بازگشت به صفحه اول

از نامه

 
 

دفتر تحكيم وحدت، انفعال يا تغيير رويكرد؟

مهندس مهدی اسماعیلی

دفتر تحكيم وحدت
انفعال يا تغيير رويكرد؟

مهدي اسماعيلي
اشاره: يكي از ويژگي‌هاي جريان‌هاي دانشجويي، پويايي اين جريان‌ها است. به‌اين دليل كه صفت دانشجو بودن براي هر فرد موقتي است، هر تشكل دانشجويي نيز در طول زمان به‌لحاظ نيروهاي حاضر در آن دستخوش تغيير و تحول مي‌شود. تغيير و تحول در ميان اعضا، طبعاً مي‌تواند با تغييرات كل جامعه هماهنگ باشد. دفتر تحكيم وحدت نيز از اين قاعده نبايد مستثنا باشد. ولي عدم برگزاري به‌موقع انتخابات شوراي مركزي به‌دليل مشكلات فراوان در سال‌هاي اخير، كمي از پويايي اين تشكل كاسته است. با اين‌همه در سال جاري انتخابات شوراي مركزي تحكيم، با فراز و نشيب‌هاي خاص خود برگزار شد و در اين انتخابات همگي اعضاي شوراي مركزي پيشين، جاي خود را به اعضاي جديد دادند. اين نوسازي و جابه‌جايي چهره‌ها سبب تقويت اميد به نوسازي رويكردهاي اين مجموعه در ذهن تحليل‌گران شد. به‌همين دليل سرويس دانشجويان نشريه‌ي "نامه" در نخستين ماه‌هاي آغاز به‌كار شوراي مركزي جديد، با چند تن از اعضاي شوراي عمومي تحكيم، بحث "تغيير و نوسازي" در اين مجموعه را به گفت‌و‌گو نشسته است. آن‌چه در پي مي‌خوانيد ميزگردي است با حضور مرتضي اصلاحچي (دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي)، عابد توانچه (عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير) و حسن خوش‌قلب (عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه تربيت مدرس).


نامه: پس از تشكيل شوراي مركزي جديد دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) و حضور چهره‌هاي جوان‌تر در اين جمع، اين اميد در بين فعالان سياسي و اجتماعي ايجاد شد كه از اين پس، اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان يا همان دفتر تحكيم وحدت با تغيير رويه و اتخاذ رويكردي جديد و با بهادادن به خواست نسل جديد دانشجويان به‌كار خود ادامه دهد اما در طول اين مدت هيچ نشانه‌اي مبني برتغيير رويكرد از طرف اين مجموعه مشاهده نشده است. شما علت عدم تغيير رويه‌ي سابق را در چه مي‌دانيد؟
مرتضي اصلاحچي: ابتدا بايد بررسي شود كه اين نشانه‌ها چيست. در جريان دانشجويي اين نشانه‌ها دو قسمت عمده هستند: يكي اعلام مواضعي است كه خود را در چارچوب مصاحبه‌ها و بيانيه‌هاي انجمن‌ها و اعضا، نشان مي‌دهد و ديگري فعاليتي است كه انجمن‌ها دارند. فكر مي‌كنم اين تغيير رويكرد در قطعنامه‌اي كه پس از پايان نشست عمومي از سوي شوراي عمومي صادر شد، خود را نشان داد. همين‌طور مصاحبه‌هاي آقاي سعيد حبيبي، در زماني‌كه دبير تشكيلات بودند، نيز اين تغيير رويكرد را كاملاً نشان داد. فكر مي‌كنم قسمت اعظم اين تغيير، بازگشت به فضاي دانشگاه و در اولويت قرار‌دادن مطالبات نسل جديد دانشجويان باشد. در بخش سياسي نيز تحكيم وحدت اعلام كرد كه صرفاً يك نقاد اجتماعي است و خود را به‌عنوان نيروي اپوزيسيون تعريف نمي‌كند. فكر مي‌كنم تغيير رويكرد عمده‌اي كه تحكيم نسبت به گذشته داشت، همين بود. چرا كه در يك بازه‌ي‌ زماني دفتر تحكيم وحدت با پيوندي كه با احزاب اصلاح‌طلب داشت، به نوعي نقش پوزيسيون حاكميت را داشت و در طول چند سال گذشته با فعاليتي كه اعضاي شوراي مركزي سابق داشتند، به‌نوعي كاركرد اپوزيسيون را پيدا كرد. اما شوراي مركزي فعلي و بدنه‌ي دانشجويي اعلام كرده‌اند كه ما صرفاً يك نقاد اجتماعي هستيم و نمي‌خواهيم كاركرد حزبي، نه در قامت پوزيسيون و نه در قامت اپوزيسيون داشته باشيم. اما علت اين‌كه گفتيد اين تغيير رويكرد خود را نشان نداده است، اين است كه متأسفانه انجمن‌هاي اسلامي در حال حاضر به‌قدري دچار مشكل هستند كه به‌جاي اين‌كه در راستاي اهدافي كه مدنظر آن‌هاست فعاليت كرده و مطالبات دانشجويان را مطرح كنند، بيش‌تر توان آن‌ها صرف حفظ خود در برابر فشارهاي بيروني مي‌شود.
عابد توانچه: من اين صحبت شما را كه هيچ تغييري مشاهده نشده است، قبول ندارم. استراتژي جديد تحكيم بازگشت به اجتماع و فعاليت‌هاي اجتماعي بوده است. البته قبول دارم كه دفتر تحكيم، منفعلانه برخورد مي‌كند. به‌نظر من‌، يكي از دلايل انفعال تحكيم، دخالت‌هاي مكرر اعضاي قديمي مجموعه در كار شوراي مركزي جديد است. آن‌ها با اين‌كار سياليت را از جنبش دانشجويي هميشه گرفته‌اند. متأسفانه امروزه تفكر غالب در مجموعه و در ارتباط با حاكميت، به بايدها و نبايدهاي نانوشته‌اي رسيده و يك‌سري قوانين و روابطي بين آن‌ها به‌وجود آمده است، فرضاً مشخص است كه اگر فلان روز، فلان برنامه از سوي تحكيم برگزار شود، چندين نفر مشخص بازداشت خواهند شد و طبيعي است كه همان افراد موافق برگزاري برنامه نباشند.
حسن خوش قلب: به‌نظر من در مجموعه، استراتژي تغيير رويكرد وجود ندارد. يعني هنوز استراتژي مدون با برنامه‌ي مشخص و بيّنه‌ي علمي قوي اتخاذ نشده است و آن‌هم به‌خاطر ضعف تئوريك دفتر تحكيم است كه سال‌هاست با آن دچار مشكل هستيم. از سوي ديگر تشتت و پراكندگي آرا در مجموعه آ‌ن‌قدر زياد است كه نمي‌توان روي يك قضيه به وحدت نظر رسيد. دليل اين امر هم اين است كه ابزاري براي گردهمايي و تبادل آرا و افكار وجود ندارد تا بتواند به استراتژي واحدي برسد.
نامه: شما فكر مي‌كنيد نسل جديد دانشجويان، امروز چه مطالباتي دارند كه خواسته‌هاي نسل‌هاي پيشين نبوده است و فكر مي‌كنيد چه مقاومت‌هايي و از جانب چه كساني در برابر اين خواسته‌ها وجود دارد؟
اصلاحچي: به‌نظر من اولويت‌دادن به مسايل شخصي و زندگي خصوصي، تفاوت اصلي نسل جديد با نسل‌هاي قديمي است. من موافق اين‌كه نسل جديد آرمان‌گرا نيست، نيستم. آن‌ها نيز آرامان‌گرا هستند، اما نه در اولويتي كه نسل قديم نسبت به آرمان‌هاي جمعي خود قايل بود. اين‌كه چرا مطالبات كلان كه همان حقوق‌بشر، دموكراسي، عدالت و ... است، مثل سابق از سوي اين نسل بيان نمي‌شود، شايد ناشي از ناكامي‌هايي باشد كه نسل پيشين در اين زمينه داشته است. نسل جديد اين مطالبات را هم مدنظر دارد، اما با يك تغيير گفتمان؛ مثلاً وقتي اين نسل‌آزادي را مطرح مي‌كند، گونه‌اي انضمامي‌تر از آن‌چه 8-7 سال پيش، از آزادي مطرح مي‌كرد را مدنظر دارد. اگر آن‌موقع آزادي محدود به آزادي سياسي، آزادي مطبوعات و... بود، امروز زماني كه نسل جديد آزادي را مطرح مي‌كند، علاوه بر مسايل فوق، به آزادي‌هاي اجتماعي نيز توجه دارد.
توانچه: اما من فكر مي‌كنم برقراري قواعد حقوق‌بشر و دموكراسي چيزي است كه كل جريان دانشجويي و فعالان سياسي به‌دنبال آن هستند و تا زماني كه اين‌ها محقق نشوند، نمي‌توان آن‌ها را كنار گذاشت. اين‌ها حداقل‌هاي لازم براي هرگونه حركت اجتماعي يا هر نوع فعاليت ديگري است، من يك چيز را از حرف‌هاي شما قبول مي‌كنم و آن تغيير روش‌ها و رفتارهايي است كه بروز داده شده است. به‌هرحال انتخاباتي را پشت‌‌سر گذاشته‌ايم كه پس از شكست اصلاح‌طلبان خيلي از اعضا را سرخورده كرد؛ امروز همان مطالبات قبلي مطرح است، اما روش‌ها عوض شده و به‌هر‌حال شوكي كه به بدنه‌ي اصلاح‌طلبان وارد آمد، باعث شد افكاري كه روشن‌فكران و شبه روشن‌فكران به جنبش دانشجويي تزريق مي‌كردند، عدم‌كارايي خود را اثبات كند وحالا جريان دانشجويي دنبال راه‌كار ديگري است.
خوش‌قلب: نمي‌توان تنها از يك منظر به مطالبات دانشجويان نگاه كرد. به‌نظر من در حوزه‌هاي مختلف، مطالبات عوض شده است. پيش از انقلاب استبدادستيزي مطرح بود و بعد از انقلاب استعمارستيزي و پس از آن مطالبات عدالت‌خواهي مطرح شد و سپس آزادي‌خواهي و امروز مسأله‌اي كه بيش از هر چيزي مورد توجه است، دموكراسي‌خواهي است. در حوزه‌‌ي ديني، بحث‌هاي عميق فقهي كه زماني رواج داشت، كمرنگ شده و امروز بيش‌تر به‌دنبال مباحث روشن‌فكري ديني هستيم. گفتماني كه دين را لطيف‌تر عرضه كرده و چهره‌ي‌ رحماني دين را مطرح كند. در حوزه‌ي اجتماعي، نسل جديد بيش‌تر به‌‌دنبال آزادي‌هاي اجتماعي هستند و اين‌كه كسي در حوزه‌ي خصوصي آن‌ها دخالت نكند.
نامه: اجازه بدهيد من در بحث‌ آزادي‌هاي اجتماعي چند مثال بزنم تا قضيه روشن‌تر شود؛ چند وقت پيش در فرانسه شاهد كشته شدن يك جوان به دست نيروهاي پليس بوديم. فعالان سياسي و اجتماعي و دانشجويي در فرانسه به اين قضيه واكنش نشان دادند و در حقيقت فرانسه با يك بحران روبه‌رو شد. چند وقت پيش ما دقيقاً عين همين مسأله را در كشورمان داشتيم؛ اگر خاطرتان باشد، يك جوان در متروي كرج به ضرب گلوله كشته شد اما هيچ عكس‌العملي را از جانب جنبش دانشجويي شاهد نبوديم يا موارد ديگري از اين دست. در تمامي اين موارد، جنبش دانشجويي و فعالان سياسي سكوت كردند. شما علت اين سكوت را چه مي‌دانيد؟ آيا اين مسايل براي جريان دانشجويي فاقد اهميت است؟
