بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
 
مانع تداوم شكست شويم

تاج زاده

 

قطعنامه اخیر شوراي حكام آژانس در مورد گزارش پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل دارای پیامدهای گسترده وتاثیرگذار علیه ایران بوده و از جهات عديده قابل تامل و عبرت آموز است. در اين باره نكاتي را به استحضار مي‌رساند:
1. از ابتداي طرح اين پرونده تاكنون، اصلاح‌طلبان با ارسال چند نامه به مقام های عالی، مذاكرات با مسئولان ، صدور بيانيه‌ها ، انجام مصاحبه و برپايي سخنراني و پرسش و پاسخ تلاش زيادي كردند تا ضمن دفاع از حقوق ملت، راه ديپلماسي و گفت‌وگو مسدود نگردد و اين پرونده به شوراي امنيت ارسال نشود. شكست ديپلماسي اقتدارگراها در اين زمينه نشانگر بي‌توجهي به اين هشدارهاي دلسوزانه است.
2. آقاي خاتمي و همكارانش با ارزيابي واقع بينانه از شرايط، راه رسيدن ايران به دانش و صنايع هسته‌اي و نيروگاه‌هاي اتمي را در اعتمادسازي جهاني و جلوگيري از اجماع قدرت‌هاي بزرگ عليه ايران و ايجاد ارتباط با افكار عمومي اروپا و آمريكا، در همراهي با افكار عمومي ايرانيان و مسلمانان مي‌دانستند. تعليق داوطلبانه بخشي از فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران يعني غني‌سازي اورانيوم، هزينه كوتاه مدتي بود كه جمهوري اسلامي براي آن سياست مي‌پرداخت. اين روند در دوره حكومت يكدست تغيير كرد و حاصل كار تا به اينجا، گزارش پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت است.
3. اگر ارزيابي صحيح از سياست‌هاي چند ماه گذشته و عملكرد مسئولان اين پرونده صورت نگيرد، اين خطر وجود دارد كه فكر و برنامه‌اي كه كشور را به اين نقطه رسانده است، ميهن و مردم را درگير چالش‌هاي سخت‌تر و پرهزينه‌تر كند كه نتيجه آن در بهترين حالت باخت طرفين است. ايرانيان فرصت‌هاي طلايي رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعی را از دست مي‌دهند و غربيان نيز متحمل زيان‌هايي خواهند شد كه قابل پيش‌‌بيني نيست. پس نقد عملكرد اقتدارگراها در سياست خارجي در اين شرايط نبايد به منظور مچ‌گيري يا تضعيف روحيه آنان يا حتي اثبات فكر و برنامه مناسب‌تر خاتمي در عرصه جهاني باشد، بلكه هدف، تغيير و اصلاح اين مشي شكست‌خورده است.
4. فهرست كشورهايي كه به قطعنامه پيشنهادي اروپا راي مثبت دادند، عدم شناخت‌گردانندگان اين پرونده را از روابط بين‌الملل و جايگاه كشورها در نظام بين‌المللي نشان مي‌دهد. علاوه بر آمريكا و اروپا، روسيه، چين، هند، ژاپن،‌ كره جنوبي و تعدادي از اعضاي غيرمتعهدها از قبيل غنا، يمن، اكوادور عليه جمهوري اسلامي راي دادند. همين مساله به تنهايي ميزان ناكامي ديپلماسي جديد را ثابت مي‌كند.
5. صدور قطعنامه شديد اللحن ايران در اجلاس مهرماه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، محكوميت سخنان آقاي احمدي نژاد در شوراي امنيت سازمان ملل و سرانجام گزارش پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت پس از آنكه تمام كشورهاي بزرگ جهان عليه ايران به توافق رسيدند، كارنامه ديپلماتيك اقتدارگراها در مدت شش ماهي است كه از مراسم تحليف رئيس جمهور جديد مي‌گذرد. قطعنامه مهر ماه هشدار مهمي به حكومت يكپارچه بود كه به آن بي‌توجهي شد. به محكوميت‌ شوراي امنيت نيز درباره سخناني از قبيل ضرورت محو اسرائيل از نقشه جهان، كه حتي حماس نيز آن را مطرح نمي‌كند، بي‌‌اعتنايي شد. چنانچه امروز نيز به ابعاد قطعنامه اخير توجه نكنيم به نقطه‌اي مي‌رسيم كه آقاي باهنر هفته گذشته در اراك ترسيم كرده است. "اصولگرايان بايد براي جنگ آماده شوند."
6. اظهارات متناقض اقتدارگراها درباره گزارش پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت بيانگر آن است كه حكومت يكپارچه آن چنان كه در ظاهر نشان مي‌دهد يكدست نيست و نه تنها نمي‌داند چه مي‌خواهد و خط قرمزش كجاست، بلكه علائم متناقض ارسال مي‌كند و همين مساله آنان را در برابر قدرت‌هاي بزرگ آسيب‌پذير مي‌كند. زيرا آنان متوجه نمي‌شوند كه تا كجا مي‌توانند با جمهوري اسلامي همكاري كنند. به چند نمونه از اظهارات اقتدارگراها در 24 ساعت گذشته توجه كنيد:
"عدم اجماع 35 عضو شوراي حكام درباره گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت، نشانگر پيروزي ديپلماسي جمهوري اسلامي است."
"گزارش يا ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت يعني "پايان ديپلماسي" و "تير خلاص به گفت‌وگو" ."
"به جاي مذاكره با روسيه و چين، با آمريكا مذاكره كنيم. روسيه از آمريكا بدتر است."
"آمريكا براي حمله نظامي نياز به مجوز شوراي امنيت دارد و بعيد است كشورهايي همچون روسيه و چين با اين مورد موافقت كنند."
"بعد از جنگ ويتنام و لطمه جبران ناپذيري كه به حيثيت و پرستيژ آمريكا وارد شد، اين كشور جنگي را شروع نمي‌كند مگر از برد آن اطمينان داشته باشد. به خصوص اگر طرف مقابل كشوري همچون ايران اسلامي و انقلابي باشد كه بارها موجب بي‌آبرويي آمريكا شده است."
"آمريكا براي تحريم ايران علاوه بر راضي كردن متحدان خود، بايد چين و روسيه را هم راضي كند، امري كه سخت و پرهزينه خواهد بود."
"شكست اجماع افتضاحي براي بانيان قطعنامه بود."
"قطعنامه اخير منعكس كننده نگراني برخي كشورهاي معدود عليه ايران است."
"ما آماده مذاكره هستيم و امكان بررسي طرح روسيه يا هر طرح مشابه ديگري وجود دارد."
"بايد اروپا را در رديف آمريكا قرار دهيم و ضمن تحريم آنها حجم بيشتر مبادلات اقتصادي خود را به كشورهاي شرقي سوق دهيم."
"ضرورت خروج از NPT" در كنار "اينكه بهترين اقدام پافشاري بر جايگاه آژانس و معاهده است و اينكه هيچ گونه دلالتي بر انحراف ايران از پرونده صورت نگرفته است."
7. شنيدم مسئولان اين پرونده به جاي تصحيح برنامه و عملكرد خود، در تلاشند رسانه‌ها را از بحث درباره "ناكامي ديپلماسي اقتدارگراها" و نيز "پيامدهاي خطرناك تصميمات احتمالي شوراي امنيت سازمان ملل" بازدارند. خوشبختانه پذيرفته‌اند، هنوز راه مذاكره و ديپلماسي بسته نيست.
8. بارها گفته‌ام اين پرونده "ملي" است زيرا علاوه بر منافع ملي، امنيت ملي و عمومي كشور و تا حدودي منطقه به آن وابسته است. به همين دليل هيچ فردي در هيچ سطحي حق ندارد براساس ذهنيات يا منافع خود به تنهايي درباره آن تصميم بگيرد و تبعات آن را ملت ايران تحمل كند. اين پرونده ملي است پس همه ملت حق دارد و بايد درباره ابعاد و جزئيات آن آگاه شود تا بتواند درست و مناسب تصميم بگيرد. بنابراين لازم است صداوسيما، رسانه‌ها و ... با دعوت از صاحب‌نظران موافق و مخالف ديپلماسي اقتدارگراها در اين زمينه ابعاد اين مساله را به بحث بگذارند و فضايي فراهم كنند تا مردم بدانند چه مخاطراتی میهن را تهدید می کند، چه راه كارهايي پيش رو است و فرصت‌ها كدام است. در آن صورت از تصميمات عاقلانه حكومت، ولواینکه در حال حاضر يكپارچه در اختيار اقتدارگراهاست، حمايت خواهند كرد. در غير اين صورت تلاش‌هاي تبليغاتي براي اينكه "توي دل مردم خالي نشود" راه به جايي نخواهد بود و حداكثر در حد يك مسكن موقت و كوتاه مدت موثر خواهد بود.
9. مهمترین گام, پرهیز از اتخاذ تصمیمات احساسی یا ماجرا جویانه پس از قطعنامه اخیر وبازگشت به سیاست های دولت اصلاحات است تا کشور با بحران جدی مواجه نشود.در شش ماه گذشته بسیاری از فرصت ها از دست رفت. نباید اجازه داد فرصت اندک پیش رو از کف برود ونتیجه اقدام های نسنجیده، تحریم اقتصادی ایران یا بدتر از آن، چالش نظامی باشد. هنوز می توان کارهایی در جهت مهار این بحران انجام داد که پس از گزارش احیانا منفی آژانس به شورای امنیت ممکن نخواهد بود.

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه