بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 

گوشهایی که نمی شنوند!

محمد مسعود سلامتی 

وقتی که خبرهای مربوط به وضعیت نابسامان حقوق انسانها درکشورمان را درپایگاههای خبری اینترنتی می خوانیم ویا ازدیگروسایل ارتباط جمعی می بینیم ومی شنویم. یک پرسش دراذهان خودنمایی می کند که چرا حکومت دربرابر انبوه درخواستهای داخلی وبین المللی نسبت به مراعات حقوق شهروندان ایرانی بی اعتنایی می کند؟ آیا حکومتگران می خواهند بگویند که دربرابرفشارهای داخل وخارجی مقاومت نموده وتسلیم آن نمی شوند ؟ اگرچنین باشد، آیا این امرقابل ستایشی است که گفته شود حکومتی دربرابرهرگونه فشاربه منظورپذیرش اصلی مقاومت می کند یا عملی درخور انتقاد ونقطه ضعف آن است؟ برای پاسخ به این پرسش باید فشارها را  معنا کرد :

1- مطالباتی که برپایه دلایل منطقی وقابل قبول بنا شده به نحویکه اگرازحکومتی پرسش شود که آیا منکراین اصول وارزشهاست حتی اگرناقض آن باشد منکر نقض آن اصول می گردد . درچنین حالتی هیچ حکومتی نمی تواند ادعا کند که تسلیم نشدن به این  مطالبات تحسین برانگیزاست. به بیانی دیگر پذیرش این نوع ازخواستها نه تنها واجد ارزش منفی نبوده بلکه مقاومت دربرابرآن به معنای نقصی درحکومت است.

2 – دسته دیگر مطالباتی است که حالت باج خواهانه دارد. باج خواهی عملی زورمدارانه است که به منظورکسب منفعت مالی یا سیاسی معدودی افراد یا گروهها صورت می گیرد. بطورقطع عدم پذیرش اینگونه فشارها که پایه منطقی ندارد تحسین برانگیزاست.(ازقبیل اینکه دولتی بخواهد با تهدید بخشی ازخاک کشوردیگررامتصرف شود)

 اماافراد و گروههایی که درحوزه حقوق انسانی فعالیت می کنند وخود را صرفا متعهد به حمایت ازجریان سیاسی واحدی نمی بینند کدامیک ازتقاضاهایشان حالت باج خواهانه دارد؟ تقاضای آزادی کلیه افراد محبوس به جرم اعلام نظر وعقیده ، تقاضای لغوحکم غیرانسانی اعدام، تقاضای به رسمیت شناختن حقوق برابربرای زنان ومردان ، تقاضای آزادی مطبوعات توقیف شده، تقاضای برسمیت شناختن تساوی حقوق برای همه اقوام  و...درواقع این مطالبات نه تنهادرشمارفشارهای باج خواهانه وزورگویی نیست بلکه اگربخواهیم آنرا به صفتی وصف نماییم بایستی آن را بشر دوستی وآزادیخواهی نام نهیم . بنابراین مقاومت دربرابراین مطالبات وعدم پذیرش این درخواستها نه تنها قابل تحسین نیست بلکه بعنوان نقص وضعف یک حکومت است.حکومتی که دربرابراین نوع تقاضاها بی اعتنایی می کند باید پاسخ دهد که چرا گوشهایش دربرابردرخواستهای بحق آزادیخواهان ونهادهای حقوق بشری ایران وجهان ناشنواست؟

حکومتی که میزان الحراره اش باتشدید جنبش های سیاسی اجتماعی وحتی فرهنگی بالا می رود و با اعمال خشونت بی ترحم سعی درفروکش کردن شعله های این جنبش ها می نماید وآنگاه که احساس نمود توانسته است نفسها رادرسینه ها حبس نماید . عطش سرکوبگری اش فرونشسته  با مهرورزی داد سخن ازآزادکردن زندانیان ومطبوعات و... سرمی دهد . اما درهمین حال نیز دراین ادعا صادق نیست. اظهارمی کند : دیگر"نیازی"! نیست که نشریات توقیف شوند اما نشریات توقیف شده را آزاد نمی کند . می گوید دیگردانشجویان نمی بایست به دادگاه احضار شوند اما اخراج وتعلیق وحتی احضارها نیزهمچنان مستدام است. می گوید کلیه دانشجویان دربند آزاد می شوند لیک مهربه آذرموکول می شود فطر به مبعث وپاییزبه زمستان اما همچنان این ادعا درحد دمیدن در بوقهای تبلیغاتی باقی می ماند وبلکه سیردادگاهها شتاب بیشتری می گیرد. آیا این نشان از مردم گرایی دارد یا مردم فریبی.

به چه دلیل طبرزدی باید قریب به 2000روزرادربند باشد . به جرم نوشتن؟ به جرم سخن گفتن ؟ به جرم اندیشه ؟ به جرم اظهارعقیده؟ طبرزدی آدم کشته است؟ طبرزدی اختلاس کرده است؟ طبرزدی منابع ثروت کشوررا بخاطرآمال جاه طلبانه برباد داده است؟طبرزدی چهره ای تروریست وقرون وسطایی و منفورازایران وایرانی نزد جهانیان به نمایش گذارده است؟ طبرزدی به ملت  ستم کرده است ؟  ....

 جرم گنجی چیست؟ جرم جاوید تهرانی چیست؟حیدرپور، داراب زند ، بختیاری ، محمدی ها ، باطبی، لهراسبی، دلدار، پیران، زرافشان، سلطانی ، سمیعی نژاد ، باستانی ، سیگارچی ، ساران ، شقاقی ، اقدامی ، ماسوری ، کلبی ، زمانی ، مهدوی، وفا، جوکار، پورمند، کوثری ، اسانلووخیل پرشماردیگراین اسامی به چه اتهامی محبوس اند؟ امروزکه درآستانه سالگرد انقلاب بهمن هستیم حرکتی که درابتدا قراربود آزادی را به ارمغان آورد آنان که برسریرقدرت تکیه زده  ومدهوش آنند ، گوش وچشم خود رابرفریادهای آزادیخواهان ورنجهای ملت بسته اند وخود را وارث این انقلاب می شمارند ، پاسخ گویند که تا چه میزان آزادی محقق شده است؟

محمد مسعود سلامتی

20 بهمن 84

http://rozane1.blogfa.com

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه