بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

 

آدم عاقل زير بار زور مي‌رود يا نمي‌رود؟

احمد زيدآبادي
۲۷ بهمن ۱۳۸۴

در اين مقاله روي من به هر كه باشد به جمهوري اسلامي ايران نيست، چرا كه بارها با خود عهد كرده‌ام كه هيچ توصيه‌اي اعم از سلبي و ايجابي به جمهوري اسلامي نكنم.
دليلش هم اين است كه توصيه به جمهوري اسلامي نه فقط تاثيري در رفتار و كردار زمامداران آن ندارد، بلكه فارغ از انگيزه توصيه كننده، روزي روزگاري آن توصيه در كارنامه اعمال توصيه كننده، تحت دهها عنوان مجرمانه ثبت مي‌شود.

همينكه در دوران ظهور خاتمي به جمهوري اسلامي توصيه كرديم و توصيه خود را بارها و بارها با درد و هيجان فرياد زديم كه اين آخرين بخت خود را دريابد و به جاي بي‌اثر كردن او، به كمكش شتابد در غير اين صورت دهها بحران مهارناپذير خارجي و داخلي در انتظار كشور است، به گمانم بسمان باشد، چون درك طرف مقابل از اين نوع توصيه‌ها را به عيان تجربه كرديم!

در مورد پرونده اتمي هم كه گويا فقط بيان يك كلام كليشه‌اي در باره آن مجاز است و بس، ديگر جايي براي چون و چرا و احساس تكلف ملي و شرعي و غيره باقي نمي‌ماند.
به هر حال اگر كسي از من بپرسد كه آدم عاقل زير بار زور مي‌رود يا خير، پاسخ مي‌دهم كه: بله، حتما، قطعا!

ما همگي به هر ميزان هم كه اهل حريت و آزادگي باشيم، روزانه دهها حرف و عمل زور را تحمل مي‌كنيم و به روي مبارك خود نمي‌آوريم.

ارائه مثا اين بحث را شيرين‌تر مي‌كند. فرض كنيد سوار ماشين كرايه شده‌ايد تا به مقصدي برسيد. وقتي به مقصد مي‌رسيد راننده كرايه بيشتري را از شما طلب مي‌كند. از قضا اين راننده مردي قوي هيكل و بد دهان است و به يقين اگر كرايه دلخواهش را به او ندهيد، نه فقط شما را زير پا له مي‌كند، بلكه كلي هم فحش آب نكشيده نثار خاندانتان مي‌كند. حالا اگر شما عاقل باشيد، پول او را بدون درگيري و يا حداكثر با انتقادي كه او را از كوره به در نبرد، مي‌پردازيد و راه خود مي‌رويد و يا اينكه براي نرفتن زير بار زور با او گلاويز مي‌شويد و همه كتك‌ها و فحش‌ها را به بهاي نپرداختن صد تومان پول زور تحمل مي‌كنيد؟ به نظر من كه عقل و حتي آزادگي اقتضا مي‌كند كه از خير صد تومان بگذريم و در معرض عبور خاص و عام خواري كتك خوردن و فحش ركيك شنيدن را تحمل نكنيم.

ما نه فقط با برخي رانندگان، بلكه روزانه با انواع و اقسام افراد پررو بي‌تربيت و مسئوليت ناشناس چه در كوچه و خيابان و چه در ادارات و كلانتري‌ها روبرو مي‌شويم كه آشكارا زور مي‌گويند و هرگونه مقاومت جدي ما در برابر اين رفتار تبعات بسيار سنگين در بر دارد.

در همين نظام جمهوري اسلامي ما روزانه هزار حرف زور از دولتمردان گرفته تا روزنامه‌چي‌هاي تحت امر آن مي‌شنويم و دم هم بر نمي‌آوريم، زيرا به هزينه اعتراضش نمي‌ارزد!
در واقع مي‌خواهم بگويم كه زير بار زور رفتن يا نرفتن مانند بسياري ديگر از رفتارهاي اخلاقي قواعد خاص خود را دارد و به گمان من عمده‌ترين قاعده آن نيز به اهميت موضوعي كه مورد اعمال زور قرار گرفته و هزينه مقاومت در برابر آن بستگي دارد.

همانطور كه براي حفظ جان انساني مي‌توان دروغ گفت، همانطور نيز براي پيشگيري از فتنه و فساد و جنگ مي‌توان بسياري از زورها را تحمل كرد و مگر بزرگان ديني ما جز اين كرده‌اند؟ آيا پيمان صلح امام حسن با معاويه و پايبندي امام حسين به اين پيمان تا مرگ معاويه جز تحمل رفتار و عمل زورگويانه بني‌اميه بود؟

اما زورهايي هم هست كه يك فرد آزاده و حر تا پاي جان خود و خانواده‌اش هم در برابر آن مي‌ايستد. اين نوع زورگويي‌ها اگر پذيرفته شوند عزت ،‌سربلندي و گوهر انساني فرد را تباه مي‌سازند و از همين رو هر فرد آزاده ناگزير است كه از گوهر وجودي خود كه عزت انساني است به هر بهايي دفاع كند.

در واقع ارزش آدم‌ها به ميزان مقاومت و دفاع آنها در مقابل اين نوع زورگويي‌هاي ضد انساني بستگي دارد.

آنكه در مقابل هر زورگويي بي‌اهميت يا كم اهميت روزمره‌اي مثلا در مقابل دزد مسلح تا پاي جان مي‌ايستد، البته چندان عاقل به حساب نمي‌آيد، زيرا جان آدميزادي را فداي غرور و يكدنگي بي‌مورد خود كرده است.

آنكه هر نوع زوري را با هر شكل و ماهيتي مي‌پذيرد، اصولا انسان نيست، چرا كه عزت و شرافت خويش را تباه كرده و از انسانيت خود چيزي باقي نگذاشته است.

آنكه انواع زورها را در ترازوي عقل خويش مي‌سنجد و از موارد روزمره اما پرهزينه آن با بزرگواري عبور مي‌كند، اما در برابر موارد كه شرافت و عزت او را لكه‌دار مي‌كند، از جان شيرين خويش نيز مي‌گذرد، انساني حر است و آزاده.

حال پرسشي مي‌كنم كه ربطي هم به جمهوري اسلامي ندارد و آن هم اين است كه اورانيوم غني‌شده اگر براي توليد برق و كمك به زندگي اقتصادي مورد علاقه ما باشد، آيا مقاومت در برابر دست شستن از آن به فدا كردن جان آدميزادان مي‌ارزد يا اينكه حفظ جان آدميزاد تن دادن به اين «زور» را عاقلانه مي‌كند؟

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه