفاقاتي در جريان است که بايد وزارت اطلاعات و ‏وزارت کشور جديد از آن مطلع شوند. شماري از اين آدم ها در وزارت کشور و ‏اطلاعات و ارشاد دست دارند و مشغول سازماندهي هستند و تا به حال در چند استان نيز موفق عمل ‏کرده اند.‏مقاصد نادرستي هم دارند.

‏واقعا جايگاه بچه هاي جبهه رفته کجاست؟ چرا آن ها به اين نقطه رسيده اند؟ و چه خواهند کرد؟ به عقيده من اقدامات اين ‏ها به مسائل اعتقادي مردم ضربه شديدي زده و مي زند. لذا ما بايد سعي کنيم جلوي آن ها را بگيريم. ‏جلوي کساني را که با ما رفاقت داشتند ولي امروز خط ما و آن ها جدا شده است."

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه