|
|
|||
ايران در مرحلهای تازههفته گذشته، جمهوري اسلامي با کارگران شرکت واحد و قدرت هاي جهاني به يک زبان سخن گفت: زور. سخني که در جهان انعکاس گسترده يافت. پاسخي هم که گرفت زور بود. پرونده هسته اي به شوراي امنيت سازمان ملل فرستاده شد. در هفته اي که مصاحبه روشنگر دکتر عبدالکريم سروش، پرتوي تازه اي به ماهيت گروه برآمده از انتخابات تابستان امسال افکند و آن را تجلي سازمان يافته فاشيسم در ايران معرفي کرد، مبارزه اجتماعي در داخل کشور و تحولات جهاني وارد مرحله تازه اي شد. مرحله اي که هاشمي رفسنجاني آن را "جديد"، "جدي" و "خطرناک" توصيف کرد. محمدالبرادعي هم آن را " تازه" و"مهم" دانست. اعضاي هيات رئيسه فراکسيون اقليت مجلس ـ اصلاح طلبان حکومتي ـ هم که به ديدار هاشمي رفتند، همين نگراني را منعکس کردند. محمد رضا تابش، رئيس اين فراکسيون و خواهر زاده محمد خاتمي از هاشمي رفسنجاني خواست وارد صحنه شود. البته هاشمي زودتر از اين به ميدان آمده بود. روزنامه شرق، زنجيره سفرهاي سياسي هاشمي رفسنجاني حول محور "مشهد ـ تهران ـ قم" را ناظر به ابلاغ "پيام خاص" دانست. رفسنجاني که با روحانيون عالي مقام همه جناح ها ملاقات کرد، به ديدار "مجمع مدرسين و محققين" هم رفت و در عمل نشان داد که مي کوشد در رأس ائتلاف ناگزير اصلاح طلبان حکومتي قرار گيرد. حتي شايع شد که رئيس "مجمع تشخيص مصلحت نظام" به ديدار آيت الله منتظري، روحاني سالخورده مغضوب قدرت هم رفته است. اين شايعه تکذيب نشد و روز بعد مصاحبه آيت الله منتظري به عنوان "يکي از بنيانگذاران حکومت جمهوري اسلامي" با هفته نامه معتبر نيوزويک، روي سايت ها منتشر شد. قائم مقام سابق رهبري، که اکنون قديمي ترين و به لحاظ مذهبي بالاترين مقامي است که "انقلاب اسلامي" را تئوريزه و عملياتي کرد، در اين مصاحبه به صراحت تمام از برباد رفتن همه آرمان هاي اين انقلاب سخن گفت. او در حالي از غلبه زبان "زور"، "بگير و ببندها" و "زنداني کردن" سخن گفت که در همان حال صدها کارگر زنداني شرکت واحد، در حال اعتصاب غذا در زندان اوين بودند. آنها به دنبال يورش بي سابقه ماموران به خانه هاي کارگري، همراه با همسران و کودکان شان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس دستگير شده بودند. غلامرضا ميرزايي، سخنگوي جديد "سنديکاي شرکت واحد" در اعلاميه اي که زبان آن به کلي با ادبيات دو دهه گذشته تفاوت مي کرد، خبر از "اسير شدن" هزار نفر و يا بيشتر داد. اين فرازها در بيانيه کارگران شرکت واحد، خبر از ورود مبارزات اجتماعي به مرحله تازه اي مي دهد: "کارگران شرکت واحد اسير شده اند تا دستمزد بيشتري که با آن بتوانند فرزندان و همسران شان را از هر نظر تامين کنند، نخواهند. اسير شده اند تا ديگر حرف از سنديکا و متشکل شدن نزنند و پراکنده بمانند. اسير شده اند که حرف از اتحاد، حرف از اعتصاب، حرف از حقيقت و دنيايي که شايسته آنهاست نزنند. عليه اجحافات و ظلمي که به آنها مي شود دم در نياورند و ساکت باشند." اين اعلاميه هم مانند کل ماجراي اعتصاب کارگران، با سانسور مطلق در ايران رو به رو شد. مطبوعات کشور که دستور دارند "شتر اعتصاب" را ناديده بگيرند، سکوت کرده اند. و در همين حال، پيوستن دانشجويان و کارگران از تهران و شهرستان ها، به جنبش اعتراضي کارگران واحد، تحولات اجتماعي را وارد مرحله تازه اي کزد. جنبش اصلاح طلبي که در حدود مطالبات طبقه متوسط شهري باقيماند، انتخابات را به کساني باخت که توانستند از مطالبات اقشار اجتماعي ديگر بهره برداري کنند. اکنون دامنه تحول گسترده تر مي شود. هفته گذشته، طبقه کارگر ايران که فقط با حضور او انقلاب بهمن به موفقيت رسيد، به ميدان آمد. اين صداي سرنوشت ساز که در ايران سانسور شد، در جهان انعکاس يافت. سازمان هاي جهاني حقوق بشر و نيروهاي آزاديخواه به پشتيباني کارگران آمدند. اعلاميه حزب سوسياليست فرانسه، فضاي جهاني را به خوبي نشان مي دهد: "با قاطعيت تمام اين تجاوزات به حقوق انسان ها توسط رژيم تهران را محکوم کرده، مراتب همبستگي و دلبستگي خود را با اعتصاب کارگران شرکت واحد و کليه سنديکاليست هاي زنداني و ديگر زندانيان سياسي و عقيدتي که از راه هاي مسالمت آميز در پي استقرار حقوق بشر و دموکراسي و آزادي اند، اعلام مي داريم." جرج بوش، در سخنراني سالانه خود، سرکوب کارگران را محکوم کرد. در اتاوا، پايتخت کانادا، تظاهرات بزرگي بر پا شد که مقامات رسمي کارگري اين کشور در آن شرکت کردند. فعالان سياسي ـ فرهنگي ايران هم با انتشار نامه اي، که تعداد بيسابقه اي امضاء در پاي خود داشت، به اعتراض برخاستند. انتشار اين نامه که امضاء کنندگان آن از فعالين سياسي بيرون از حاکميت و در عقايد گوناگون بودند، خود تحولي مهم به حساب مي آيد و درکناراعلاميه هاي جبهه مشارکت و نهضت آزادي به وزنه سنگين تري تبديل مي شود. و به اين ترتيب هفته پيش، حقوق کارگران ايران به 6 مسئله مهم جهاني، که 4 مورد آن به جمهوري اسلامي مربوط مي شود، پيوند خورد. کارشناساني که در آستانه برگزاري کنفرانس جهاني داووس، مسائل مهم پيش رو را بررسي مي کردند، 4 مسئله مهم جهاني را در ارتباط با ايران يافتند: پرونده هسته اي، انتخابات عراق، صلح خاورميانه و افزايش بهاي نفت و طلا. و در همين اجلاس مرکزي جهان سرمايه داري بود که 6 قدرت جهاني تصميم گرفتند پرونده هسته اي ايران را به شوراي امنيت ارجاع دهند. سخنان بسيار تند خانم مرکل صدر اعظم آلمان، جک استراو وزير خارجه انگلستان، کوندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا در اين اجلاس با موضع گيري بي سابقه جرج بوش در سخنراني سالانه او تکميل شد. جرج بوش در سخناني که مرتب با کف زدن هاي تشويق آميز خانواده کشته شدگان آمريکا در عراق قطع مي شد، خواستار منکوب کردن نظام جمهوري اسلامي شد که مرکل آن را "تهديد عليه همه دنياي دمکراتيک" خوانده بود. فرانک والتر اشتاين ماير، وزير خارجه دولت جديد آلمان، پس از بازگشت از اجلاس لندن گفت: " ظاهرا در ايران تصور کرده اند که با سياست هاي تنش آفرين مواضع حکومت تقويت مي شود، اما نتيجه برعکس است." دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريکا در سخنراني صريحي گفت: "ما خود را براي يک دوره جنگ طولاني آماده کرده ايم. اين جنگ ها مانند دوران جنگ سرد طولاني خواهد بود. جنگ عليه تروريسم با همه اهرم ها و وسايل موجود، از جمله فشار اقتصادي، ساسي و در صورت لزوم نظامي به پيش برده خواهد شد. فشار نظامي بايد تا حد امکان زير پوشش سازمان ملل انجام شود، اما در صورت لزوم بدون تصويب شوراي امنيت نيز انجام پذير خواهد بود." در همين هفته برخي منابع اطلاعاتي غربي خبر دادند: "جان بولتون آماده رهبري
شوراي امنيت براي مجوز حمله به ايران" مي شود. و مطبوعات انگليس از "خوزستان" به
عنوان "جبهه نخست در جنگ عليه ايران" نام بردند، و به اين ترتيب اخبار قبلي مبني بر
طرح آمريکا براي اشغال استان هاي نفت خيز ايران را مورد تاييد قرار دادند. و به
سلسله انفجارهاي خوزستان در سال جاري معنا بخشيدند. پاسخ جمهوري اسلامي هم تهديد متقابل بود. احمدي نژاد که مي کوشد "گفتمان 57" را زنده کند، به تقليد از بنيانگزار جمهوري اسلامي گفت: "آمريکا نمي تواند غلطي بکند"؛ و با وام گيري جمله معروف آيت الله بهشتي فرياد زد: "بگذار از عصبانيت بميرند." وزير دفاع جمهوري اسلامي هم که در معيت رئيس جمهور براي بازديد از تاسيسات نظامي بندر بوشهر رفته بود، اعلام کرد: "نيروهاي مسلح از چنان آمادگي بالايي برخوردارند که در صورت هر گونه تعرض همچون صاعقه ضربات کوبنده خود را بر متجاوزان وارد مي کنند." مقامات جمهوري اسلامي به مصوبه اجلاس لندن هم که خواستار ارجاع پرونده اتمي به شوراي امنيت شده بود، با سخنان تهديد آميزي پاسخ گفتند که خبر از خروج ايران از ان. پي. تي و از سرگيري غني سازي مي داد. هفته گذشته، همه رويدادها نشان دادکه جمهوري اسلامي قصد عقب نشيني ندارد. جواد منصوري، مشاور وزير امور خارجه هم علت را توضيح داد: "با هر گونه عقب نشيني در زمينه پرونده هسته اي، موضوعات ديگر را مطرح خواهند کرد." پيش از او علي لاريجاني هم گفته بود: "بعد از پرونده هسته اي نوبت به حقوق بشر و مسئله فلسطين مي رسد." و به اين ترتيب روشن تر شد که غرب متحد مي خواهد اولين مهره "دومينو" را بياندازد و تا پايان بازي را شاهد باشد. جمهوري اسلامي هم در پشت نخستين و مهم ترين سنگر ايستاده، تا پايان اين بازي را تغيير دهد. هفته اي آکنده از زبان زور و تهديد به سر آمد، و هفته اي آغاز شد که به تاسوعا و عاشورا مي رسد. روزهايي که با سالگرد انقلاب اسلامي به هم رسيده اند. در اين تصادف پيامي تاريخي هست؟
|
||||
|