بازگشت به صفحه اول

از سايت محسن کديور

 
 

 

ولايت فقيه و مردم سالاری

محسن کديور

تقديم به دكتر سيد هاشم آقاجری

به نام خدا

خلاصه

ولايت فقيه مفهومي است كه پس از انقلاب اسلامي ايران به عنوان حكومت اسلامي شيعي بر سر زبانها افتاد و اكنون نزديك به ربع قرن از تجربه آن مي گذرد. يكي از سؤالات مطرح درباره سياست در ايران معاصر اين است، “آيا ولايت فقيه با مردم سالاري سازگار است؟” اين سؤال را از دو منظر مي توان پاسخ داد، يكي از زاويه انديشه سياسي و ديگري از دريچه جامعه شناسي سياسي و بررسي آنچه در ايران رخ داده است. اين مقاله از منظر اول به مسئله نگريسته است و سه پاسخ عيني را به مثابه سه رويكرد مطرح از هم تفكيك كرده است.
رويكرد اول: معتقد است كه ولايت انتصابي مطلقه فقيه تنها شكل حكومت اسلامي در عصر غيبت اوليا، معصوم دين است و مردم شرعا مكلفند آنرا بپذيرند. مردمي بودن حكومت به اين معني است كه حكومت مورد تأييد مردم است. اما مشروعيت هر تصميم و اقدامي در حوزه عمومي منوط به اين است كه به تأييد و امضاي ولي امر رسيده باشد. واضح است كه ولايت فقيه با مردم سالاري سازگار نيست. البته رجوع محدود به رأي مردم در شرايط اضطراري از باب ضرورت مجاز است و الا مردم سالاري نه مفيد است نه مطلوب. اين رويكرد را مي توان “نظريه رسمي” جمهوري اسلامي ايران دانست.
رويكرد دوم: معتقد است نه ولايت انتصابي مطلقه فقيه را مي توان عينا پذيرفت نه دمكراسي را تماما قبول كرد، بلكه با تصرف در هر دو و امتزاج آنها مي توان قائل به نوعي مردم سالاري اسلامي بنام “ولايت انتخابي مقيده فقيه” شد. مردم يا نمايندگانشان يك فقيه را به مدت محدود به عنوان ولي امر انتخاب مي كنند تا تحت قانوني كه مورد تأييد فقيهان و مردم است تدبير جامعه را بدست گيرد. فقيه منتخب در مقابل مردم مسئول است. اين رويكرد “نظريه اصلاح طلبان سنتي ايران” است.
رويكرد سوم: ولايت فقيه مطلقا چه انتصابي چه انتخابي، چه مطلقه چه مقيده، در حوزه سياسي فاقد دليل معتبر ديني است. اصولا اسلام الگوي خاص و ثابتي براي مديريت سياسي ارائه نكرده است، هر چند با هر سياستي نيز سازگار نيست. از آنجا كه ولايت فقيه يك حكومت ولايت فقيه يك حكومت خدا يكه سالار (اتوكراتيك) و مبتني بر حق الهي فقيهان است با مردم سالاري سازگار نيست. دمكراسي با مباني و اصولي از قبيل برابري انسانها، حاكميت مردم، مشاركت عمومي، قانون گرايي و حقوق بشر، با فقيه سالاري ناشي از عدم آشنايي با اصطلاح شرعي ولايت فقيه از يك سو و اصطلاح سياسي دمكراسي از سوي ديگر است. تعارض بنيادي دمكراسي اكثريت شهروندان مسلمان يك جامعه در عين پاي بندي به ايمان، اخلاق و ارزشهاي اسلامي خود حكومتي دمكراتيك داشته باشند، چرا كه اسلام به مثابه يك دين با دمكراسي به مثابه يك روش زندگي سياسي مدرن مي تواند جمع شود. اين رويكرد را مي توان “نظريه روشنفكران مسلمان ايراني” دانست.
در مقاله، رويكرد اول و دوم تقرير و نقد شده، رويكرد سوم مورد تحليل و تأييد قرار مي گيرد.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه