بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 نامه به مهدی کروبی

رضا رضائی

آقاي کروبي

در دنياي سياست امروز کشورهايي ميتوانند رل تعيين کننده را در جهان بازي کنند که ، صاحب سياستمداران و مديران زبده در امور اقتصادي و سياسي........... باشند.  
از آنجا که رهبر و کادر تصميم گيري (آيت الله ها) در ايران بدليل ضعف علمي در علوم کاربردي توان همساني با سياستهاي جهاني را ندارند ، کشور را همواره دچار تلاطم و بحران کرده اند. واين بحرانها, خسارات جبران ناپذيري را به پيکره جامعه ما وارد ساخته است که اصلاح آن توسط بهترين و کارآمدترين مديران و سياستمداران در شرايط کنوني تقريبا امکان پذير نيست.
همانطور که همگان واقفند ايران داراي بيش از 70% جوان زير 30 سال و بالاي 75% باسواد و تحصيل کرده در رشته هاي مختلف علمي ميباشد  و شما آيت الله ها که فاقد دانش آکادميک هستيد ،هرگز قادر به حل مشکلات ساختمان بندي شده اجتماع کنوني ايران نيستيد و وجود شما در کادر سياسي کشور در اين شرايط  نه مطلوب جامعه مي باشد و نه عاقلانه

آقاي کروبي، شما که در طول اين چندين سال يکي از تئوريسينهاي نظام مذهبي ديکتاتوري بوده ايد ، چگونه قادر به تنظيم يک اساسنامه حزبي بر اساس اصول علم روز نيستيد مگر غير از اين ميتواند باشد که  شما فاقد علم کلاسيک آکادميک هستيد . و اين همان نکته اي است که کشور ما را دچار بحران نموده است.اين اساسنامه به يک مقاله معمولي بيشتر شباهت دارد تا يک اساسنامه بر اساس اصول فاکتورهاي آکادميکي.
اگر شما آقايان از رفتن به مساجد و حوزه ها که همان جايگاه و مکان واقعي شما است هراس داشته ايد ، چرا از ابتدا در يکي از شاخه هاي علم مديريت و يا سياست ..... در دانشگاه تحصيل نکرديد.

انقلاب سال 57 در شرايطي  توسط آيت الله خميني رهبري شد که درصد جمعيت جوانان و ميزان افراد تحصيل کرده در مراکز عالي بسيار ناچيز بوده است. و ما با آماري حدود 70% بيسواد روبرو بوديم. در آن شرايط عامل ايجاد جنبش و حرکت عليه نطام چيزي نبود به جز احساست. گرچه با توجه به شرايط آن زمان استفاده از اينگونه ابزار  مقبول بود.

ولي امروز با رشد فکري اجتماع خواسته هاي اجتماع تغييير کرده است و ديگر آن خواسته هاي 27 سال پيش نيست و نوع نگرش جامعه نسبت به دمکراسي دچار دگرگوني اساسي گشته است.
امروز روشنفکري جاي احساسات را گرفته است و سخن روشنفکران در ايران جاي خود را يافته است و روشنفكر حرفي‌ ميزند كه‌ مردم‌ آن‌ را ميفهمند چرا كه‌ اساسا باب‌ اينگونه واژه ها قابل درک گشته است.
قشر تحصيل کرده و جوان ما تشنه  ايده‌هاي‌ جديد  در راه رسيدن به دمکراسي مي باشد. و خواهان استفاده از تجارب دمکراسي در کشورهايي نظير فرانسه ميباشد چرا که تجارب آنها به ثمر نشسته است و تنها نياز آن هماهنگ شدن با فرهنگ ريشه دار ايرانيست. فرهنگ اصيل ايراني در تضاد با سكولاريسم‌ نيست. بنابر اين تطبيق آن در جامعه کنوني ايران هم مفيد است و هم پسنديده. زيرا نياز دمکراسي در ايران بقاي اين واژه است.

پيشرفت و موفقيت کشور در تنوع افکار مي باشد. روشنفکران امروز خواهان همزيستي مسالمت آميز افکار مختلف در کنار يکديگر ميباشند آنگاه است که نقطه رشد فکري را براي وطن خود مهيا کرده است.

من نه تنها به شما بلکه به تمام آقايان که فقط تحصيلات حوزهاي دارند پيشنهاد ميکنم که در شرايط کنوني دست از قدرت طلبي برداشته و بعنوان يک عضو ساده اجتماع ، مسئوليت اداره کشور را به احزاب سياسي با افکار و نگرشهاي مختلف که مسلح به تحصيلات آکادميکي هستند بسپاريد.

براي پيروزي برديکتاتور ديگر نياز به يک شخص جهت رهبري مانند سال 57 نيست ، بلکه امروز ميبايست با تشکيل يک کادر رهبري از شايسته ترين متخصصان کشور در تمامي رشته هاي مختلف آکادميکي ( علم مديريت و اقتصاد ،سياست، جامعه شناسي ، روانشناسي ، الهيات.........) يک جبهه واحدي را تشکيل دهيم که زير سايه رهبري اين کادر کاردان و متخصص دمکراسي به نسل نوجوان خود تقديم نمايم.
زنده باد ايران زمين

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه