|
|
|||
|
كامبادن: اين نوشتار سال گذشته و همزمان با صدور بیانیه مشترک حزب پانایرانیست و حزب دمکرات کردستان ایران از سوی دكتر سهراب اعظمزنگنه ـ دبير حزب پانايرانيست ـ نگاشته شده كه تا كنون به دلايلی امكان انتشار آن فراهم نگرديده بود. اين شانس و افتخار را داشتم كه نسخهای از آن را از سوی دكتر سهراب اعظمزنگنه دريافت كنم و با كسب اجازه از ايشان نسبت به انتشار آن اقدام نمايم. شنبه 27 اسفند 1384 نگارننده (دكتر زنگنه) كه خود از وابستگان يكی از ريشهدارترين و بزرگترين و خوشنامترين خاندانهای كرد حکومتگر (زنگنه) در بخشی از كردستان (كرمانشاهان) میباشد، در اين نوشتار با شرح مختصری از تاريخ كردستان و جنبشهای كردی به بررسی جايگاه و عملكرد جمهوری كردستان به رهبری زندهياد قاضی محمد میپردازد. به نام خداوند جان و خرد پاينده ايران برگهايی از تاريخ ... جمهوری كردستان ، ايرانخواه يا تجزيهطلب؟ دكتر سهراب اعظمزنگنه ـ دی ۱۳۸۳ خورشیدی شادروان مصطفی بارزانی: هر كجا كرد است آنجا ايران است. از سخنان شادروان دكتر عبدالرحمن قاسملو كه بارها توسط استاد عبدالله حسنزاده تكرار شده است: ما هيچ كسی را از خودمان ايرانیتر نمیدانيم. اينك كه دو حزب نيرومند و ايرانخواه پانايرانيست و دمكرات كردستان ايران در مسير مبارزه حقطلبانه، رهايیبخش و عظمتخواه ملت ايران به كوششی هماهنگ برخاستهاند و اقدام بزرگ و استراتژيك آنها چون خاری به چشمان حسودان منحرف و نيروهای ضد ملی و تفرقه اندازان مبارزات قوم كرد و بيگانه پرست فرو رفته و نمیتوانند اتحاد و يگانگی همه اقوام جامعه بزرگ ايرانی را تحمل نمايند، بر آن شدم كه همميهنانم را در حد توان با تاريخ مختصر قوم كرد و خواستهای تاريخی آنها و كوششها و دلبستگیهايشان به يگانگی اقوام ايرانی در عين حقخواهیهای ويژه قومی آشنا نمايم، بديهی است كه ذكر حوادث و نظريات آورده شده در زير صرفاً برای روشنگری است تا همگان بدانند كه اولاً قوم بزرگ كرد و ثانياً همه اقوام ايرانی در درازای تاريخ عليرغم شيوههای گوناگون بيانی و علمی و اشتباهات احتمالی هرگز قدمی در مسير تجزيهطلبی برنداشتهاند و خواستی جز ايجاد ايرانی آباد، آزاد و دمكرات ندارند. كردستان كردستان غربیترين منطقه ايران بزرگ و تاريخی است و امروز پارههايی بزرگ از آن در درون مرزهای بينالمللی كشورهای تركيه، عراق، سوريه و ارمنستان قرار دارد و هميشه از كانونهای مهم سياست منطقه به شمار میرود. گزنفون در كتاب "بازگشت ده هزار يونانی از ايران" از وجود كردوخها (كردها) ياد كرده است. كردها بازماندگان نخستين اقوام آريايی (ايرانی) گوتیها (گورتیها ـ كردها) هستند كه هستههای اوليه اقوام ماد را تشكيل دادهاند. حمدالله مستوفی اولين مورخی است كه در كتاب "نزهةالقلوب" (740 هجری) از كردستان نام میبرد. ل . ه . فلورانس در كتاب "الاجناس" مینويسد: كردستان منطقهای آسيايی میباشد و معمولاً با دشتهای وسيع در ميان كشورهای ايران، عراق، سوريه و تركيه تقسيم شده است و همچنين چند مستعمره در "قوفاس" در سرازيریهای كوههای "ارمينای" شوری سابق نيز كردها ساكن هستند. فرهنگ جغرافی ابنعمران، بخش پنجم: كردستان جايی است كه در غرب ايران قرار داشته و كردها در آن زندگی میكنند. حدود تقريبی خاك كردستان را بدين شيوه میتوان رسم نمود1: ابتدا خطی راست از قله آرارات به طرف پايين كشيده شود و از آنجا به زاگرس و پشت كوه امتداد يابد. سپس به طرف مغرب تا موصل در عراق كشيده شود. از موصل نيز خط راست ديگری به طرف مناطق تركيه تا اسكندرون و از آنجا به طرف مشرق تا ارزروم كشيده شود و اين خط را ادامه داده و از ارزروم به قله آرارت امتداد میدهيم. در اين صورت حدود كردستان را مشخص كردهايم كه مساحت آن بالغ بر 409650 كيلومترمربع بوده.2 اين مساحت از كل مساحت كشورهای انگليس، هلند، سوئد، بلژيك، دانمارك و سوئيس بيشتر است. كردها اصيلترين نژادهای مشرقزمين، آريايی و از نژاد طوايف زاگرس هستند. كردها (مادها) اولين قومی بودند كه در ايران طوايف گوناگون و اقوام ايرانی را با هم متحد نموده و اولين حكومت ايران را كه همان شاهنشاهی ماد (727 تا 550 ق . م) میباشد را بنا نمودند. هردوت (كتاب 1 بند 69) در ستايش دلاوری مادها مینويسد: آشوريان 550 سال در آسيای باختری فرمانروايی كردند، نخستين كسانی كه سر از فرمان ايشان كشيدند و به خاطر آزادی خود سخت به نبرد برخاستند و از خويش مردانگی و دليری بسيار نشان دادند و خود را از اسارت آشوریها رهانيدند و در اين راه سرمشقی برای قومهای ديگر شدند مادیها بودند.3 دياكو اولين پادشاه ماد كه توانسته بود طوايف ماد و اقوام ماد و پارس را با هم متحد نمايد همدان (هگمتان، آمدانه، اكباتان، به معنی محل گرد آمدن مردم) كه در قلب ماد به شمار میرفت و مهمترين راههای كاروانرو در آنجا به هم میرسيدهاند را پايتخت خويش خواند.4 تاريخ بنای اين شهر به يازده قرن قبل بر میگردد.5 چنانكه تاريخ بنای رم از سده 8 قبل از ميلاد فراتر نمیرود. زبان كردی از جمله زبانهای اقوام ايرانی (هند و اروپايی) است كه دارای چهار لهجه متفاوت و هر لهجه گويشهای متنوعی دارد. كه در اين ميان "سورانی" برای نوشتار و گفتار و رسانه، زبان رسمی كردی میباشد.6 اكثر كردها سنی مذهباند ولی تعداد قابل ملاحضهای از كردهای شيعه (به ويژه در كرمانشاهان و ايلام و خانقين) و پيروان فرقه ايزدی و اهلحق و اديان مسيحيت و يهوديت و زرتشتی در كردستان زندگی میكنند. كردها از مذهب هرگز به عنوان عاملی برای برتر بودن و يا تحقير نمودن استفاده نكردهاند. پيروان اديان مختلف در كردستان هم مورد احترام بودهاند و هم از كردستان به عنوان پايگاهی امن استفاده كردهاند. نقطه افكار در مبارزات آزادیخواهانه و حقطلبانه قوم كرد در تركيه، سوريه و عراق مسئله مليت بوده و هرگز از مذهب برای رسيدن به مقاصد و منافع سياسی استفاده نكردهاند. هرچند حكومتهای حاكم بر كردستان بزرگ آمار دقيقی از مناطق كردنشين ارائه ندادهاند ولی میتوان بر طبق آخرين آمار7 جمعيت كردها را مابين 35 تا 40 ميليون نفر تخمين زد. تقسيم كردستان به مرور زمان به دليل اينكه كردستان كانون انواع روياروئیهای سلسلههای ايرانی و عثمانيان و جنگ جهانی اول بوده است از لحاظ جغرافيايی دچار تغيير و تحولات اساسی شده است. با سقوط ساسانيان و استقرار اعراب و خلافت اسلامی كردستان بخشی از قلمرو بنیاميه و عباسيان شد. بعدها مدتی كوتاه كردستان در قلمرو آلبويه بود كه به دليل اينكه آلبويه اقتدار سياسی اعراب را به رسميت شناختند كردها شورش كردند. دورههای ديگر مقاومت و تسليم كردستان با آغاز تهاجم مغول و ظهور سلسلههای محلی مغولی، تركمن در ايران روی داد. كردها به رهبری صلاحالدين ايوبی در جريان جنگهای صليبی و با فتح بيتالمقدس سرانجام دو قرن نبرد را با پيروزی مسلمانان رقم زدند و حدود دو قرن حكومت ايوبی بر مصر و سوريه حكومت كرد. پس از تهاجم مغول بود كه امارات نيمه مستقل كرد در برخی نواحی كردستان به وجود آمد.8 از دوران اتابكان و در تمام دوران صفويه، افشار، زنديه و تا عصر قاجار خوانين كرد زنگنه بر كرمانشاهان حكومت میكردهاند و ولات اردلان صدها سال بر سنندج حكم راندهاند. ظهور سلسله صفوی و افزاط در تعصب شيعی و اشغال بخشهای وسيعی از دياربكر و كردستان توسط عثمانی به تدريج باعث بيگانگی و دور ماندن كردهای شمالی (در منطقه اشغالی عثمانی) از جامعه ايرانی گرديد. محقق برجسته حسن عارف در اين باب میگويد: كردها تا اين زمان خود را ايرانی و شريك مصيبتهايی میدانستند كه بر سر ساكنان امپراتوری ايران آمده بود. آنها نگهبان سنت تاريخی و فرهنگی ايران بودند، ظهور سلسله صفوی باعث تزلزل وفاداری كردها شد و به تدريج باعث بيگانگی9 كردهای شمالی (كردستان عثمانی و تركيه امروز) از جامعه ايرانی گرديد. در جنگ چالدران "ساروبير" سردار رشيد ايران به اتفاق يك هزار كرد سنی مذهب به عنوان سندی به نشانه ايرانخواهی آنها و درك اين حقيقت كه نبرد چالدران نبردی ملی و نه مذهبی بوده در ركاب شاه اسماعيل صفوی دلاورانه جنگيد و شهيد شد. ولی بعد از آن شكست بخشهايی از خاك ايران، شامل بخش وسيعی از كردستان (دياربكر و ...) يعنی 3/2 خاك كردستان به عثمانيان داده شد. در سال 1639 ميلادی پس از امضای پيمان صلح ميان سلطان مراد دوم خليفه عثمانی و شاه عباس دوم صفوی مرزهای ايران و عثمانی از ميان مناطق كردنشين كشيده شد، كه تا به امروز هم باقی است. جنگ جهانی اول ويرانیهای عظيمی را در كردستان موجب شد. عثمانیها پس از ژينوسايد ارامنه (قتل و عام ارامنه) در سال 1915 ميلادی چند صد هزار نفر كرد را به غرب تركيه تبعيد كردند كه بسياری از آنان قبل از رسيدن به مقصد هلاك شدند. امپراتوری عثمانی در جنگ شكست خورد و بسياری از سرزمينهايش ميان قدرتهای اروپايی تقسيم گرديد. دولتهای بیتاريخ سوريه و عراق از دامان انگليس و فرانسه متولد شدند و در نتيجه كردستان تحت اشغال عثمانی بين سوريه و عراق و تركيه تقسيم گرديد. در هر جنگ و مصيبتی كه در خاورميانه روی داده است اين خاك كردستان و قوم كرد بودهاند كه به مانند گوشت قربانی مورد بخشش و عطا قرار میگرفته است. اين ستم و رسوايی تاريخی را برای حكومتهای منطقهای، با چه زبانی میتوان توجيه كرد و پاسخ گفت؟ كردها در كدامين جنگ منطقهای ميان دول آغازگر، ادامه دهنده يا مسئول بودهاند؟ متأسفانه حكام و عوامل حكومتهای مركزی ايران و عثمانی سبب شدهاند كه به هنگام اقتدار، قتل و عام و قلع و قمع نصيب قوم كرد باشد و در جنگ سپر بلا و خراج شكست!؟ گناه كردها فقط آزادیخواهی، برابریطلبی، عدالتخواهی، زير بار ستم نرفتن و نوكر استعمارگر نبودن و متجاوز را به مبارزه طلبيدن و دفاع از شرف و ناموس و خاك و اصالت و مليت ايرانی خويش بوده است و بس. در خور توجه است كه در اين مسير حكومتهای قدرتمند خارجی نيز گناهی مشترك بر دوش و صحنهای سياه بر تاريخ دارند. پس از جنگ جهانی اول و تقسيم كردستان اشغالی عثمانی، دول اروپايی فاتح جنگ در پيمان سور (severe) در سال 1920 ميلادی وعده تحقق روياهای حقطلبانه كردها را دادند ولی انگليس و فرانسه در به فراموش سپری اين پيمان نقش به سزا داشتند. مصطفی كمال نيز بر سرزمينهای باقيمانده از امپراتوری عثمانی (تركيه امروزی) دولت نظامی و نژادپرست خود را كه در آن كردها را قانوناً ترك كوهی میخواندند بنا نمود. پيمان سور جای خود را به پيمان لوزان (lauseana) داد كه در آن يادی هم از احقاق حقوق كردها نكردند و حتی حقوق شهروندی نيز برای كردهای ساكن در خاك خويش در نظر گرفته نشد. شورشهای كردستان پس از اين سری وقايع ذكر شده كه دولتهای منطقهای و دولتهای قدرتمند جهانی باعث شدند كردستان بزرگ از نياخاك خويش جدا شده و بر چند قسمت شود. كردها كه مقاومت، دليری و سازش ناپذيری در مقابل دشمن از خصيصه و فطرت پاكشان سرچشمه میگيرد در مواقع زمانی متعددی شورشهای كارآمدی را بر ضد حكومتهای مركزی و در دفاع از مامميهن خويش داشتهاند كه البته اين شورشها هر دليل و نتيجهای هم كه داشته باشند به هدف به چالش طلبيدن قدرت دولتهای حاكم در مقابل اراده قوم كرد بودهاند. كردها در ارمنستان قسمتی از خاك كردستان در ارمنستان میباشد و به دليل اينكه دولت آرمن هيچگونه مانعی در آموزش و پرورش به زبان كردی و چاپ نشريات و كتب كردی و اجتماعات فرهنگی ايجاد ننموده و بر كردها ستم فرهنگی و سياسی روا نداشته است، كردها و ارامنه بدون هيچ نوع دغدغه خاطری سالها است كه در كمال آرامش با هم زندگی میكنند و ارتباط فرهنگی و سياسی كردها در ارمنستان با قسمتهای ديگر كردستان مشكلاتی را برای آنان فراهم ننموده است.10 ولی اين فرمول را در بقيه نقاط كردستان (عراق، سوريه، تركيه و حتی ايران) نمیتوان شاهد بود. شورشهايی كه در طول تاريخ در كردستان تركيه، عراق و سوريه به وقوع پيوستهاند بيشتر بر جنبه جدايیخواهی و استقلال كردستان تأكيد نمودهاند، مانند: شورشهای شيخ عبيدالله، شيخ سعيد پيران، سيد رضا، ژنرال احسان نوری (عقاب آرارات)، ملك محمود، مصطفی بارزانی، بدرخانها و ... كه دليل انديشه استقلال طلبی كردها در كشورهای نامبرده را میتوان در عدم سنخيت و بيگانگی فرهنگیشان با مردم آن كشورها و عدم پشتيبانی سياسی از جانب حكومتهای مركزی ايران (كه خود ناقض حقوق اساسی و قومی كردها بودهاند) دانست. شايان ذكر است در طول جنبش مبارزاتی كردها، هرگاه در قسمتی از خاك كردستان حكومتی هرچند ضعيف ايجاد شده است پايگاهی بوده برای جنبش فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سياسی قسمتهای ديگر خاك كردستان بزرگ كه ديرزمانی بخشی از خاك ايران بوده است. كردستان ايران استانهای كرمانشاه، ايلام، كردستان، لرستان، بخش وسيعی از آذربايجانغربی، همدان (برخی شهرها و روستاهای اين استان) خاك كردستان و مناطق كردنشين میباشد. همانطور كه میدانيم علاوه بر زاگرس كه خاستگاه اصلی كردها بوده در مناطق وسيع ديگری از كشور نيز از جمله شمال خراسان، گيلان، مازندران، تهران، قم، سيستان و بلوچستان، كرمان، فارس و خوزستان كردها ساكن هستند. كه البته اين پراكندگی در سراسر ايران دلايلی دارد كه عبارتند از:
پس از شاهنشاهیهای ماد، هخامنش11 و اشكانی12 و ساسانی13 كه كردها بخش عظيمی از حكومتهای مركزی ايران را تشكيل میدادهاند، ديگر نقش چندانی از آنان در قدرت حكومت مركزی ديده نمیشود.14 ولی تا اواخر قاجاريه ايالات كردنشين ايرانی از خودمختاری ايالتی برخوردار بودهاند و تمام امور ايالات بر عهده رهبران ايلات كرد بوده و به دولت مركزی هم در صورت امكان ماليات نمیدادهاند، دولت مركزی نيز آنچنان دخالتی در امور داخلی آنها نداشته است، اما در بروز جنگهای خارجی برای دفاع از ايران خود مستقيماً وارد كارزار میشدهاند. ولات اردلان در سنندج، حكام زنگنه كرمانشاه و ابوقداره پشتكوه (ايلام) در كردستان جنوبی نمونه كامل از ايالتهای خودمختار و آزاد و البته وفادار بودهاند. هياتهای حاكمه كه ستمهای ناروايی را در امور اقتصادی، اجتماعی، سياسی و فرهنگی بر قوم كرد اعمال میكردند، باعث بروز شورشهای متعددی در كردستان ايران شدند كه البته اين شورشها كانالها و شيوه و اهداف مجزای ديگری را نسبت به بخشهای ديگر كردستان تجزيه شده (در تركيه، عراق و سوريه) مد نظر داشتند. از اواخر قاجار رهبران مبارزات قومی كرد مطالبات اساسی خود را به چند گونه خواهان بودهاند. آنان (كردها) در مبارزه با هيات حاكمه همسو با اپوزسيون داخلی میشدهاند:
شورشهايی كه هر از چند گاهی توسط روسای ايلات و عشاير بخشهايی از كردستان را شامل میشد و خواسته آنها به صورت احقاق حقوق قومی و خودگردانی داخلی مطرح میشد، ولی به دليل عدم پشتيبانیهای سياسی منطقهای و محدود بودن مبارزين و منطقه به شكست میانجاميد:
در تمامی اين شورشهای پراكنده رهبران مبارزات قومی كردستان ايران كه بر عليه ستمهای همه جانبه حكومت مركزی قيام میكردند در هيچ سند تاريخی ذكری از استقلال و جدايیخواهی نشده است بلكه در همه شورشها خواهان خودمختاری برای كردستان در تماميت ارضی ايران بودهاند و هرگز به دولتهای همسايه و نيروهای بيگانه اجازه تعرض به خاك ايران را ندادهاند. تبلور سازمان يافته و مدرن قيامهای كردستان ايران را میتوان در تشكيل، اهداف و عملكرد دولت جمهوری كردستان ديد. دولت جمهوری كردستان16 17 در اسناد تاريخی، نحوه تاسيس، رهبران، عملكرد و اهداف جمهوری كردستان واضح و شفاف بيان شده است ولی متأسفانه تبليغات پردامنه حكومت مركزی و همزمانی تاسيس آن با حكومت پوشالی و تجزيهطلب و وابسته جمهوری آذربايجان در تبريز و عدم امكان اطلاع رسانی كافی و شفاف وقايع آن زمان و عدم آگاهی جامعه سبب پيشداوریهای به دور از واقعيت شده است كه صد البته حاكميت توتاليتر خود مشوق و منبع تغذيه و وارونه جلوه دادن تاريخ شده است و كوشيدهاند كه جمهوری كردستان را اوج خواسته جدايی خواهانه قوم كرد از ايران تعبير نمايند. كه اين نوشته با ادله صريح تاريخی جوابی برای آن اتهامات نابخردانه است. پس از تهاجم ارتش آلمان نازی به روسيه كه سرانجام به شكست آلمان منجر گرديد، انگلستان و شوروی تصميم به اشغال ايران گرفتند. انگليسها پس از مطلع شدن از ارتباط رضاشاه با آلمانها، با يورش به ايران او را به ژوهانسبورگ تبعيد نمودند و در 1941 ميلادی شورویها و انگليسها ايران را در شمال و جنوب مابين خود تقسيم نمودند. خلاء قدرت مركزی برای جنبشهای قومی كه مدعی اعاده حقوق قومی از دست رفته خويش بودند اين امكان را فراهم نمود تا خواستههايشان را كه در حكومت رضاشاه ناديده گرفته میشد آشكار نمايند. حقجويی و آزادگی در كردستان ايران در سختترين شرايط نظامی و جو پليسی و خفقان سياسی نه تنها فروكش نكرد بلكه صد چندان شده بود. در سال 1321 خورشيدی چند تن از نخبگان سياسی و مليون سرشناس شهر مهاباد (ساوجبلاغ) يك سازمان مخفی به نام "كومهلهی ژيانهوهی كورد" به معنای جامعه احيای كرد تشكيل دادند. كومهلهی ژ ـ ك توانست پس از مدت كوتاهی به صورت كاملاً مخفی در مهاباد و شهرهای اطراف و بعضی از روستاهای آن حوزههای تشكيلاتی برای فعاليت سياسی داشته باشند. البته سياسيون كرد از كردستان تركيه و كردستان عراق نيز ارتباطاتی را با كومهلهی ژ ـ ك برقرار نمودند. سرشت سازمان بسيار قومی بود و عضويت آن محدود به كسانی میشد كه از پدر و مادر كرد باشند، تنها استثنای اين قاعده كسانی بودند كه مادرشان آشوری بود و اين خود رابطه نزديكی را كه امروزه بين اين دو قوم موجود است توضيح میدهد.18 قاضی محمد پس از دعوت به عضويت در كومهلهی ژ ـ ك به رهبريت سازمان برگزيده شد و بنا به صلاحديد اعضا19 گستره فعاليت مخفیشان بيشتر از حدود و اختيارات كميتهای محدود بود. توسط شخص قاضی محمد در 25 مردادماه 1324 خورشيدی (1944 ميلادی) اعلام حزب دمكرات كردستان ايران شد. كردها در بيانيه اعلام حزب دمكرات كردستان ايران خواستار حقوق انسانی و اساسی خويش شده بودند كه در حكومتهای گذشته از آنان دريغ داشته شده بود.20 مفاد اهداف حزب دمكرات كردستان: 1 ـ مردم كرد بايد از آزادی و خودگردانی در اداره امور خود بهرهمند باشند و در چارچوب كشور ايران خودمختاری داشته باشند. 2 ـ زبان كردی زبان رسمی آموزشی و اداری باشد. 3 ـ انجمن ايالتی كردستانبايد بيدرنگ، موافق قانون اساسی21 انتخاب شود و بر تمام امور دولتی نظارت كند. 4 ـ كليه كاركنان دولت در منطقه كرد باشند. 5 ـ قانون واحدی برای كشاورزان و مالكان وضع گردد و آينده اين دو طبقه تأمين شود. 6 ـ حزب دمكرات كردستان، برای تأمين وحدت و روشی كامل در مبارزه، با مردم آذربايجان و ساير اقوامی كه در آذربايجان زندگی میكنند (آشوری ها و ارمنیها و ...) كوشش خاصی مبذول خواهد داشت. 7 ـ حزب دمكرات كردستان با اقدام به اكتشاف منابع طبيعی بسيار كردستان و توسعه كشاورزی و بازرگانی و بسط آموزش و بهداشت، در جهت بهبود و اعتلای وضع اجتماعی و اقتصادی مردم كوشش لازم را مبذول خواهد داشت. 8 ـ ما آرزومنديم مللی22 كه در ايران زندگی میكنند بتوانند آزادانه در راه تامين سعادت و پيشرفت كشور خويش بكوشند. پس از چندی بزرگمرد مبارز كرد ملا مصطفی بارزانی كه مبارزات دليرانه و جسورانهاش بر عليه انگليسها در عراق، انگليسها را ناگزير به استفاده از نيروی هوايی سلطنتی كرده بود، به همراه سه هزار نفر نيروی مسلح و خانوادههايشان به ايران و شهر اشنويه پناه آوردند. اشغال ايران و عدم اقتدار حكومت مركزی ايران اين فرصت را برای كردها فراهم آورد كه در دوم بهمنماه 1324 خورشيدی (1944 ميلادی) قاضی محمد در اجتماع وسيعی در شهر مهاباد با حضور نمايندگان شهرهای كردستان و روسای ايلات و عشاير و كوشندگان آزادی و دمكراسی كرد و ملا مصطفی بارزانی، جمهوری كردستان را اعلام نمايد.23 در آن اجتماع وسيع كه پرچم كردستان24 برافراشته و سرود "ای رقيب" خوانده شد، لقب "پيشوا" به قاضی محمد داده شد و وی به عنوان رئيس جمهوری كردستان ايران برگزيده شد. در مفاد دولت جمهوری كردستان به حفظ تماميت ارضی ايران، آزادی اقوام و اديان، دمكراسی و جبران عقبماندگیهای فرهنگی و اقتصادی تأكيد شد و پيشمرگان كرد از مقابل قاضی محمد رژه رفتند. جمهوری كردستان شامل شهرهای مهاباد، بوكان، نقده، سقز، بانه و سردشت میشد. به ملا مصطفی بارزانی و سيف قاضی و محمد رشيدخان درجه ژنرالی و رشيدبيگ و زرو (زيرو) بيگ درجه سرهنگی دادخ شد و ملا مصطفی بارزانی از جانب قاضی محمد به سمت رئيس نيروی پيشمرگ كردستان منصوب شد. قاضی محمد كابينهای را با سيزده وزير معرفی نمود و اتحاديه زنان دمكرات را به منظور دخالت زنان در امور اجتماعی و سياسی تاسيس نمود و بر شركت زنان و دختران كرد در تعيين سرنوشت خويش از طريق مشاركت با مردان در جامعه تأكيد فراوان داشت. گروههای زيادی از جوانان كرد را برای تحصيل در رشتههای پزشكی، نظامی، مهندسی به خارج از كشور اعزام نمود. قاضی محمد در جواب درخواست شورویها كه پيشنهاد فرستادن ادوات و سلاح نظامی كرده بودند، خواستار فرستادن دستگاههای چاپ و نشر شده بود. كتب آموزشی و مجلات كردی را منتشر نمود، از روزنامهها و مجلات كردی میتوان به روزنامه "كوردستان" (ارگان رسمی حزب دمكرات كردستان ايران)، "نيشتمان" و مجلات "هاوار" و "ههلاله" اشاره نمود. در مدت زمان عمر كوتاه جمهوری كردستان زندانی سياسی و عقيدتی وجود نداشت و حكم اعدامی صادر نشد و در شهرهای آزاد كردستان كه استشمام هوای دمكراسی در ترقی شهر و مردم نقش بسزايی ايفا نموده بود، كانونهای فرهنگی و سنديكاهای صنفی زيادی نيز تاسيس شده بود. قاضی محمد كه به رهبری برجسته برای همه جنبشهای كردستان (حتی كردهای بيروت