|
|
|||
|
آيا ماجراي کارتون ها نظير تبعيض نژادي است سام قندچي ماجراي کارتون هاي تمسخر آميز
مجله دانمارکي [http://en.wikipedia.org/wiki/Jyllands-Posten] و تظاهراتهاي برخي مسلمانان در اعتراض به اين کارتون ها اين بحث را پيش
آورده است که آيا ريشه همه اين درگيري ها تبعيض بر عليه مسلمانان در غرب است، نظير
تبعيض بر عليه سياه پوستان در آمريکا که جنبش حقوق مدني در دوران مارتين لوترکينگ
با آن دست و پنجه نرم کرد؟ بنظر من چنين نيست و اين بحث ها تشابه غلطي ايجاد
ميکند که براي توجيه جنايات اسلامگرايان بکار برده شده است و امروز شاهد خبر تازه
ترين اين جنايات يعني مرگ الهام افروتن در زير شکنجه در ايران هستيم
[http://groups.yahoo.com/group/IranscopeNews/message/6871] که بيانگر آنچه با آن روبرو هستيم است. الهام جوان
به بحث اصلي برگرديم. آيا تبعيض ضد برخي اعتقادات اسلامي نظير تبعيض نژادي ضد سياهان است؟ بيائيم مثالي بزنيم. سنگسار کردن زناکاران و يا کشتن مرتد اعتقادات اسلامي هستند. اين ها اعتقاداتي جناياتکارانه هستند. حالا با زبان طنز نظير کارتون فکاهي اين اعتقادات را به تمسخر گرفتن حد اقلي است که درباره آنها ميشود کرد. بنظر من کساني که اين نوع اعتقادات را دارند نه تنها نبايستي اجازه داشته باشند قاضي باشند، حتي در هيئت منصفه هم نبايستي باشند و انجام چنين اقدامي را در مورد آنها در کشورهاي غربي نه تنها تبعيض نميدانم بلکه آنرا اقدامي درست ميدانم که اميدوارم با رشد سکولاريسم در خاورميانه در آن بخش جهان نيز چنين شود.
آيا اعتقادات بالا اسلامي است؟ اين چيزي است که هر مسلمان و رهبر اسلامي بايستي پاسخ دهد. متأسفانه در زمان فتواي قتل سلمان رشدي اکثر مسلمانان به هر دليل، بسياري از ترس، سکوت کردند. در نتيجه تا موقعي که مسلماني مرگ بخاطر ارتداد يا سنگسار يا قطع عضو و امثالهم را رد نکرده است، آنها که سخن گوي اسلام هستند و اين اعمال جنايتکارانه را ترويج ميکنند، به نام همه مسلمانان حرف ميزنند. اين وضعيت مثل آن است که در غرب، اگر نظير زمان سوزاندن جوردانو برونو در آتش، امروز سوزاندن آنها که کافر تلقي شوند، بنام مسيحيت، همه جا گير بود، و مسيحيان در ارتباط با چنان عملکردهائي که بنام مذهب آنها انجام ميشد سکوت ميکردند.
در واقع تبعيض مذهبي موقعي است که کسي را صرف آنکه معتقد به مذهب اکثريت در غرب، يعني چون مسيحي نيست، تخطئه کنند. اما اگر کسي به مذهبي اعتقاد داشته باشد که قرباني کردن يک دختر باکره را در آغاز فصل باران هر سال تجويز کند، ديگر نميشود گفت که بي احترامي به آن مذهب تبعيض مذهبي است. وقتي اسلام کشتن کسي را که از اسلام خارج شده، درست بداند، حتي به شکلي که آيت الله منتظري ميگويد، يعني خروج با تبليغ ضديت با اسلام باشد، باز هم اين اعتقاد جنايت کارانه است، و نميتوان آنهائي که از چنين اعتقاداتي کارتون فکاهي بسازند را سرزنش کرد. اين حداقلي است که در مقابله با اين افکار ضد بشري ميتوان انجام داد.
آيا درست کردن کارتون از حضرت محمد بخاطر وجود اينگونه اعتقادات در اسلام درست است؟ واقعيت اين است که مگر آنکه فرقه اي از مسلمانان گزارش ديگري درباره اعتقادات حضرت محمد ارائه کند، همه جريانات اسلامي ميگويند که حضرت محمد هم نظير اکثر مسلمانان اينگونه اعمال را تقبيح نکرده بلکه آنها را تجويز کرده است. اگر در رابطه با حضرت عيسي داستان نجات يک روسپي از دست سنگسار را ميشنويم و گفتار وي که سنگ اول را آنکس که گناهي نکرده بزند، در ارتباط با اسلام، صاحب نظران آن حتي اين عمل عيسي را هم نفي ميکنند و ميگويند عمل سنگسار دستور حضرت محمد است. در نتيجه تا موقعي که مسلمانان و رهبران آنها بما نگويند که محمد و قران ضد اين اعمال هستند، مسؤل دانستن اسلام براي اين اعمال غلط نيست و کارتون ها هم بر اين واقعيت غم انگيز دنيای مسلمانان متکي است.
تا آنجا که به ترور مخالفين مربوط ميشود، من ميدانم که اکثريت مسلمانان آن را محکوم ميکنند و اعلام هم کرده اند. در نتيجه کارتون هاي در آن زمينه با واقعيت نميخواند.
خلاصه کنم برابر گرفتن تبعيض مذهبي و نژادي غلط است. مذهب يک سري اعتقادات است و اگر برخي از آنها جنايتکارانه است، نبايستي به آنها احترام گذاشت و همه توجيهات رلاتيويسم فرهنگي [http://www.ghandchi.com/314-Vision.htm] هم توجيه جنايات مذهبي است.
در پايان نکته اي را اشاره کنم. من مفصلاً در مقاله جداگانه اي راجع به اسلام و گلوباليسم توضيح دادم چرا در سطح جهاني ما با اين وضع در ارتباظ با اسلام روبرو هستيم [http://www.ghandchi.com/437-Geography.htm]. در اينجا ميخواهم در ارتباط با مقابله غرب با آن بنويسم.
امروز وزارت خارجه آمريکا گفت که براي اشاعه دموکراسي در ايران از کنگره
درخواست
همين عربستان و جمهوري اسلامي ايران سالانه ميلياردها دلار صرف تهاجم
فرهنگي اسلامگرايانه به غرب ميکنند. در مقابل کل آمريکا براي اشاعه دموکراسي
از بودجه
جالب است که نشريات جمهوري اسلامي اولين نشرياتي بودند که بودجه
در واقع امثال الهام افروتن ها درخت آزادي و سکولاريسم را اين سالها با فداکاري هاي بي شمار و دادن مال و جان در خاورميانه آبياري کرده اند. اميدوارم کشورهاي غرب هم از خواب بيدار شوند که با چه تهاجم فرهنگي اي روبرو هستند بجاي آنکه مناديان رلاتيويسم فرهنگي آنها را خام کنند همانطور که هيتلر و فاشيسم را توجيه کردند تا که فاشيسم اروپا را تسخير کرد [http://groups.yahoo.com/group/IranscopeNews/message/6867].
بنظر من با بودجه حاصل از درآمد نفت عربستان و ايران و هزينه هاي مالي که آنها براي اشاعه واپسگراترين اعتقادات اسلامي صرف ميکنند، نيروهاي سکولار و غرب نياز به مقابله فرهنگي جدي دارند، وگرنه در اين عرصه شکست خواهند خورد. تروريسم علت نيست، معلول است و معلول تبعيض ضد مسلمانان در غرب نيست بلکه معلول هزينه هاي هنگفتي است که کشورهاي خاورميانه صرف بقاي رژيم هاي مذهبي-سياسي خود ميکنند و با بحث تبعيض براي خود توجيه ميتراشند وقتي يک يهودي در عربستان يا شيخ نشين هاي خليج فارس نميتواند براحتي حتي سفر کند تا چه رسد به آنکه در آنکشورها زندگي کند، و اين دولت ها برای گمراه کردن مردم از تبعيض مذهبي ميگويند، و امثال نلسون ماندلا ها و چپي هاي هند با اينگونه شعار ها از جمهوري اسلامي پشتيباني ميکنند.
به اميد جمهوری آينده نگر فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران،
سام
قندچي، ناشر و
سردبير ايرانسکوپ 26 بهمن 1384 February 15, 2006
|
||||
|