|
|
|||
قانون ناموجه انكار هولوكاست ۴ اسفند ۱۳۸۴ من هم مانند بسياري سعي كردهام تا از راه همدلي با كساني كه انكار هولوكاست را جرم ميدانند، منطق آنها را درك كنم، اما بايد اعتراف كنم گرچه منطق آنان را درك ميكنم، ولي آن را موجه نميدانم. تا آنجا كه من دريافتهام پارهاي از كشورهاي اروپايي نه به علت مقدس پنداشتن هولوكاست و يا امتياز قائل شدن براي خون يهوديان در برابر خون ديگران، بلكه از بيم ظهور دوباره فاشيسم كه جوامع آنها تجربه هولناكي از آن را از سر گذراندهاند، نسبت به هر نوع اقدامي كه از آن بوي يهودستيزي برخيزد، نگران ميشوند و تلاش ميكنند تا از راه اعمال مجازات قانوني براي منكران هولوكاست از گسترش انديشههاي نئوفاشسيم كه معمولا با انكار هولوكاست همراه است، جلوگيري كنند. طبيعي است كه من به عنوان يك مسلمان، هم از يهودستيزي بيزارم و هم با رواج انديشههاي فاشيستي مخالفم و هم براي انكار كشتار انسانهاي بيگناهي كه به دليل نژاد يا مذهب خود در اردوگاه هاي مخوف آشوويتس و داخائو و غيره در كمال غربت و بيپناهي قرباني شدند، دليلي نميبينم، حتي اگر از جزئيات اين رخدادهاي غير انساني اطلاع كاملي نداشته باشم. با اين همه، من نميتوانم بپذيرم كه در كشورهاي اروپايي كه هر نوع اظهار عقيده آزاد تلقي ميشود، افرادي به دليل به پرسش گرفتن آمار و ارقام يهوديان مقتول در اردوگاهها با مجازات قانوني روبرو شوند. به گمان من، قانون مجازات براي منكران هولوكاست، افزون بر آنكه نوعي خشونت فيزيكي در برابر يك اظهار عقيده- هرچند خطا- است، بلكه نتيجه دلخواه براي مهار نئوفاشيسم را هم در پي ندارد و مهمتر از آن، بهانه لازم را به برخي كشورهاي توسعه نيافته جهان ميدهد تا با استناد به اين استثناء، جلوگيري از اظهار نظر مخالفان خود را به صورت قاعده در آورند. پيامبر ما محمد كه درود خداوند بر او باد، فرموده است: الانسان حريص علي ما منع. انسانها نسبت به آنچه از آن منع ميشوند، حريص هستند. گمان نميكنم انسانهاي اروپايي از گفته پيامبر اسلام مستثني باشند. طبيعي است كه ذهن كنجكاو و ذات لجوج آدمي هميشه ميل به سرك كشيدن به حوزههاي ممنوعه را دارد و به ميزاني كه اين ممنوعيت بيشتر باشد، ميل و گرايش براي تجربه كردن آن نيز جديتر و دلپذيرتر ميشود. از همين روست كه گمان ميكنم ممنوعيت قانوني انكار هولوكاست كمك زيادي به پيشگيري از رواج آن نميكند بلكه روز به روز بر شمار كساني كه حتي براي سرگرمي به انجام اين كار وسوسه ميشوند، ميافزايد، به طوري كه ممكن است روزي تمام وقت دادگاههاي اروپايي صرف رسيدگي به پرونده منكران هولوكاست شود. سوء استفاده كشورهاي ناقض حقوق بشر نيز از اين مساله عيانتر از آن است كه نياز
به استدلال داشته باشد. البته ميتوان به بازجو پاسخ داد كه چرا استثناء را به صورت قاعده در آورده است و او هم ميتواند بگويد هر نظام سياسي استثناء خود را دارد و اگر قرار باشد، يك استثناء مجاز باشد، به چه دليلي چندين استثناء مجاز نباشد؟ وقتي هم كه استثنائات زياد شد، خود به خود قاعده ميشود!
|
||||
|