بازگشت به صفحه اول

از عصرنو

 
 

 

مصاحبه دویچه وله با هوشنگ کشاورز صدر

مقايسه اوضاع کنونی با دوران مصدق و ملی‌شدن نفت

مصاحبه‌گر: عباس کوشک جلالی

·         كشاورز صدر: وقتی از منافع ملی می‌گوییم، یعنی مصالح جامعه را در نظر گرفته‌ایم. در مورد مسئله‌ی اتم مطلقا این امر در نظر گرفته نشده است 

آقاى هوشنگ كشاورز صدر پژوهشگر مسائل اجتماعى دانشگاه تهران، ، از ياران و همرزمان مصدق بوده است. او اكنون ۲۶ سال است كه در تبعيد، در خارج از كشور به سر مى‌برد. هوشنگ كشاورز صدر در مورد طرح هاى اتمى ايران، شرايط حساس كنونى و مقايسه اوضاع کنونی با دوران مصدق و ملی‌شدن نفت، به سوال هاى گزارشگر صداى آلمان پاسخ مى گويد.

دویچه وله: آقای محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور اسلامی، در ارتباط با قطعنامه‌ی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر ارجاع پرونده‌ی اتمی ایران به شورای امنیت، این قطعنامه را بشدت رد کرده است. احمدی‌نژاد برنامه‌ هسته‌ای جمهوری اسلامی را با ملی‌شدن نفت در دوران مصدق مقایسه کرده و آن را یک حق ملی دانسته و گفته است،‌ دولت از این حق دفاع می‌کند. آیا می‌شود شرایط کنونی را با دوران مصدق و ملی‌شدن نفت مقایسه کرد، این قیاس صحیح است؟

 کشاورز صدر: باید بگویم كه این قیاس درست نیست. مسئله‌ی فناوری هسته‌ای جزو حقوق مردم ایران هست، ‌ملی کردن نفت هم جزو حقوق ملی مردم ایران است. هردو. منتها تفاوت از زمین تا آسمان است. تفاوت بسیار دارند. به این دلیل تفاوت دارد، که منافع ملی اولویت‌هایی دارد. وقتی از منافع ملی می‌گوییم، یعنی مصالح جامعه را در نظر گرفته‌ایم. مصالح ملی را در نظر داریم. مصالح فرد فرد ِ جامعه را در نظر داریم. اما در مورد مسئله‌ی اتم مطلقا این امر در نظر گرفته نشده است. حال این‌که در مورد ملی شدن نفت دقیقا این امر در نظر گرفته شده بود و نتیجه‌اش آن شد که ما در دوران نفت، پیش از ملی‌شدن کمتر از شش‌صدهزار لیره درآمد داشتيم و بعد از آن در دوره‌ی آریامهری (اين مبلغ) رسید به ۲۱ میلیارد دلار. این بدین معناست که مردم هزینه‌ای نپرداختند و منافع بزرگی بدست آوردند. در رابطه با مسئله‌ی اتم ما اکنون در بحران بسیار بزرگی هستیم. ببینید، در مسایل آن‌روز تمام جهان با ما همراه بود. امروز ما با نابخردی تمام دنیا را در مقابل خودمان قرار داده‌ایم. این شوخی نیست. دفاع از منافع ملی به معنای به‌خطرانداختن منافع ملی و ایجاد خسران و زیان‌های بزرگ ملی نیست. آیا هیچ صورت‌حسابی بابت هزینه‌ی اینکار به مردم پرداخت شده است یا نه! این صورت‌حساب پرداخت نشده است. مصدق روز به روز گزارش کار نفت، زیان‌ها، منافع، زیان امروز و منافع آینده را با مردم درمیان می‌گذاشت. الان ما در دو نظامی هستیم که این دو نظام، هیچکدام‌شان، صورتحسابی در مورد اقداماتی که در این زمینه کرده‌اند، به مردم نداده‌اند. مردم باید طلب کنند که آقا، نفع و زیان‌شان در اینکار چیست؟ باید این را سوال کنند.

ببینید، مدت‌هاست در دو رژیم (گذشته و كنونی) برای اینکار هزینه می‌کنند. هیچگاه نه رژیم گذشته، نه رژیم جمهوری اسلامی یک‌بار یک صورت‌حساب از هزینه‌های این‌کار به مردم ایران نداده اند. این امر زیان بزرگی را متوجه‌ی مردم ایران می کند که من، به‌عنوان آدمی که دور از سرزمین‌اش است‌، بسیار نگران مردم ایران و بسیار نگران سرزمین‌ام هستم،‌ که مثل مردمک چشمانم دوست‌شان دارم.

هنر مصدق در این بود که نقطه‌ی اپتیموم مطالبات مردم را از جهان درست شناخت و دست روی آن گذاشت و اشکال این حکومت (اصلا به آقای احمدی‌نژاد کاری ندارم، برای اینکه ایشان فردی‌ست که حرف‌هایی می‌زند عجیب و غریب)، در این‌ است که اصلا به منافع ملی توجهی نمی‌کند. اینها الان کشور را در آستانه‌ی خطری قرار داده‌اند که من بسیار بسیار سرانجام این وضعیت را مخاطره‌آمیز می‌بینم.

 دویچه وله: چه باید کرد؟ آیا به نظر شما امکان غنی‌سازی اورانیوم در روسیه وجود دارد و آیا اصولا اين كار صحیح است؟

 کشاورز صدر: من شخصا مخالف این‌کار هستم. نگاهی به تاریخ‌مان (نشان مى‌دهد كه ) ما سراسر از روسیه متضرر شده‌ایم. وقتی من تاریخ‌مان را می‌شناسم و می‌دانم که روابط ما با روسیه چه بوده، پس چگونه عنان‌ام را به‌دست آنها بدهم. خوب، تمام این منافع به جیب روسیه می‌رود و آخرهم ما صاحب هیچ چیزی نخواهیم شد. این امری‌ست بسیار ظریف که در حقیقت با بازی‌های سیاسی و با این نوع اقدامات حل نمی‌شود. این مسئله، به گمان من، شبحی‌ست از یک نابخردی سیاسی و اجتماعی که سراسر کشور را گرفته است و حتما، بهای آن را نه حاکمان روس که مردم ایران خواهند داد.

 دویچه وله: آقای کشاورز صدر، آقای رییس جمهور احمدی‌نژاد، در یکی از اظهاراتش گفته است ـ نقل به مضمون می‌کنم: خدا را شکر که چنان مقدر کرده، که دشمنان ما احمق باشند. آیا این نوع سخنان در فرهنگ سیاسی امروز جایی دارند؟

 کشاورز صدر: اصلا چنین سوالی از من نکنید، برای این‌که من در مکتب مصدق تربیت شدم. یعنی من که شاگرد کوچک آن مکتب بودم، نه با این نوع دیالوگ و گفت‌وگوى سیاسی آشنایی دارم و نه اصلا به آن نگاه می‌کنم. در جهان امروز این شیوه‌ی گفت‌وگو، در حقیقت برداشتی برای جهان درست می‌کند که الان حاصلش را داریم می‌بینیم و بیشتر هم خواهیم دید.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه