|
|
|||
|
نامه به مهدی کروبی رضا رضائی
آقاي کروبي
آقاي کروبي، شما
که در طول اين چندين سال يکي از تئوريسينهاي نظام مذهبي ديکتاتوري بوده ايد ، چگونه
قادر به تنظيم يک اساسنامه حزبي بر اساس اصول علم روز نيستيد مگر غير از اين
ميتواند باشد که شما فاقد علم کلاسيک آکادميک هستيد . و اين همان نکته اي است که
کشور ما را دچار بحران نموده است.اين اساسنامه به يک مقاله معمولي بيشتر شباهت دارد
تا يک اساسنامه بر اساس اصول فاکتورهاي آکادميکي. انقلاب سال 57 در شرايطي توسط آيت الله خميني رهبري شد که درصد جمعيت جوانان و ميزان افراد تحصيل کرده در مراکز عالي بسيار ناچيز بوده است. و ما با آماري حدود 70% بيسواد روبرو بوديم. در آن شرايط عامل ايجاد جنبش و حرکت عليه نطام چيزي نبود به جز احساست. گرچه با توجه به شرايط آن زمان استفاده از اينگونه ابزار مقبول بود.
ولي امروز با
رشد فکري اجتماع خواسته هاي اجتماع تغييير کرده است و ديگر آن خواسته هاي 27 سال
پيش نيست و نوع نگرش جامعه نسبت به دمکراسي دچار دگرگوني اساسي گشته است. پيشرفت و موفقيت کشور در تنوع افکار مي باشد. روشنفکران امروز خواهان همزيستي مسالمت آميز افکار مختلف در کنار يکديگر ميباشند آنگاه است که نقطه رشد فکري را براي وطن خود مهيا کرده است. من نه تنها به شما بلکه به تمام آقايان که فقط تحصيلات حوزهاي دارند پيشنهاد ميکنم که در شرايط کنوني دست از قدرت طلبي برداشته و بعنوان يک عضو ساده اجتماع ، مسئوليت اداره کشور را به احزاب سياسي با افکار و نگرشهاي مختلف که مسلح به تحصيلات آکادميکي هستند بسپاريد.
براي پيروزي
برديکتاتور ديگر نياز به يک شخص جهت رهبري مانند سال 57 نيست ، بلکه امروز ميبايست
با تشکيل يک کادر رهبري از شايسته ترين متخصصان کشور در تمامي رشته هاي مختلف
آکادميکي ( علم مديريت و اقتصاد ،سياست، جامعه شناسي ، روانشناسي ،
الهيات.........)
يک جبهه واحدي را تشکيل دهيم که
زير سايه رهبري اين کادر کاردان و متخصص دمکراسي به نسل نوجوان خود تقديم نمايم.
|
||||
|