پيشنهاد واشنگتن پست:
مهار احمدی نژاد، از طريق حمايت از دموکراسي
عباس ميلاني و مايکل مک فول
۱۲ بهمن ۱۳۸۴
سرانجام شوراي امنيت سازمان ملل در واکنش به تصميم ايران براي ازسرگيري برنامه
غني سازي هسته اي و در برخورد با تهديد ايران، بر آن شده است تا جدي عمل کند. اگر
ايران طرح روسيه را در خصوص غني سازي اورانيوم در خاک روسيه نپذيرد، اين احتمال
وجود خواهد داشت که ايران از سوي سازمان ملل محکوم شود. در عين حال عملي نشدن اين
اقدام بر ارزيابي روحانيون اصولگراي ايران که معتقدند امريکا در دستيابي به اهداف
اساسي سياست خارجي خود در مورد ايران ناتوان است، صحه خواهد گذاشت.
اما سپس
چه خواهد شد؟ به تصويب رساندن قطعنامه شوراي امنيت اقدامي ضروري است، اما براي
تهديد جمهوري اسلامي کافي نيست. تحريم هاي جديد حتي اگر دربرگيرنده نفت باشند، رژيم
ايران را تضعيف نخواهند کرد. استراتژي دورانديشانه و جامع تر براي کاهش تهديد ايران
نسبت به امنيت بين المللي، بايد متوجه شکل دهي ائتلافي از کساني باشد که داخل ايران
هستند و به خطرات ماجراجويي هاي رژيم پي برده اند.
از قضا طرح هاي مخاطره آميز سياست خارجي احمدي نژاد در خارج از کشور و سياست هاي
شکست خورده و بيش از پيش مستبدانه او در داخل کشور کمک کرده اند تا شرايط مساعدي
براي ايجاد چنين ائتلافي به وجود آيد.
در ظاهر به نظر مي رسد رژيم ايران
طرفدار مواضع خصمانه تر در سياست خارجي است. اما واقعيت اين است که در پشت پرده به
شدت درگيري است. در يک جبهه احمدي نژاد، حاميان سپاهي و بسيجي او و اصولگرايان
تربيت يافته آيت الله مصباح يزدي که در انتظار ظهور مهدي موعود هستند، قرار دارند.
در جبهه ديگر جنبش دموکرات ايران که درگير مشکلات است و صف نيروهايي مانند هاشمي
رفسنجاني که قبل از به قدرت رسيدن احمدي نژاد از وضعيت موجود بهره مي جستند، قرار
دارند.
احمدي نژاد به طور غيرمنتظره اي تلاش کرده است بسياري از مقامات
مجرب عالي رتبه و ميان رتبه دولتي را از قدرت کنار بزند و آنها را با حاميان بي
کفايت عضو بسيج و نيروهاي مسلح جايگزين سازد. اما تعجبي ندارد که اين مقامات کاردان
برکنار شده از قدرت، به طور پنهاني در تلاش براي تجديد سازمان به منظور مقابله با
احمدي نژاد باشند.
جالب اينجاست که آيت الله خامنه اي هم مانع از انجام تلاش هاي آنها نشده است. تا
اين اواخر آيت الله خامنه اي براي محدود کردن قدرت رفسنجاني از احمدي نژاد حمايت مي
کرد، اما اکنون به دنبال راههايي براي مهار احمدي نژاد و متعصبان مذهبي نزديک به او
مانند آيت الله مصباح يزدي است که اقتدار او را تهديد مي کنند.
اگر اين شکاف
درون رژيم عميق شود، احمدي نژاد نخواهد توانست بر حمايت گسترده جامعه ايران تکيه
کند. وي در انتخابات رياست جمهوري دست به مبارزه اي هوشمندانه زد و خود را منتقد و
مخالف وضع موجود نشان داد.
وعده مبارزه انتخاباتي وي محو نقش اسرائيل از کره خاکي نبود، بلکه مبارزه با
فساد و حمايت از فقرا بود. بدين ترتيب بود که احمدي نژاد توانست حمايت مردم را جلب
کند. با اين وجود، وي پس از به قدرت رسيدن با گماشتن خويشاوندان خود در پست هاي
دولتي به سرعت از اعتبار خود کاست و سپس تلاش کرد با آغاز سياست هاي سرکوبگرانه در
داخل و تشديد تنش ها در خارج از کشور موضوع را عوض کند.
مشکلات اقتصادي، محدوديت هاي جديد اعمال شده در خصوص آزادي هاي اجتماعي و
اميدهاي بر باد رفته همگي حکايت از آن دارد که حمايت مردم از بازگشت دوران خميني
ضعيف است.
اين رويدادها فرصت هايي را براي رهبران غرب ايجاد مي کنند، بدون
اينکه آراي سازمان ملل در اين ميان نقشي داشته باشند. اول، امريکا بايد از شرايط
کنوني براي انزواي بيشتر و به حاشيه راندن احمدي نژاد و همکيشان او استفاده کند و
آنها را مسئول بحران کنوني بداند. درخواست تعامل سازنده با رئيس جمهوري کنوني ايران
اشتباه است. اين قبيل سياست ها فقط بر ادعاي احمدي نژاد در اين خصوص که استراتژي
مقابله جويانه نتيجه بخش است، صحه خواهد گذاشت.
دوم، رهبران امريکا و اروپا
بايد براي برانگيختن گفتگوي جدي در جامعه ايران در مورد منافع امنيتي کشور اقدامات
بيشتري انجام دهند و سياست ها و استدلال هايي را که ائتلاف سياسي ايران را بر عليه
سلاح هاي اتمي تقويت خواهد کرد، اعلام کنند. رژيم ايران تاکنون اين گفتگوها را در
انحصار خود داشته است. اگرچه تفکر استراتژيک رژيم ايران در لواي اظهاراتي در خصوص
حق ايران براي در اختيار داشتن انرژي هسته اي پوشيده بوده، اما بسيار ساده است:
امريکا به عراق حمله کرد، چرا که عراق سلاح هاي اتمي نداشت؛ امريکا به کره شمالي
حمله نکرده است، چرا که کره شمالي سلاح هاي اتمي دارد.
اشکالات اين منطق
بايد روشن شود. بوش رئيس جمهوري امريکا بايد در يک سخنراني علني قول دهد که امريکا
هرگز به ايران غيرهسته اي حمله نخواهد کرد و در عين حال تأکيد کند که فرآيند
دستيابي ايران به قابليت هاي سلاح هاي اتمي، احتمال رويارويي نظامي امريکا با ايران
را افزايش خواهد داد.
رهبران غرب بايد به جامعه ايران يادآوري کنند که ايران هسته اي رقابت تسليحاتي
هسته اي را در منطقه ايجاد خواهد کرد، به گونه اي که مصر و عربستان سعودي به سرعت
در جهت ساخت زرادخانه هاي هسته اي خود اقدام خواهند نمود.
سوم، بوش بايد از
طرح ايجاد سازمان امنيت منطقه در خاورميانه که ايران را نيز در بر خواهد گرفت،
حمايت کند. اين سازمان جديد همانند کنفرانس امنيت و همکاري اروپا در طول جنگ سرد مي
تواند به کشورهاي خاورميانه و همچنين کشورهاي خارج از منطقه ضمانت هاي امنيتي ارائه
دهد. ايران امن تر شرايط بهتري را براي ظهور مجدد جنبش دموکرات حامي غرب در داخل
ايران فراهم خواهد کرد. کابوس درگيري مسلحانه با امريکا فقط به احمدي نژاد کمک مي
کند قدرت خود را تحکيم بخشد.
تهديد احمدي نژاد براي امنيت خارجي و آزادي
هاي داخلي، ائتلاف مخالفي را به بار مي نشاند که خطرات رويارويي با غرب را واضح تر
مي بيند. سياست هوشمندانه امريکا که مي تواند ترسيم يک استراتژي فراتر از کسب آراء
براي ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت باشد، خواهد توانست به موفقيت اين
قبيل نيروهاي داخلي ايران کمک کند.
منبع: واشنگتن پست، 28
ژانويه
|