اصلاحچي: مثال‌هايي كه شما مطرح كرديد، از لحاظ زماني، مربوط به شوراي مركزي قبلي بود. اساساً بحث آزادي‌هاي اجتماعي، نه‌فقط از جانب دفتر تحكيم وحدت بلكه از جانب كل جريانات سياسي كشور تقبيح مي‌شد و آن‌ها خود را از وارد شدن به اين مسايل بر حذر مي‌داشتند. در‌حالي‌كه واقعيت اجتماعي بسيار درگير اين مسايل بود. اما در زمان شوراي مركزي فعلي، زماني‌كه بحث سنديكاي كارگري پيش آمد، اولين مجموعه‌اي كه در قبال اين مسأله موضع‌گيري كردند دفتر تحكيم وحدت و انجمن‌هاي اسلامي بودند. چنين مسأله‌اي در طول سال‌هاي گذشته از سوي فعالان دانشجويي سابقه نداشته يا مسأله‌اي كه در دانشگاه تربيت معلم اتفاق افتاد كه در سطح دانشگاه دوربين نصب كرده بودند، انجمن اسلامي بيانيه‌ صادر كرد و موضع‌گيري‌هاي مختلفي انجام داد يا هنگامي‌كه مي‌خواستند روابط دختر و پسر را محدود كنند، انجمن اسلامي دانشگاه علامه، جلوي اين قضيه را گرفت يا زماني كه در جلسه‌ي شوراي فرهنگي تصميم گرفتند كه به‌خاطر نوع پوشش دانشجويان كميته‌هاي انضباطي را فعال كنند، با فشاري كه انجمن‌ اسلامي آورد و تهديد كرد كه با استفاده از فشار بدنه‌ي دانشجويي با اين مسأله مقابله مي‌كنيم، اين قضيه منتفي شد. من فكر مي‌كنم كه از اين پس، اين جريانات بيش‌تر پيگيري شود.
توانچه: من هم فكر مي‌كنم اين نقد فعلاً به شوراي مركزي جديد وارد نيست و يكي از نقدهايي كه ما در دوران جديد به ساختار دفتر تحكيم وحدت داريم، همين مسأله است. شعاري كه آن‌ها تحت‌عنوان ديده‌باني جامعه‌ي مدني مطرح كردند، پيگيري همين مباحثي است كه شما مطرح كرديد. ما مسايل خيلي بزرگ‌تري هم داشته‌ايم؛ مثلاً مسأله‌ي كردستان، كه هيچ حركتي را از طرف جنبش دانشجويي، حتي در حد اطلاع‌رساني نديديم؛ يا فرضاً مسأله‌ي فقر در همين تهران، حالا از شهرستان‌ها بگذريم. تا به‌حال نديده‌ايم كه تحكيم از تشكيل تشكل‌هاي غير‌ديني حمايت كند. تا به‌حال كسي از حقوق زنان دفاع نكرده اما امروز نشانه‌هاي مثبتي ديده مي‌شود. اگر به اين مسايل پرداخته نشود، باز هم تاوان آن‌را در پيچ‌هاي تندي كه بر سر راه جامعه است، خواهيم داد.
خوش‌قلب: همان‌طور كه دوستان اشاره كردند، متأسفانه كاركرد دفتر تحكيم در سال‌هاي گذشته، صرفاً سياسي بود. ببينيد! در مسايل اجتماعي كه در كشور اتفاق افتاد، جنبش دانشجويي واكنش نشان نداد. مثلاً در زلزله‌ي بم تحكيم كجا بود؟ در بحث خزر تحكيم چه‌كاري انجام داد؟ در كشورهاي ديگر اگر يك نهنگ بميرد، يك حركت اجتماعي ايجاد مي‌شود. اما در اين‌جا در قبال بزرگ‌ترين فجايع، هيچ‌كس عكس‌العملي نشان داده نمي‌شد.
نامه: آقاي توانچه! همان‌طور كه در خلال صحبت‌ها مطرح شد، بحث وابستگي مالي انجمن‌هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت، يكي از بزرگ‌ترين موانع حضور مؤثر دانشجويان در عرصه‌ي دانشگاه و جامعه است. آيا تا به‌حال طرحي در دفتر تحكيم وحدت به‌منظور استقلال مالي اتحاديه وجود داشته است و اگر بوده، چه مشكلاتي باعث شده است كه تا به‌حال اين طرح عملي نشده است؟
توانچه: خيلي خوشحالم كه بالاخره اين سؤال مطرح شد. سؤال بسيار خوبي است. در دوران قبلي، شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت اعلام كرد كه به‌دنبال استقلال مالي است. به‌نظر من اين يك فرار به جلو بود، چون واقعيت اين بود كه به دفتر تحكيم حتي اجازه‌ي برگزاري نشست درون دانشگاه‌ها داده نمي‌شود چه برسد به اين‌كه بخواهند بودجه‌‌شان را تأمين كنند. اما در انجمن‌ها اين قضيه متفاوت است و آن‌ها هنوز بودجه‌ي خود را از دانشگاه تأمين مي‌كنند. به‌هرحال اين پارادوكس جالبي است كه بايد حل بشود. وقتي شما از حاكميت بودجه مي‌گيريد، بايد با استانداردهاي حاكميت كار كنيد اما اگر استانداردهاي حكومت را قبول نداريد، مجبوريد يا محل فعاليت خود را عوض كنيد يا منابع مالي خود را از جاي ديگري تأمين كنيد. سنديكا مي‌تواند اولين گام در اين زمينه باشد و مثلاً مي‌توان سنديكا‌هاي دانشجويي را تشكيل داد، كنفدراسيون هم‌تجربه‌ي بسيار خوبي است كه بايد بيش‌تر مورد بررسي قرار گيرد.
اصلاحچي: يك نكته را نيز نبايد فراموش كرد و آن اين‌كه كنفدراسيون خارج از ايران فعاليت مي‌كرد، لذا محدوديت‌هاي فعاليت درون كشور براي آن وجود نداشت و برنامه‌هاي معدودي بود كه به خشونت كشيده مي‌شد. در مورد برنامه‌هاي درآمدزا هم فكر مي‌كنم با نگاهي كه حاكميت به انجمن‌هاي اسلامي دارد، طبيعي است كه از برگزاري اين برنامه‌ها جلوگيري شود. با توجه به شرايط فعلي و واقعياتي كه در حال حاضر بر كشور حاكم است، تنها مي‌توان روي بحث حق عضويت كار كرد البته بخش ديگري كه جاي كار دارد، نشريات دانشجويي است.
توانچه: من فكر مي‌كنم اين امر كاملاً ممكن است. مسأله ‌اين است كه حاكميت استقلال مالي يك تشكل را قبول نمي‌كند. اگر قبول مي‌كرد، با سنديكاها برخورد نمي‌كرد. شاكله‌ي سنديكا هم همين است و ديديم كه با چه خشونتي با سنديكا برخورد كردند. به‌نظر من حتي اگر اين طرح مطرح شود، از جانب حاكميت با برخورد شديدي مواجه خواهد شد.
نامه: آقاي توانچه در بحث خود حمايت از تشكيل نهادهاي غيرديني را مطرح كردند. شما فكر مي‌كنيد انجمن‌هاي اسلامي كه به‌هرحال به‌خاطر پسوند اسلامي، شايد محدوديت‌هاي زيادي را براي دانشجويان غيرمذهبي و اقليت‌هاي مذهبي ايجاد كرده است، چه‌راه‌كارهايي را براي حمايت از تشكل‌هاي غيرديني يا ورود اين افراد به انجمن‌هاي اسلامي دارد؟
خوش قلب: چيزي كه من به آن معتقدم اين است كه هر نهادي، با هر تفكري، بتواند انجمن داشته باشد ولي چون به‌هرحال در كشور ما اجازه‌ي فعاليت به انجمن‌هاي غيرديني داده نشده است، دليل نمي‌شود كه هر دانشجويي براي اين‌كه جاي ديگري نمي‌تواند فعاليت كند، وارد انجمن اسلامي بشود. وقتي كسي وارد انجمن اسلامي مي‌شود، بايد به اساسنامه و مرامنامه‌ي آن پايبند باشد و بايد ديدگاه اسلامي داشته باشد. از طرفي از اين‌كه نهادهاي غيرديني، هم داخل دانشگاه و هم در سطح جامعه شكل بگيرد، حمايت مي‌كنيم.
