بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
 
مردم مي‌پرسند چه آورده‌ايد نه چقدر زندان كشيده‌ايد

سخنراني تقي رحماني در همايش "ايران، عدالت و آزادي"

ايران ما - تقي رحماني در همايش "ايران، عدالت و آزادي" با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شده است، گفت: مهمترين مساله‌ي ما اين است كه 180 سال است پيشرفتي نداريم و دور مي‌زنيم، عدالت در جامعه‌ي ما بنيان عيني ندارد يعني دولتي شكل نگرفته است كه به آن معنا دهد؛ چيزي كه ما كم داريم راهبردي كردن مفاهيم است. بنيان‌ها و تئوري‌هايي وجود دارد كه عدالت و آزادي را به هم مي‌چسباند، ما هزينه‌هاي زيادي براي دستيابي به آنها داده‌ايم و چيز كمي به دست آورده‌ايم.
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، اين فعال سياسي گفت: در زمان سيدجمال‌الدين اسدآبادي تا امروز روشنفكران ما نسبتي ميان دكترين و نظريه‌ي مدرن به وجود نياورده‌اند كه در جامعه‌ي ما محقق شود. امروز روز پرداختن به اين مساله است، دعواي ما فقط روي اين نيست كه سوسياليسم بهتر است يا ليبراليسم، جامعه‌ي ما بنيان‌ها را ندارد، چه سوسيال دموكرات باشيم و چه ليبرال دمكرات، دولت و ملت مدرن بر اساس راي مردم شكل مي‌گيرند. اگر دولت مدرن نداريد خودبخود نمي‌توانيد از دمكراسي ليبرال و يا سوسيال سخن بگوييد. مهم ارايه‌ي مدلي از دولت مدرن در ساختار اجتماعي مدرن است كه بتواند در جامعه‌ي ما محقق شود؛ ما اين را كم داريم.
وي افزود: در مقطعي از دولت صفوي ما مدلي از عدالت و آزادي داشتيم. در هر پارادايمي در جوامعي آزادي و عدالت توامان بوده است. امروز دولت تركيه از دولت سكولار تونس بهتر حركت مي‌كند چرا كه آنها خود را با جهان هماهنگ كرده‌اند. دولت مدرن بر اساس راي مردم عمل مي‌كند، اگر اين امر محقق شد آن موقع است كه شما مي‌توانيد از اجراي بهتر عدالت سخن بگوييد. وقتي دولت و ملت مدرن را نداريد چگونه مي‌توانيد از عدالت يا ليبراليسم حرف بزنيد؟
وي كه با عنوان «بنياد‌ها و الزامات تحقق عدالت و آزادي» سخنراني مي‌كرد، افزود: بزرگترين مشكل روشنفكري ما اين است كه فكر مي‌كند تجدد به دموكراسي و پيشرفت منتهي مي‌شود، شما مي‌توانيد مدام با پوپر، هابز، شريعتي و بازرگان بيانديشيد ولي جامعه‌ي خوبي نداشته باشيد. در اين جامعه تنها يك اقليتي خوب مي‌انديشند اما بايد گفت هيچ كشوري در جهان با مدرنيته پيشرفت نكرده است مگر با توسعه.
رحماني افزود:‌ شريعتي خوب فهميد كه صرفا نمي‌توان با تنوير افكار پيشرفت كرد. مي‌شود خوب فكر كرد اما جامعه‌اي آزاد نداشت. بعد از انقلاب روشنفكران زبانشان از زبان مردم دور شد، انچه كه در غرب مي‌گذرد عينيت جامعه‌ي غرب است اما ما امروز خيلي انتزاعي بحث مي‌كنيم. در غرب هم همه فيلسوف و متفكر نيستند بلكه همه در احزاب و اصناف سازماندهي شده‌اند. اين مشكل ما مشكلي اساسي است، بايد به آن انديشيد. مي‌توان مدرنيته را تا بي نهايت در اين جامعه ادامه داد اما آزادي محقق نشود. ما نمي‌توانيم مثل غرب عمل كنيم،‌ آنجا يك دولت و ملت مدرن شكل گرفته است.
اين فعال سياسي ادامه داد: امروز چه مذهبي و چه غير مذهبي بايد باور كنند كه بايد به راي مردم اكتفا كرد. وقتي از جامعه‌ي غربي مثال مي‌زنيم نمي‌خواهيم غربي شويم، اين تفاوت را بايد درك كرد.
رحماني با تاكيد بر اينكه «روشنفكران غربي جامعه‌شان را خوب درك كرده بودند و پارادايم خاص خود را فهميده بودند»، گفت:‌ به اين دليل است كه تلاش مي‌كنند اما در لحظه ي فينال كم مي‌آورند. ما جامعه‌اي مي‌خواهيم كه اقلي از آزادي، پيشرفت و عدالت در آن باشد، دولت مطيع اكثريت راي مردم باشد، آنها كه پذيرفته‌اند بايد در اين راه تلاش كنند، آنچه كه در غرب وجود دارد را بايد شناخت، بعد از آن فاصله گرفت و به خود انديشيد.