نيز اميدوارانه به جمهوری مهاباد مینگريستند) بدل شده بود، مردی بود متوسطالقامه كه لباس عادی به تن داشت، هميشه ته ريش داشت و چهرهاش تكيده بود، وی نه سيگار میكشيد و نه نوشابه الكلی مینوشيد و بسيار كم خوراك بود. صدايش نرم و خوش آهنگ و حركاتش موقر بود، به غير از زبان كردی به زبانهای فارسی، عربی، تركی، روسی، انگليسی و اسپرانتو واقف بود. وی انساندوستی بود كه به همه ملتهای جهان عشق میورزيد. شخصيت بلندپايه و فرزانه قاضی محمد در سياستهای حزب و حكومت نقش ويژهای را ايفا مینمود. وی خواستهايش متعادل بود و خودمختاری را در چهارچوب ايران تعريف مینمود. كردها كه هرگز به جنگ و خونريزی و قوه قهريه برای رسيدن به اهداف ايمانی نداشتهاند و اين جبر تاريخی قدرتهای منطقهای بوده و هست كه جنگ را بر مردم كرد تحميل مینمايد، قاضی محمد برای مذاكره با قوامالسلطنه، نخستوزير وقت ايران ديداری با وی در تهران داشت كه متأسفانه بینتيجه ماند. با انعقاد توافق ميان دولت قوامالسلطنه و شوروی و فشار آمريكا و رای امنيت سازمان ملل متحد در سال 1325 خورشيدی (1945 ميلای) نيروهای شوروی خاك ايران را ترك كردند. در نتيجه فرقه دمكرات آذربايجان كه هرگز نتوانسته بود پايگاه و نيروی مردمی داشته باشد با هجوم مردم ايرانخواه آذربايجان به مراكز حكومتیشان قبل از رسيدن ارتش سرنگون گرديد و پشهوری و همراهانش كه در ميان مردم جايگاه نداشتند و بيدرنگ به جمهورر آذربايجان شوروی گريختند. در جمهوری كردستان كه هرگز تجزيهطلب نبود وضع به گونه ديگری بود، مردم آماده جانفدايی همه هستی خود برای دفاع از رهبران و حكومت دلخواه خويش بودند، ايلات و عشاير كرد اطراف اورميه به همراهی روسای عشاير سقز و پيشمرگهای بارزانی دفاع جانانهای در منطقه سقز در مقابل نيروهای ارتشی تيمسار همايونی داشتند. از جانب شوروی چندين بار به قاضی محمد و سران جمهوری كردستان پيشنهاد پناهنده شدن داده شد، ولی قاضی محمد در تصميمی تاريخی به نشانه ايرانخواهی از همه مبارزين و پيشمرگان كردستان خواست تا جنگ را متوقف نمايند و خود به استقبال ارتش رفت، او مسوليت قضيه جمهوری كردستان را خود بر عهده گرفت و سپر بلای قوم كرد شد زيرا پيشبينی میكرد كه به دليل آنكه مردم در جمهوری كردستان پشتيبان و مشوقين واقعی بودهاند قتل و عامی در كردستان به وسيله ارتش و نيروهای مزدور به راه انداخته خواهد شد. به همين دليل برای پيشگيری از يك فاجعه احتمالی به همراه مقامات بلندپايه دولت خودمختار در 24 آذرماه 1325 خورشيدی به مياندوآب رفته و خود را به ارتش شاهنشاهی ايران تسليم كرد. ملا مصطفی بارزانی به همراه نيروهايش در حركتی تاريخی ـ نظامی توانست از محاصره نظامی نيروهای نظامی عراق، تركيه و ايران دليرانه عبور كند و خود را به شوروی برساند. قاضی محمد، صدر قاضی، محمدسيف قاضی و روسای عشاير فيضالله بيگی سقز در بيدادگاه رژيم در حالی كه خود را تسليم كرده بودند به اعدام محكوم شدند و روز 10 فروردين 1326 خورشيدی در ميدان اصلی شهر مهاباد (چوارچرا) اعدام گرديدند. اگر چه حزب دمكرات كردستان ايران و فرقه دمكرات آذربايجان با سرنوشت يكسانی مواجه شدند ولی از چهار جنبه مهم با يكديگر تفاوت داشتند: 1 ـ رهبران كرد ماندن در كردستان و شهادت در راه آرمانهای قوم خويش و ايران را بر فرار و پناهنده شدن به دامان شورویها ترجيح دادند. ولی مقامات فرقه دمكرات آذربايجان به شوروی سرسپرده بودند و به آن پناهنده شدند. 2 ـ در جمهوری كردستان اين مردم بودند كه در مقابل حكومت مركزی مقاومت نمودند ولی در آذربايجان مردم به استقبال ارتش رفتند و قبل از ورود نيروهای نظامی مقامات حكومت كمونيستی را قتل و عام كردند. 3 ـ رهبران كردستان خواستار خودمختاری در چارچوب تماميت ارضی ايران بودند. ولی مقامات فرقه دمكرات آذربايجان خواهان الحاق به شوروی بودند.25 4 ـ با اعدام قاضی محمد (اولين دبيركل حزب دمكرات كردستان) و يارانش، مبارزه برای آزادی و دمكراسی و احقاق حقوق از دست رفته قومی فروكش نكرد بلكه در ابعاد وسيعتر اين بار در همه كردستان كه از ايلام تا اورميه را شامل میباشد و حقوقی است كه همه مردم ايران خواهان آنند، ادامه پيدا كرد. ولی فرقه دمكرات آذربايجان به دليل عدم پايگاه مردمی در نطفه خفه شد. پاينده ايران ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ 1. كتاب كردستان و كرد دكتر ع . قاسملو مترجم استاد ع . حسنزاده 2. گراهام محقق غربی مساحت كردستان را 500 هزار كيلومترمربع میداند 3. دياكونوف . ا . م تاريخ ماد ص 168 4. هرودوت 5. كتيبه تيگلات پلاسر اول 6. كتاب زبان و ادبيات كردی نوشته دكتر رخزادی 7. جمع آمار متنئع تا سال 2002 ميلادی 8. البته سلطان سنجر سلجوقی نيز در قرن 12 ميلادی در مناطق كردنشين ايلت بزرگی به وجود آورده بود و اين منطقه را كردستان ناميده 9. حتماً منظورشان همان دورافتادگی فرهنگی از جامعه ايرانی است 10. مثلی در زبان كردی است كه میگويد: كورد و ئهرمهنی ئاموزای يهكن (كردها و ارامنه عموزاده هم هستند) 11. از جمله 7 خاندانی كه داريوش بزرگ را به پادشاهی رساندند كردان زنگنه بودند 12. از جمله 7 خاندان بزرگ عصر اشكانی طبق كتاب اسماء يوشی خاندان كرد زنگنه بوده است 13. ساسانيان از طايفه شبانكاره كرد در فارس بودهاند 14. در اواخر صفويان شيخ علیخان زنگنه سپهسالار ايران و حدود سی سال صدراعظم شاه سليمان صفوی بوده است 15. از ديگر چهرههای سياسی مشروطيت كرمانشاه میتوان به رشيدآقا، محمدآقا، نظرسلطان، اكبربيگ و ابوالحسنخان زنگنه اشاره كرد 16. در اسناد باقيمانده از جمهوری كردستان نام دقيق و كامل "دولت جمهوری كردستان" میباشد 17. عنوان جمهوری نه به عنوان گامی تجزيهطلبانه بلكه به روال شايع آن زمان و به ويژه جمهوریهای شوروی سابق برگزيده شده است 18. مقاله جمهوری مهاباد آرچی روزولت (پسر) 3 ژوئيه 1947 مجله ميدل ايست ژورنال (خاورميانه) 19. بيانيه تشكيل حزب به امضای قاضی محمد و 105 تن از نخبگان و كوشندگان كرد رسيده بود 20. كردها حق پوشيدن لباس كردی را نداشتند و خواندن و نوشتن به زبان كردی غير قانونی بوده و فعالين فرهنگی و سياسی زندانی و اعدام میشدند. 21. قانون اساسی ايران (انجمنهای ايالتی و ولايتی) 22. منظور اقوام گوناگون ايرانی است (امروز جنگ و بهانهجويی بر سر كلمات و لغات به مصلحت ملی ايرانيان و نيست و نيتها و مفاهيم را بايد شناخت) 23. عنوان جمهوری از روی حكومتهای خودمختار شوروی سابق الگوبرداری شده بود و معنای تجزيهطلبی نداشت 24. در درازای تاريخ اقوام ايرانی و حتی ايلات گوناگون برای خود پرچمهای ويژه داشتهاند و برخی هنوز هم دارند و اين هرگز به معنی تقابل با پرچم ملی ايران نيست 25. در تاريخ 21/9/1329 خورشيدی سران فرقه دمكرات آذربايجان تلگرافی به ميرجعفر باقراف دبير اول كميته مركزی حزب كمونيست جمهوری شوروی سوسياليستی آذربايجان مخابره كردند كه متن آن در روزنامه آذربايجان ارگان فرقه دمكرات چنين آمده است: پدر عزيز و مهربان ميرجعفر باقراف، خلق آذربايجان جنوبی كه جزء لاينفك آذربايجان شمالی است مانند همه خلقهای جهان چشم اميد خود را به خلق بزرگ شوروی و دولت شوروی دوختهاند
|
||||
|