اصلاحچي: اين‌كه شما فرموديد كه انجمن‌هاي اسلامي به‌خاطر پسوند اسلامي، محدوديتي براي دانشجويان غيرديني و اقليت‌هاي مذهبي ايجاد كرده‌اند، در مورد اقليت‌هاي مذهبي صادق است اما در مورد اول اين‌گونه نيست. در حال حاضر دانشجويان با گرايشات فكري مختلف در انجمن‌هاي اسلامي مشغول فعاليت هستند. امّا اين‌كه براي شكل‌گيري انجمن‌هاي غيرديني چه تلاشي مي‌كنيم، به‌هرحال چه بخواهيم و چه‌ نخواهيم، اجازه‌ي شكل‌گيري رسمي اين تشكل‌ها درون دانشگا‌ه‌ها داده نمي‌شود. كمكي كه انجمن‌هاي اسلامي مي‌توانند در اين زمينه بكنند اين است كه اجازه بدهند دانشجويان با تفكرات مختلف وارد انجمن بشوند و بتوانند از انجمن به‌عنوان يك تريبون براي بيان عقايد خودشان استفاده كنند. از طرف ديگر بسياري از گرايشات فكري هستند كه اين خلاء را با چاپ نشريات پر مي‌كنند.
توانچه: ببينيد! كلمه‌ي اسلام در "انجمن اسلامي" به هيچ‌عنوان صفت تلقي نمي‌شود، ما اعتقاد داريم كه انجمن‌ اسلامي يك پلاك است براي كاركردن، به‌عقيده‌ي ما درِ انجمن‌هاي اسلامي باز است و هيچ عقيده و فكري در انجمن‌هاي اسلامي سانسور نمي‌شود و معيار فضيلت و مشروعيت رأي دانشجو است. هر كسي كه وارد اين آزمون شد و رأي دانشجو را جلب كرد، مي‌تواند وارد شود. از نظر من ما نبايد هيچ هويت ميزبان و ميهماني براي اين قضيه قايل شويم. بعضي‌ها اعتقاد دارند كه ما ميزبان هستيم و تا موقعي كه تشكل‌ غيرديني نمي‌تواند تشكيل شود، اين‌ها ميهمان هستند؛ ولي به عقيده‌ي من اصلاً چنين چيزي نيست و همه اجازه‌ي فعاليت دارند.
نامه: به‌هرحال مجوز فعاليت تنها به انجمن‌هاي اسلامي داده مي‌شود، اين انجمن‌ها چه‌كاري براي اقليت‌هاي ديني و اقليت‌هاي قومي انجام داده‌اند؛ آيا تابه‌حال ديداري با نمايندگان اقليت‌هاي قومي و مذهبي كشور براي شنيدن مشكلات آن‌ها داشته‌اند و در غيراين‌صورت علت آن‌چه بوده است؟
اصلاحچي: من از دوره‌ي سابق خبر ندارم اما در دوره‌ي جديد اين مسأله مطرح نبوده است. در حال حاضر مجموعه هر مشكلي را كه در كشور وجود دارد، بازتاب مي‌دهد. به‌نظر من تا زماني كه كساني اجازه‌ي سخن گفتن ندارند، وظيفه داريم به مسايل آن‌ها پوشش دهيم. تا زماني كه احزاب نتوانند آزادانه به مسايل سياسي بپردازند، انجمن‌ اسلامي و دفتر تحكيم وحدت بايد به اين مسايل بپردازد. تا وقتي نهادهاي مدني شكل نگرفته‌اند، انجمن‌هاي اسلامي بايد نقش نهاد اجتماعي را هم ايفا كنند. تا زماني‌كه سنديكاها شكل نگرفته‌اند، اين وظيفه‌ي ماست كه به اين مقولات بپردازيم.
توانچه: ما هم متأسف و هم شرمنده هستيم كه تا‌ به‌حال در اين زمينه كاري صورت نگرفته است؛ ولي خودمان را مسؤول و متعهد مي‌دانيم كه به هر نداي تظلم‌‌خواهي از اين عزيزان پاسخ دهيم و بايد روي اين مسأله به جديت فكر شود. ما در اين زمينه با موارد صريح منشور جهاني حقوق‌بشر موافقيم كه عقيده، فكر، مذهب، دين و قوميت هيچ‌گونه حقي را براي كسي ايجاد نمي‌كند و حقي را هم از كسي سلب نمي‌كند و همه با هم مساوي هستند.
نامه‌: از حضور شما در اين ميزگرد تشكر مي‌كنيم.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه