بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 

به حمایت از 8 اعدامی برخیزیم

زندانی مهندس حشمت الله طبرزدی

مدیر مسئول هفته نامه پیام دانشجو « در توقیف »

اخیرا سران رژیم «جمهوری اسلامی » پرچم حمایت از« حقوق بشر » را در دست گرفته ، فکر کرده اند مقوله ی حقوق بشر نیز همچون دیگر مسائل بگونه ای است که میتوان از طریق شعار با آن برخورد کرد. تا آنجا که « رئیس جمهوری اسلامی » خواهان «دوئل حقوق بشری » با غرب گردید . غافل از انکه پرونده ی ضد حقوق بشری این رژیم به اندازه ایی سنگین است که حتی دولت « برمه » نیز حاضر نیست خودش را با اینها قیاس کند ، چه رسد به دنیای آزاد و کشور های مترقی .

برای نمونه میتوان از پرونده ی « اعدامی ها » در 27 سال گذشته نام برد. درست در شرایطی که بسیاری از ملل متمدن جهان « اعدام » را به عنوان یک اقدام « غیر انسانی » از مجازاتهای اجتماعی – حقوقی خود حذف میکنند،جمهوری اسلامی برای هر اقدامی ، مجازات اعدام تعیین کرده و در 27 سال گذشته هزاران انسان را تحت عناوینی چون ، « محارب » ، « براندازی » ، « جاسوسی » ، « شرارت » ، «قاچاق مواد مخدر » ، « هواپیما ربایی » ، « فساد مالی » ، « فساد اخلاقی » و انواع و اقسام عناوین دیگر اعدام کرده است. در صورتی که اگر واقعا در یک مورد « اعدام »جایز باشد ، زمانی است که فردی از روی عمد ، آگاهی ، تفنن ، کینه توزی ، بدون هیچ فشار روانی ، اجتماعی و خانوادگی یا هیچ دلیل عقلانی ، دست به قتل شهروند دیگری میزند . در چنین شرایطی خانواده مقتول حق دارد به این عنوان که قاتل سلب حق کرده و حیات کسی از گرفته ، دست به حق خواهی بزند. در این مورد نیز دخالت حکومت ها میتواند موضوع را تغییر دهد . یعنی به بند کشیدن قاتل ، ایجاد هراس در او ، شکنجه روحی او و خانواده اش و دهها عوامل دیگر که به دلیل دخالت حکومت در این مسائل به وجود می آید ، موجب میگردد تا اصولا در این موارد خاص نیز تنبیه های دیگری جایگزین « اعدام » شود.زیرا قاتل در شرایط ویژه مرتکب قتل شده ودر این شرایط دخالت حکومت، وضعیت را کاملا متغیر مینماید. ضمن اینکه اعدام توسط حکومت - ولو اینکه « اعدامی » یک قاتل حرفه ایی باشد - تاثیر روانی منفی بر جامعه خواهد گذاشت .حکومت اگرچه از موضع دفاع از حق فرد یا افراد قربانی یا رعایت مصلحت اجتماعی به این مسائل روی می آورد، اما جز جریحه دار کردن وجدان عمومی از طریق « اعدام » یک فرد - حتی اگر عمدا مرتکب قتل شده باشد - نتیجه ایی ببار نخواهد آورد. زیرا اولین اثر اعدام توسط حکومت ، توجیح قساوت و خشونت است .

به همین دلیل است که در کشورهایی مثل ایران که آمار اعدامی ها بسیار بالاست ، بالعکس تعداد جرم و جنایت نیز رو به فزونی است .

این مسئله با فلسفه ی اعدام که عبارت از « اعاده ی حق » و « تنبیه » است در تضاد است.

در واقع حق دفاع عقلی است . یعنی اگر کسی در صدد کشتن دیگری بر آمد اعم از اینکه یک منازعه ی فردی ، خانوادگی ، قومی ، ملی، و یا حتی ائدولوژیک باشد ، طرف مقابل نیز حق دفاع از خود را دارد، حتی اگر به مرگ منجر شود. این دفاع یک امر طبیعی است . هیچ کس آنرا به « اقدام ضد حقوق بشری » یا « غیر انسانی » و « خشونت آمیز » متهم نمیکند ، اما همین مسئله اگر با دخالت حکومت همراه شود ، ماهیت آن تغییر خواهد کرد. زیرا شرایط بهم خواهد خورد . نه تنها زمینه حاکمیت  عدالت را به وجود نمی آورد بلکه موجب ترویج خشونت جرم و جنایت میگردد. برای اثبات این ادعا کافی است وضعیت امنیت اجتماعی در کشوری مثل ایران که همچون نوشیدن یک لیوان آب ، حکم اعدام صادر میشود ، با کشورهایی که مجازات اعدام را ممنوع کرده اند سنجیده شود تا روشن شود ، مجازات اعدام  زمینه های رشد خشونت و جرم و جنایت را گسترش میدهد.همین مسائل باعث میگردد ، فلسفه مجازات اعدام برای هر نوع جرمی ، حتی قتل عمد ، زیر سوال برود.و مجازات های دیگری جایگرین گردد.

« رژیم جمهوری اسلامی » اما ، برای صدور حکم اعدام نیازمند فلسفه بافی و مصلحت سنجی و عدالت گستری نیست . قتل عمد که سهل است ، بدنبال بهانه است که هر مخالف یا مانع و یا مجرمی را معدوم نماید.برای اینکه « اعدام » ضمن اینکه راحت ترین راه برای برادشتن فرد است ، در بین دیگران ایجاد وحشت کرده واین امر حکومت را راحت تر میسازد.در عین حال انتظار دارد ، دنیا ادعاهای حقوق بشری او را بپذیرد.

برای نمونه میتوان از لیست 8 اعدامی به شرخ ذیل تام برد:

1-خالد حردانی 2- شهرام پور منصوری 3- فرهنگ پور منصوری 4- غلام حسین کلبی  5- سعید ماسوری 6- حجت زمانی 7- ولی الله فیض مهدوی 8- علیرضا کرمی خیر آیادی .

    ردیف های 1،2،3 و 8 به جرم هواپیما رباعی محکوم به اعدام گردیده اند و چهار نفر دیگر به جرم عضویت در سازمن مجاهدین خلق و انجام عملیات مسلحانه . این افراد چندین سال است که زیر حکم اعدام بسر می برند و حتی چندین نوبت برای اجرای خکم به انفرادی فرستاده شده و دوباره آنها را برگردانده اند. براستی در این مدت خانواده های آنان در چه وضعیتی بوده اند ؟! خودشان چه شرایطی را متحمل شده اند؟! آیا سران جمهوری اسلامی راضیند ، دیگران با آنها همین رفتار را انجام دهند ؟! آیا شکنجه روحی و روانی و شکنجه جسمی آنان از مصادیق حقوق بشر اسلامی است !!.

  آیا این نمونه ی عقلی ازهمان مواردی است که اینها مدعیند که با غرب ، اختلاف فرهنگی و مفهومی دارند ؟ اگر احکام اسلامی ملاک عمل دستگاه قایی است ، آیا مثلا 1400 سال پیش وسیله ایی بنام « هواپیما »  وجود داشته که مجازات آن زیر حکم ماندن ، شکنجه شدن و اعدام باشد !؟ آیا عقل سلیم چنین ادعا های واهی از رژیم جمهوری اسلامی را خواهد پذیرفت ؟چرا باید صدور حکم اعدام برای این حکومت تا این اندازه آسان باشد ؟

   به اعتقاد من زمان آن رسیده است که نهاد های مدافع حقوق بشر ، بصورت یکپارچه در دفاع از حقوق این 8 انسانی که چندین سال است که هر روز در انتظار اجرای حکم اعدام بسر میبرند و به این لحاظ خانواده های آنان با کابوس مرگ فرزندان خود روبرو هستند ، قیام کرده و از رژیم بخواهند به حد اقل های حقوق بشری تن بدهند .باید از رژیم بخواهند تااین 8 اسیر را آزاد کنند تا بلکه مرحمی باشند بر زخم عمیق و خونینی که بر پیکر خانواده های آنان به دلیل انتظار هر روزه مرگ برای فرزندانشان وارد شده است، آیا هنوز وجدان بیدار و دردمندی هست – که حتما هست   –

ایران – تهران – زندان اوین بند 350 کارگری

                                                                    دوم / بهمن ماه / 1384

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه