بازگشت به صفحه اول

از پيک ايران

 
 

 

چرا چنین بیانیه ای را امضاء نکرده ونمی کنم؟

کوروش گلنام

دیروز بیانیه ای با امضای یک صد نفر از شخصیت های سیاسی فرهنگی در باره بحران اتمی  رژیم ایران منتشر شد. با احترام به تهیه کننده و یا تهیه کنندگان این بیانیه و همه امضاء کنندگان آن که شور میهن و آزادی داشته و در این روزهای سرنوشت ساز و در روزگار سیاه تاریخ ایران، می خواهند گره ای از کار بگشایندو با سپاس از تلاش همه آنها، اما دیدگاه خود و ایراد های خود به این بیانیه و چگونگی و چرایی عدم امضای آن را بیان می کنم. این کار نه برای سنگ اندازی در این راه و نه از سر بی توجهی به خطر روز افزون یورش نظامی خانمان سوزی است که با بی کفایتی و بی مسئولیتی قدرت پرستانی زور گو، فریب کار، پنهان کار، خشونت خواه و تروریست پرور، میهن و مردم ما را تهدید می کند. نگارنده پیش از انتشار این بیانیه تلاش خود را نموده است و به شکلی خصوصی، هم دیدگاه ها و ایراد های خود را بیان کرده و هم آنرا کوتاه نوشته است اما در پاسخ از کار برد "زبان دیپلماتیک" در این بیانیه شنیده است و از "پذیرش بیانیه وسیله دیگران بی آنکه ایرادی بر آن کنند"!

با وجود نکته های درست و مثبت درابن بیانیه که سخن دل همه آزادی خواهان است از آن میان خواست برپایی حکومتی دموکراتیک در ایران و پشتیبانی از مبارزه مردم ایران برای دموکراسی و آزادی به جای یورش نظامی به ایران ، اما از آنجا که نگارنده سستی ها و کجی هایی در این بیانیه می بیند که در امر پیشرفت مبارزه مردم ایران برای دست یابی به آزادی و دموکراسی چاره گشا نبوده و حتا در این راه سردرگمی هایی ایجاد می کند، و از آنجا که به عنوان یک ایرانی که به اصل دموکراسی باور داشته و برای آزادی ایران و مردمان آن به سهم نا چیز خودتلاش می کند، وظیفه خود دیدم که بی توجه به آنکه "دیگران" چه می گویند و چشم بسته دنباله روی کنم، دیدگاه خود را درست یا نادرست بیان و آنرا در در دسترس همگان قرار دهم. اگر کمبودهایی که به آنها اشاره شده است، در این بیانیه وجود داشته باشد و این ایرادها درست باشد، معنایش این نیست که"دیگران چشم بسته " آنرا امضاء کرده اند بلکه نشان از این دارد که به دلیل شور و عشق به آزادی و زمان کم و گرداب هولناکی که در پیش روست، تا اندازه ای شتاب بکار برده اند.

1ـ از همآن آغاز و از همآن بند نخستین، بیانیه به بی راه و کج راه کشانده شده و" قاطعانه به حق انکار ناپذیر مردم  ایران بر دست آوری و بهره گیری از دانش و فنآوری هسته ای برای مقاصد صلح آمیز" تایید می کند! پرسش اساسی اتفاقن در همین نکته نهفته است. تهیه کنندگان این بیانیه باید بتوانند سند و مدرک و گفته ای بیابند که این حق را انکار کرده است و یا می کند! آیا در زمانی که رژیم "جمهوری" اسلامی با هزاران ترفند تلاش دارد که کار دزدانه و پنهان خود برای دست یابی به بمب اتم را فریبکارانه"استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای" بنامد( که همه ما و از آن میان تهیه کنندگان و امضاء کنندگان این بیانیه نیز به خوبی از آن خبر دارند) و با بهره برداری رذیلانه از پیمان نامه آژانس جهانی انرژی اتمی و اکنون که پس از 18 سال پنهان کاری اش رو شده است، آنرا "حق انکار ناپذیر مردم ایران" بنامد و خود را پشت مردم پنهان نماید، بیان چنین سخنانی آنهم در چنین بیانیه ای و تاکید بر آن درست در آغاز بیانیه، با هر هدفی که باشد، در خدمت این روند تزویر "جمهوری" اسلامی که تمام هم و غمش برای فرار از پاسخ گویی و تنبیه، و ادامه برنامه های شوم خود است، قرار نخواهد گرفت؟ آیا بحث و درگیری ایجاد شده، بر سر"حق مردم ایران برای اسفاده صلح آمیز از انرژی اتمی" است یا بر سر تلاش دزدانه رژیم حاکم برای دستیابی به بمب اتم؟ این چه "حق انکار ناپذیری" بوده است که با هزینه های نجومی و از راه های غیر قانونی و با یاری قاچاقچیان جهانی در پی دستیابی به آن بوده اند؟ این چه حق انکار ناپذیری بوده است که در راه رسیدن به آن از آژانس جهانی انرژی اتمی به شکل قانونی وبه عنوان عضو آن درخواست یاری نکرده است و در برابر، 18 سال به شیوه های مافیایی و  پنهانی عمل کرده است؟ آینده روشن خواهد ساخت که چه انسان هایی را که کمترین بویی از نقشه های آنها و کارهایشان در این زمینه برده اند( که نباید می بردند)، از سر راه بر داشته و نابود کرده اند؟چرا می خواهیم در چشم حقیقت خاک بپاشیم؟ اگر این زبان "دیپلماسی" است، اما زبان درستی و راستی نیست و من آنرا درک نکرده و با آن سر سازش ندارم!

2 ـ در بند 4 بیانیه آمده است که: "ما فعالیت های مخفیانه هسته ای جمهوری اسلامی در گذشته را محکوم می کنیم و.... ". در نگاه نخست، ایرادی دیده نمی شود و فعالیت های هسته ای رژیم را محکوم می کند که درست است اما کمی دقت نشان می دهد که هدف " فعالیت های مخفیانه هسته ای رژیم در گذشته است"! یعنی رژیم اسلامی اکنون از این فعالیت ها دست برداشته است! شگفت زده نمی شوید؟ رژیمی که هم زمان که در نشست ها و مذاکره ها شرکت می کرده است مرتب و یه شکل زیر زمینی کار پنهانش را دنبال کرده است(به بیانیه های گذشته سازمان جهانی انرژی هسته ای که چون نمی خواسته است زبان روشن بکار ببرد و از همین زبان دیپلماتیک بهره می گرفته است و بیش از 3 سال آزادی خواهان و ملت ما را شکنجه کرده است، نگاهی بیاندازید و نشانه های این ادامه کار پنهان را بیابید)، اکنون که دایره فریبش شکسته شده و دیگر به بهانه نشست و گفت وگو، مجالی در اختیار ندارد و آشکارا تلاش هایش را بیشتر کرده است، با این جمله بیانه، اکنون دیگردر این راستا تلاشی نداشته و آنچه نارسایی است در باره گذشته است! 

اگر این زبان دیپلماسی است، اما زبان راستی و راستی نیست و من آنرا درک نکرده و با آن سر سازش ندارم!

3 ـ بند 5 بیانیه می گوید:" مانسبت به اهداف واقعی رژیم ایران در برنامه های هسته ای آن بد گمانیم، و.."  هم میهنان گرامی، بد گمانیم یا اطمینان داریم؟ "بد گمانی"  در برابر یک پنهان کاری رسوایی که بوی گندش همه جهان را برداشته است و آن را درگیر کرده است و در راه است که به یک فاجعه بشری منجر شود، چه معنایی دارد؟ من چون بد گمان نیستم و تردیدی ندارم که در پشت پرده چه اهدافی قرار دارد و چه خواب و خیال های ضد انسانی نهفته است، این برخورد بیانیه را نیز نمی پذیرم چرا که اگر این زبان "دیپلماسی" است، اما زبان درستی و راستی نیست و من آنرا درک نکرده و با آن سر سازش ندارم.

4 ـ بند 7 بیانیه را کاملن می آورم:

"در این شرایط و برای تخفیف نگرانی های بین المللی در باره برنامه های اتمی ایران، ما از فراخوان جامعه بین المللی برای توقف کامل برنامه غنی سازی درایران به ازای تامین همه مواد و فنآوری لازم برای برنامه انرژی هسته ای حمایت می کنیم."

باز هم شگفت آور است! نخست اینکه اشاره به  "برنامه های اتمی ایران" نادرست است و می بایست "برنامه های اتمی رژیم ایران" باشد که دو چیز کاملن جدا هستند و مردم ایران کمترین نقشی در این سیاست شوم و پنهان کاری ها ی آن نداشته اند؛ و سپس این نکته که بیانیه در اینجا کاسه از آش داغ تر شده است! می بینید که شرط هم تعین کرده است! خود رژیم آشکار و پنهان بارها و بارها می گوید ما از هدف خود(یعنی غنی سازی اورانیوم و دقیقن به هدف ساخت بمب اتم) دست بر نمی داریم و به دلیل اینکه از نخستین گام، صد در صد هدفشان رسیدن به فناوری ساخت بمب اتم بوده است و همچنان هست چون تنها راه نگهداری از قدرت ضد مردمی و پایداری خود رادر آن می بینند(که نگارنده کمترین تردیدی در این باره ندارد)، همه پیشنهاد ها رانیز در راستای یاری رسانی به بهره برداری شفاف و آشکار صلح آمیز از انرژی هسته ای با بازی های کودکانه اما بسیار خطرناک خود، رد کرده است چون ماهیت قضیه همآنست که همه می دانند و اصولن ربطی به "استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای" ندارد، اما این دوستان بر چیزی که اصولن وجود خارجی ندارد و خود رژیم هم با همه رفتار و کردارش می گوید که وجود ندارد، پای می فشارند!  از سوی دیگر با چه جرأتی دوستان دردمند و درد آشنای ما می خواهند برای رژیمی که حتا نمی تواند امنیت در جاده ها را تأمین کند و در برابر کمترین حادثه های طبیعی درمانده و عاجز است که نمونه روشن و پیش روی همه آن، فاجعه زلزله در بم و وضعیت دردآور زندگی بازماندگان این فاجعه است؛ فراهم آوردن امکان دسترسی به تکنولوزی تاسیسات بسیار پیچیده و حساس انرژی هسته ای را خواستار می شوند؟ چگونه جرأت می کنند برای رژیمی که بیشترین مردم ایران را غرق در تباهی و بدبختی نموده است و ذخیره های بسیار بزرگی از دارایی و مال ملت را بباد داده است و از کمترین شایستگی برای اداره کشور بر خودار نیست و دارای اندیشه ها و پندارهایی بسیار پس مانده و پوسیده است، رئیس جمهور انتصابی اش خود را در هاله نور دیده و غرق در خرافه است؛ در رژیمی که مردم را به شلاق می بندند، دست می برند و چشم در می آورند و هیچ قانونی جز آنچه باندهای حاکم می خواهندو خود سرانه اجرا می کنند، بر قرار نیست، سپاه اسشهادی تشکیل می دهند و جز خون و خشونت چیزی نمی فهمند و جان مردم کمترین ارزشی برای آنها ندارد چنین درخواستی بکنند؟ اگر این زبان "دیپلماسی" است، اما زبان حقیقت و راستی نیست و من آنرا درک نکرده و با آن سر سازش ندارم.

سخن اصلی این است که این رژیم، نه منتخب مردم ایران در انتخاباتی آزاداست، نه شایستگی و کفایت دارد و نه از علم و دانش و تخصص کافی بر خوردار است حتا برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای. آیا درد و رنج و گرفتاری مردم ایران که بر دریایی از نفت و گاز نشسته اند، امروز تنها همین است که دست رسی به انرژی، گیریم صلح، آمیز هسته ای ندارند؟ بنا براین اگر این زبان "دیپلماسی" است، اما زبان حقیقت و راستی نیست و من آنرا درک نکرده و با آن سر سازش ندارم و به همین دلیل هم این بیانیه را امضاء نکرده و نمی کنم.     

سه شنبه، 2 اسفند 1384 ـ 21 فوریه 2006

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه