بازگشت به صفحه اول

از سازمانهای جبهه ملی ايران در آمريکا

 
 

 

حکومت نظامی جمهوری اسلامی شمشير را از رو بسته است

 نوشته: عنایت الله غیاثی

 حکومت باصطلاح  اسلامی ايران هر روز بيش از روز پيش کشور را بسوی  اضمحلال پيش میبرد درحالیکه کوچکترین راه حلی برای معضلات اجتماعی سياسی و اقتصادی ايران ندارد و سريعا بسوی يک رژيم تمام عيار نظامی و سپاهی در حرکت است  و اجبارآ این پایان کار گریز ناپذیررویاروئی با غرب خواهد بود .  و بر خلاف آن چه نظريه رايج هست اين سپاه پاسداران و نيروی شبه نظامی و بسيج نيست که در اختيار و خدمت آقای خامنه ای بلکه بر عکس اين آقای خامنه ايست است که گروگان  نظامبيان است و راهی جز انقياد يا نابودی خود را ندارد و از انجايکه خامنه ای فردی است بي غم و بغايت جاه طلب اين اجازه را خواهد داد که از او حد اکثرِ استفاده را بنمایند و هر زمان که خواست مختصرغيرتی بخرج دهد کارش را يکسره خواهند کرد .

 رژيم جمهوری اسلامی گرفتار تضاد درونی است و اين تضاد روز بروز شديد تر ميشود تا جايی که کروبی را هم بر نميتابد علمای عظام قم و حتی افرادی همچو هاشمی رفسنجانی را نيز در مقابل خود قرار داده است کار از مقابله با اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها و نيروهای بينابينی مدتهاست که گذشته است و اينها هم باين مسأله واقف شده اند که از يک نظام اصلاح ناپذير نمی توان انتظار اصلاحات داشت ، جمهوری اسلامی کار را بجايی رسانده است که راه مبارزه مسالمت آميز برای مطالبات سياسی و صنفی و خواسته های دمکراتيک و حقوق بشری همه مردم ايران  در جهت بن بستی کامل کشانده میشود و بحرانهای عظيم ملی منطقه ای بوجود اورده و  سپاه پاسداران همچنان منابع عظيم اقتصادی و مالی و شبکه گسترده تجاری و امکانات وسيع مالی حکومت را در اختيار داشته باشد . و می بینیم که سپاه  به هيچ قيمت حاضر نيست اين منابع بزرگ را از دست بدهد و اهل مذاکره و سازش هم  نيست. .  با نظاميان راه گفتمان سياسی بسته است.! نظام جمهوری اسلامی ماهيتا ضد آزادی، ضد حقوق بشر و ضد مناسبات برای شهروندی با توده های مردم است و  کارنامه ۲۶ ساله ان اين موضوع را کاملا ثابت کرده است با در نظر گرفتن جميع جهات و در شراط موجود که خطر يک حمله نظامی وجود دارد چه بايد کرد. وظيفه مبرم نيروهای  طرفدار آزادی و دمکراسی جواب به اين سوال است:. آيا با کودتای نظامی که بنام انتخابات در ايران انجام گرفته شيوه مبارزه را هم می بایست تغيير یابد؟  آيا حکومت نظاميان در ايران نقطه پايانی برای مبارزات اصلاح طلبانه و مسالمت آميز باید بحساب آید؟ آيا بايد شيوه ديگری را بر گزيد که آن شیوه لاجرم  با جنگ خانگی و خونريزی و خسارت فراوان مالی جانی و احتمالا تجزيه کشور همراه خواهد بود؟. و بالاخره چگونه ميتوان اين کلاف سر در گم و وضع بحرانی را که نتيجه اجتناب  نا پذير ۲۶ سال حکومت مطلقه ولايت فقيه است را سامان داد؟. چگونه از این بن بستی  که نظام در راه رسيدن به آزادی و دمکراسی بوجود آورده و به مردم ايران تحميل کرده است ميتوان خارج شد ؟  و یا با هزينه کمتری از ان گذار کرد؟  آيا بايد بيک حکومت نظامی وقاشيسم ضد بشری تن داد و سکوت کرد؟  رژيمی که چهاراسبه کشور را بسوی يک نابودی کامل پيش ميراند حتی حفظ تماميت  ارضی ايران را با خطر مواجه خواهد ساخت . اگر اين رژيم نظامی مافيايی با سياست های ماجراجويانه خود کشور را بسوی يک تهاجم خارجی و جنگی مخّرب و خانه مان سوز پيش برد چه بايد کرد ؟ ملت ايران هرگز در يکسد سال اخير با چنين مشکلات وحشتناک عظيمی مواجه نبوده است!

 اين نوشته در واقع هشداری است به ملت ايران بخصوص بروشنقکران و همه مردمی که نگران آينده ايران هستند بايد تا دير نشده برای حال اين معضل خانه مان بربادده فکری عاجل نمایند!

عنایت الله غیاثی

16 ماه ژوئن 2006

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه