بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
 
بازی باخت_ باخت

سید مصطفی تاج‌زاده

ايران ما - بحث اصلي جلسات اصلاح‌طلبان در چند روز گذشته، پرونده هسته‌اي ايران و نيز بودجه پيشنهادي سال 85 دولت است كه نفتي‌ترين بودجه تاريخ ايران به شمار مي‌رود. نظر به حساسيت اوضاع، چند نكته را درباره انرژي هسته‌اي متذكر مي‌شوم.

1. خط قرمز اصلاح‌طلبان در اين موضوع، از زمان دولت آقاي خاتمي تاكنون، آن بوده است كه حق داشتن چرخه سوخت يا غني‌سازي اورانيوم ديگر حقوق ملت را بويژه حق امنيت ملي و عمومي و منافع ملي كشور مخدوش نكند. به همين دليل خواستار جلوگيري از رفتن پرونده هسته‌اي به شوراي امنيت سازمان ملل بوده‌اند. مهم نيست كه ارسال پرونده به شكل inform يا report يا reffer باشد. اگر اين پرونده به هر دليل و با هر لفظ به شوراي امنيت رود، آثار زيانباري براي ايران خواهد داشت. اگر چه ممكن است ديگران نيز هزينه‌هاي گزافي بپردازند. اما براي ايرانيان حفظ امنيت و منافع ملي اولويت دارد نه دلخوش شدن به آسيب ديدن ديگران. رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت بازي دو سر باخت است نه بازي برد_ برد.

2. اقتدارگراها به دو دليل حساسيت لازم را درباره روند و سرنوشت اين پرونده نشان نمي‌دهند.
گروهي از آنان تصور مي‌كنند درگيري آمريكا و غرب با جمهوري اسلامي حتمي است. پس بهتر است اين چالش در مورد دانش هسته‌اي باشد كه به زعم آنان حمايت اكثريت مردم را از عملكرد اقتدارگراها به همراه دارد. به عقيده اين گروه در مساله حقوق بشر، و آنچه غربي‌ها تروريسم در منطقه و صلح اعراب و اسرائيل مي‌خوانند، عملكرد آنان نمي‌تواند از پشتيباني كافي مردم بهره‌مند شود و حكومت يكدست در موضع ضعف قرار خواهد گرفت. اما در مورد صنايع هسته‌اي وضع فرق مي‌كند.

دسته ديگر تصور مي‌كنند تهديدات آمريكا و اروپا هياهويي بيش نيست و موقعيت و نفوذ كنوني ايران در منطقه_ وضعيت نفت _ اختلافات آمريكا، اروپا، روسيه، چين _ گرفتاري آمريكا در افغانستان و بويژه در عراق و نياز به همكاري‌ ايران موجب مي‌شود پرونده به شوراي امنيت ارجاع نشود و حتي اگر ارسال شود جز صدور چند قطعنامه بي‌اثر اتفاق ويژه‌اي رخ نخواهد داد. به بيان روشن، تصور غالب اين دسته آن است كه پرونده ايران به احتمال زياد به شوراي امنيت ارجاع نمي‌شود زيرا اين كار به سود آمريكا و به ضرر رقباي اروپايي، روسيه، چين و ... واشنگتن است. پس اين تهديدها بلوف سياسي است. ثانيا و به فرض هم كه پرونده هسته‌اي به شوراي امنيت ارجاع شود، آنان فرصت مصالحه خواهند داشت چون موقعيت كشور بسيار مستحكم است و طرف مقابل آسيب‌پذير و به ايران نيازمند.

3. در اينكه جمهوري اسلامي ايران در وضعيت استثنايي قرار دارد، اصلاح‌طلبان نيز ترديد ندارند. به لحاظ اقتصادي علاوه بر صندوق ذخيره ارزي، درآمدهاي نفتي كشور بي‌سابقه و دور از انتظار است (امسال درآمد نفتي ايران بيش از 50 ميليارد دلار خواهد شد كه بيش از دو برابر درآمد كشور در سال 56 است). از نظر منطقه‌اي نيز به جاي دو دوشمن مستبد و فاشيست (طالبان و صدام) در شرق و غرب ميهن، اشخاص و احزاب دوست ايران در افغانستان و عراق به قدرت رسيده‌اند. اروپا، روسيه، چين و ... نيز در شرايط عادي خواهان ارجاع پرونده ما به شوراي امنيت نيستند زيرا مي‌دانند اين اقدام يعني دادن اختيار و ابتكار حل ديپلماتيك مساله به آمريكا يا تند كردن فضا به سود آن دولت. افزون بر آن اروپا مايل نيست اولين تجربه‌اش در حل يك مساله بين‌المللي، پس از فروپاشي بلوك شرق و خروج جهان از حالت دو قطبي، به شكست بيانجامد و واشنگتن حلال نهايي چالش‌هاي بين‌المللي قلمداد شود.

به اين ترتيب اختلاف اصلاح‌طلبان و محافظه‌كاران در تحليل موقعيت و امتيازات ويژه ايران و نيز در وجود اختلاف در قدرت‌هاي بزرگ نيست بلكه اختلاف ناشي از تحليل اوضاع و سياست‌هاي متخذه است. راهبرد و راهكارهاي نامناسب مي‌تواند نقاط قوت مذكور را به نقاط ضعف تبديل كند. به همين دليل معتقديم بايد از اين فضا براي حل مشكلات تاريخي كشور و توسعه همه‌جانبه ميهن و بهبود وضع ايرانيان حداكثر استفاده را بكنيم زيرا همه اسباب بزرگي كشور جمع شده‌اند.

راه دستيابي به اين هدف نيز تداوم سياست آقاي خاتمي است كه با تعليق داوطلبانه غني‌سازي، علاوه بر اينكه امنيت ملي و عمومي ايران را تأمين كرد، آن هم در شرايطي كه كاخ سفيد از پيروزي در عراق مست بود و آماده هرگونه ماجراجويي عليه كشورمان، امتيازات مهمي نيز بدست آورد (به رسميت شناختن دانش هسته‌اي، موافقت با عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني، مهار گروه‌هاي تروريستي معارض جمهوري اسلامي، همكاري در تاسيس 10 نيروگاه اتمي ديگر، تضمين سوخت 40 ساله همه نيروگاه‌هاي كشور و حتي آزادي تحقيقات هسته‌اي). تنها خواست اروپا، تعليق غني‌سازي آن هم به صورت داوطلبانه و همچنين عدم حمايت از تروريزم بوده است.

به نظر اصلاح‌طلبان جمهوري اسلامي با سياست‌هاي صحيح مي‌تواند مانع اجماع جهان عليه خود شود و چالش با غرب اجتناب پذير است. كما اينكه در دوره آقاي خاتمي ايران در موقعيت بسيار مناسب بين المللي قرار گرفت و بسياري از تهديدها عليه ميهن خنثي شد. به باور اصلاح‌طلبان استفاده مناسب از فرصت در شرايط كنوني نيز منوط به تداوم تنش‌زدايي و اعتماد سازي و جلب همكاري هر چه بيشتر جهانيان در جهت توسعه همه‌جانبه ايران است. در حقيقت ما بيست و هفت سال بعد از پيروزي انقلاب بايد بتوانيم به وضعيتي برسيم كه نسل جوان در مقايسه ايران با كره جنوبي، مالزي، سنگاپور، و حتي چين احساس غبن و عقب‌ماندگي نكند.

4. به نظر من اقتدارگراها به اميد فتح بصره‌اي در اين زمينه هستند تا در مذاكره با آمريكا و اروپا، ايران از موضع قدرتمندتري سخن گويد و بدين منظور دست به ريسك بزرگي زده‌اند و كشور را در موقعيت آسيب‌پذيري قرار داده‌اند. فرار مغزها و تخصص‌ها و سرمايه‌ها در سال جاري، كاهش 35 درصدي شاخص بازار سهام، تداوم مشكلات اقتصادي قشرهاي آسيب‌پذير، ابهام در مورد آينده، ركور اقتصادي و ... از يك طرف و انزوا و تحريم تدريجي بين‌المللي و احتمال رفتن پرونده ايران به شوراي امنيت از طرف ديگر دستاورد چند ماهه حكومت يكدست است. در صورت تداوم سياست‌هاي نادرست، كشور در به وضعيت خطرناكي غوطه ور خواهد شد.

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه