|
|
|||
۸۴: سال بد
مهرداد شيباني
۲۸ اسفند ۱۳۸۴ سال 1384، سال بد، به ساعات پاياني رسيده است. سالي که هرچه پيش رفت بد و بدتر شد و روزهاي آخر که اين روزها باشد همه بهار را تلخ مي کند. از 21 نفر که درسيستان و بلوچستان کشته مي شوند تا قدرت هاي جهاني که دارند در نيويورک براي فرداي ايران تصميم مي گيرند. سالي بود سرنوشتي که دولت محمد خاتمي دولت هشت ساله خود را دو دستي و در سيني طلا تقديم "جرياني" کرد که براساس برنامه اي "پيجيده" و "چند لايه" که سياست "چراغ خاموش" نام گرفت، صاحب قدرت اجرائي کشور شد. جرياني که توسط خاتمي وکروبي" طالبان ايراني " نام گرفت و دکنرعبدالکريم سروش آن را " فاشيسم" ناميد. دولت تازه بلافاصله سياستي را، که آن رابازگشت به "گفتمان 57" مي ناميد، به مرحله اجرا گذاشت 0 در سياست داخلي سرکوب، زندان و اعدام به سبک دهه شصت از سر گرفته شد. درنخستين روزهاي استقرار دولت جديد که بدنه آن را نيروهاي نظامي- امنيتي تشکيل مي دهند، اجتماع کوچک زنان درمقابل دانشگاه تهران بشدت سرکوب شد. سياستي که ادامه يافت و تظاهرات دانشجويان، کارگران، زنان، ناآرامي هاي شهرستان هاي مختلف، اعتصاب کارکنان شرکت واحد و شادماني چهارشنبه سوري را با خشونت پاسخ داد. آخرين مقابله با مردمي که آمده بودند تاچهارشنبه آخرسال را جشن بگيرند و دانشجوياني که نمي خواستند دانشگاه گورستان شود، درهمين روزهاي پاياني سال انجام شد.اعدام کساني که پشت درهاي بسته محاکمه شده بودند بر فراز طناب هاي جرثقيل ادامه همان سياستي بود که زندانيان سياسي رادر خلوت زندان به گلوله مي بست. خاموشي مطلق خواست دولت برآمده از انتخاباتي بود که سپاه پاسداران و نيروهاي امنيتي آن راسازمان دادند و محمدخاتمي براي حفظ نظام- به گفته خودش- تسليم آن شد. وبلا گ ها،خبرگزاريها، سايت ها و روزنامه هاي باقيمانده درخاموشي تدريجي فرو رفتند و اندک اندک تابع دستوراتي شدند که آنها رااز پرداختن به موضوعات مختلف منع مي کرد. در اين خاموشي دامنگير، رسانه هاي متعدد دولتي مقدس بودن دولت و رئيس آن را پيگيرانه دنبال گرفتند. محموداحمدي نژاد که پوسترهاي تبليغاتي اش بر "دکتر " بودن او تکيه داشت و با شعار "پول نفت بر سر سفره هاي مردم" آمده بود، به برگزيده امام زمان مبدل شدکه هنگام حضور در سازمان ملل تاج نوربر فراز سرش مي درخشيد و کلامش مژه ها را از حرکت باز مي داشت. اندکي طول نکشيدتا روشن شد که همه اينها بر اساس برنامه معيني است و هدف خاصي رادنبال مي کند. جريان متشکل پنهاني که بيست و هفت سال قدم به قدم پيش آمده بود، اکنون در صدد پياده کردن برنامه هاي خود بود. رئيس جمهوري که سخنگوي اين "حزب پنهان" است، چند بار آشکارا گفت که هدف برپائي "حکومت اسلامي" در ايران و سپس در جهان است. ارتقاء تدريجي محمود احمدي نژاد به مقام امام اول شيعيان بايد توده مردم فقيري را که براي نان آمده بودند، آماده مي کرد تا در اين جنگ صليبي تازه، لباس رزم بپوشند و در پشت قائد خود بايستند. سياستي که رويه خارجي آن بايد براي جنگ بزرگ، پشتوانه افکارعمومي مسلمانان را بدست مي آورد. واين جز با استفاده از برگ اسرائيل ممکن نبود. وحزب پنهان محموداحمدي نژاد نشان داد در استفاده از اين برگ مهارت دارد. برگي که در ظاهر براي براندازي کفر است و درعمل براي "حفظ بقا"، در لحظه اي از تاريخ که سياست تنها ابرقدرت عصرو متحدان آن جز استقرار "نظم نوين" بر جهان نيست. نظمي که مي خواهد پيش ازشکل گيري قطب هاي ديگر قدرت، جهان رابا سياست ليبرالي همراه کند و بازار آزاد را بر جهان مسلط سازد. خاورميانه قلب اين جهان است و به تعريف طراحان "نظم نوين جهاني" دولت هاي " اقتدارگرا" درآن جائي ندارند. حاکميت جمهوري اسلامي ايران هم يکي از اين دولت هاست. ابتدا در پرده و سپس آشکارا درهمين سال 84 گفتند که "نوبت جمهوري اسلامي" است. ابزار هم روشن است: پرونده هسته اي- حقوق بشر – صلح خاورميانه. و هدف: استقرار دموکراسي. حوادث سال گذشته نشان داد که نظريه پردازان "حزب پنهان" به روشني از اين سياست جهاني آگاهند و راه "بقا" را در "مقابله" يافته اند. با روشني بيشتري مي توان گفت که برکشيدن دولت احمدي نژاد و آن هم "به هرقيمت" براي عملياتي کردن اين سياست بوده است. سياستي که جنگ براي بقاء را به نبرد اسلام و کفر بدل کند تا هم افکار عمومي مردم مذهبي ايران و هم پشتوانه جهاني مسلمانان را داشته باشد. دولت جديد که حتي اجراي برنامه خود را قبل از استقرارآغاز کرد، در پشت سنگري موضع گرفت که قابليت برانگيختن احساسات ملي را هم داشته باشد: پرونده هسته اي. تيم لاريجاني- احمدي نژاد با موضعي سخت تهاجمي به ميدان آمدند. به تهديد پرداختند. غني سازي اورانيوم را از سر گرفتند. تاسيسات اصفهان رابراه انداختند وبا اعلام سياست "نگاه به شرق" به جنگ اروپا وآمريکا رفتند. حاصل بعد از 9 ماه، ارجاع پرونده اتمي جمهوري اسلامي به شوراي امنيت سازمان ملل بود، جائي که آمريکا پرونده رامديريت مي کند. روزهاي پاياني سال بد، ازادامه سياستي خبر مي دهد که سايت "ايران ما" آن را "جنگ سرد" مي خواند. طرفين سنگرهاي خودرامستحکم مي کنند. روزنامه کيهان باتيتر بسيار درشت مي نويسد که "رهبرانقلاب حرف آخر را زد" و تحليل عاليترين مقام جمهوري اسلامي منتشر مي شود که" هر عقب نشيني به عقب نشيني ديگر منجر خواهد شد. "يکي از اعضاي مجمع روحانيون هم که از ديدار با آيت الله خامنه اي بر مي گردند، مي گويد:[ رهبر انقلاب در اين جلسه گفته اند: سياست ما در مسئله هسته اي، تاکنون سياست "مدارا" و "انعطاف" بوده، اما از حالا سياست "مقاومت" و "ايستادگي" خواهد بود. اگر ما در اين مرحله ، در پرونده هسته اي کوتاه بيائيم، دشمن اصلي ما،آمريکا، به همين بسنده نخواهد کرد و چنانچه اولين امتياز را بگيرد جلوتر مي آيد. ما اگر در گام اول کوتاه بياييم تا آخر بايد عقب نشيني کنيم و ما براي اينکه کار به آنجا کشيده نشود از اول مقاومت خواهيم کرد و عزت و مصلحت کشور و نظام هم در همين است.] بنابراين بايد ايستاد. همان تحليل که پيشترگفته شد. محمود احمدي نژاد هم در سفرهاي دوره اي خود به شهرستان ها بار ديگر رهبران جهان را منفور مي خواند. از آن سو، کنگره آمريکا طرح "آزادي ايران" رادر دستور کار خود قرار مي دهد تابه قانون تبديل کند. سايت تلگراف که توسط ناشر روزنامه هاي ساندي و ديلي تلگراف اداره مي شود، برنامه حمله نظامي به ايران رابا ذکر جزئيات وهمراه نقشه منتشر مي کند. رهبران انگستان وآمريکا سخنان بسيار تندي عليه جمهوري اسلامي مي گويند. پرده ها فروافتاده و سخن از" تغيير نظام" جمهوري اسلامي است. شوراي امنيت پيش نويس اولين قطعنامه خود را آماده مي کند:" ايران فقط 14 روز فرصت دارد تا ازتصميات جهاني" اطاعت" کند." مذاکرات 5 کشور داراي حق وتو در روزهاي پايان سال ادامه مي يابد و جلسه نهائي به دوشنبه موکول مي شود، روزي که شب آن سال ديگري است. سايت انتخاب ـ نزديک به جناح راست- درمقاله اي هشدار مي دهد: "اجماعي که امروز عليه ايران در جهان بوجود آمده است به مراتب بدتر از اجماعي است که در دوران حکومت بعث و صدام حسين عليه عراق بوجود آمده بود." سالي که بحث اول آن موضوع" مذاکره با آمريکا خواهد بود. در روزهاي پاياني سال، عبدالعزيز حکيم رئيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، که او را منعکس کننده نظريات جمهوري اسلامي مي دانند، خواستار مذاکره ايران وآمريکا مي شود. امري که بلافاصله مورداستقبال علي لاريجاني قرار مي دهدو سپس و به روال سياست رايج در جمهوري اسلامي، بحث هاي موافق و مخالف تند بر سر آن در مي گيرد. در آخرين روزها خبر مهم ديگري در جهان هست که مستقيما به سرنوشت جمهوري اسلامي مربوط است. شوراي جديدحقوق بشر، جانشين کميسيون حقوق بشر سازمان ملل مي شود. اين شورا که قرار است اختياراتي در حد شوراي امنيت داشته باشد، باطرح پرونده حقوق بشر جمهوري اسلامي کار خود را آغاز خواهد کرد. در ايران هم 21 نفر در حمله گروهي که خبرگزاريهاي رسمي ايران آنها را "گروهي از اشرار" مي خوانند کشته مي شوند. حادثه در جاده زاهدان- زابل روي مي دهد. در ميان کساني که بارگبار مسلسل کشته شده اند دو مقام امنيتي و يک روحاني نماينده ولي فقيه ديده مي شود. به نظر مي رسد برنامه آشوب هاي قومي که جزو سناريوي" تغيير نظام" در ايران است از خوزستان به سيسستان وبلوچستان تسري پيدا کرده است. بيهوده نيست که محمد علي ابطحي سال بد ديگري را پيشي بيني مي کند: "ايران سالي پر خطر پيش رو دارد."
|
||||
|