|
|
|||
|
سرمقاله ندای جبهه ملی ایران نشریه سازمانهای جبهه ملی ایران در امریکا برنامه هسته ای ایران حکومتی و غیر ملی است برخورد میان امریکا و کشورهای اروپائی با حکومت اسلامی بر سر مسائل انرژی هسته ای همچنان ادامه دارد و قرار است فردای این نوشته گزارش نهائی شورای حکام آژانس بین المللی اتمی برای ارائه به شورای امنیت سازمان ملل متحد داده شود که گفته میشود در آن گزارش باز هم به مواردی که موجب عدم اعتماد به برنامه هسته ای ایران می گردد اشاره شده است. به این ترتیب قدم بعدی ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت خواهد بود. اگر چه در آنجا اقدام فوری تنبیهی مانند محاصره اقتصادی یا محدودیتهای دیپلوماتیک در حال حاضر در دستور کار نیست اما مرحله اولِ فراهم آوردن مقدمات چنین اقداماتی است. مسلم است که در صورت به عمل درآمدن این اقدامات که در نهایت اقدامات نظامی را هم شامل میشود آسیب ها و زیانهای بزرگی به ملت و کشور ایران خواهد رسید. حکومت اسلامی در برابر این آینده نامطمئن و تهدید آمیز، خود را در نقش مدافع منافع ملی جازده و برآن است که برنامه اتمی خود را به عنوان یک خواست ملی درآورد. ما کمی پائین تر در این مقاله به این ترفند حکومت خواهیم پرداخت ولی ابتدا باید دید اصل دعوای حکومت ایران با امریکا و اروپا بر سر چیست. موضع تهاجمی: در دوره آقای خاتمی تا حدی که میتوان در محدوده استبدادی حکومت اسلامی انتظار داشت نرمش هائی در سیاست خارجی و در برخورد به حقوق شهروندی مردم پدید آمده بود. دست کم در گفتار حکومت ایران خود را خواهان روابط دوستانه با دنیا و از جمله با امریکا نشان میداد و از اقدامات تحریک آمیز پرهیز داشت. در سیاست داخلی و حقوق شهروندی، اصلاح طلبی را طرح میکرد که به معنای پس کشیدن از کنترل کامل پلیسی بود. آقای خاتمی عقیده داشت چنین نرمشهائی پایه حکومت اسلامی را استوار تر خواهد ساخت اما به عللی که در اینجا از بحث ما خارج است آقای خاتمی نتوانست و دیگر دست اندرکاران حکومت اسلامی نخواستند اصلاحات را به جائی برسانند و با آمدن مجلس هفتم و رئیس جمهور جدید هم در سیاست خارجی و هم در قبال حقوق شهروندی مردم موضع تهاجمی حکومت را بروشنی میتوان دید. استدلال موضع تهاجمی در سیاست خارجی به غلط یا درست این است که اولاً نرمش نشانه ضعف است و حملات امریکا را تشدید می کند. سیاست همراه با نرمش دولت خاتمی نتوانست به بهبود روابط با امریکا بیانجامد. ( البته خرابکاریهای جناحهای مخالف را فراموش می کنند) ثانیاً اکنون که امریکا در عراق گرفتار شده و حکومت در آنجا دست بالا را دارد و در بیشتر کشورهای مسلمان و دیگر کشورهای دنیای سوم احساسات ضد سیاست امریکا بالا گرفته است موقعیت مناسبی است که حکومت ایران به زعم خود از موضع قدرت در برابر امریکا درآید. این رویاروئی با امریکا ( و با اروپا) در حالی است که مساله حاد مورد اختلاف، دست یابی حکومت ایران به انرژی هسته ای و احیاناً سلاحهای هسته ای است. چرا رویاروئی: در دوره آقای خاتمی با « تعلیق موقت غنی سازی» و امضاء پیمان الحاقی منع سلاحهای اتمی و بدنبال آن مذاکره با کشورهای اروپائی سیاست نرمش در پیش گرفته شده بود ولی در دوره اخیر حکومت اسلامی به اقدامات تحریک آمیزی پرداخت که نشان میداد آماده رویاروئی است. ابتدا به نظر می رسید در طرف مقابل فقط امریکا قرار دارد و کشور های اروپائی مانند دوره پیش از آن فاصله میگیرند اما بزودی سه کشور اروپائی هم در کنار امریکا قرار گرفتند. اکنون امید حکومت اسلامی به پشتیبانی روسیه و چین یا دست کم عدم موافقت کامل آنها با امریکا ست که به هر حال در ماه گذشته در فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت مانعی بوجود نیاورد حتی کشور هند هم علیه ایران رای داد. حکومت اسلامی در این رویاروئی چند هدف را دنبال میکند نخست آنکه به زعم خود با حرکت از موضع قدرت- چنانکه در بالا اشاره شد- و با استفاده از حربه نفت، امریکا را برای یک معامله سیاسی با خود آماده سازد. توجه داشته باشیم که یک پایه عدم ثبات حکومت اسلامی همانا سیاست خصمانه امریکاست که در دوره حکومت جرج بوش شدیدتر هم شده است. جمهوری اسلامی شدیداً خواستار تغییر این سیاست و تامین از طرف دولت امریکاست اینکه تا چه حد این معامله میان حکومت اسلامی و دولت جرج بوش امکان پذیر باشد قابل بحث است ولی حکومت ایران همچون کره شمالی به دنبال قبولاندن آن است. هدف دوم از این رویاروئی این است که با از سر گرفتن غنی سازی و شکستن مقررات دیگر و احیاناً فسخ پیمانهای امضاء شده و قطع بازرسی بین المللی و در طول زمانِ این کشمکش ها بتوانند به تولید سلاحهای اتمی نزدیک تر شوند و باز هم از موضع قوی تری با امریکا روبرو گردند. و بالاخره سوم آنکه هم مساله انرژی هسته ای و هم مساله رویاروئی با امریکا و اروپا را به عنوان یک مساله ملی درآورند و حکومت خود را به عنوان قهرمان ملی در راس یک جنبش عمومی ملی قرار دهند و امیدوار باشند که به یکباره مقبولیت و مشروعیت 99 و نیم درصدی زمان امام راحل را زنده کنند و امت همیشه در صحنه را به صحنه برگردانند. به این ترتیب با این سیاست تهاجمی و رویاروئی، اگر به هدفهای مورد نظر خود برسند، هم مشکل سیاست خارجی را حل کرده اند و هم مشکل داخلی نارضائی و جدائی مردم از حکومت را. بعلاوه آنکه این حکومت اسلامی استوار ، پشتوانه سلاح های هسته ای هم برای خود دارد. ترفند ملی: سعی در تبدیل مساله انرژی هسته ای از یک مشکل حکومتی به یک مساله ملی از ترفندهای موذیانه حکومت اسلامی است. مساله برنامه های هسته ای کنونی در ایران اساساً مساله ایست که توسط حکومتهای استبدادی و ضد ملی شاه سابق و جمهوری اسلامی بدون هیچگونه اطلاع و اجازه ملت ایران ولی با صرف هزینه های بی حساب از دارائی این ملت به جریان افتاده و کشمکشهائی که بر سر آن در گرفته صرفاً ساخته و پرداخته کارها و اقدامات خودسرانه حکومت استبدادی است. جای تاسف و نگرانی است که بسیاری از ایرانیان آزادیخواه در برخورد به مساله استفاده « از انرژی هسته ای» و کشاکش بر سر آن اولین واکنشی که نشان میدهند این است که « حق ماست» باید پرسید حق کی؟ کدام ملت، با کدام بحث و بررسی، با کدام محاسبه مالی و فنی و محیط زیستی، با کدام اجازه ملی این حق را معین کرده که در بوشهر نیروگاه هسته ای بر پا شود که در اصفهان و نطنز و نقاط دیگر تاسیسات هسته ای فراهم گردد؟ این حق مردم است یا حق حکومت اسلامی؟ در اینجا صحبت از برنامه انرژی اتمی در تجرید و به طور کلی نیست که بگوئیم حق طبیعی ایران است بلکه صحبت از این برنامه اتمی مشخص است که از نهانخانه حکومتهای استبدادی در آمده و ملت هیچگونه دخالتی در آن نداشته است. در برخورد با برنامه انرژی اتمی حاضر پافشاری و تاکید روی اینکه استفاده از انرژی اتمی حق طبیعی ایران است زمینه ای می سازد که همین برنامه فعلی هم که از اساس ربطی به ملت ایران نداشته بتواند بصورت یک برنامه و امر ملی جا زده شود کاری که حکومت اسلامی و بلندگویان آن سخت در آن می کوشند. در حالیکه در برخورد ملی و دمکراتیک با برنامه هسته ای حکومت اسلامی باید روی غیر ملی بودن و ساخته دست حکومت استبدادی بودن ان تاکید ورزید و هم اینکه خود حکومت مسئول اشکالات آن است. چنین برخوردی روشن می کند که با حکومتی سرکوبگر روبرو هستیم که ملت از آن جداست و برای رفع مشکلات او از خود مایه نمی گذارد. برای ناکار کردن ترفند ملی حکومت اسلامی باید روی غیر ملی بودن و حکومتی بودن برنامه انرژی هسته ای تاکید کنیم. مسئولیت ملی پرسشی که پیش می آید این است که اگر مسئولیت مشکلات برنامه هسته ای را به عهده حکومت بگذاریم مسئولیت ملی خود ما چه میشود؟ چه راه حلی داریم؟ تکلیف چه خواهد شد؟ اما به یاد داشته باشیم با حکومتی سرکوبگر در کشوری استبدادی سروکار داریم که در آن خبری از حزب و روزنامه و مجلس و دادگستری نیست ( اگر چه نامشان هست) نیروهای ملی و آزادیخواه و معترض هیچ راهی برای حضور وسیع در صحنه سیاسی و اثر روی آن ندارند. تمام تصمیم گیری ها با حکومت و ما همه خارج از آن تصمیم گیری هستیم. اینکه احیاناً راه حلی برای این مشکل اتمی ارائه دهیم به هیچوجه نمی توانیم آن را به مرحله عمل برسانیم مگر اینکه همان موضع حکومت باشد. اگر جزو کادر تصمیم کیرنده مملکت بودیم وضع دیگری بود. نباید اکنون خود را در آن وضعیت فرضی قرار دهیم. وضعیت واقعی ما این است پس باید جرات کرد و واقعیتی را که در این وضعیت وجود دارد گفت و نهراسید. می توان و باید کرد: جبهه ملی که زادگاه و جایگاه نیروهای ملی و آزادیخواه در بیش از نیم قرن اخیر بوده است وظیفه خود می داند که با جرات تمام اعلام دارد اکنون به هیچوجه هنگام طرح اینکه برنامه هسته ای حق طبیعی و ملی ماست نیست. در حال حاضر این اظهار نظر شعاری انحرافی است. آنچه جای تاکید و اعلام مکرر دارد این است که برنامه هسته ای حکومت اسلامی برنامه این حکومت است و به ملت ایران ربطی ندارد. سردمداران حکومت اسلامی به دنبال احیای جو روزهای گروگان گیری و جنگ و ایجاد یک جو کاذب ملی برای به فراموشی سپردن فاصله ژرف خود با مردم هستند و در این بازی خطرناک برای حفظ قدرت خود، ملت و کشور ایران را در معرض آسیب ها و زیانهای جبران ناپذیر قرار می دهند. سینه زدن در پشت عَلَم حکومتی که این جو کاذب را دامن میزند ته تنها مملکت را از خطرات مصون نخواهد داشت بلکه سردمداران حکومت را در بازیهای خطرناک خود تشویق خواهد کرد. برای جلوگیری از فاجعه باید همچنان صف مردم و آزادیخواهان را جدا و در برابر حکومت تجهیز کرد. تا آنجا که نیروهای ملی و آزادیخواه با وجود سرکوب و اختناق می توانند در افکار عمومی و از نظر اسنادی که باقی خواهد ماند موثر باشند باید این کشاکش را در جهت تجهیز مردم در برابر حکومت با اعتراض به خودسری حکومت در راه اندازی برنامه اتمی و پنهانکاری از ملت به پیش ببرند. ما اعلام می کنیم کلیه قرار ها و عهد نامه هائی که توسط حکومت جمهوری اسلامی بسته میشود تا انجا که در برابرمنافع ملی ایران قرار میگیرد از اعتبار ساقط خواهد بود. همه ایرانیان آزادیخواه باید بکوشند امریکا و کشورهای اروپائی پافشاری بر رعایت حقوق بشر از طرف حکومت ایران را فراموش نکنند حتی اگر پای معامله سیاسی به میان آید. اجازه ندهیم حکومت اسلامی مشکلات و تنگناهای خود را به مساله ملی تبدیل کند.
|
||||
|