رحماني با بيان اينكه «قاعده‌ي قدرت، فتح است و قاعده‌ي ظلم هم ايستادن در مقابل آن»،‌ گفت: آزادي و عدالت در جامعه‌ي ما دو چيز كم دارد،‌ بنيان و ساختارهاي مناسب آن در جامعه و نوع نگاه و ديد روشنفكران به آن. اينجا شعار آزادي و عدالت مثل سخنراني مي‌شود و مقابل هم قرار مي‌گيرند. در غرب اگر از اسب بيفتي،‌ از اصل نمي‌افتي، اينجا اگر گروهي را از دولت انداختند از زندگي هم مي‌اندازند. در عرصه‌ي سياست منازعه‌ي خونين، سخت و هزينه‌بردار مي‌شود. سياست را پرهزينه كردن كار قدرتمندان است. سياست مشيت كردن امور انسان‌ها است، آن كه سياست را پرهزينه مي‌كند انديشيدن را پرهزينه كرده است. اگر انديشيده مي‌شد، ترافيك و تورم نبود. اگر انديشيده مي‌شد، اين همه دانشجو بي توجه به بازار كار به دانشگاه نمي‌آمد.
رحماني گفت: در غرب بين نظريه و راهبرد روشنفكري با جامعه نسبتي وجود دارد. نظارت پذيري در دولت با قوت انجام مي‌شود، آنها روش زندگي كردن را در اين جهان جا انداخته‌اند.
وي گفت: متاسفانه در ايران، ناسيونال دموكراسي مصدق، مغلوب ناسيونال خود كامه‌ي رضا خان شد ولي باد روشنفكري جهاني، عدالت سوسياليستي را آورد و عدالت در جامعه‌ي روشنفكري ديني، برابري و مساوات شد. چگونه مي‌شود در جامعه‌اي كه هنوز حتي روستا‌هاي آن اينقدر با هم تفاوت دارند شعار برابري داد؟
رحماني با بيان اينكه «مردم به دنبال كسب دستاورد هستند»، گفت: مردم مي‌پرسند چه آورده‌ايد؟ نمي‌خواهند برايشان بگوييد كه چقدر زندان كشيده‌ايد. مردم نمي‌تواند بپذيرد در دوره‌ي اصلاحات بگويند اصلاح طلب باش اما اختلاس هم بكن.
وي گفت: ما مشكل نبود مدل مطلوب و عيني داريم، مردم بدون حزب و صنف راي مي‌دهند اما رايشان قوي نيست، ما مدل تحققي كم داريم.
اصلاحات مانيفست نداشت، انقلاب و نهضت ملي هم نداشتند و به نتيجه‌اي نرسيدند، بايد توجه كرد در مساله‌ي روشنفكري آنچه كه از غرب مي‌آيد براي غرب است، براي ما تنها الهام دارد نه يك دستورالعمل. در آنجا ساختارها هم با جريان روشنفكري و با هم همراهي كرده‌اند و با هم هماهنگ از آب درآمده‌اند. ترجمه انديشي، خوب نيست ولي تجربه كردن آنها بايد با مسايل جامعه هماهنگ شود. عده‌اي از افراد سنت را دور زده‌اند گويي انگار نه انگار كه مردم ما مذهبي هستند. اگر شما زيباترين ايده‌ها را مطرح كنيد تا وقتي كه حزب و صنف و نهاد مدني نداشته باشيد نيم قضيه مشكل دارد. بهترين دولت‌هاي اروپايي هم دوست ندارند نظارت شوند، وقتي فضا باز شود روشنفكران ما چه مدلي براي تحقق دمكراسي،‌ عدالت و آزادي را تدارك ديده‌اند. احزاب بايد با اصناف ارتباط داشته باشند، احزاب نمي‌توانند مستقيما با مردم در ارتباط باشند. در ايران، جامعه‌ي مدني يتيم است، چون نهاد‌هاي مدني عليل هستند. روشنفكر وظيفه‌اش تحقق دمكراسي نيست، اين وظيفه‌ي حزب است. وقتي ساختار اجتماعي مطلوب نيست دولت هم مطلوب عمل نمي‌كند، وظيفه‌ي روشنفكر اين نيست كه وارد دولت شود. سرنوشت مصدق و خاتمي را ديديم، وظيفه‌ي آنها اين است كه نهاد‌هاي مدني را محقق كنند.
وي افزود: ما در جامعه ي خود مشكل نظريه نداريم، مشكل نظريه‌ي مهندسي شده داريم، دولت بايد نظارت پذير باشد، اين شرط اول ورود به دنياي جديد است؛ با هر ايدئولوِژي و با هر مرامي. نمي‌توان آنچه را كه در كتاب‌ها مي‌خوانيد يك شبه اجرا كنيم، ما با غرب فرق داريم، اين فرق را بايد درك كرد. هر كه بدون اينكه جامعه‌ي مدني قوي وجود داشته باشد وارد حكومت شود سرنوشت خوبي ندارد.

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه