|
|
|||
هشدار فيگارو:نبايد منتظر اولين آزمايش اتمي ايران بمانيم!۳ بهمن ۱۳۸۴ زماني که هيتلر کتاب خود به نام "نبرد من" را نوشت، همه چيز را مشخص کرده بود: هم سياست نژادپرستانه و تعفن انگيز خود را و هم خواسته هاي سلطه جويانه اش بر اروپا را. در آن دوره، هيچ کس نخواست به او توجهي کند و همه از خود سستي نشان دادند و گويا نسبت به مقاصد او کور شدند. پس از اينکه دالاديه از مونيخ به فرانسه بازگشت، مردم با شادماني بسيار از وي استقبال نمودند. او در واقع پيمان تسليمي را امضاء کرده بود که به نظر مي رسيد صلح را برقرار خواهد کرد. تنها شخص چرچيل بود که در آن زمان، برداشت درستي از اين موضوع در ذهن داشت: "آنها بين خفت و جنگ، خفت را انتخاب کردند، ولي نمي دانند که جنگ نيز به زودي مي آيد." آيا تاريخ همواره بايد تا ابد تکرار شود؟ اکنون، کشوري است به نام ايران، قرباني يک گروه بنيادگراي مستبد و خطرناک که سرکرده شان اعلام مي کند دولتش بايد سلاح اتمي را در خاک خود توليد کند و اسراييل بايد ازبين برود، يا به اروپا منتقل شود و غرب را "منحط" مي داند. گاهي فراموش مي کنيم که مردم اين کشور در حقيقت، قرباني رييس دولت يا ديگر سران آن نيستند. آيا آنها قرباني يک ايدئولوژي هستند؟ همه در جهان فراموش کردند که در سال 1981 درزمان جنگ ايران و عراق، اين بنيادگرايان ميدان هاي جنگ را توسط نوجوانان، فرزندان و سرمايه هاي خود مين روبي کردند و مي ديديم که همگي آنها پيش از هر چيز، روي سر يا سينه خود نمونه هايي از قرآن حمل مي کردند، به طوري که تجهيز به آن از تجهيز به اسلحه مهم تر بود. امروز، باز اين سناريو تکرار مي شود. در عراق از ميان نوجوانان و حتي خردسالان سرباز انتخاب مي کنند تا به انجام عمليات انتحاري بپردازند. ده ساله...! اين وضعيت وحشت آور در اين کشور جا افتاده و مردم آن به واقع بي دفاع مانده اند. نبايد از حقيقت طفره رفت و در يادآوري آن تعلل کرد، آن هم وحشيانه و بي رحمانه ترين حقيقت. اگر هيچ کاري انجام نشود، امروز خفت خواهيم داشت و فردا جنگ. غرب به جاي قاطعيت، مردد است، مخفي مي کند، محکوم مي کند و فقط در حد حرف. چه وقت حقيقت را خواهيم ديد؟ آيا بايد صبر کنيم تا اولين آزمايش هاي اتمي روي مردم انجام شود؟ آيا بايد صبر کنيم تا اولين موشک ها آزمايش شوند؟ آيا بهتر نيست صبر کنيم تا ائتلاف هاي تندروي افغانستان، پاکستان، عراق و سوريه نيز به يکديگر ملحق شوند و قدرت خود را يکي کنند؟ البته اگر تاکنون اين کار را نکرده باشند...! امروز بايد اقدام کرد، يعني روزي که جمهوري اسلامي هنوز مردد است. عمليات نظامي بين المللي در عراق، اعزام پي در پي بازرس ها، تحقيقات شبانه روزي روي عناصر هسته اي و شيميايي، همگي به جنگي منتهي شدند که برنده نداشت، ولي يک بازنده داشت: مردم عراق. اکنون ديگر نمي توان بحث کرد که آيا اين جنگ بجا بود يا نبود. مهم اين است که آسيب آن رسيد. يک ديکتاتور سقوط کرد، جنگي داخلي آغاز شد و اکنون تندروها و افراط گرايان در جولان هستند. امروز، اين وضعيت نبايد ما را از نشان دادن عکس العمل در برابر ايران بترساند. کشوري که "پيشوايش" رو به جهانيان کرد و فرياد نابودي و جنگ کشيد. به بازرس هم احتياجي نيست، نيت روشن است! به همين دليل، اعمال تحريم ضروري است، تحريم روي نفت و تجارت بين المللي. مي دانيم که مردم ايران در اين راه، رنج هاي بسياري متحمل خواهند شد، ولي با اين حال، زماني تحريم مؤثر واقع مي شود که کشوري ازنظر اقتصادي دچار خفگي شود. آفريقاي جنوبي و رودزيا تسليم شدند، زماني که اتحاد کشورهاي جهان را با هدف مبارزه عليه تبعيض نژادي به عين ديدند. آيا در اين زمينه اغراق مي کنيم؟ آيا بايد منتظر جنگي مهلک و مرگبار و وضعيتي جبران ناپذير باشيم؟ در ورود به يک تعارض يا درگيري نمي توان با زانو پيش رفت! چرا ايران مقاومت مي کند؟ مردمي که در ايران زندگي مي کنند، به مانند آنهايي که گريختند، همگي به خوبي مي دانند که اين حکومت، حکومتي خطرناک است. اين مردم، توسط آنتن هاي ماهواره مطلع مي شوند که در برابر چنين کساني تنها نيستند. اين آنتن ها سلاحي هستند، ضد آيين هاي رخنه کرده حکومت در جامعه، که به زنان اطمينان مي دهند در مقابل اهانت ها، تحقيرها و اذيت و آزارها تنها نيستند. اينترنت به دانشجويان ايراني نشان مي دهد حکومتي که همه را گرفتار خود کرده، سرنوشت و تقدير آنها نيست. ديگر زمان مذاکرات ديپلماتيک و پشت ميزنشيني تمام شد، وضعيت ژئوپليتيکي و ترويج نگرش افراطي در دين روز به روز متشنج تر شده و اسلام تندرو روز به روز سازمان يافته تر و جهاني تر مي شود. اين يک شکل جديد از جنگ است که اين چنين نمود کرده است. آيا قانع به اين هستيم که فقط نظاره گر باشيم؟ آيا مي توانيم به افعال خود، حرکتي واقعي داده، به آنها عينيت بخشيده و از قالب کلمات خارجشان کنيم؟ آيا مي توان اميد داشت که آرامش چند روز بيشتر دوام پيدا کند؟ هنوز زمان براي قاطعيت تمام عيار باقي مانده، بدون اينکه به جنگ متوسل شويم. اکنون زمان عکس العمل است، ولي آيا به واقع قصد انجام آن را داريم؟ عظمت يک دولت در نيرويي نهفته است که به واسطه آن به دفاع از ارزش ها و بقاي خود به پا مي خيزد. آيا ممکن است دعوت براي نابودي اسراييل را فراموش کنيم؟ منبع: فيگارو، 16 ژانويه
|
||||
|